The first 200 lines.
NightMovie & LiLMedia Prouldy Present
- یکی اونجاست - داره میایسته؟
نه
اگه به گشت ادامه بدن، اینجا گیر میافتیم
- داری چیکار میکنی؟ - فقط یه نگاه میندازم
لعنتی، ژان، بخواب زمین به کشتنمون میدی
- ببخشید - چه فکری کردی؟
فکر میکردم خدا ازت محافظت میکنه
خب، اینکارو میکنه، اما نه از روی حماقت
من احمق نیستم
نه، نیستی اما اون کار احمقانهای بود
تو مهربونی، ژان
- چی؟ - تو مهربونی
خدایا، مامانت اینطوری صدات میکنه
" ژان، تو مهربونی " " ژان، تو پسر خوبی هستی "
اما هستی
اونقدرام مطمئن نیستم
تو همیشه باهام مهربون بودی
لیا
همه بدون توجه به اینکه چیکار کردن میرن بهشت؟
چی؟
من کار وحشتناکی کردم
مهم نیست که قبلا چیکار کردی این مهمه که چطور آدمی هستی
و من میدونم تو چطور آدمی هستی
تو هیچی نمیدونی
کمکم کن
مترجم : نیــــما نعــــیمی Dark Assassin
به بقیه چیزی نگو وگرنه عذرمون رو میخوان
لعنتی
انقدر ناجوره؟
به دکتر نیاز داری
بیا، یه مقدار مورفین دارم
سلام
تشنهای؟
ممنون
نمیدونم چطوری قراره رد بشیم
پل ارساند، تنها راه ممکنه و عبور ازش هم کار خطرناکیه
با این شرایط که جایی برای پنهون شدن نداریم، به زودی لو میریم
اما این تنها گزینهست
مارتین، اون به دکتر نیاز داره
لطفا کمکمون کن ازش رد بشیم
یه مقدار رنگت پریده، خوشگل پسر
خیلی خب، وسایلمون رو جمع میکنیم و تو تاریکی ازش عبور میکنیم
هی!
ما اینجا مشغولیم
ما هم همینطور
خیلی خب، چیکار میکنیم؟
هیچی
نه
خیلی خب، امشب رد میشیم تو آمادهای؟
آره
خوبم
بیاتریس، باهام بیا
چی رفته تو مخت؟
میخوای بری سر قرار؟
- قرار؟ - آره
وقتی تمام این اوضاع گند تموم شد، میای باهام سر قرار؟
چیکار کنیم؟
یه جایی هست. شمال
ایدره. وقتی بچه بودم با خانوادهم میرفتیم اونجا اسکی میکردیم
میخوای بریم اسکی؟
نه، اما یه کوه اونجاست
خب، فقط یه تپهست
اما من فکر میکردم که بلندترین کوه دنیاست
و میتونستی تمام دنیا رو از اون بالا ببینی
فکر کنم میتونیم با یه گیلاس شراب رز شروع کنیم
دوست دارم
تو و راموس به چی میخندیدید؟
حسودیت شده؟
نه
- اما باهاش لاس میزدی - نه
چرا داری این بازی رو درمیاری؟
هی. باید یه راه دیگه پیدا کنیم
رازموس نمیتونه راه بره
خب، مجبوره
نمیتونیم با یه چرخ خرید از اونجا ردش کنیم
تنها خارجیها هستن که وسیله نقلیه دارن
پس باید یکی از اونا رو به دست بیاریم
دیوونه لعنتی
- اونا اینجا رو گشت میزنن - کجا؟
یه ماشین همونجا دیدم اما الآن نمیدونم کجا هستن
هر کسی که بخواد از روی پل رد بشه رو میگیرن
- خب، پس فقط باید بکشمشون بیرون - چه نقشهی آشغالی
مراقب باش، سیمونه
اونا میکشنت
همونجا بایست
جنب نخور
اسلحههاشون رو بگیرید
ژان، ببندشون
- بیا فقط بکشیمشون - معاملهمون این نبود
- ما فقط ماشینشون رو میخواستیم - ناسلامتی انگار داری تو یه کارتون زندگی میکنی
خیلی خب، باشه
- بعضی وقتها تو یه عوضی به تمام معنایی - در مورد چی حرف میزنید؟
پاتریک، اول ازشون سوال میپرسیم
در مورد چی؟ که اون لباسها رو از کجا خریدن؟ که صبحونه خوردن؟
فقط برو و ماشین رو روشن کن، خب؟
یالا
کارت عالی بود، سیمونه
یا خدا!
خیلی بد به نظر میاد
ممنون
حداقل باعث یه اتفاق خوب شد
دوست داری بشنویش؟
زیاد عادی نیست؟
نمیدونم
از آدمهایی که حرفای خوب بهم میزنن، خوشم نمیاد
خدا رو شکر که حرف خوبی برای گفتن نیست
زود متوجه منظورم شدی
خواهرت و مارتین..
چی شده؟
به نظر با هم خوب هستن
فکر میکنی از پسره خوشش میاد؟
تو بگو
مگه تو و مارتین با هم نبودید؟
هیچکس تو دنیا صاحب کس دیگهای نیست
اما هنوزم عاشقشی، مگه نه؟
تو خیلی کم سن و سالی
جوابم رو بده
اینو از کجا پیدا کردی؟
این منطقهی قرنطینهست، درسته؟ اون طرف چه خبره؟
باقی گشتها کجا هستن؟
بذارید از اینجا بریم
در حال ورود به بخش پنج، همین حالا
مارتین
- جواب بده - فکر نمیکنم کتک زدنشون کارساز باشه
خودت تلاش کن، اما ماسکهاشون رو درنیار کشتنشون رو سختتر میکنه
گشتهای بیشتری توی راه هستن باید بریم
- پاتریک - صبر کن
- سیمونه داره باهاشون صحبت میکنه - بیاید بهشون شلیک کنیم و راه بیفتیم
باش اما وقتی فهمیدم چی میدونن
اون برای راحت خودش هر چیزی رو تغییر میده
اون ما رو به پشمشم حساب نمیکنه. داره میره تو مخت، مارتین
نباید بهش اعتماد کنی
داری چیکار میکنی، سیمونه؟
ما نمیخوایم بهتون صدمه بزنیم
ما فقط جواب میخوایم پس لطفا بهمون بگو اون طرف چه خبره
میخوای باور کنم که بیتوجه به همه مسائل منو نمیکشی؟
چطوری اونو به دست آوردید؟
به اون هرزه هیچی نگو
مارتین! پسرها!
باید دخلشون رو بیاریم!
بهت که گفته بودم
- حرف زدن؟ - نه، چیزی نگفتن
اول دخل اونو بیار
اون یارو که خالکوبی داره
چرا؟
همینطوری
همگی برید توی ماشین
آره، یالا
- تو قول دادی که نکشیشون - یالا، لعنت بهش
حالت خوبه، ژان؟
سوار ماشین شو
بریم سراغ بقیه
برو
داریم کجا میریم؟
لیلا بیارد
این چه کوفتیه؟
یه شهره
لیا بیارد
به نظر میاد کار خودته من قراره بیارد کوچولو رو به گند بکشم
تو خوبی؟
لازم نبود اونا بمیرن
نه، اما وقتی ممکنه به کشته شدن خودمون ختم بشه، نمیتونیم بهترین رفتار ممکنمون رو داشته باشیم
نه، اما باید از یه جایی شروع کنید
اونا سزاوار مرگ بودن، سیمونه
سلام
صبح بخیر
خوب خوابیدی؟
آره
گرسنهای؟
آره، دارم از گرسگی میمیرم
میخواد بدونه که خانوادهت کجا هستن
نمیدونم
از زمان شروع بارون ندیدمشون
- خوشمزه بود - خوبه
- بهتره.. - البته
اون میگه بهتره به مسیرش ادامه بده
اون واقعا دوست داره که بمونی
متاسفانه نمیتونم
- هر چقدر بخوای میتونی بمونی - آره، ما کلی اتاق داریم
بدم که نمیاد
عالیه
ژ
آ..
ن...
و..
ل..
ویلد
ژان
و ویلد
حالت خوبه، رازموس؟
دکتر باید این اطراف باشه
رازموس، صدام رو میشنوی؟ رسیدیم
- رازموس؟ - کجاست؟ دکتر کجاست؟-
- لیا؟ - بله؟
هلیشات رو بده من
بیا، دوست من
- کار نمیکنه - باید یه کاری کنیم کار کنه
هلیشات باید به یه دریافت کننده اطلاعات ارسال کنه
ژان؟
No comments yet. Be the first to leave one.