You're the Worst

You're the Worst

Download Farsi Persian Subtitle

Season 5

Release info

You're The Worst S05E02 720p WEBRip x264-TBS
A Commentary by 86162
Translated by: Farhad

Tags

webrip
web
x264
720p
720
BRip
Published on: 2019-01-18
Downloads: 30
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫فکر کنم سایت های سوپر زیادی رو دنبال میکنم

‫- چندتا رو دنبال میکنی؟ ‫- خیلی هستن

‫ولی میترسم اگه یکیشون رو حذف کنم،

‫فیلم های خوبی رو از دست بدم

‫خب، پس هیچکدوم رو حذف نکن

‫ولی هر دفعه که گوشیم رو برمیدارم،

‫حدود یه ساعت طول میکشه ‫تا همه ی دسته بندی هارو چک کنم

‫و اگه وسطش حشری بشم ‫بیشترم طول میکشه

‫آره... نه. راستش... ‫اینطور به نظر میاد

‫که توی بد وضعیتی گیر افتادی، ‫ولی من کاملاً باهات همدردی میکنم

‫آخی فدات شم، جیمی

‫میبینی، من سعی نکردم مشکلت رو حل کنم، ‫فقط باهات همدردی کردم

‫همونطور که خودت بهم یاد دادی، ‫مثل یه دختر

‫خیلی ممنونم ازت. ‫کاملاً شنیدم

‫- اوهوم... ‫- حالا مشکلم رو حل کن

‫راستی میگم...

‫میدونین چقدر پیش ‫برگزارکننده های عروسی رفتین،

‫و هیچکدومشون مطابق میل ـتون نبودن؟

‫- ما فکر میکنیم دلیلش رو میدونیم ‫- چون بخاطر سرگرمی خودمون

‫بهشون دروغ میگفتیم؟

‫آفرین، "یوجین فرانسوا ویدوک". ‫اولین کاراگاه شخصی

‫و پدر علم جرم شناسی مُدرن

‫جیمی، گوه نخور. ‫داریم حرف میزنیم

‫بخاطر اینه که اونا ‫شما رو نمیشناسن

‫خب چون ما بهشون دروغ میگفتیم

‫جدی میگم، ادگار، ‫کدوم قسمتش رو...؟

‫کی میتونه بهتر از دو نفر از مهم ترین افراد زندگیتون

‫برای مهم ترین روز زندگیتون برنامه ریزی کنه؟

‫خب، اول از همه، ‫ما داشتیم درباره ی

‫هفتم آگوست فکر میکردیم... ‫ببینین چطوره

‫وسط تابستونه، ‫هیچ تعطیلی ای توش نیست

‫و حادثه ی 11 سپتامبر هم نزدیک اون تاریخه

‫مگه هفتم آگوست تولدت نبود؟

‫میدونم تولد "شارلیز ترون" هست

‫عجیبه ها... تولد منم هست

‫من یه فکری دارم... ‫چطوره جشن هامون رو همزمان برگزار کنیم؟

‫عروسی ای درکار نیست

‫- چی؟ نه ‫- خیر سرتون این آخرین مرحله ی طبیعی

‫- زندگیتونه که میخوایم برگزارش کنیم... ‫- شما نباید دوباره با هم کات کنین

‫مثل این میمونه که یه کاری رو ‫بارها و بارها انجام بدیم

‫و پذیرش این قضیه برای قلب من خیلی سنگینه

‫شماها شبیه دوتا خانم ‫آسیب دیده از گذشته میمونین...

‫شماها مثل ضامن نارنجک من هستین

‫- و نباید اون ضامن رو بکشین و منو نابود کنین. ‫- خیلی به برگزار کردن

‫- تولد رویاییم نزدیک بودم ‫- وای خدای من. یه دقیقه گوه نخورین

‫ببینین. ما میخوایم ازدواج کنیم. ‫فقط نمیخوایم عروسی بگیریم

‫و حدود... 10 ساعت دیگه این اتفاق میفته

‫ما میخوایم بدون عروسی ازدواج کنیم، کونده ها

‫اون همه وقتی که با اون ‫برگزارکننده های عروسی تخمی هدر دادیم

‫باعث شد بفهمیم که به همین راحتی ‫میتونیم وارد دادگاه بشیم

‫و مثل پرداخت کردن قبض پارکینگ، ‫خیلی راحت ازدواج کنیم

‫خوب شد یادم اومد. من حدود ‫20تا قبض پارکینگ دارم که باید پرداختشون کنم

‫خب، بریم بیاریمشون. ‫کجا گذاشتی؟

‫باورم نمیشه این اتفاق داره میفته

‫پاشو بریم دراز بکش

‫خب، امروز قراره دیگه چیکار کنی،

‫به غیر از ازدواج کردن با یه مرد خوشتیپ؟

‫قهوه بخورم، ایمیل جواب بدم... ‫شایدم قبل ناهار

‫یه چُرتی زدم. ‫تو چی؟

‫امروز اولین جلسه ی ‫تطبیق فیلم با کتاب

‫"پهنای هلو"ـمه

‫واسه همین باید به ساحل غربی برم. ‫که خودش کلی کاره

‫گوز... سرشو بخورین، ساحل غربی

‫آها راستی... ‫از از طرف پست واست اومده

‫خب، من رفتم دیگه. باید یه نخبه ی ‫هالیوودی بسیار بدنام رو برگردونم

‫ساعت 4:30 میبینمت

‫راستی... اونجا نزدیک ‫سینمای دو دلاری ـه

‫قراره اون فیلم کشتی هوایی ‫"لیام نیسون" رو پخش کنن

‫اون دنبال دردسر نبود

‫بلکه دردسر اون رو پیدا کرد

Telegram ID: @Farhaad_Jahangiri

‫جناب...

‫بالاخره داره اتفاق میفته

‫مال منه، مال منه

‫مال منه، مال منه

‫خوشکل، خوشکل، ‫تخمی

‫- شاید بدون ارتودنسی ‫- گرچ؟

‫دفترت بزرگ تر شده یا ‫من کوچیک تر شدم؟

‫هیچکدوم. سال هاست ‫که چشمم دنبال این دفتر بود

‫واسه همین از وضعیت فرهنگی فعلی ‫استفاده کردم

‫و از طرف زن های دنیا، یک سری

‫اصلاحات شخصی رو اعمال کردم

‫بخاطر دفتر یارو، گفتی که ‫واسه تو هم این اتفاق افتاده؟

‫خودت که میدونی. ‫و این بهترین قسمتشه

‫یا پیغمبر

‫یه دستشویی تو دفترته؟

‫مثل فیلم "اینسپشن" برای ریدن میمونه

‫وای تازه یکی از اون توالت های بی نظیر ژاپنی هم داره

‫که وقتی یادت میره کونت رو پاک کنی، ‫خودش کونتو میشوره

‫-نوچ نوچ. ‫- ولی... ولی...

‫حق با صاحب خونه ست، کسو خانم

‫بعد میرم سروقتش

‫خب، چخبر؟

‫من واقعاً فکر میکنم که پشیمون میشین ‫اگه ازدواج نکنین

‫وای خدا، از دست تو لیندزی

‫برو یه فیلم "چاک ای. چیز" رو کرایه کن

‫این درباره ی برگزاری همزمان ‫تولد و عروسی نیست

‫من فقط میخوام اینو بگم که ‫ازدواج سخته

‫روز عروسیتون تنها روزیه که خوش میگذره

‫جدی میگم، بعد روز عروسی ‫همش سرازیری ـه

‫بخاطر وجود جاذبه ست

‫میخوای با جاذبه مقابله کنی؟

‫فکر نکنم بتونی، "ساندرا بولاک"

‫ستاره ی فیلم موفق "جاذبه"

‫- چی؟ ‫- من مهمونی میخوام.

‫لیندزی بس کن

‫ازدواج بدون عروسی اشکالی نداره ‫چون مفهوم

‫ازدواج کردن، گرفتن عروسی نیست

‫و اگه تا حالا عاشق شده بودی ‫خودت این رو میفهمیدی

‫چرا- چرا این حرف رو زدی؟

‫چون وقتی از پاول جدا شدی،

‫بهم گفتی هیچوقت عاشق نشدی

‫باشه، به درک

‫من باید برم شیفت صبحمه

‫لباس اتو کشیده ات رو فراموش کردی

‫لباس اتوکشیده ی من نیست

‫درواقع یه لباس عروسه که از سرکار ‫واسه تو دزدیدمش

‫واسه این اوردمش چون گفتم ‫با یه ظاهر داغون نری

‫ازدواج الکیت رو برگزار کنی

‫- گرچن؟ ‫- گفتم مال منه

‫نه، ما فقط میخواستیم ازت تشکر کنیم ‫که درباره ی رایان حرف زدی

‫رایان؟ صبر کنین ببینم. ‫این یارو؟

‫اون واقعاً اذیتتون میکرد؟

‫اوهوم، آره

‫در کل ممنونیم. ‫تو یه قهرمانی

‫من یه قهرمانم

‫ما خیلی هیجانزده هستیم، جیمی

‫من هنوزم نمیتونم باور کنم که از روی کتابم ‫قراره یه فیلم بسازن

‫خب، میتونی باورش کنی

‫آره بابا من کاملاً باور دارم. ‫داشتم متواضعانه رفتار میکردم

‫تمام شهر دارن کتاب تو رو میخونن

‫ما هفته ی آینده برداشت ها رو میشنویم

‫برداشت؟ ‫خیلی خوبه

‫و نویسنده ی فیلمنامه هم حتماً باهات هماهنگ میکنه،

‫میدونی که، از روی احترام

‫خیلی ممنون که بهمون سر زدی

‫و اگه پیشنهادی داری،

‫خیلی خوشحال میشیم اونا رو بشنویم

‫صبر کنین، چرا باید یه نفر دیگه رو استخدام کنین

‫که فیلم کتاب من رو بسازه؟

‫عالیه. تو هم میخوای تو نوشتن ‫فیلمنامه سهیم بشی؟

این که خیلی عالیه

‫- خب... ‫- آره

‫چطوره بعد اینکه برداشت هات رو گرفتیم ‫دوباره بیای اینجا؟

‫- دن ‫- باشه؟

‫- شرمنده دوستان. من باید برم ‫- اوه

‫خیلی خوشحال شدم از دیدنت، جیم

‫حتماً باید اون جلسه ی مهم ‫ساعت 1 باشه

‫من جداً باید...

‫برداشت چیه؟

کسو خانم لجباز ديگه داره خيلي لجبازي ميکنه

لياقت اون توالت رو نداره

...ليندزي، تو- داري چيزمو اذيت

بهم گفت که من تا حالا عاشق نشدم

چطور جرات ميکنه زندگي عاشقانه ي منو قضاوت کنه

وقتي مثل يه آدم فقير، بدون عروسی میخواد ازدواج کنه؟

.اين چيز بديه، ليندزي درباره اش فکر کن

،اگه ما رو از اين يکي بخوان حذف کنن بعدش چه اتفاقي ميخواد بيفته؟

تعطيلات؟ - سرپرستي از سگ -

بچه هاشون؟ - مونتاژهاي خريد؟ -

مراسم ختم؟ - ،اون لباس، آخرين اميد ما بود -

ولي اون حتي بهش نگاهم نکرد

اينجوری ازدواج کردنشون مثل يه شيب لغزنده ست

.و ما داريم ليز ميخوريم، ليندزي سريع داريم ليز ميخوريم

همينه

بايد جيمي رو متقاعد کنم که عروسي بگيره

آخي جيگرم

جيگر، جيگر نازم

...جيگر، جيگر، جيگر - چته؟ -

ادگار، جيمي آدم باهوشيه

و تو فقط... يه ادگار معمولي هستي

منم باهوشم

من الان سه ساله که با حقه بازي دارم

تو خونه ي جيمي زندگي ميکنم

،دوست ندارم اينو بهت بگم

ولي تو کسخل گروهي

.چي؟ نه خودت کسخلي

نه، من اون سکسيه هستم - من سکسي گروهم -

دليل اينکه فکر ميکني

کس ديگه اي کسخل گروهه اينه که

کسخل گروه بايد همچين طرز فکري داشته باشه

،تا از بقيه محافظت کنه

،چون اگه همزمان هم کسخل بودي هم غمگين

اونوقت خودت رو ميکشتي

حالا دوباره کيرتو بکن تو يکي از سوراخام، کسخل

،من کسخل نيستم خودت کسخلي

گرچن؟

گرچن. گرچن؟

گرچن، حالت خوبه؟ گرچن؟

گرچن، جلسه مون امروزه؟ - ايوا چطوره؟ -

آها وايسا نميخواد بگي، چون اصلاً هيشکي به آدم هاي ايوا اهميتي نميده

بگذريم، من امروز دارم ميرم ازدواج کنم

و حس متناقضي در اين باره داري؟

نه بابا

اتفاقاً حس خيلي خوبي دارم

تو اون مدرسه ي کسو خانم ممه خور

بهت ياد دادن که سريع واسه خودت نتيجه گيري کني؟ ببخشيد

ميدونم داريم روش کار ميکنيم - مرسي -

منظورم دانشکده ي کسو خانم ممه خور بود

اي جان... امروز دارم ميترکونم

More Farsi Persian subtitles for You're the Worst

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left