Sovereign

Sovereign

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Sovereign 2025 1080p WEB-DL DDP 5 1 H 264
Sovereign 2025 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264
Sovereign 2025 1080p WEB-DL HEVC x265
A Commentary by NESTED
🔥Mr. Rocky | T.me/NestedSub 🔥

Tags

webdl
Published on: 2025-07-12
Downloads: 107
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫تقدیم به تمام پارسی‌زبانان

NESTED ‫با افتخار تقدیم می‌کند

‫سلام؟

‫۹۱۱، مورد اضطراریتون کجاست؟

‫خروجی ۲۷۵ تو جاده چهل.

‫اینا همین الان درست تو خروجی ‫به مامور پلیس شلیک کردن.

‫گفتین یه مامور تیر خورده ‫تو ۲۷۰ چی شده؟

‫خروجی ۲۷۵ تو جاده چهل.

‫۲۷۵ تو ۴۰؟ الان خودتون کجایین؟

‫من تو خروجی‌ هستم.

‫وای خدای من! اوه، لعنتی!

‫- چی می‌بینین، قربان؟ ‫- دو تا پلیس مردن.

‫اون یکی تو چاله افتاده.

‫خانم، هر دوشون مُردن.

‫هر دو تا پلیس رو کشتن. ‫به یکی شلیک کردن، اون تو گودال افتاد.

‫اون یکی پشت ماشین فرار کرد،

‫و به سرش شلیک کردن.

‫باشه، مظنون الان کجاست؟

‫با اسلحه‌های خودکار مسلحن.

‫الان... شما کجا هستین؟

‫من... من درست بالای سر پلیس ایستادم.

‫مغزش... مُرده. مغزش...

‫اون یه مامور هست؟

‫بله، بله!

‫بیا، ایناهاش.

‫این‌ور.

‫عصر بخیر.

‫من معاون هالم، از اداره کلانتری.

‫دنبال جری کین هستیم. ایشون پدرتون هست؟

‫قضیه درباره چیه؟

‫من آقای فریدمنم.

‫وکیلم و نماینده بانک سان موچوالم.

‫متأسفانه این خونه مصادره شده.

‫30 روز دیگه مزایده عمومیه.

‫تا اون موقع لطفاً خونه رو ‫تمیز و مرتب نگه دارید.

‫بانک یه پیشنهاد نقدی برای تحویل کلید داره.

‫به پدرت بگو با ما تماس بگیره.

‫ما سعی کردیم باهاش تماس بگیریم.

‫دلیلی داره که تو مدرسه نیستی؟

‫من خونه درس می‌خونم.

‫خونه درس می‌خونی.

‫باشه.

‫سلام، مالی.

‫سلام.

‫مالی.

‫- دلش برات تنگ شده بود. ‫- سلام، منم دلم براش تنگ شده بود.

‫بیا بغلم

‫وای خدا، چقدر قوی شدی.

‫ببینش

‫یالا، یه کمکی بکن.

‫وای، وای، آفرین به آشپز.

‫حیاط خوب به نظر میاد.

‫- آره؟ ‫- آره.

‫اون همه آهن‌پاره رو چیکار کردی؟

‫پشت سوله گذاتمشون.

‫خوبه. اینا چیزای باارزشین.

‫یه عالمه مس توشون هست.

‫آلومینیوم.

‫چمن‌زن خرابه.

‫تسمه‌شه؟

‫یه نگاه می‌ندازم.

‫پلیسا باز اومدن.

‫خب

‫- اینو گذاشتن. ‫- نه.

‫نیازی به دیدنش ندارم.

‫گفتن سعی کردن باهات تماس بگیرن.

‫کی؟

‫یکی‌شون گفت از بانک.

‫خب، اگه می‌خواد باهام تماس بگیره،

‫باید از راه درستش بره.

‫من چیزی ازشون دریافت نکردم.

‫دریافت کردن یه انتخابه. اجباری نیست.

‫گفتن سی روز دیگه خونه رو حراج می‌کنن.

‫سی روز، بر اساس قرارداد کی؟

‫اونا یا من؟

‫چون اگه مال من باشه، گور باباشون، ‫بذار سی روز.

‫فقط دارن گور خودشونو عمیق‌تر می‌کنن.

‫بانک فقط یه مرکز تسویه‌ست.

‫اونا سند اصلی رو ندارن.

‫سند اصلی چیه؟

‫چرا نگرانش می‌شی؟

‫باشه، بذار بابات درستش کنه.

‫تمیز کن. درساتو تموم کن.

‫سلام به همگی.

‫اولین پنج‌شنبه ماه هست،

‫برنامه همیشگی‌مون با جری کین.

‫جری متخصص مصادره‌ها،

‫وام‌ها و اسناد امانیه.

‫جری، بهمون بگو دقیقاً چطور وارد این کار شدی؟

‫خب، اولش کار نبود.

‫یه جورایی تبدیل به کار شد،

‫بعد از اینکه با مشکلاتم ‫با سان موچوال روبه‌رو شدم.

‫سان موچوال خونه‌تو مصادره کرد.

‫خب، دارن سعی می‌کنن.

‫هر کاری از دستشون برمیاد دارن می‌کنن.

‫امروز باز گشتاپوهاشونو فرستادن اینجا،

‫سعی کردن با قانون الکی ما رو گول بزنن.

‫- اوه، خدا. ‫- آره.

‫من دیگه مراحل اداری رو شروع کردم.

‫فردا یه سوگندنامه حقیقت ثبت می‌کنم،

‫به همراه یه دستور نشون دادن دلیل.

‫جری، تو داری مبارزه خوبی می‌کنی.

‫خب، یکی باید این کارو بکنه.

‫این واقعاً شده یه کار تمام‌وقت

‫برای من تو این مقطع.

‫قبلاً بام‌سازی می‌کردم، ولی...

‫دیگه زیاد برای اون کار زنگ نمی‌زنن.

‫حالا بیشتر سندهای امانی، بازخریدها،

‫مشاوره و اینجور چیزا.

‫خب، می‌دونم شنونده‌هامون

‫یه عالمه سؤال دارن، پس اولین تماس‌گیرنده،

‫تو با جری کین روی خطی.

‫این دیگه چیه؟

‫تمومش کردم.

‫باشه، پس بده ببینم.

‫بده دستم.

‫مطالعات اجتماعی.

‫وقتی بچه بودم به این می‌گفتن مدنی.

‫طبق اعلامیه استقلال،

‫دولت‌ها قدرتشونو از کجا می‌گیرن: ‫الف، پادشاه انگلیس،

‫ب، رضایت مردم...

‫ب، رضایت مردم.

‫به نظرم خوبه.

‫قدرت دست مردمه. همیشه یادت باشه.

‫- این بخشو قبلاً انجام دادم. ‫- باشه.

‫بعد از جنگ داخلی، هدف سیزدهمین، ‫چهاردهمین و پونزدهمین...

‫ب هست.

‫تو شهروند ایالتی هستی یا شهروند آمریکا؟

‫- جواب ب هست. ‫- چرت و پرت.

‫اگه شهروند ایالتی باشی،

‫زیر صلاحیت دولت فدرال نمی‌ری.

‫اونا باهات قرارداد ندارن.

‫نمی‌تونن بهت دست بزنن.

‫اگه شهروند آمریکا باشی،

‫تبریک، تو مالکیت

‫ناحیه کلمبیایی زیر قانون تجاری.

‫تو یه تابعی، نه یه حاکم.

‫می‌دونی، وقتی بچه بودم، ‫پدر یه چیزی بهم گفت

‫که تو مدرسه بهم یاد دادن دروغ هست،

‫که دارن بهم دروغ می‌گن.

‫اونقدر عصبانی شد و ادامه داد،

‫تا بالاخره بهش گفتم،

‫«بابا، چرا معلمام بهم دروغ می‌گن؟»

‫و انگار... از گفتنش متنفرم،

‫انگار یهو ترسید.

‫بهم گفت: «بی‌خیال، ولش کن.»

‫و سعی کرد وانمود کنه ‫کل ماجرا اتفاق نیفتاده.

‫ولی من یه چیز از اون صحبت یاد گرفتم،

‫و اون اینه که اونا دارن بهت دروغ می‌گن.

‫و از اون موقع به بعد، فقط دنبال این بودم

‫که بفهمم دروغش چیه.

‫- دعاهاتو یادت نره. ‫- نمی‌ره.

‫مامان و بچه کندی، و کی دیگه؟

‫عیسی.

‫دقیقاً.

‫جی‌سی رو یادت نره.

‫باشه، حالا، حالا، خفه‌کن رو باز کن.

‫آفرین. حالا امتحانش کن.

‫هورا!

‫سلام.

‫سلام.

‫می‌خوام اینو ثبت کنم.

‫این چه جور سندی‌یه؟

‫یه سوگندنامه حقیقت.

‫یه چی؟

‫یه سوگندنامه حقیقت.

‫و این درباره...

‫یه اقدام قانونی در جریان ‫علیه بانک سان موچوال.

‫ببخشید قربان، اما نمی‌تونم اینو قبول کنم.

‫چرا؟

‫اظهارات باید در دادگاه عالی ثبت بشن.

‫ما اینا رو رسیدگی نمی‌کنیم.

‫آره، خب، همون‌طور که توضیح دادم، ‫ این اظهارنامه نیست.

‫نمی‌دونم این چیه.

‫شما اجازه دارید بدون پروانه وکالت کنید؟

‫شما اجازه دارید تو تجارت من ‫با این بانک دخالت کنید

‫و نذارید این سند رو ثبت کنم؟

‫قربان، بهتون گفتم،

‫این باید در دادگاه عالی ثبت بشه.

‫- ما اظهارات رو رسیدگی نمی‌کنیم. ‫- باشه.

‫ممنون. لازم نیست یواش حرف بزنی.

‫ثبت‌کننده منطقه دستیار دادگاهه.

‫- چی؟ ‫- دستیار...

‫- آ... ‫- بهت ابلاغ شد.

‫هی. هی.

‫بانک فقط یه شرکته.

‫یه داستان شرکتی.

‫تو داستانی؟

‫- نه. ‫- منم؟

‫من همین‌جا جلوت نشستم ‫دارم این برگر رو می‌خورم.

‫تو اونجا نشستی، داری... ‫هر چی که هست می‌خوری،

‫اسپرایت یا مانتین دو.

‫بانک کجاست؟

‫برگر و سیب‌زمینی‌شون کجاست؟

‫چطور اونا می‌تونن مال ما رو بخورن،

‫ولی ما هیچ‌وقت نمی‌تونیم ‫مال اونا رو بخوریم؟

‫گرفتی چی می‌گم؟

‫تو اونی هستی که قدرت داری. تو رئیس هستی.

‫تو حاکمی.

More Farsi Persian subtitles for Sovereign

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left