The first 200 lines.
تقدیم به تمام پارسیزبانان
آقا.
پوتی، این مامان جدیدته.
مامان.
سلام، عزیزم.
و این خواهرته، میرا.
خواهر میرا.
خیلی خوشگله، نه؟
مگه نه که مادربزرگ وارثو آرایشش کرده.
حتماً خوشگل میشه دیگه.
کامل شده.
خوش اومدید، آقایون و خانمهای محترم.
به جشن عروسی میرا و آریو خوش اومدید.
ممنون، خانم.
اول امضا بفرمایید، خانم.
برنامه بعدی مراسم پا گذاشتن روی تخممرغه.
به عنوان دعا برای اینکه زوج جوان زودتر صاحب بچه بشن.
حاضرین عزیز، خواهش میکنم آرامش رو حفظ کنید
و به مراسم احترام بذارید.
متشکرم.
این چه نشونهایه؟
آره، نشونه اینکه اونی که تخممرغ رو برداشته بیدقت بوده.
- تبریک میگم، آقا. - خانم.
- تبریک، آریو آقا. - بله.
- تبریک، خانم. - تبریک.
باشه، مامان دیگه به این چیزای عجیب و غریب فکر نکن.
اون تخممرغ گنده بود!
باشه، مهم اینه که خوشحالن.
ممنون، خانم.
لبخند بزن دیگه.
امروز خیلی خوشگلی.
باشه، دیگه به اون قضیه تخممرغ فکر نکن.
اشکالی نداره.
- تبریک، ها. - آره.
آره. ممنون.
ممنون.
- تبریک، آقا. - ممنون.
راستی آریو آقا با کی ازدواج کرده؟
من که دختر خالهاشم، نمیدونم زنش رو از کجا آورده.
آریو آقا مگه کارش نظرسنجی نیست،
میره روستاها، با مردم مصاحبه میکنه.
آره، شاید سر کار همدیگه رو دیدن.
پسر میخوای یا دختر؟
من خوشحالم.
رویای من داشتن یه خانواده کامل بود.
منم خیلی خوشحالم که با تو ازدواج کردم.
آره، هرچند…
آشپزی بلد نیستی.
خب خودت که میدونی من بوی ادویه آشپزخونه رو دوست ندارم.
آره، میدونم.
مشکلی نیست.
مگه نه که نزدیک خونه خودمون کلی غذاخوری هست،
پس میتونیم اونجا غذا بخوریم.
واقعاً اشکالی نداره؟
آره اشکالی نداره عزیزم.
- آره، آقا. - هوم.
چرا مردم اینجا اینقدر موز هدیه میدن؟
موز نماد برکت، فراوانی و خوشبختیه.
مثل الان که خودمون تجربه میکنیم.
آقا.
صبح بخیر، همسر عزیزم.
ببخشید، آقا شوهرت باید بره سر کار
تا ما یه خونه پر از خوشبختی مثل رویاهات داشته باشیم.
اینم طرز تهیه موز سرخ کرده خوشمزه رو برات مینویسم.
خب مادربزرگ، اینجا با کی زندگی میکنی؟
پسرم خیلی وقته رفته جاکارتا کار کنه.
تنهام.
پس اون چی؟
منظورم…
زنم سوکییم
حافظهش ضعیفه.
فراموشکاره.
پس انگار تنها زندگی میکنم.
آها!
باشه. آره، آره.
تازه عروس و داماد شدید، نه؟
آره، مادربزرگ.
مگه میشه تازه عروس و داماد باشی و هی کار کنی، آقا!
اگه نظرسنجیم به هدف نرسه، پاداش ماهیانهام رو نمیدن، مادربزرگ.
بیا تو، آقا!
ببخشید.
بشین، آقا.
بله، خانم.
رادیو یه کم خرابه، آقا.
لطفاً یه محکم بزن روش تا خاموش شه.
بله، خانم.
محکمتر، آقا!
محکمتر، آقا!
محکمتر، آقا.
لاسمی.
کیه؟
برای چک کردن کنتور برق اومدم، خانم.
خانم لاسمی…
تازه اومدید اینجا؟
تازه ازدواج کردید، آقا؟
بله، خانم.
کی خوشگلتره؟
من یا زن شما؟
خوشگلتر…
زن خودم، خانم.
اطلاعات اینجا نیست، نه، خانم؟
کی خوشگلتره؟
خانم لاسمی خوشگلتره!
کیه؟
برای چک کردن کنتور برق اومدم، خانم.
چرا هی رفت و آمد میکنی، آقا؟
آقا؟
استغفرالله.
یا الله.
یا الله.
یا الله.
یا الله. استغفرالله.
اللهم صل علی محمد.
سگ!
حرومزاده!
کی خوشگلتره؟
- سگ، حرومزاده! - کی خوشگلتره؟
آریو بیچاره.
با مرگ ازدواج کرده.
منظورت چیه؟
ممکنه زنش به نفرین بهولاویان دچار شده.
هر مردی که با زن اهل بهولاویان ازدواج کنه،
حتماً میمیره.
پدر باور نمیکنه.
تخممرغ گندیده تو عروسیشون یه نشانهست.
پدر و مادرش تو تصادف مردن چون این زن نحسه.
آخ، پسرم.
تنها پسر من.
برو!
برو!
برو بیرون از خونهم!
آقا!
برو.
آریو آقا.
ای نحس!
برو بیرون از خونهم!
مدت ها بعد
صبر کن، آقا!
ممنون، آقا!
لطفاً زود مرتبش کنین.
خانم اندانگ.
ببخشید، خانم. دیر کردم.
تو دیگه.
اولین روز کارته دیر میکنی، این چه وضعیه؟
ببخشید خانم!
میدونی که چقدر باید شکرگزار باشی که اینجا کار میکنی!
آره، خانم.
باشه، بیا.
اینطوری، آقای بودی دارماوان.
مدیر کارخونه، اسمش آقای آگوسه.
مجرده، دنبال زن میگرده.
خب، کی میدونه، شاید گیر تو بیفته.
آره، خانم.
اون یکی،
اونی که لباس چهارخونه پوشیده،
اسمش آقای سونیوتو بی. اِ. هست.
علاقش اینه که به زنای این کارخونه نزدیک بشه.
فریبش رو نخور.
باشه، خانم.
خب پس، بیا.
ببخشید خانم.
اینم برای خرید کتاب بچهمون.
از ته دل.
مو چیز بیارزشی نیست،
مخصوصاً موی طبیعی.
مثل این بمون که
پول میکاری.
بعداً دوباره در میاد.
میدونی،
اگه این کارخونه نبود،
نمیدونی مردم این اطراف چه بلایی سرشون میومد.
- بله، خانم. - آره، راستش حقوقش زیر حداقله،
ولی خب، مجبور نیستی بری خارج.
دوستان اینجا خیلی زحمتکشن.
مثل تو نیستن.
همین روز اول دیر کردی.
باشه، بشین اونجا.
بعداً بهت میگن چجوری مو میکارن.
این زن نحسه!
تو چته؟
راست میگه، خانم!
چه نحسی؟
مگه تو نیستی که آدم میکشی!
- چی میگی تو؟ - این چه وضعیه خانم اندانگ؟ درستش کن!
این آدم خطرناکه، آقا!
این دختر، آقا، خیلی ترسیده.
ای! چه خبره آقا؟ چی شده؟
یه چیز ترسناک پیش اومده، آقا!
- بیا آقا! - بسم الله. یا الله.
- بزنش! - چه کار داری؟
یا الله!
بیا! سمت راست!
بسم الله.
آدمی که اینقدر خوشگله چرا میترسونه؟
عجب چیزایی، میرا.
مردم کارخونه،
نمیفهمن.
آقای بانا، دو تا برنج رندانگ.
No comments yet. Be the first to leave one.