Romulus

Romulus

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Romulus S01E03 1080p WEB-DL DD5 1 H264-ROCCaT
Romulus S01E03 720p X265-StB
Romulus S01E03 720p WEB-DL-30nama
A Commentary by TheFlashPoint
🔴 30nama | TheFlashPoint 🔴

Tags

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
1080
720p
720
Published on: 2020-12-09
Downloads: 46
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 189 lines.

‫- من که چیزی نمی‌بینم. ‫- بهت میگم یکی اونجاست.

‫حالا نگاه کن!

‫چیزی نمی‌بینی؟

‫کی اونجاست؟

‫حرف بزن!

‫کی هستی؟

‫حرف بزن!

‫کی هستی؟

‫«رمولوس»

‫هوسته...

‫تویی؟

‫همه‌ی درختا رو علامت زدم.

‫همونطور که خودت گفته بودی...

‫منو صدا زدی؟

‫بیا، میخوام یه چیزی بهت نشون بدم.

‫یه غول!

‫رومیا زیرِ زمین با دست و پای بسته...

‫نگهشون میداره تا بهش خدمت کنن.

‫خواهش میکنم بیا برگردیم به اردوگاه.

‫اگه الان بریم قبل از تاریکی میرسیم اونجا.

‫بهش دست نزن! ‫نمی‌دونیم که مقدسه یا نه.

‫چی شده؟

‫این طنابِ پیکوس ـه.

‫هوسته...

‫بذار توضیح بدم.

‫تو یه ترسوی حرومزاده ای! ‫گذاشتی اون بمیره!

‫ولم کن.

‫ولم کن.

‫من پیکوس رو نکُشتم.

‫خوش اومدی، گوسفند کوچولو!

‫ویرو، چی شده؟

‫هوسته کجاست؟ ‫چه بلایی سرت اومده؟

‫- چه بلایی سرت اومده؟ حرف بزن! ‫- گاینوس رو خبر کن.

‫نمیتونی بهمون بگی چی شده؟

‫- گاینوس! ‫- هوسته کجاست؟

‫- گاینوس! ‫- هوسته کجاست؟

‫گاینوس!

‫چه خبره؟

‫گاینوس!

‫گاینوس!

‫لطفاً منو ببخش.

‫پیشِ هوسته بودم ولی بعدش...

‫فقط نگاه کردم و هیچ کاری نکردم...

‫چی برا خودت میگی؟

‫توی جنگل یه اتفاقی افتاده.

‫رفته بودیم یه جای دیگه ولی بعدش...

‫جفتمون دیدیمش.

‫کیو دیدید؟

‫حتماً باید اسمش رو به زبون بیارم؟

‫به بلندیِ سه نفر آدم بود،

‫و پنجه‌هایی آهنی داشت.

‫هوسته رو گرفت، به دو نیم تقسیمش کرد...

‫و بعدش قلبش رو خورد.

‫چرا فقط اونو گرفت؟

‫نمیدونم.

‫من...من...من قایم شدم.

‫وقتی آدم با رومیا رو در رو میشه، ‫ چیکار میتونه بکنه؟

‫میگی هوسته مُرده،

‫ولی الان خودت اینجایی و داری حرف میزنی!

‫کثافتِ بزدل!

‫کافیه، پاکویوس، ساکت باش!

‫ویرو...

‫واقعاً «بانوی گرگ ها» رو دیدی؟

‫آره.

‫اون قلبش رو خورد.

‫از امروز به بعد، سه تا آتش بیشتر روشن میکنیم.

‫باید اون رو از خودمون دور نگه داریم.

‫حالا برید سراغ کارهاتون.

‫میخوایم هوسته رو همونجوری اونجا ول کنیم؟

‫- نمیخوایم بریم جنازه‌ش رو بیاریم؟ ‫- تو میخوای بری پاکویوس؟

‫برید سراغ کارهاتون.

‫«پدر ژوپیتر»... ‫(خدای خدایان زئوس)

‫مارس، ارباب جنگ... ‫(خدای جنگ آرس)

‫و تو اِی وستای پُر ثمر... ‫(وستا: الهه‌ی خانه داری)

‫به این دخترتون نگاه کنید...

‫که از مرداب‌های مردگان برگشته...

‫تا ما را غرق در وحشت کند.

‫به ما بگویید...

‫که با پذیرفتن او به خانه های خود...

‫کار درستی کرده ایم یا اینکه...

‫او دوباره باید مجازات شده...

‫و به تاریکی بازگردانده شود؟

‫نترسید!

‫خب، حالا باید چیکار کنیم؟

‫اون بهتون میگه باید چیکار کنید.

‫حقِ اعتراض ندارید،

‫خدایی هست که به قلبش الهام میکنه.

‫همینجوری پیداش کردیم.

‫حداقل پنج تا مرد لازمه تا این سنگ‌ها رو تکون بدن.

‫تو نمیخوری پاکویوس؟

‫یعنی ترس اشتهات رو از بین بُرده؟

‫این ترس نیست.

‫خب پس چیه؟

‫دوست ندارم اینطوری بهم نگاه کنی.

‫- ما قراره که... ‫- امروز به هوسته فکر کردیم!

‫کل روز رو!

‫قبلاً هم بهتون گفتم، ‫اگه میخواید برید پیداش کنید...

‫جلوتون رو نمیگیرم.

‫نمیتونیم تنهایی بریم، ‫خودتم خوب میدونی!

‫من و پاکویوس حاضریم ولی تو...

‫تو پادشاهی!

‫میتونی تصمیم بگیری که یه نفر رو باهامون بفرستی.

‫لوسیوس، تو حاضری بری؟

‫ازت سؤال پرسیدم!

‫افراد دیگه‌ای هستن که از من خیلی شجاع‌ترن.

‫مثلاً تائوروس...

‫شنیدی چی گفت تائوروس؟

‫میگه تو از همه شجاع‌تری.

‫اونی که از همه شجاع‌تره، تویی گاینوس!

‫چرا خودت نمیری؟

‫چون هوسته هیچ ارزشی برام نداره.

‫تو هم که بزدلی!

‫مثل بقیه!

‫افراد رو جمع کن!

‫من رهبریشون میکنم.

‫اونموقع میفهمی که بزدلم یا نه.

‫تائوروس میخواد رهبریِ یه گروه اعزامی رو ‫به عهده بگیره.

‫آپیوس و پاکویوس هم همراهش میرن.

‫اگه کس دیگه‌ای هست که بخواد دنبالشون بره، ‫من بهشون اجازه میدم.

‫همرزمان...

‫همرزمان...

‫اگه اتفاقی که امروز برای هوسته افتاد...

‫برای شما می‌افتاد...

‫دلتون نمیخواست یه نفر بیاد و جنازه‌تون رو خاک کنه؟

‫یا اینکه ترجیح میدادید جنازه‌تون رو ول میکردیم...

‫تا خوراکِ پرندگان بشه؟

‫بهش فکر کنید.

‫اگه قول بدی...

‫- من باهات میام. ‫- برای تو قسم میخوریم، ویبیوس!

‫قسم به همه‌ی خدایان!

‫کس دیگه‌ای همراهمون نمیاد؟

‫دیگه بسه، تائوروس.

‫فردا دمِ طلوع باید از اینجا برید.

‫ویرو!

‫بیا نزدیکتر.

‫تو باید دقیقاً...

‫ببریشون همونجایی که هوسته مُرد.

‫- صبر کن، گاینوس! ‫- ساکت باش.

‫همون کاری که گفتم رو بکن.

‫ببرشون همونجا که میدونی.

‫دوباره اون بود؟

‫برادرت؟

‫چرا نمیخوابی؟

‫توی الئا وقتی یه برده از دستور سرپیچی میکنه،

‫دست‌هاش رو به دوتا اسب میبندن...

‫و اونا رو وادار به حرکت میکنن، ‫تا اون برده به دو نیم تقسیم بشه.

‫با منم همین کار رو میکنن.

‫چون دروغ گفتم!

‫پس تو هوسته رو کُشتی.

‫بهم حمله کرد و باید از خودم دفاع میکردم.

‫دارم راستش رو میگم، ‫باید حرفم رو باور کنی.

‫حالا وقتی جنازه‌ش رو ببینن،

‫میفهمن که چه اتفاقی افتاده.

‫هیچ امیدی ندارم.

‫فردا باهامون بیا.

‫- چرا ازم میخوای بیام؟ ‫- چون تو شهامتش رو داری.

‫اگه با تو باشم، کمتر میترسم.

‫خواهش میکنم!

‫من هیچ شهامتی ندارم.

‫دقیقاً مثل خودتم.

‫وقتی اونا برادرم رو کُشتن، من پیشش بودم.

‫نتونستم نجاتش بدم.

‫دوست دارم برگردم به اون روز و باهاش بمیرم.

‫ولی خدایان اجازه‌‌ش رو ندادن.

‫ایلیا؟

‫ایلیا؟

‫برو بگیر بخواب، ایلیا!

‫خدایان در خواب بهت نشون میدن که باید ‫چه راهی رو در پیش بگیری.

‫هیچوقت به اندازه‌ی کافی نخوابیدم.

‫ترسیده بودم که یه موقع از دستت نداده باشم،

‫ولی بجاش دیدم اینجایی! ‫یه جور نعمت توی خونه‌ـمی.

‫نمیذارم دوباره کسی تو رو از من بگیره.

‫من یه نعمت نیستم.

‫انتقامم!

‫مارس، خداییه که زندگیم رو بهم برگردوند.

‫الان مال اونم.

‫تو دخترِ منی.

‫مال آلبایی!

‫مال منی!

‫حالا بیا بریم خونه.

‫هنوز ضعف داری.

‫باید ببریم پیش کِشیشِ مارس.

‫فقط به اون میگم که چی دیدم و خدا بهم چی گفته.

‫چیزی ندیدی.

‫چرا دیدم.

‫حالا فقط کِشیشِ مارس میتونه مشخص کنه...

‫که الهاماتِ توخالی بودن یا نبودن!

‫آخرش گاینوس به اون چیزی که میخواست رسید.

‫ساکت باش.

More Farsi Persian subtitles for Romulus

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left