The first 200 lines.
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی «فیلامینگو» تقدیم میکند
امیدوارم از این جسارتم ناراحت نشی.
مواظب بودم هیچ گِلی با خودم نیارم.
گِل اذیتم نمیکنه.
چیزی که اذیتم میکنه
سرزده اومدنه.
پلیسی؟
تو ساپر مورتونی؟ شمارهٔ شهروندی NK68514؟
من کشاورزم.
دیدم.
چی پرورش میدی؟
مزرعهٔ پروتئینه.
طراحی والاسه.
این بوی اونه؟
این رو فقط برای من بکار.
سیر.
بخور، امتحانش کن.
نه، ممنون.
ترجیح میدم شکمم خالی بمونه
تا بخش سختِ روز تموم بشه.
چند وقته اینجایی؟
از ۲۰۲۰.
ولی همیشه کشاورز نبودی، نه؟
کیفت.
برای مصارف پزشکی مستعمراته.
تجهیزات نظامیه.
کجا بودی؟ کالانتا؟
حتماً جهنم بوده.
میخوای منو ببری؟
که اون تو رو هم بگردن؟
آقای مورتون،
اگه بردنت یه گزینه باشه،
اون رو خیلی به راه دیگه ترجیح میدم.
حتماً میدونستی بالاخره یکی میاد سراغت.
متأسفم که اون یکی منم.
تو هم فرقی با بقیه نداری.
حالا اگه اجازه بدی،
لطفاً فقط بالا و سمت چپ رو نگاه کن.
لطفاً بلند نشو.
کشتن همنوعت چه حسی داره؟
همنوع خودمو بازنشسته نمیکنم، چون ما فرار نمیکنیم.
فقط مدلهای قدیمی فرار میکنن.
و شما مدلهای جدید با خوشحالی گوهکاریها رو جمع میکنید،
چون هیچوقت معجزه ندیدید.
از همهچیز عکس بگیر.
خانم، لطفاً.
هشِ ریکُدِکِ LAPD دریافت شد.
زخمی شدی. پول اون رو نمیدم.
- خودم میچسبونمش. - دیگه چی؟
یکی از آخرین نکسوس ۸ها بود.
انگار میتونست سرت رو از تنت بکنه.
- سعیش رو کرد. - بعد از کالانتا فراری شد،
با چند نفر دیگه از گروهش که بد نیست کارشون رو هم تموم کنم.
- فقط خودش؟ - فقط خودش.
برگرد اداره برای آزمون خط پایه.
یه لحظه، خانم.
۳۰ متر مونده تا عمق نهایی.
اون چیه؟
یه تیم حفاری میفرستم.
قبل از طوفان برگرد.
افسر KD6-3.7.
- شروع کنیم. آمادهای؟ - بله، قربان.
خط پایهت رو تکرار کن.
و خلأی سیاهِ خون شروع به چرخیدن کرد.
سامانهای از سلولها، پیوسته درون سلولها...
پیوسته درون سلولها، پیوسته در یک ساقه.
گمشو، پوستمصنوعی.
و هولناک و متمایز، در برابر تاریکی،
فوارهای بلند و سفید جوشید.
- سلولها. - سلولها.
تا حالا توی مؤسسهای بستری بودی؟
- سلولها. - سلولها.
تو رو توی سلول نگه میدارن؟
- سلولها. - سلولها.
وقتی مشغول انجام وظیفه نیستی،
تو رو تو یه جعبهٔ کوچیک نگه میدارن؟
- سلولها. - سلولها.
پیوسته. - پیوسته.
گرفتن دست کسی که دوستش داری چه حسی داره؟
- پیوسته. - پیوسته.
یادت دادن تماس انگشت با انگشت چه حسی داره؟
- پیوسته. - پیوسته.
دلت میخواد قلبت پیوند بخوره؟
- پیوسته. - پیوسته.
خوابِ پیوسته بودن میبینی؟
پیوسته.
بغل کردن بچهات چه حسی داره؟
- پیوسته. - پیوسته.
حس میکنی بخشی از وجودت گم شده؟
- پیوسته. - پیوسته.
- درون سلولهای پیوسته. - درون سلولهای پیوسته.
سه بار بگو.
درون سلولهای پیوسته.
درون سلولهای پیوسته.
درون سلولهای پیوسته. درون سلولهای پیوسته.
تموم شد.
«کی»، ثابت موندی.
میتونی پاداشت رو بگیری.
ممنون، قربان.
احتیاط، فاصله بگیرید.
احتیاط، فاصله بگیرید.
به برونزمین وصل شو
هر وقت، هر جا.
بستهها از ۲۰ دقیقه شروع میشن.
گزینههای زیادی موجوده.
جوی هر جا بخوای همراهت میاد.
هر وقت، هر جا، به برونزمین وصل شو.
«کی»؟ نشنیدم اومدی. زود برگشتی.
میخوای دوباره برگردم؟
فقط برو خودتو بشور.
بله، خانم.
جلسهات چطور بود؟
مثل همیشه.
روز تو چطور بود؟
دارم از توی خونه موندن دیوونه میشم.
آبِ ۹۹٫۹ درصد سمزداییشده.
سر کار یه حادثه شد. فکر کنم پیرهنم رو خراب کردم.
مطمئنم میتونم برات درستش کنم.
بذار ببینمش.
یه نوشیدنی لازم دارم.
اول نوشیدنی میخوای؟
هوم. یه لیوان هم برای من بریز، باشه؟
دارم یه دستور جدید امتحان میکنم.
فقط یه کم تمرین بیشتر میخواد.
خودتو به زحمت ننداز.
باید بیشتر توی مواد میخوابوندمش.
امیدوارم خشک نشده باشه.
میدونستی این آهنگ منتشر شد
سال ۱۹۶۶ با نشر «ریپرایز رکوردز»؟
رتبهٔ اول جدولها رو گرفت.
دیگه چیزی نمونده.
فقط دارم کارهای آخرش رو میکنم.
خب، آمادهست. امیدوارم خوشت بیاد.
گفتم خودتو به زحمت ننداز.
و با این حال...
بفرما! نوش جان.
دلم برات تنگ شده بود، عزیزدلم.
عزیزم، خیلی قشنگه.
فقط پاهات رو بذار بالا.
استراحت کن.
چه روزی بود، هان؟
آره، روزی بود.
برام میخونی؟
حالت رو بهتر میکنه.
- از اون کتاب بدت میاد. - منم حوصلهٔ خوندن ندارم.
بیا برقصیم.
میخوای برقصی یا کادوت رو باز کنی؟
چه کادویی؟
این یکی.
به چه مناسبتی؟
بذار بگیم
- سالگردمونه. - واقعاً؟
نه، ولی بذار بگیم هست.
باشه؟
سالگردمون مبارک.
یه اِمِنیتر.
ممنون.
عزیزم، حالا میتونی هر جای دنیا که بخوای بری.
اول میخوای کجا بری؟
وقتی با توام خیلی خوشحالم.
لازم نیست این رو بگی.
تیم حفاری به نتیجه رسیده. یه سرنخ جدید داریم.
بیا این پایین.
جعبهات یه صندوقچهٔ نظامیه
که به ساپر مورتون تحویل شده بوده،
و با ابتکار تبدیلش کرده به استخواندان:
یه جعبه پر از استخوان.
جز مو چیز دیگهای توش نبود.
نمونههای خاک نشون میدن
۳۰ ساله دفن شده.
استخونها همه جدا، کاملاً تمیز
و با دقت به خاک سپرده شده بودن.
«زن»؟
علت مرگ، کوکو؟
شکستگیای نیست، اثری از ضربه هم نیست، جز
یه شکستگی در استخوان ایلیوم.
کانال زایمانش باریکه. بچه باید گیر کرده باشه.
- باردار بوده؟ - هوم.
پس اون نکشتش؟
هوم. سر زایمان مرده.
اون چیه؟
برگرد.
نزدیکتر.
اون چیه؟
هوم.
روی تاج ایلیاک بریدگی هست.
خیلی ظریفه، مثل برش تیغ جراحی.
شبیه سزارین اضطراریه.
برشها تمیزن. اثری از تقلا نیست.
اون امدادگر رزمی بوده.
شاید خواسته نجاتش بده ولی نتونسته.
به کسی که آدم نجات بده نمیخورد.
با این حال زحمت کشیده دفنش کنه.
یه پوستمصنوعی احساساتی.
ببخشید.
پس بچه کجاست؟
کل زمین رو اسکن کردید؟
فقط خاک و کرم.
جسد دیگهای نیست.
شاید خوردهتش.
No comments yet. Be the first to leave one.