The first 200 lines.
آخرين مرد به جا مانده در مقابل تماشاگران حاضر در استوديو ضبط شده است
خيلي خب، کدوم عضو ديوان عاليِ عدالت ـه که ميخوايم کناره گيري کنه؟
"روث بادر گينزبرگ"
خوبه، و کدوم 5 قاضيِ ديوان عدالتن که ميخوايم تا ابد به کارشون ادامه بدن؟
چيزي نگي ها. خودم بلدم
يه راهنمايي کوچيک ميکنم. يادته؟ روش اتار... ا.ت.ا.ر
کيا ستاره هاي ديوان عالي هستن؟
اسکاليا، توماس، آليتو، و رابرت
،بعضي وقت ها کندي به حرف خانم ها گوش نميکرد
که البته اين کارش يه زرنگ بازي بود، که وقتي بزرگ شدي يادش ميگيري، خب؟
اين ديگه چيه اينجا؟
!بابابزرگ مراقب باش
واي خدا. حالت خوبه؟
آره مشکلي نيست. مشکلي نيست
سر جات بشين
برگرد عقب. بشين سر جات
خيلي خب. گوش کن
مطمئني که حالت خوبه؟
آره، بجز اون وقتي که اونطوري زدي تو سينه م
بايد جلوي افتادنت رو ميگرفتم ديگه
اين کار ممکن بود توي چاله بندازتمون
واقعا چاله ي بزرگي ـه
،آره همينطوره. اگه بيفتيم توش سر از چين درمياريم
من کمونيست ميشدم. تو هم يه جايي براي خودت کفش کتوني درست ميکردي
يه لحظه صبر کن ببينم
اداره ي پليس. مورد اورژانسيتون چيه؟
خب، راستش ميخواستيم... يه بزرگراه گمشده رو... گزارش کنيم
کاري از : فـــرهـــاد
سلام
هنوز چيزي درباره ي اون گودال نگفتن؟
نه. هنوز دارن درباره ي خاورميانه حرف ميزنن
يه بخشي از دنيا که ما توش خيلي خوب و موفق هستيم
خيلي جالبه... يه چيزي که درباره ي ،اين تروريست ها ميدونيم
اينه که اونا عاشق "ميله ي تمريني" هستن
.ايناها، ايناها، ايناها، ايناها درباره ي گودال ـه
نگاش کن
واي خدا. چقدر بزرگه - آره -
عزيزم، چرا بهم نگفتي که انقدر بزرگه؟
نديدمش. چشمام بسته بود
وقتي رسيدم بهش داشتم فرياد ميزدم
اين فرورفتگي براي اين منطقه خيلي بزرگه
اميدوارم يه نمونه ي "مونتموريونيت" از اپي کارست" گرفته باشن"
...باشه بابا ميدونيم زمين شناسي
و با اينحال 50 درصد احتمالش هست که اين چيزا رو از خودش درمياره
هه هه بامزه - ما که نميدونيم -
خب، خوشحالم که تو و بويد ... "مثل آخر فيم "تلما و لوييز
از پرتگاه پرت نشدين پايين
راستش آخرين صحنه ش گريم گرفت
،واقعا بخاطري کاري که با اون ماشين فورد کردن بايد تاسف خورد
باورم نميشه که زياد از از جريان نترسيدي
منظورم اينه که، ببين. ميتونستين بميرين - ميدونم. ميدونم -
يجورايي عادت کردم که عزرائيل رو گول بزنم
يادته اوندفعه که تو شيلي داشتم صخره نوردي ،ميکردم و پام ليز خورد
،يا توي امواج خروشان "اورگون"، قايقم واژگون شد
،يا اوندفعه که داشتم توي باري در اوکلند براي برانکوز جشن ميگرفتم
...خب
،والا بخدا، اگه اين اتفاق براي من ميفتاد الان مثل چي مست کرده بودم
پس هر شب طرفاي ساعت 8 همين اتفاق برات ميفته؟
ميدوني چيه؟
يه فرصت ديگه ميخواي که عزرائيل رو گول بزني؟
چرا بعد ساعت 8 نمياي پيشم؟ - باشه -
چون يکم وول ميخوري
باورم نميشه امروز از اينجا تا مدرسه ترافيک بوده
دوباره رئيس جهور اوباما اومده تو شهر؟
نه. اگه ميومد که يجور بدبختي ديگه داشتيم
يه گودالي توي جاده ي 93 درست شده
تو اخبار دارن درباره ش حرف ميزنن
اخبار؟ !شرمنده، نيستم
،اگه توي توئيتر ارسال نشده باشه پس وجود نداره
"واي خداي من! "چاله اي در دنور
،يه نفر يه ويدئوي جالب درباره ش درست کرده که يه ماشيني واردش ميشه و ازش درمياد
.درست همينجاست ميتوني راحت ببينيش
بويد؟ پسرم؟
مايک، بويد کجاست؟ ...واي خداي من، نکنه
بچه ها، حالش خوبه
!بويد، عزيزم خدا رو شکر که حالت خوبه
.ماماني و بابايي خيلي دوستت دارن، پسرم !خيلي زياد
اين بغل کردنش منو ياد اوندفعه اي ميندازه که يه مار "آراکوندا" داشت لهم ميکرد
بابابزرگ جونم رو نجات داد
جدي؟ - باريکلا -
برو وسايلت رو جمع کن، باشه پسرم؟ - باشه -
مايک؟ - بله -
امروز جون پسرم رو نجات دادي
ميدونم! ولي چرا داري با اين کارت مجازاتم ميکني؟
چرا آخه... چرا اين؟ چرا اين؟
خيلي خب. قبول کن ديگه، خب؟ داره ازت تشکر ميکنه
هردومون ممنونيم ازت
ونسا، همينطور از تو هم بابت امروز ميخوايم تشکر کنيم
،خب، لطف دارين ولي من که باهاشون نبودم
نه. دليل اينکه اين اتفاقا براي بويد افتاد
آدماي امثال شمان
مادربزرگا؟
رايان، تو راه که داشتيم ميومديم مگه در اينباره با هم حرف نزديم؟
،حقيقتش اينه که شرکت شما ،"پاکسون انرژي"
،داشته تمام منطقه رو حفاري ميکرده
و با گذشت زمان مدارک بيشتري پيدا شده که اين شکستگي ها، عامل بوجود اومدن گودال بوده
و بيشتر از همه، با هم صحبت کرديم که چيزي در اين باره نگي
!شرکتش داشت پسرمون رو ميکشت
!چي؟! بس تو هم - وايسا ببينم. تند نرو -
داري پاتو از گليمت درازتر ميکني ها، که پاکسون اويل" يا ونسا رو براي اين اتفاق مقصر ميدوني"
آره، ممنون
تو شرکت که اصلا به حرفش گوش نميدن
ميدوني، راستش اونجا يکم بهتر از خونه کار انجام ميدم
ببين، رايان، اين فرورفتگي ها رويداد هاي طبيعي اي هستن
که هميشه وجود داشتن
درست ميگه، و قبل از اينکه شما ،ليبرال ها بخواين درگيرش بشين
اونجا... استخر شناي آزادِ طبيعت بود
خيلي خب، ولي چاله ها تعدادشون افزايش پيدا کرده
و الان دارن همه جا بوجود ميان
نه، نه. تو داري گودال ها رو با مغازه هاي ماريجوانا فروشي اشتباه ميگيري
شايد بهتر باشه بعدا دراين باره حرف بزنيم - شايد -
يا شايد بهتر باشه بويد حقيقت رو درباره ي دنيايي که ميخواد فردا توش زندگي کنه، بشنوه
رايان، چرا ما "نسخه ي حقيقت" خودت رو نميشنويم؟
به... به روسي چي بهش ميگفنم؟ پراودا" بود اسمش؟" به معني حقيقت؛ نام نشريه ارگان کميته مرکزي] [حزب کمونيست
ببين، ببين، رايان، هيچ مدرکي وجود نداره که بخواد گودال ها رو به شکستگي ها ربط بده
حتما، معلومه که هيچ مدرکي پيدا نميشه ...چون براي اون شرکت کار ميکني
...نه! منظورم اينه که - و اونا تجارتشون کسب درامد ـه و -
از علم و دانششون براي محافظت از منافعشون استفاده ميکنن
علم و دانشت رو از کي ياد گرفتي؟ از دکتر "بيل مار"؟
خودت از کي ياد گرفتي؟ دکتر "بيل اورايلي"؟ مجري برنامه ي فاکتور اورايلي ـه که از تلويزيون کابلي] [فاکس پخش ميشه؛ و تفسير سياسي انجام ميده
اصلا ميدوني چيه؟
بهتره اين بحث رو به يه مشاجره سر اسم "بيل" تبديل نکنيم
چرا آخه؟
چون بيل من خيلي بزرگتر از بيل توئه
...خيلي خب، عزيزم
چرا با هم بحث کنيم، خب؟ نميتوني با هيچي چيزي بسازي
هر کسي يه سري حقايق رو قبول داره
و يه شبکه ي کابلي که عقايدشون رو عوض کنه که قبلا اين کار رو کرده
خيلي خب؟ تعجبي نداره که چرا کسي نميدونه حق با کيه و کي اشتباه ميکنه
...ميدونم کي اشتباه ميکنه اين آفا
،خيلي خب، باشه ...پس عواقب ديگه ي وارد کردن
مواد شيميايي به درون زمين رو چي ميگي؟
منظورت روشن کردن و گرم نگه داشتن خونمونه ديگه؟
...نه، منظورم زمين لرزه هاست - ...رايان -
...پخش کردن گاز متان به جو زمين...
منظورت گوزيدن پرنده هاست؟
مثل نفس اژدها از شير هاي آب، آتيش مياد بيرون
آتيش از شير آب مياد بيرون"؟"
.نه، عزيزم. نه، چيزي نيست به حرفش گوش نکن
هممون بايد بترسيم، مايک
دنيامون رو به نابوديه
خودت داري نابود ميشي
.خيلي خب، باشه وقتشه بريم خونه ديگه
بريم، عزيزم - نميخوام برم بيرون -
اگه يه گودال ديگه بيرون بود چي؟ - نه -
پسرم، خوب نيست که از بيرون رفتن بترسي، خب؟
آره، حتما
خيلي راحت ميشه يه گودال ديگه تو اين حال بوجود بياد
چي؟
.نگا کن تورو خدا بچمونو ترسوندي
...ميگم يه فکري دارم چرا نميري طبقه بالا
و درباره ي هيولاهايي که زير تخت ـشن ،باهاش حرف نميزني
،چون بايد حقيقت رو بدونه ديگه مگه نه، داداش؟
قربونت برم گودال
آره، هيچي مثل يه فاجعه ي طبيعي نميتونه مردم رو بکشونه اينجا، نه؟
مردم معتقد" درست تره" آدمايي که معتقدن يه فاجعه ي مصبيبت وار] [در آينده ميفته و خودشون رو براي اون آماده ميکنن
اون بچه گونه ها، ژاکت پشمي ميندازن دور گردنشون
در حالي که آدماي معتقد، اون بُزي که براي گوشتش کشتن رو ميندازن گردنشون
در هر صورت، کُلي چراغ قوه و
و غذاي آماده فروختيم
تعجب ميکنم که چرا بهشون تفنگ نميفروشي
چراغ قوه ي خالي به چه دردي ميخوره وقتي دوستا و آشنا ها در خونت رو ميکوبن
تا کمپوت کيويِ مُنجمد شده ت رو... ازت بگيرن؟
تو زيرزمين خونه ت، پناهگاه خوب و از منابع کاملي داري، مگه نه، مايک؟
حتي فکرشم نکن داداش
،دوست خيلي خوبمي ،ولي وقتي پايان دنيا فرا برسه
فقط به چشم چند کيلو پروتئين بهت نگاه ميکنم
...خب، پس هردوتامون يجور فکر ميکنيم
گوش کن، مردم ديگه دارن اين قضيه رو بيش از حد بزرگش ميکنن
.يه گودال بيشتر نيست پايان دنيا که نشده
نه. پيشواي روحانيم بهمون گفت که اين حادثه سيزدهم مارس اتفاق ميفته
سيزدهم مارس؟ اگه اينطوره پس !ماه آوريل، ماليات نميديم
بچه هاي کليساتون رو بيار اينجا
خودم يه کاري ميکنم مکاشفه رو پشت سر بگذارن
،و با اين وسيله ي تطهيرکننده ي آب ميتونن ادرار خودشون رو بخورن، ميدوني؟
يا آب رودخونه يا درياچه رو
ولي دقيقا از کلمه ي ادرار براي بازاريابي استفاده کردي
،اين جريان گودال فقط باعث ترس همگاني شده و من اينکارو درست نميدونم، ميدوني؟
،ديشب پدر بويد خونمون بود
با حرف زدن درباره ي يه سري مسئله ي محيطي، کلي بويد رو ترسوند
.بچه ديگه خونم رو ترک نميکنه پايين تختم ميخوابه
نه، نبايد اجازه بدي بچه ت گرفتار همچين ترس هايي بشه
چيز مهمي نبود. راستش جواب هم داد
اون پايين خيلي گرم بود، و پاهاي همسرم مثل تکه يخ هاي قطبي ميمونن
که دانشمندا ميگن درحال ذوب شدن هستن
خيلي اتفاقي روي يه لينکي درباره ي گرماي جهاني کليک کردم
فکر کردم منظورش "گرماي جبريل"ـه جِربيل نام گروهي از جوندگان کوچک است؛] [از خانواده ي موشسانان هستند
نظر دانشمندا درباره ي گرماي جربيل چي بوده؟
اون سايتا واقعا مُخرب ـن
بايد يه روش هاي بهتري براي گرم کردن يه جبريل وجود داشته باشه
زمان من، بچه ها اجازه ي ترسيدن رو نداشتن
يادمه يه دفعه به پدرم گفتم که از رعد و برق ميترسم
،خب... - آره، بعدش يه طوفان اومد - ...و مجبورم کرد با فويل حلبي که دورم پيچيده بود
تو حيات پُشتي بمونم
...بقيه ي داستان درست يادم نيست، ولي
فکر کنم يه روش ديگه براي گرم کردن جبريل پيدا کرديم
مگه قبلا اين قسمت رو نديدي؟
اخبار دارم ميبينم
هر شب فرق ميکنه
...جاهاي غمگين، آدماي غمگين به نظر من که تکراري مياد
No comments yet. Be the first to leave one.