The first 200 lines.
خب
خوبی؟
آره
آدم فکر میکنه این سفرها هی راحتتر میشن
ولی دقیقاً برعکسه
خب، منم همین حس رو دارم، اَنج
آندریا: میدونم کارمون همینه. زندگیمون اینه
اما انگار دنیا داره خیلی سریع میگذره
و الان همهچیز داره خیلی تغییر میکنه
همینطوره واقعاً
بذار یه چیزی بهت بگم. برای بچههامون اصلاً راحت نخواهد بود
دارن وارد دنیای متفاوتی میشن
نسبت به اون دنیایی که من و تو توش بزرگ شدیم
آره
میدونی، هر دو تا بچهمون دارن عالی پیش میرن
اما نگرانم میکنه وقتی دَنی مدرسه رو جدی نمیگیره
غیبتهاش از کلاس. ممکنه بعداً براش بد بشه
موقعی که دنبال کاره ممکنه بهش ضربه بزنه، میدونی؟
رقابت بیرون خیلی زیاده. وقتی من شروع کردم
اگه سرت به کارت بود میتونستی ناخدا بشی
و کارت رو انجام میدادی. اما جوونهای الان
شرکتها همهچیز رو سریعتر و ارزونتر میخوان
و برای هر شغل ۵۰ نفر با هم رقابت میکنن
همهچیز فرق کرده و چرخهای بزرگی دارن میچرخن
برای زنده موندن اون بیرون باید قوی باشی
اوم
میفهمم چی میگی
همهچیز درست میشه، مگه نه؟
اوه، آره
درست میشه
مرد: این یک اعلان امنیتی ویژه است
لطفاً در تمام مدت مراقب
وسایل شخصیتون باشید
چمدانهای رها شده مورد بازرسی قرار میگیرند
و ضبط و تخلیه خواهند شد
عاشقتم. منم عاشقتم
سفر بهخیر. از اونجا بهت زنگ میزنم
اومدن
عجله کن، موسی
مرد: چه غلطی داری میکنی؟ چرا تو آب نیستی؟
میدونی که باید چیکار کنی
باید اون بیرون باشی و پول دربیاری
اما ما هفته پیش یه کشتی گرفتیم
اون برای هفته پیش بود
رئیس امروز پول میخواد
زود یه کشتی دیگه برای «گراد» بیار
وگرنه باید جواب پس بدی
همگی، همین الان برگردین سر کار
امروز جلوی دست و پای من نباش
اسد: هوفان! هوفان
میخوام یه لقمه گنده برامون بگیرم
هوفان: هر کی میخواد پول دربیاره، بیاد
موسی، منم با خودت ببر
خواهرت میدونه اینجایی؟
اون بالا داره «قات» میفروشه
این بهترین جنسشه
اسد: وقتی یه کشتی بزرگ بگیریم، پول خوبی گیرت میآد
میخوای کار کنی؟
بلدی قایق برونی؟
برو، برو
حاضرم
چی برام آوردی؟ پول
کی قراره پول رو بهم بدی؟
به محض اینکه سهممون رو بدن
هوفان: پراکنده بشین
بذارین اون یکی مَردم خدمهش رو انتخاب کنه
اسد: دفعه بعد اگه میخوای کار کنی، یه چیزی برام بیار
موسی: یالا، بلال
هی لاغر مردنی، من میتونم قایقت رو برونم
اگه منو انتخاب کنی پشیمون نمیشی
باشه، علمی
یکی رو میخوام که قوی باشه
یکی مثل این؟
من اینو میخوام
برو کنار
چرا اونو انتخاب کرد؟
اون مال یه روستای دیگهست
اسد: حرکت کن
سریعتر، تندتر برو
ببین میتونی سرعت رو بیشتر کنی
باشه
اسد: تو
بیا اینجا
بیا کمکمون
کارگر: خب، بکشش تو
همینجا رو امضا کنین، قربان
روز خوبی داشته باشین
سلام. بذارین من اونو بگیرم. صبحبهخیر
مرد ۱: توجه، تمام خدمه. تمام خدمه
حرکت ساعت ۱۵:۰۰، سه خروجی
هی، خوشحالم میبینمت کاپیتان. شین، از دیدنت خوشحالم
از دیدنت خوشحالم. هی. ادامه بدین
هی، رئیس؟ آره؟
شین: حواست به اون نردههای محافظ باشه، خب؟
کنی. آره؟
برو پایین دفتر عرشه، جیمی رو بردار، برو روی «لوداستار»
اومهوم. اون بالاست
پنج درجه جابهجاش کن
همین الان ردیفش کن. حله
شین: خانواده چطورن، کاپیتان؟
اوه، میدونی دیگه
آندریا که معرکهست، یه بچه رفته، اون یکی هم داره میره
کانتینرها در چه حالن؟
شین: اوه، میدونی. داریم چند تا کانتینر آخر رو بار میزنیم
تُن کالای تجاری ۲۴۰۰
تُن کمکهای غذایی ۲۰۰
تُن آب شیرین ۱۶۶
تُن سوخت هم بارگیری شده ۲۵۰
فیلیپس: نقشه رو برام مرور کن
خب، ما الان توی صلاله هستیم
از مسیر ائتلاف میریم پایین به سمت جیبوتی
بعد از مسیر کشتیرانی خارج میشیم
جنوب سقطری
سقطری، بسیار خب
شین: بعدش دیگه خودمونیم و خودمون
پایین ساحل، از میان حوزه سومالی
تا خودِ مومباسا
مرد ۱: پنج دقیقه برای اون قسمت یخچالدار جلوی کشتی زمان لازم داریم
حدود ساعت ۸ باید بتونیم کانتینرها رو تخلیه کنیم
خب، امنیت رو بیشتر کنیم
داریم از دورِ «شاخ آفریقا» رد میشیم، درسته؟
قفسههای ضدِ دزد دریایی داریم
همهشون باز بودن. تمام درها بازن
میخوام همهچیز بسته و قفل باشه، حتی توی بندر
درسته. خوبه. آماده حرکت. ساعت ۱۵:۰۰
حتماً، کاپیتان. حله
پلکان رو جمع کنین
طنابهای آخر رو بکشین تو
طنابها توئه. ردیفه؟
باشه. بیارش پایین
کارگر ۱: ۱۶-بی آماده است. ببرش بالا
کارگر ۲: سفتش کن
هی، آرومتر
دماغه آزاده
کارگر ۳: طنابهای پاشنه آزادن
پیشرانِ دماغه، تمام به راست
شین: پیشرانِ دماغه روشن
کارگر ۴: تمام طنابها آزاد. کشتی در حال حرکته
خیلی آروم به جلو. خیلی آروم به جلو
مرد ۱: اون دریچهها رو قفل نگه دارین
کاپیتان. صبحبهخیر
مرد ۳: تجهیزات رو چک کن
شین. آره؟
برگههای حضور و غیاب رو لازم داریم. حله
داشت بهم چشمک میزد. اما معلوم شد کلاً کارشون همینه
این مکان رو بهت نشون میدم. میبرمت
دو تا آبجو و یه سطل پر از گناه، لطفاً
آره. قهوهات تموم نشد؟
آره. آره، تمومه
شین: ۱۵ دقیقه تمومه، بچهها
برگردین سرِ کار. یالا، بزنین بریم
ای بابا. پایین میبینمت، مایک
هوفان: مسیر اصلیشون پر از کشتیه
اما نمیتونیم به گله حمله کنیم
این یکی تنهاست
صبحبهخیر
سلام کاپیتان
کاپیتان. صبحبهخیر کاپیتان
شین، میخوام یه چند تا مانور امنیتی انجام بدم، بدون اطلاع قبلی
از همین الان
اوم، چی؟ آتشسوزی، افتادنِ آدم تو آب؟
همهچیز. کن، تو افسر شیفتی؟
آره کاپیتان. درسته
یه قایق با دو تا مرد مسلح داره نزدیک میشه
از سمتِ راستِ کشتی
نه، نه. اول سوت بزن. یالا
اینطوری دزدها میفهمن
که ما متوجهشون شدیم و برای دفاع از کشتی حاضریم
بجنبین. یالا
توجه، تمام خدمه
تمام خدمه
همگی برین سرِ پستهاتون روی عرشه
تکرار میکنم، همگی همین الان برین سرِ پستهاتون روی عرشه
یالا انجامش بدیم
یالا... اون کلیدها رو از کمرت باز کن
بذارینشون تو جیبتون. یالا بچهها
اگه دزدها شما رو بگیرن و اون کلیدها رو پیدا کنن
به تمام درهای این کشتی دسترسی پیدا میکنن
مرد ۱: شیلنگها رو وصل کنین
بچرخونش، بچرخونش، بچرخونش
مواظب باش مرد. شماره ۶ آماده است
شین: بسیار خب
کارت تموم شد؟
مرد ۳: اینجا تمومه، شین
کاپیتان، من شین هستم. صدامو دارین؟ آره شین، بگو
اینجا اوضاع خوب به نظر میرسه
شیلنگها تقریباً آمادهان
بسیار خب. هر وقت اونجا آماده شدین بهم خبر بدین
مفهومه
شین، بیا بالا روی پل فرماندهی
شین: باشه
چی شده کاپیتان؟ همهچیز مرتبه؟
از وضع اون خوشم نمیآد
آره کاپیتان
رئیس، میخوام تمام نفراتت سرِ پستشون باشن
هنوز توی مانوریم؟
این دیگه واقعیئه. یکی داره از سمتِ راستِ عقبِ کشتی میآد
فهمیدم
درجه به چپ. ببینیم دنبالمون میآن یا نه ۵
درجه به چپ ۵
No comments yet. Be the first to leave one.