Escape from the Outland

Escape from the Outland (用武之地)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Escape From The Outland 2025 1080p WEB-DL Farsi Dubbed Film2Media
A Commentary by Samurai_EP

Tags

webdl
machine_translated
Published on: 2026-06-25
Downloads: 42
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫شماره ۲۹.‬

‫اون بچه چند سالشه؟‬

‫داوسون؟‬

‫چهارده سالمه.‬

‫او کمی بزرگتر است.‬

‫نه، روبرتو.‬

‫به شما اطمینان می‌دهم.‬

‫او اتوئوی بعدی است.‬

‫زمان برنده شدن او در ۱۰۰ متر چقدر بود؟‬

‫۱۱.۷ ثانیه.‬

‫او را به میلان بیاورید.‬

‫ناپولی هم.‬

‫آنها به دنبال یک مهاجم نوک سریع هستند.‬

‫اول ناپولی، بعد میلان.‬

‫لیگ قهرمانان اروپا.‬

‫بعدش یه آکادمی فوتبال درست و حسابی اینجا می‌سازیم.‬

‫باشه.‬

‫من الان خیلی پیر شده‌ام.‬

‫مرد جوان.‬

‫تک تیرانداز!‬

‫تک تیرانداز!‬

‫خم شو، خم شو.‬

‫دراز بکش، سرت را پایین بینداز!‬

‫از شهردار محافظت کنید!‬

‫فرزندم!‬

‫بابا!‬

‫یه لحظه صبر کن.‬

‫بذار یه عکس دسته جمعی ازشون بگیرم.‬

‫یه بسته برای این یارو هست. - حسن، به اون یارو گنده بگو یه کم بره عقب.‬

‫بیایید نزدیک‌تر به هم بایستیم.‬

‫عجله کن!‬

‫بیا اینجا.‬

‫تی سی ال، ساخت چین‬

‫تی سی ال، ساخت چین‬

‫تی سی ال، ساخت چین‬

‫پول برای خرید شیر برای فرزندش‬

‫یه قسمتیش تقصیر منه، نه؟‬

‫چطوره این فروشگاه آنلاین رو به قیمت ۱۰۰۰۰۰ تومن بهت بفروشم؟‬

‫بس کن دیگه.‬

‫با این مقدار پول، ترجیح می‌دهم یک تلویزیون جدید برای اتاق خوابگاهم بخرم.‬

‫متشکرم، متشکرم.‬

‫ممنون. ساخت چین.‬

‫ساخت چین.‬

‫بیا با هم یه عکس بگیریم.‬

‫نه، من باید از شما عکس بگیرم.‬

‫این گوشی می‌تواند عکس‌های سلفی بگیرد.‬

‫واقعاً؟‬

‫گفتم که گرفته شده.‬

‫خیلی وحشتناکه! - کنترل صوتی.‬

‫باشه، بریم آماده شیم.‬

‫من الان پولدارم.‬

‫من الان پولدارم.‬

‫داری دعوا می‌کنی؟‬

‫او باید در این مدت نسبت به او درک و فهم داشته باشد.‬

‫من و جیا حالمون خوبه.‬

‫ممکنه کائوی پیر باشه؟‬

‫پس، اسمت تو لیست اخراجی‌هاست؟‬

‫شما از قبل می‌دانید؟‬

‫دیگه طاقت ندارم. دیگه تموم شد.‬

‫به هر حال، من قصد داشتم کارم را رها کنم.‬

‫این حتی بهتر هم هست.‬

‫وقتی به چین برگردم، در رسانه‌های اجتماعی کار خواهم کرد .‬

‫نه، این کار را نکن.‬

‫خب، خب—‬

‫نمی‌دانم که آیا آن لیست هنوز نهایی شده است یا خیر.‬

‫چرا موضوعی که روی آن کار می‌کنید را بهبود نمی‌بخشید؟‬

‫آن را تنظیم کنید تا نرم‌تر شود.‬

‫یا اینکه می‌توانستم بعضی از ایده‌هایم را با شما در میان بگذارم.‬

‫حداقل، او باید سعی می‌کرد برای آن بجنگد.‬

‫مهم نیست.‬

‫به هر حال ممنون.‬

‫شما را در چین می‌بینم!‬

‫ما همین الان دمای بدن آیشا رو اندازه گرفتیم، ۳۷.۱ درجه بود.‬

‫طبیعیه، مشکلی نداره.‬

‫– به پدر و مادر دختر بگو نگران نباشند. – باشه.‬

‫تب دنگی نیست.‬

‫مراقب پشه‌ها باشید.‬

‫حتماً به بچه بگو پشه بند بزنه. باشه؟‬

‫فهمیده شد.‬

‫آنامی... سلام خواهر.‬

‫سلام.‬

‫آنامی به دلیل دیس بیوزیس دچار گاستروانتریت است.‬

‫فقط باید به رژیم غذاییش توجه کنه.‬

‫با آرزوی سفری ایمن برای شما.‬

‫از طرف همه بیماران اینجا،‬

‫مایلم از شما به خاطر فداکاری‌تان در طول دو سال گذشته تشکر کنم.‬

‫موعد زایمانت کی هست؟‬

‫اواخر اکتبر.‬

‫هنوز نوزده هفته سخت در پیش است.‬

‫کی برمی‌گردد؟‬

‫چی؟‬

‫کی برمی‌گردد؟‬

‫به همه در چین خوش آمدید.‬

‫– متاسفم. – خیلی متاسفم.‬

‫برو کنار، خودم می‌تونم برم.‬

‫پس بالاخره تصمیم گرفتی که بیای.‬

‫تلفنش روی حالت بی‌صدا بود چون مصاحبه داشت.‬

‫حسن، صندوق عقب رو باز کن.‬

‫مصاحبه؟‬

‫دوباره داری سفارش‌ها رو درب منزل تحویل میدی، درسته؟‬

‫آیا این یک راه سریع برای کسب درآمد نیست؟‬

‫خداحافظ.‬

‫این تجارت بین المللی است.‬

‫من فقط باید به اندازه کافی پول پس انداز کنم تا بتوانم ظرف یک سال خانه ای نزدیک یک مدرسه عالی بخرم.‬

‫خداحافظ، خداحافظ.‬

‫می‌خوای من بمونم؟‬

‫بیا، بیا.‬

‫خداحافظ.‬

‫خداحافظ.‬

‫مراقب باشید.‬

‫از سر راه برو کنار، از سر راه برو کنار. درسته.‬

‫به کاسار رأی دهید! به کاسار رأی دهید!‬

‫کاسار! کاسار!‬

‫لطفا به کسار رای بدید.‬

‫مزاحم نشو، دارم رانندگی می‌کنم.‬

‫داری چیکار میکنی؟‬

‫چی؟‬

‫این فقط غریزه حرفه‌ای است.‬

‫من آزادی و امنیت را برای مردم به ارمغان خواهم آورد.‬

‫من نامزد شما هستم.‬

‫داری چیکار میکنی؟‬

‫حسن، لطفا از طرف من از همسرم مراقبت کن.‬

‫ما شیائو!‬

‫ما شیائو!‬

‫اشکالی نداره. الان برمی‌گردم.‬

‫برگرد اینجا!‬

‫عقب نشینی کن!‬

‫از سر راه برو کنار!‬

‫متاسفم.‬

‫بذار ببینم.‬

‫بریم، حسن.‬

‫عجله کن.‬

‫(تماس ناموفق بود)‬

‫صاف بایستید، دراز بکشید، دراز بکشید.‬

‫یه بمب هست!‬

‫یه بمب هست!‬

‫فوراً از اینجا برو! آروم باش!‬

‫از رئیس جمهور محافظت کنید!‬

‫پیرمرد دین.‬

‫برو آلبوم مشترک من را ببین.‬

‫- این یه سورپرایزه. - همونجا بمون.‬

‫واقعاً کلاس پولیتزر همین است.‬

‫آیا به بخیه نیاز دارید؟‬

‫هنوز فکر می‌کنی جوانی؟‬

‫میشه یه کم مسئولیت پذیرتر باشیم؟‬

‫همین که من و مادرم در امان باشیم، مهم است.‬

‫من به خودم اهمیت نمی‌دهم.‬

‫ما به عنوان پزشک، به صلح در سراسر جهان امیدواریم.‬

‫اما شما خبرنگاران فقط هرج و مرج می‌خواهید.‬

‫تمام روز، تنها کاری که می‌کند این است که ویدیوهای کوتاه را تماشا می‌کند.‬

‫از کدام نوع پولیتزر صحبت می‌کنید؟‬

‫پنجمین دوره مسابقات بسکتبال برای کسب و کارهای چینی‬

‫با موفقیت در اداره ورزش اوله سازماندهی شد.‬

‫این مرد اهل شمال شرقی چین به زبان‌های انگلیسی، فرانسوی، عربی و اولیر مسلط است.‬

‫آنها می‌توانند به طور بالقوه به یک راهنمای تور آنلاین معروف تبدیل شوند.‬

‫حسن، تو هم می‌توانی این کار را بکنی.‬

‫مطمئناً.‬

‫پانصد فانوس آسمانی در امتداد رودخانه اولیر رها شدند.‬

‫همه آنها در چین تولید می شوند.‬

‫او هنوز داستان مناسب را پیدا نکرده است.‬

‫او هیچ فرصتی برای نشان دادن استعدادش نداشت.‬

‫دوچرخه‌سواری می‌کنی؟‬

‫دوباره اونجا تاب می‌خوری، ها؟‬

‫فقط وقت بگذارید و آرام باشید.‬

‫من فعلاً هستم‬

‫حضور در شعبه شرکت مخابرات چین در اولیر.‬

‫امروز مردم خودجوش دور هم جمع شدند.‬

‫برای خداحافظی با یک مهندس چینی که قرار است به خانه برگردد.‬

‫اسمش میائو فنگ است.‬

‫متشکرم، چین.‬

‫دوباره تویی؟‬

‫حسن، چند بار بهت گفتم؟‬

‫هر بار از همان مجموعه اضافات استفاده نکنید.‬

‫به نظرت ساختگی به نظر نمیاد؟‬

‫واقعاً متاسفم.‬

‫قربان، شما—‬

‫آقا، بازی شما برای فیلم‌ها مناسب نیست.‬

‫این یک مصاحبه است.‬

‫مصاحبه است.‬

‫تلفن.‬

‫درست است؟ تلفن.‬

‫بله، متشکرم.‬

‫پیرمرد این بار گفت که بازیگر نیست.‬

‫او واقعاً آمده بود تا از مردم چین برای کمک به ساخت جاده تشکر کند.‬

‫و شبکه تلفن.‬

‫متشکرم!‬

‫جالبه که.‬

‫بیایید دوباره این کار را انجام دهیم، اما با احساسات بیشتر.‬

‫میشه لطفا یه کم طبیعی تر حرف بزنی؟‬

‫فقط طبیعی لبخند بزنید.‬

‫داره میره خونه.‬

‫هنوز بیشتر از یک سال وقت دارم.‬

‫نمی‌تونم خودمو راضی کنم که اینجوری بخندم.‬

‫مهندس میائو.‬

‫گوشیت رو چک کن.‬

‫این یکی را امتحان کن.‬

‫خودشان آنها را پرورش می‌دهند. فوق‌العاده تازه هستند.‬

‫یک ایستگاه پخش با چراغ قرمز وجود دارد.‬

‫باید فوراً رفع شود.‬

‫کجا؟‬

Escape from the Outland subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left