The Queen of Witchcraft

The Queen of Witchcraft (Perempuan Pembawa Sial)

Download Farsi/persian Subtitle

Release info

Perempuan Pembawa Sial 2024 1080p NF WEB-DL AAC5 1 H 264-NESTED
A Commentary by NESTED
🔥Mr. Rocky | T.me/NestedSubtitle 🔥

Tags

webdl
Published on: 2026-07-08
Downloads: 31
Hearing Impaired: No

Farsi/persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫تقدیم به تمام پارسی‌زبانان

‫آقا.

‫پوتی، این مامان جدیدته.

‫مامان.

‫سلام، عزیزم.

‫و این خواهرته، میرا.

‫خواهر میرا.

‫خیلی خوشگله، نه؟

‫مگه نه که مادربزرگ وارثو آرایشش کرده.

‫حتماً خوشگل میشه دیگه.

‫کامل شده.

‫خوش اومدید، ‫آقایون و خانمهای محترم.

‫به جشن عروسی میرا و آریو خوش اومدید.

‫ممنون، خانم.

‫اول امضا بفرمایید، خانم.

‫برنامه بعدی مراسم پا گذاشتن روی تخم‌مرغه.

‫به عنوان دعا برای اینکه ‫زوج جوان زودتر صاحب بچه بشن.

‫حاضرین عزیز، خواهش میکنم آرامش رو حفظ کنید

‫و به مراسم احترام بذارید.

‫متشکرم.

‫این چه نشونه‌ایه؟

‫آره، نشونه اینکه اونی که ‫تخم‌مرغ رو برداشته بی‌دقت بوده.

‫- تبریک میگم، آقا. ‫- خانم.

‫- تبریک، آریو آقا. ‫- بله.

‫- تبریک، خانم. ‫- تبریک.

‫باشه، مامان دیگه ‫به این چیزای عجیب و غریب فکر نکن.

‫اون تخم‌مرغ گنده بود!

‫باشه، مهم اینه که خوشحالن.

‫ممنون، خانم.

‫لبخند بزن دیگه.

‫امروز خیلی خوشگلی.

‫باشه، دیگه به اون قضیه تخم‌مرغ فکر نکن.

‫اشکالی نداره.

‫- تبریک، ها. ‫- آره.

‫آره. ممنون.

‫ممنون.

‫- تبریک، آقا. ‫- ممنون.

‫راستی آریو آقا با کی ازدواج کرده؟

‫من که دختر خاله‌اشم، ‫نمیدونم زنش رو از کجا آورده.

‫آریو آقا مگه کارش نظرسنجی نیست،

‫میره روستاها، با مردم مصاحبه میکنه.

‫آره، شاید سر کار همدیگه رو دیدن.

‫پسر میخوای یا دختر؟

‫من خوشحالم.

‫رویای من داشتن یه خانواده کامل بود.

‫منم خیلی خوشحالم که با تو ازدواج کردم.

‫آره، هرچند…

‫آشپزی بلد نیستی.

‫خب خودت که میدونی من بوی ‫ادویه آشپزخونه رو دوست ندارم.

‫آره، میدونم.

‫مشکلی نیست.

‫مگه نه که نزدیک خونه خودمون ‫کلی غذاخوری هست،

‫پس میتونیم اونجا غذا بخوریم.

‫واقعاً اشکالی نداره؟

‫آره اشکالی نداره عزیزم.

‫- آره، آقا. ‫- هوم.

‫چرا مردم اینجا اینقدر موز هدیه میدن؟

‫موز نماد برکت، فراوانی و خوشبختیه.

‫مثل الان که خودمون تجربه میکنیم.

‫آقا.

‫صبح بخیر، همسر عزیزم.

‫ببخشید، آقا شوهرت باید بره سر کار

‫تا ما یه خونه پر از خوشبختی ‫مثل رویاهات داشته باشیم.

‫اینم طرز تهیه موز سرخ کرده ‫خوشمزه رو برات مینویسم.

‫خب مادربزرگ، اینجا با کی زندگی میکنی؟

‫پسرم خیلی وقته رفته جاکارتا کار کنه.

‫تنهام.

‫پس اون چی؟

‫منظورم…

‫زنم سوکییم

‫حافظه‌ش ضعیفه.

‫فراموشکاره.

‫پس انگار تنها زندگی میکنم.

‫آها!

‫باشه. آره، آره.

‫تازه عروس و داماد شدید، نه؟

‫آره، مادربزرگ.

‫مگه میشه تازه عروس و داماد باشی ‫و هی کار کنی، آقا!

‫اگه نظرسنجیم به هدف نرسه، ‫پاداش ماهیانه‌ام رو نمیدن، مادربزرگ.

‫بیا تو، آقا!

‫ببخشید.

‫بشین، آقا.

‫بله، خانم.

‫رادیو یه کم خرابه، آقا.

‫لطفاً یه محکم بزن روش تا خاموش شه.

‫بله، خانم.

‫محکم‌تر، آقا!

‫محکم‌تر، آقا!

‫محکم‌تر، آقا.

‫لاسمی.

‫کیه؟

‫برای چک کردن کنتور برق اومدم، خانم.

‫خانم لاسمی…

‫تازه اومدید اینجا؟

‫تازه ازدواج کردید، آقا؟

‫بله، خانم.

‫کی خوشگل‌تره؟

‫من یا زن شما؟

‫خوشگل‌تر…

‫زن خودم، خانم.

‫اطلاعات اینجا نیست، نه، خانم؟

‫کی خوشگل‌تره؟

‫خانم لاسمی خوشگل‌تره!

‫کیه؟

‫برای چک کردن کنتور برق اومدم، خانم.

‫چرا هی رفت و آمد میکنی، آقا؟

‫آقا؟

‫استغفرالله.

‫یا الله.

‫یا الله.

‫یا الله.

‫یا الله. استغفرالله.

‫اللهم صل علی محمد.

‫سگ!

‫حرومزاده!

‫کی خوشگل‌تره؟

‫- سگ، حرومزاده! ‫- کی خوشگل‌تره؟

‫آریو بیچاره.

‫با مرگ ازدواج کرده.

‫منظورت چیه؟

‫ممکنه زنش به نفرین بهولاویان دچار شده.

‫هر مردی که با زن اهل بهولاویان ازدواج کنه،

‫حتماً میمیره.

‫پدر باور نمیکنه.

‫تخم‌مرغ گندیده تو عروسیشون یه نشانه‌ست.

‫پدر و مادرش تو تصادف مردن چون این زن نحسه.

‫آخ، پسرم.

‫تنها پسر من.

‫برو!

‫برو!

‫برو بیرون از خونه‌م!

‫آقا!

‫برو.

‫آریو آقا.

‫ای نحس!

‫برو بیرون از خونه‌م!

‫ مدت ها بعد

‫صبر کن، آقا!

‫ممنون، آقا!

‫لطفاً زود مرتبش کنین.

‫خانم اندانگ.

‫ببخشید، خانم. دیر کردم.

‫تو دیگه.

‫اولین روز کارته دیر میکنی، این چه وضعیه؟

‫ببخشید خانم!

‫میدونی که چقدر باید شکرگزار باشی ‫که اینجا کار میکنی!

‫آره، خانم.

‫باشه، بیا.

‫اینطوری، آقای بودی دارماوان.

‫مدیر کارخونه، اسمش آقای آگوسه.

‫مجرده، دنبال زن میگرده.

‫خب، کی میدونه، شاید گیر تو بیفته.

‫آره، خانم.

‫اون یکی،

‫اونی که لباس چهارخونه پوشیده،

‫اسمش آقای سونیوتو بی. اِ. هست.

‫علاقش اینه که به زنای ‫این کارخونه نزدیک بشه.

‫فریبش رو نخور.

‫باشه، خانم.

‫خب پس، بیا.

‫ببخشید خانم.

‫اینم برای خرید کتاب بچه‌مون.

‫از ته دل.

‫مو چیز بی‌ارزشی نیست،

‫مخصوصاً موی طبیعی.

‫مثل این بمون که

‫پول میکاری.

‫بعداً دوباره در میاد.

‫میدونی،

‫اگه این کارخونه نبود،

‫نمیدونی مردم این اطراف ‫چه بلایی سرشون میومد.

‫- بله، خانم. ‫- آره، راستش حقوقش زیر حداقله،

‫ولی خب، مجبور نیستی بری خارج.

‫دوستان اینجا خیلی زحمتکشن.

‫مثل تو نیستن.

‫همین روز اول دیر کردی.

‫باشه، بشین اونجا.

‫بعداً بهت میگن چجوری مو میکارن.

‫این زن نحسه!

‫تو چته؟

‫راست میگه، خانم!

‫چه نحسی؟

‫مگه تو نیستی که آدم میکشی!

‫- چی میگی تو؟ ‫- این چه وضعیه خانم اندانگ؟ درستش کن!

‫این آدم خطرناکه، آقا!

‫این دختر، آقا، خیلی ترسیده.

‫ای! چه خبره آقا؟ چی شده؟

‫یه چیز ترسناک پیش اومده، آقا!

‫- بیا آقا! ‫- بسم الله. یا الله.

‫- بزنش! ‫- چه کار داری؟

‫یا الله!

‫بیا! سمت راست!

‫بسم الله.

‫آدمی که اینقدر خوشگله چرا میترسونه؟

‫عجب چیزایی، میرا.

‫مردم کارخونه،

‫نمیفهمن.

‫آقای بانا، دو تا برنج رندانگ.

The Queen of Witchcraft subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left