The first 200 lines.
«:: [مــتـرجـم: [پارسا ::» |^| |^|
میموسا
دوست داریم درباره دیروز صحبتی داشته باشیم
بنشینید
گفتید که نمیخواید تو نقشه من شرکت کنید پس برای چی اومدید؟
یعنی بدون ما میخوای بازم پیش بری؟
باور دارم این تنها راه بقای ما هستش
به ته جویانگ قسم خوردی ازش سرپیچی نکنی اگه بو ببره کشته میشی
مگه هممون قسم نخوردیم برای ژنرال زندگی کنیم و بمیریم؟ منم حاضرم در این راه جون بدم
هنوز برام واضح نیست
نمیدونم چی به نفع ته جویانگ هست
!چیزی بگو
!حسابی گیج شدیم نمیدونیم چیکار کنیم
ژنرال ته جویانگ مرد بزرگ و جوانمردیه
نه تنهای برای مردم خودش بلکه برای خیتان ها احترام قائله
برای همین وظایف اخلاقی خیلی براش مهمه
ولی من نه
حاضرم برای ژنرال از وظایف اخلاقی خودم بگذرم
مهم نیست چقدر بی رحم ، تبهکار یا فریبنده باشم
ولی مشتاقم که ژنرال رو در بالاترین سطح ببینم
مهم نیست چقدر کارم بی شرمانه و خطرناک باشه ولی هرکاری میکنم تا به هدفم برسم
برای همین من مفتخر و نترسم
بگو چیکار کنیم
به ما بگو
ولی اگه جواب نده !ماهم همراهت میمیریم
!گفتم بدون فراخوان اینجا نیای
چقدر دیگه باید پادشاه رو در این وضعیت نگه دارم؟
کارم هنوز تموم نشده
باید یه مقدار برام زمان بخری
ولی تاخیر بیش از حد جون پادشاهو به خطر میندازه
برای همین به کمکت نیاز دارم
...ولی قربان
اگه الان پا پس بکشی نمیتونی بی گناه بودنتو ثابت کنی
فقط چند روز زمان لازم داریم تقریبا کارمون تموم شده
اگه همه چیز خوب پیش بره در آینده مرفه زندگی خواهی کرد
طبیب ، اینجا چکار میکنی؟
میخواستم از وضعیت پادشاه مطلع بشم
بسیار خب
بنشین ، ژنرال
ته جویانگ حرکتی داره نمیکنه
شاید بهتر باشه ما قدم اول رو برداریم
صبور باش
بزودی حرکتشونو انجام میدن اونوقت میتونیم به جرم خیانت مجازاتشون کنیم
در این صورت وقتی پادشاه به هوش بیاد مشکلی نخواهیم داشت
با دقت گوش کنید
قریب به هزار سرباز در شهر بین مردم زندگی میکنن
برگردوندن اونا اولویت ماست
ولی این به نفع خط ارتباطات ضروری نیست
مشکل ما بیرون رفتن از اینجاست
سربازای خیتان دهکده رو محاصره کردن
نگران نباش
یه راه تنگی وجود داره که به تپه ختم میشه- درسته چند باری اون مسیر رو رفتیم-
چی؟ ممکن بود دستگیر بشین- ولی نشدیم-
میموسا ، دستور بده
میریم بیرون و سریع سربازا رو برمیگردونیم
گیوملان برای این کار مناسبه- قربان ، فقط دستور بدید-
به محض اینکه کنار هم جمع شدیم دروازه شهر رو تصرف میکنیم
و وقتی ارتش 30 هزار نفره ما وارد شهر بشن فتح شهر خیلی آسونه
من و هوک و سودول و گپیلسمن دروازه رو تصرف میکنیم هدایت ارتش اصلی به عهده تونگ سو
چشم- نگران نباش-
مشکل اصلی ته جویانگ ه
نباید تا زمان عملی شدن بویی ببره
ژنرال با من
لطفا
باید موفق بشیم حتی اگه بعدا کشته بشیم
یادتون باشه فقط یک فرصت داریم
بیاین شروع کنیم
بله قربان
چرا وحشت زده این؟
هنوز بیدارید
نتونستم بخوابم رفتم به اتاقت ولی اونجا نبودی
به ملاقات میموسا رفته بودی؟
از خستگی باهم حرف میزدیم
خب ، باید بریم
نه ، چرا شما دوتا نمیاید یه نوشیدنی بنوشیم؟
نمیدونم آخرین بار کی ما 3 نفر باهم نوشیدیم
هممون مشغله زیادی داریم
بیاین امشب مشکلاتمون رو فراموش کنیم
نظرتون چیه؟
منظورت چیه؟
...درباره میموسا چشماش ، رفتارش
به نظر میرسه داری کاری میکنه
مثلا چی؟ من که چیز خاصی نمیبینم
مگه نه؟
نه
من ، میموسا رو خیلی وقته میشناسم
فقط با نگاه کردن به چشماش به فکرش پی میبرم
میموسا فقط به فکر منافع شماست
البته هیچ وقت کار اشتباهی انجام نمیده
به چیزی مشکوک نیستید؟
ممکنه چیزی بدونید که من ندونم
ما چیزی نمیدونیم
و اگه خلاف این باشه سرمونو تحویلتون میدیم
فعلا نباید دشمنی ایجاد کنیم
اگه از چیز مشکوکی باخبر شدید سریعا به من رجوع کنید
حتما
!بیوو
تقریبا رفتم اون دنیا برگشتم
واقعا داریم کار درست رو انجام میدیم؟
در بدترین شرایط توسط ته جویانگ کشته میشیم
ولی داریم بهش دروغ میگیم احساس خیانت میکنم
ولی حق با میموسا هستش
جویانگ به وفاداری ما پی میبره
این تنها راهشه وگرنه همگی میمیریم
...میدونی ولی خیلی پیچیدست
گیوملان در شهره
زیر نظر بگیریدشون- بله ، قربان-
بنشینید
میتونید در طی 2 روز
سربازا رو سروسامون بدید؟
زمان مناسبیه
و اسلحه؟
اونا خلع سلاح شدن ولی سلاح مخفی داریم
در زمان تعیین شده همدیگرو ملاقات میکنیم
ژنرال گلسابیوو فرمانده شماست- بله-
رزم آرا اومده- بفرستش داخل-
بالاخره گرفتیمشون
ته جویانگ داره کارایی انجام میده
به نظرت کی عملیات رو شروع میکنه؟- معلوم نیست-
منظورتون چیه؟ ته جویانگ میخواد اقدام خصمانه ای انجام بده؟
داره تلاش میکنه یانگ زو را تصرف کنه
فعلا به ژنرال سون وانرونگ گزارش نده
بین خودمون میمونه و شورش رو از بین میبریم
بله ، ژنرال
دارید اشتباه میکنید
ژنرال ته جویانگ هرگز اینکارو نمیکنه
چیزی به نام اتحاد یا دوستی بین ما وجود نداره
ته جویانگ الان دشمن ماست
حرکت کنید
چی شده؟
منظورت چیه؟
سربازا طوری با ترس میدوون که انگار زمان جنگه
مشکلی نیست
من از اعضای مرکزی ارتش هستم
دارم با چشمام میبینم سربازا ترسیدن اونوقت میگی مشکلی نیست؟
توضیح بده ژنرال قضیه چیه؟
میخوای از من قایمش کنی؟
دستور از ژنرال بالارتبه هست مارو ببخشید
چی؟ پدرم؟
لطفا خودتون ازش بپرسید
!ببخشید سرورم بیاین بریم
مادر ، شما باید بدونید چه مشکلی پیش اومده چرا سربازا ترسیدن و موقعیت جنگی گرفتن؟
اگه حدسم درست باشه
میخوان ژنرال ته جویانگ رو دستگیر کنن
بهتره دخالت نکنی
منظورت چیه مادر؟
چطور میتونید بهم بگید در چنین موضوع حیاتی دخالت نکنم؟
از کی تا حالا جوابمو میدی؟
درک نمیکنم
چرا همه سعی دارن به ناجی ما صدمه بزنن؟
میخوای بدونی چرا؟
امشب با من بیا
امشب چشمامون حقیقتی رو میبینه که قبلا نتونسته بود ببینه
!اونجا
ژنرال ته که باخبر نشده؟- نگران نباش-
میموسا کنارشه از هیچی باخبر نمیشه
میخوام وقتی از اینجا رفتیم بیرون دو نفرتون برید به سمت ارتش اصلی خارج از شهر باید سریع باشید
نگران نباش میدونیم چکار کنیم
وقت نداریم ، باید بریم- دروازه به سمت تپه رو باز گذاشتم-
دنبالم بیاید- بریم-
افراد ته جویانگ در مرکز شهر دارن دور هم جمع میشن
باید راه بیفتیم
باید غافلگیرانه بهشون ضربه بزنیم
راه بیفتید- بله ژنرال-
مسیر فرارشون چطور؟
ژنرال شو داره ازش نگهبانی میکنه
!صبر کن
چطور با این وزنت اینقدر سریع میدوویی؟
نفسم برید- از الان نفست نداری؟-
وایسا به سن و سال من برسی
سن شما؟ من از شما پیرترم قربان
داری جواب منو میدی؟- نه-
نه؟- نه-
دقیقا اونطرف دیواره بهتره حرکت کنیم
!تنهایی نرو
بالاخره منو به کشتن میدی
بیاین رو کولم- اره ، اره-
باید چکار کنیم؟- نگران نباش هواتو دارم-
مراقب باش
زندگی سخته، مگه نه؟- ژنرال-
منتظر چی هستید؟ برید بالا
داری کمرمو میشکنی
ژنرال، منتظر چی هستید؟- قربان-
!جدا خیلی سنگینی
دارید میخوابید؟
وای، کمرم
این دفعه شما قلاب بگیرید
من اول میرم بالا- ...اون بالا-
چی؟ چیزی اون بالا نیست
یه نگاه بنداز- چی؟-
عجب دلقاکیی
حالا هردتون چهار دست و پا بشینید مچتونو گرفتم
ژنرال
نه، اون احمق نباید مارو دستگیر کنه
میدونم چه حسی دارید دستامون بستست و اوضاع خسته کننده ای داریم
ولی ما برای نجات مردممون اومدیم
اگه در این حین جنگ راه بندازیم و خیتان ها رو بکشیم
مخالف تمامی باور های ما خواهد بود
میدونم سربازا گله مندن ولی تو میتونی آرومشون کنی
اگه در راه حق گام بردارید به خواستمون میرسیم
No comments yet. Be the first to leave one.