The first 200 lines.
تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد
....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس
استفاده از اين زيرنويس تنها با ذکر آدرس و اسامي مترجمين مجاز است
اولين شبي که به آپارتمانم نقل مکان کردم صدايي شنيدم که انگار
انگار پشت ديوار چيزيو ميخراشه
يک صدايي شنيدم
صداي خراشيدن بود
اما از اتاق کناري بود
بايد يک اتاق، کنارش باشه
خوب، اون صداي چي بود؟
يک چيزي عجيب بود، نبود؟
امسال، قرار نيست سال سختي باشه
ببخشيد، شنيدي؟
صداي خوبيه، نيست؟
چي؟
امروز، پخش زنده ميگيريم
آماميا، مگه اون اخيرا دست از فيلم گرفتن برنداشته؟
اون نگران کسب و کارمونه
ميفهمم
اخيرا داره تا ديروقت کار ميکنه
لطفا يک خوبشو براش فراهم کن
يک خوبشو؟
بهش فکر کن
آماميا، تو ازدواج نميکني؟
نه واقعا
نميخوام به خانوادهم زحمت بدم
تو خيلي دلسنگي
ايده يک خونه جديد بهمون ميدي
...ميدوني
الان دارم دنبال خونه ميگردم
اينو نگاه کن
خونه ايدهآلي نيست؟
يک خونه دو طبقه است
اين طبقه زيرزمينه
و اين يک خونه يک طبقه است
اوه، خوبه
فکر ميکنم به اندازه کافي خوب هست
....اما زندگي من
اون نگران پردههاست
پردهها؟
اينو ببين
بين آشپزخونه و اتاق نشيمن
يک فضاي عجيب وجود داره
اين چيه؟
از مامور مشاور املاک پرسيدم
اون گفت نميدونه
من باهاش مشکلي ندارم
اما زندگيم واقعا خوشش نمياد
ميگه چندشآوره
اگه اشکالي نداره دوست دارم از خودش بپرسم
پدر، کمکم کن
نميدونم چطوري باهاش کنار بيام
من ميخوام برم و ببينم اون چه کاريو نميخواد انجام بده
پس، لطفا به من کمک کن
چيکار داري ميکني؟
چيکار داري ميکني؟
من هيچوقت اينو نميخرم
چي؟
هيچوقت اينو نميخرم
ميشه واضحتر حرف بزني؟
اون فضاي مرموز چه مشکلی داره؟
اين فضا در اصل با دوتا ديوار غيرضروري به وجود اومده
به عبارت ديگه اين فضا براي يک چيزي نياز بوده
اين براي يک چيزي مورد نياز بوده
براي يک چيزي؟
فکر ميکني چيه؟
يعني يک جسد اينجا گذاشتند؟
خيلي احمقانه است
ديگه چي برات مهمه؟
خودت متوجه ميشي که يک حس عجيب ناراحتي داره
يک اتاقه؟
اتاق بچه است
دوتا در هستند
دوتا در دوتايي
مشخصات مکاني اون، کجاست؟
موقعيت مکانيش، عجيبه
ميري طبقه بالا به طبقه دوم و
وارد اتاق ميشي بايد راه نسبتا طولانيايو طي کني
دستشويي چي؟
اين اتاق با يک چيزي تجهيز شده
حتي يک پنجره هم توي اتاق بچه نيست
و تمام اتاقها، اتاق بچه رو احاطه ميکنند
نظرت چيه؟
چيز عجيبي حس ميکني؟
پنجرهاي در کار نيست
دوتا در دوتايي
توالت تجهيز شده، آره
اما حمام اون گوشه است
پس چي توي اين اتاقه؟
فقط سه تا پنجره هست
اوه، اين توالته
توالت توي اتاقه
يک چيزي هست که نميتونم نشونت بدم
اين فقط يک توهمه
هرچيزي که دلتون بخواد ميتونيد به آقاي يانواوکا بگيد
اما من اينو ميگم
تمامش کن
خونه عجيب
در نگاه اول اين فقط يک خونه معموليه
اما... چيزي عجيب از توي پنجره حس ميکنم
واقعا توي اين خونه عجيب چه اتفاقي داره ميفته؟
چه جور چيز مرموزي توي اين خونه عجيب، مخفي شده؟
....يک چيزي
عجيبه، نيست؟
اگه يک داستان داشت خوب ميشد ....اما
اين چيه؟
معذرت ميخوام
هنوز هم يک اتاق عجيبه
اين دفعه چي ميخواي؟
...يعني
اگه تو طراحي بايد توي يک اتاق بهتر زندگي کني
طوري زندگي کني که کتاب معماري و کتابهاي مرموز، احاطهت کرده باشند
هيچ اتاقي بهتر از اين اتاق وجود نداره
اصلا متوجه نميشم
اگه بهش نيازي نداري لطفا برو خونه
...خوب
پريروز متوجه يک چيزي توي قاب پنجره شدم
سعي کردم قاب پنجره طبقه اول و دومو باهم مطابقت بدم
نگاه کن اينجا
يک اتاق مرموز توي طبقه اول هست
اما با کنار اتاق دوم بچه همپوشاني داره
اينجا يک قفسه هست
....اما يک حفره روي اين زمين هست
ميتوني به طبقه اول بري
...بعد
يک اتاق مخفي هست
و اين همپوشاني فضايي با گوشه حمام طبقه دومه
واقعا؟- آره-
شايد اين قسمت هم باشه؟
اگه توي اين قسمت، يک حفره باشه
ميتوني از اتاق بچه به طبقه اول بري
اين فضا يک ...راهروي مخفي ميشه
و ميتوني از حمام به طبقه دوم بري
...خوب
اين راهروي مخفي براي چيه؟
هميشه سازنده قاب پنجره يک قصدي داره
...اما گاهي
...ميتوني بخش تاريک اين شخصو ببيني
که نميتوني لمسش کني
اين راهروي مخفي براي چيه؟
اگه واقعا يک راهروي مخفي توي اين خونه باشه
يک داستان ميبيني؟
داستان؟
...خوب
...مدتها پيش
يک زوج جوان و يک بچه توي اين خونه زندگي ميکردند
فقط تصور کن
فقط تصور کن
براي هدف خاصي، بچه توي اتاق بچه زنداني شده بوده
اين زوج، اغلب به خونشون مهمون دعوت ميکردند
اگه اون مهمون کسي بوده باشه که کسي ازش کينه به دل داشته چي؟
بيا يک نوشيدني بخوريم- به سلامتي-
بعد از غذا... مهمون به دستشويي رفته
...از طرفي
اين زوج، به بچهاي که توي اتاق بوده، علامت دادند
...بچه طبقه پايين رفته
در فضاي طبقه اول
به طبقه ديگه رفته
.. و بعد
به عبارت ديگه... اين خونه براي قتل ساخته شده بوده
براي قتل؟
امکان نداره
نميتونم بگم هيچي نيست
امروزه، جاهاي مخفي زيادي براي قتل وجود دارند
ورود قاتل هم از روشهاي متفاوتي انجام ميشه
تعجبي نداره که اين خونه
کارگاه مرگ بوده
نه، نه
يک دقيقه صبر کن
ببين، ببين، ببين
...قفسههاي اين اتاق
براي مخفي کردن راهروي مخفي، کار گذاشته شدند
اگه قضيه اين باشه... يک راهروي مخفي زير قفسه هم هست
و اون راهرو... به زيرزمين طبقه اول متصله
ببين
با اين اوصاف، ما مسيري... براي تکه تکه کردن اجساد و حمل اونها داريم
امکان نداره
نميشه
آقاي يانوآکو
خوشحالم که اينجا هستيد
..اين همون خونهايه که دربارهش حرف ميزدي
اما من... اون خونه رو نخريدم
چي؟
اخبارو نديدم
اخبارو نديدم
اگه چيزي شبيه اين... اين نزديکيها باشه... بايد
يک چيزي توي همين مايهها باشه
ميتونم يک دقيقه باهات حرف بزنم؟
يک جسد.. ناشناخته تکه تکه شده؟
زوکيباياشي... که کشف شد نزديک اين خونه است
جسدش از سر، دستها، پاها و تنه جدا شده بود
و همونجا دفن شده بود
اما فقط مچ دست چپش... پيدا نشد
فقط مچ دست چپ؟
اين خيلي عجيبه
ميبينمت
اصلا.... اين خونه... واقعا
خونهاي براي قتل بوده؟
اگه قضيه اين باشه... بايد پاي کلي پول درميون باشه
بگذار يک نگاهي بهش بندازيم
No comments yet. Be the first to leave one.