The first 200 lines.
اون دختره رو می بینید؟ اسمش "فلورا"ست
و برای من زیباترین دختر دنیاست
من عاشق اونم درست از زمانی که بچه بودیم
یعنی یه چیزی حدود بیست سال
فلورا هر روز از کنار خونه قدیمیشون رد میشه
اینجا یه قاضی زندگی می کرد که منم میشناختمش
اون تنها کسی بود که می دونست من برای به دست آوردن فلورا چیکارا کردم
چون من هیچ وقت شجاعت ِ ثابت کردن ِخودم رو نداشتم
یا بهتر بگم هیچ وقت موقعیتش پیش نیومد چرا؟
چون تو "پالرمو" هستیم
و اینجا جاییه که "مافیا" همیشه رو زندگی همه تاثیر گذاشته
به طور ویژه رو زندگی من
همه چی از شب ِ 10 دسامبر 1969 شروع میشه
زمانی که پدر و مادر ِ من وارد خونه جدیدشون میشن
اونا که با ذوق به این خونه اومدن خیلی زود تصمیم به حامله شدن ِ من می گیرن
ولی والدین ِ من نمی دونستن چه اتفاقی در شرُف ِ رخ دادنه
دقیقا در همون موقع تعدادی مرد که لباس ِ پلیس ها رو پوشیده بودن
در حالی که اصلا پلیس نبودن
می رن به یک جلسه اونم بدون ِ اینکه دعوت باشن
مستقیما وارد دفتری میشن که تو همون ساختمون خونه ی والدین ِمن بوده
تو خیابون ِ "لاتزیو" شماره 108
می خواستن آقای "میکل کاواتایو" رو سورپرایز کنن
که به رییس مافیا شناخته میشه و لقبش کبُراست
چون اینجوری حداقل دهنشونو می گاییم
این حزب ِ مهربون تشکیل می شد از
آقایان "آگوستینی"، "پرونزانو"، "کاروز ُ"، "باگارِلا" و "گراد ُ"
تنها کسی که لباس معمولی پوشیده چون نمی خواست خدایی نکرده تو لباس پلیس ها بمیره
افتخار ِسازماندهی این دیدار غیرمنتظره رو
رییس آینده ی مافیا آقای " توتو رینا" به عهده داشت
که دوستانش با محبت صداش می کردن حیوون وحشی
در همین حین که اسپرم های پدرم می دویدن به سمت هدف
مردان ِ آقای "توتو رینا" از آخرین تونل خارج می شدن تا وارد ِ پالرمو بشن
همه باهم می رسن به هدف های مورد نظر
اسپرم ها به تخمک
و پلیس های دروغی جلوی دفتر "کاواتایو"
درست زیر لونه ی عشق والدینم
همگی ایست! پلیس
و درست در همین لحظه ست
که زندگی من برای اولین بار به مافیا گره می خوره
اما فقط یک اسپرمه که اونم قطعا با تاخیر از راه رسیده
بدونِ اینکه اون سر و صدا رو شنیده باشه
با کله می ره تو تخمک و اون رو بارور می کنه
خودشه! اون اسپرم من بودم
اگه "توتو رینا" اون کشتار خیابون لاتزیو رو ترتیب نداده بود
من هیچ وقت به وجود نمی اومدم
"مافیا فقط تابستونا آدم می کُشه" ترجمه: رامبد
مراسم غسل تعمید ِ من کوتاه ترین مراسم در تاریخ پالرمو بود
تعمید می دهم تو را به نام پدر پسر و روح القدس. آمین
که خداوند به ما برکت بده تبریک می گم، با آرزوی بهترین ها
سپاس گذارم، به امید دیدار می بخشید، یه لحظه
اون روز "فرا جینتو" پدر روحانی خانواده ما
نمی تونست یه مراسم دیگه رو از دست بده
تبریکات فراوان
اونم مراسم اولین عضو حزب دموکرات "ویتو چانچیمینو"
شهرداری که از نظر خیلی ها در خدمت مافیا بود
شاید به خاطر همین دوستی های خاصش بود
که 10 سال بعد پلیس جسدش رو با 5 گلوله تو تنش پیدا می کنه
تو آپارتمان ِ مجللش در صومعه "سانتا ماریا دی جزو"
تو صحنه جرم
مامورا 5 میلیون لیر پول نقد
یه تفنگ کالیبر 38
و یه مجموعه از اشیا چرمی برای استفاده های مشکوک
که عموما "شلاق" گفته میشن از تو خونه ش پیدا کردن
مامان
بگو مامان... با توام! مامان
آرتور! پدرسگ! بگو مامان
خانوم "ماریا پیا" با مجسمه "گریبالدی" تا الان به نتیجه بهتری رسیده بودی تا با این بچه
والدین من بی خودی نگرانم بودن
من حرف نمی زدم چون محرک های لازم رو نداشتم
مامان! بابا
و اما یه روز محرک ِ درست از راه رسید
خدا برکت بده به این خونه به نام پدر، پسر
و روح القدس. آمین
و خدا به این بچه هم برکت بده
پدر، این پدرسوخته ما رو نگران کرده
هفته هاست داریم سعی می کنیم حرف بزنه اما هیچی به هیچی
این که مشکل ِ خاصی نیست
طرفای من می گن هرکی کمتر حرف بزنه بیشتر زنده می مونه
آفرین بچه جان مسیح مقدس نگه دارته
همیشه نگه دارش باشه ایشالا
همراهیتون می کنم پدر خودتونو به زحمت نندازین
رفتم دیگه
ما فیا
گفت "مافیا" ؟؟
نگاه کن! سلام کن به داداش کوچولو
خوشگله! عشقِ بابا
این کیه؟ بریم
چیه آرتور؟
این آقاهه ترسناکه چه ترسی؟؟
فقط یه بابای خوشحاله چون بچه ش به دنیا اومده
اینجوری که این نشون می ده باید حتما یه قلب بزرگ داشته باشه
بریم
همه چیه بابا
بزرگ شدنم با فهمیدن ِ این موضوع شروع شد که تو پالرمو هیچی اونطوری که نشون میده نیست
اینجا میگه که مافیا مارشال "اتیلیو بونینکنترو" رو کشته
آخه کدوم مافیا مافیا اینا که فقط دوس دارن کس شعر بنویسن
به نظر من که همیشه پای این زن ها در میونه
امروز در پالرمو سرتیپ "فیلادلفیو آپارو" کشته شد
منابع تحقیقاتی از انگیزه های مافیایی خبر می دهند
بابا کدوم مافیا مافیا
یکی که میشناختش به من گفت که مزاحمه یه زنی شده
که نباید می شده
یک خبر دردناک خبرنگار "ماریو فرانچزه" در پالرمو کشته شد
آدم خوبی بود اما زیادی دیگه این دامن خوشگلا رو دوس داشت
اونایی که صاحاب داشتن
بچه جون یه چیزی رو باید بدونی
تو پالرمو زن ها بیشتر از سکته عامل کشته شدن ِ آدم هاست
آرتور؟ چیه؟
بابام همیشه با مامانم جر و بحث می کنن سر چیزای بدی سر و صدا می کنن
خوبه که! خوبه یعنی چی خوبه؟
بابام میگه که از خونه میره من یه چیزی رو فهمیدم
تو پالرمو مردایی که عاشق زنا می شن رو می کُشن
میگی یعنی ممکنه بابای منو هم بکُشن؟
بابای تو عاشق مامانته؟ میگه نه
خب پس زنده می مونه
شما دو تا! ساکت ببخشید ببخشید
در کل پالرمو شهری پر از مشکلات بود
تنها مراقب بودن کافی نبود
روز به خیر دکتر "کینیچی" ممنون
در واقع یه روز متوجه می شی که حتی خودت هم در خطری
آرتور! بیدار شو! بریم
از امروز یه همکلاسی جدید داریم بچه ها
اسمش "فلورا گوارنری" هست به فلورا سلام کنیم
سلام فلورااا امروز بشین نیمکتِ ردیف اول
آرتور؟ چیه؟
دیدی همکلاسی جدید ُ؟
چته تو؟ خوشت نیومد ازش؟
کیو دیدی یهو؟
آره، من عاشق شده بودم
منم حتی افتاده بودم تو دام ِ ترسناکه زن ها
و من تنها نبودم
در همین موقع رییسِ مافیایی "فلیپو مارکزه" هم همین مشکل من رو داشت
این دختره چشممو گرفته عشقش دیوونه م کرده
بابا فلیپو نمی تونی با این ازدواج کنی
خلاف ِ قوانین حزب "کزُا نسُترا" ست
اونم دختری که بچه طلاقه
اما باید یه راه حلی باشه
اگه اجازه بدید من یه فکری دارم
نترس آقا بفرمایید، بگو
باباشو می کشُیم اینجوری دیگه دختر طلاق نیست
هیچی دیگه بی پدر میشه
عجب فکر خوبی
ببین همه چی ردیف شد
کافیه فقط حس خوبی داشته باشی
آرتور، چی می گی آخه؟
قتل و آدم کشی شوخی که نیست
یکی کشته میشه که زیادی حرف زده
چون به عهدش وفا نکرده چون قوانین رو رعایت نکرده
نه اینکه فقط برای یه زن
می دونی فیلسوف چی میگه؟
"مخلوق دوباره به خالقش بر می گرده"
برو پیش همون فلورا قبل از اینکه یکی دیگه صاحبش بشه
ممنون زندگی اینجوریه دیگه
اونی احمقه که تو خونه می مونه
پدر؟
می خواستم یه چیزی ازت بپرسم بگو آرتور
چه جوری به مامان گفتی که عاشقشی
چی جوری بهش گفتم؟
گفتم دیگه
همین
این چیزا خیلی طبیعیه
یعنی چی طبیعیه؟ آرتور بعدا حرف می زنیم
الان ساکت باشیم که برنامه این "کسُتانزو" داره شروع میشه
به جای این حرفا تو هم بشین نگاه کن جالبه
مهمان امشب جناب آقای نخست وزیر "جولیو اندروتی" هستن
یه سوال خصوصی داشتم از حضورتون اگه به بنده اجازه می دید آقای نخست وزیر
یادتون هست که چه طوری و تو چه موقعیتی به همسرتون پیشنهاد ازدواج دادید؟
داریم وارد خصوصی ترین بخش ها میشیم
یه مقداری هم خنده داره البته
همسرتون دارن برنامه امشب رو دنبال می کنن؟ فکر کنم آره
برگردم خونه پدرم رو درمیاره
فکر می کنم خیلی کم اتفاق افتاده باشه
که درخواست ازدواج در قبرستون مطرح شده باشه
حتما با خودتون می گید الان دیگه وقتش بود بگم این رو بی خیال! قبرستون
خب همینطوری که نبود؟ نه می تونه یه ذره عجیب به نظر برسه
شایدم باشه
چی جوری سر صحبت رو باز کردید؟ خیلی زمخت بودم
چون زیاد تجربه آنچنانی نداشتم
خیلی واضح بود که "آندروتی" داره با من حرف می زنه
برعکس ِ پدرم اون می فهمید مشکلات من رو
و تصمیم گرفت اینجوری کمکم کنه
بچه ها امسال هم مثل هرسال برای کارناوال
می خوایم جشن بالماسکه رو برگزار کنیم خوشحال شدین؟
بلــــه آفرین به شما
تو "فوفو" می خوای شبیه کی بشی؟ "شاهزاده آبی پوش"
و تو "سباستین" ؟ "پسر گاو چرون"
آرتور؟
بنداز، پاس بده، پاس بده
بچه ها! نگاه کنید
تو شبیه کی لباس پوشیدی؟ "مرد لاکپشتی؟"
به نظر من که "دراکولا" ست نه بابا بچه ها بیخیال
اون سنجابه "پسر شجاع"
یعنی چی نه
مردم اغلب اشتباه می کنند" "به جز در صندوق های رای
سباستین
داری چیکار می کنی؟
اینجوریه
باید صداشو بشنوی
شق! شق! شق
بچه ها همگی بیایید اینجا
No comments yet. Be the first to leave one.