The first 124 lines.
بلند شین بچهها.
الان رسیدن.
ماشینها
خدا به ما دست داده، پس باید کار کنیم.
حالا که اینجاییم، باید کار کنیم.
همه ۱۲ ساعت کار میکنن.
بعضی کارها زور بازو میخواد.
بعضیها با فکرشون کار میکنن.
بعضی کارها دستوپا میخواد، بعضیها هم مغز.
بعضیها باید زور بازو بزنن، بعضیها قلم دست میگیرن.
سیستمها فرق میکنه.
بعضیها با دستگاه کار میکنن.
من کارهای مختلفی میکنم.
دستگاهها باید کنترل بشن،
یا با دکمه، یا با فکر.
اگه بخوام اینو جابهجا کنم،
باید با فکرم حرکتش رو کنترل کنم.
اونجا یه دکمه میزنی. سیستم کامپیوتری داره.
ولی اینجا هم زور میخواد، هم فکر.
وگرنه دستوپام میشکنه.
این یکی ۲۲۰ کیلو مواد شیمیایی داره.
این ۱۰۰ کیلوئه، اون یکی ۶۰.
هرکدوم سیستم و وزن خودش رو داره.
چیزها اینطوری ساخته میشن.
رنگ رو طبق سفارش درست میکنیم.
۶۰، ۵۰، ۴۰، ۳۵ کیلو؛ هرچقدر لازم باشه.
۱۰۰، ۲۰۰، ۲۲۰؛ همونقدر رنگ درست میکنی.
طبق سفارش درستش میکنی.
کار با چرخ برای هر شیفت ۲۱۰ روپیه (۴.۶ دلار) دستمزد داره.
از همین باید بخورم، پسانداز کنم و خرج خانوادهم رو بدم.
وقتی فکر میکنم باید با همین پول بچههام رو بزرگ کنم،
سعی میکنم هزار، هزار و پونصد، دو هزار روپیه پسانداز کنم.
کارخونه همهی روزهای ماه کار نمیکنه.
بگو ببینم، کی توانش رو داره ۳۶ تا ۴۸ ساعت یکسره کار کنه؟
باید تنت رو داغون کنی تا یکی دو پیسه پسانداز کنی.
آدم پولدار از مشکلات فقیر چی میفهمه؟
وقتی توی خونه همهچی دارم، اینجا چی کار میکنم؟
ولی فقره
که آدم فقیر رو مجبور میکنه قرض کنه و بیاد اینجا کار کنه.
وقتی پول اومدن ندارم، با سود ده درصد قرض میکنم.
با جون کندن پول درمیارم، آقا.
اینجا شیفت ۱۲ ساعتهست.
هشت صبح میای و هشت شب میری.
برمیگردم، غذا درست میکنم و میخورم.
بعد از یه ساعت استراحت، ساعت ۹ شب برای شیفت دوم برمیگردم.
راه دیگهای نیست.
ولی اصلاً فقر یعنی چی؟
فقر یعنی عذاب، آقا.
آدم مجبور میشه بچهها، زن و پدر و مادرش رو ول کنه و بیاد اینجا.
کاری از دستت برنمیاد. درمانی نداره.
آقا، بذار بگم هیچکس از من سوءاستفاده نمیکنه.
قرض کردم که بیام اینجا کار کنم.
برای نیازهای خودم، برای بزرگ کردن بچههام.
استثمار یعنی اینکه مجبورم کنن اینجا کار کنم.
مگه نه؟
من از خیلی دور اومدم.
۱۶۰۰ کیلومتر راه اومدم تا اینجا کار کنم.
با خواست خودم.
هیچکس بهم فشار نمیاره.
همهمون چون بدهکاریم میایم اینجا کار کنیم.
هزاران نفر مثل من هستن.
قطاری که باهاش میام چهار تا واگن داره، ولی یه وجب جای خالی نیست.
نمیتونی بشینی؛ باید ۳۶ ساعت سرپا باشی.
نه آب هست، نه غذا. با خودم نخودچی میبرم.
۳۶ ساعت هیچ غذایی نیست.
تنها پولی که خرج میکنم برای تنباکوی جویدنیه.
اصلاً پول چه عادت دیگهای رو دارم؟
حتی پول سیگار هم ندارم.
یه سیگار پنج یا ده روپیهست. از پسش برنمیام.
یه بسته تنباکوی جویدنی دو روپیهست و کل روز میمونه.
وقتی تمام روز کار میکنی، یه چیزی نمیخوای حالت رو جا بیاره؟
تنباکوی جویدنی یه کم آرومت میکنه.
حتی سرپرست یا رئیس هم نمیتونه چیزی بگه.
تمام روز کار میکنی، پس تنباکو
یه فرصت میده بشینی و نفسی بکشی.
هر طور شده باید ۱۲ ساعت کار کنی.
کار میکنی و کار میکنی تا ۱۲ ساعت تموم بشه.
وقتی برای کار به درِ کارخونه میرسم،
همونجا دلم میخواد برگردم.
وقتی به در میرسم، ته دلم میگه...
همینجا برگرد.
ولی برگشتن کار درستی نیست.
چیزی که بچگی یاد میگیری، بزرگسالی دیگه نمیتونی یاد بگیری.
اگه از بچگی حواست به دستگاهها باشه،
وقتی بزرگ بشی زرنگتر میشی.
ماهر میشی.
هرچی میخوای یاد بگیری، باید از بچگی یاد بگیری.
اگه الان اینو یاد بگیرم، بعداً از پس هر کاری برمیام.
۲۴ تا بسته دربیار، بعد ۲۴ تای دیگه جاش بذار.
- اون پایینیها رو برداشتی؟ - آره.
این مارک... هزار تا قیمتشه!
سر قیمت میتونیم حرف بزنیم.
این یکی رو دوست دارم. چنده؟
این جنس برای تابستون خوبه.
بهش میگیم «وال».
اونا بهش میگن «باوارد».
گرونه.
- منظورت اینه؟ - آره.
یعنی از جنس کرهای بهتره؟
دارم دربارهی «ژاکارد» حرف میزنم.
- تنخور راحتی داره. - هوم...
این صد... صد...
به خدا الان به دلار ۱۲۷ درمیاد.
برو پی کارت!
آشغالها رو بکش بیرون.
با دستت بکش بیرون.
توش مس هست.
- چسبناکه. - بکش!
بکشش بیرون!
- نریز رو من! - همهش رو بکش بیرون.
- کجا افتاد؟ - بگیرش و بکش.
زود باش!
- چسبناکه. جدا میشه؟ - معلومه که میشه.
کلی دیگه مونده که دربیاری. صبر کن.
داره میافته.
این ایالت، گجرات...
ایالت گجرات شکم فقرا رو سیر کرده.
اگه خونه غذا و هیچی نباشه،
یه بچهی ۱۰، ۱۵ یا ۲۰ ساله میاد و ماهی تا ۶ هزار روپیه درمیاره.
حتی اگه نتونه چیزی پسانداز کنه،
حداقل میتونه شکم خودش رو سیر کنه.
بعضی ایالتها کمبود نیروی کار ندارن.
اوتار پرادش، بیهار، بنگال، اوریسا...
چاتیسگر.
No comments yet. Be the first to leave one.