The first 200 lines.
⌠࿐ᐧ مترجم ساب رُزا ⌡
دو مبارز همدیگه رو برانداز میکنن
هر چی نباشه، اولین دیدار اونها داخلِ رینگـه
ما مرد فرانسوی رو داریم
که مشخصه داره همهی تلاشش رو میکنه روی مبارز ما فرنینی تمرکز کنه
،تو پاستا نمیخوری ولی چیپس میخوری؟
...لحظهای سکوت همهجا رو فرا گرفت
ولی الان یک حمله میکنه چندتا مشت جانانه
فرنینی از خودش محافظت میکنه ...گاردش رو پایین نمیاره
کدوم مال ماست؟
.سمت راستی، رامولو خودت نمیفهمی؟
میتونی بگی بابات کجاست؟
کجا میخوای باشه؟ مثل همیشه با همون فاحشه
بیخیال! میخوایم اون !عوضی رو داغون کنیم
خب... برنده تو راند آخر مشخص میشه
رامولو، اون چیه؟
بیا
چی شده؟ - نمیدونم -
تو همینجا بمون. به هیچ وجه از جات تکون نخور، باشه؟
این دیدار رو مدیون چیام، بازرس؟
حقیقت رو دربارهی گابریله مارکیلی میخوام
نمیدونم کیه. متأسفم
میشناسیـش
.حتی پدرشم میشناسی اسمش فرانکو مارکیلی بود
بازرس، به صورت رسمی اومدین اینجا؟
بگو گابریله چه ارتباطی با مرگ پدرش داره بعد من میرم
این تنها چیزیه که میخوام بدونم
بهت قول میدم اتفاقی برات نمیافته
چرا؟ چه اتفاقی قراره برام بیافته؟
بهم بگو
حرفی برای گفتن ندارم
سه سوته میتونم ناپديدش كنم
نه، زحمت نکش
ارزشش رو نداره
حقیقت اینه كه هیچوقت فکرشم نمیکردم به نیروهای مخالفم بپیوندم
ولی سعی کنین خودتون رو جای من بذارین
چطور میتونم از کسایی که بهم رأی دادن، رأیدهندههام بخوام
تا یک حزب رو حمایت کنن که درک نکرده تو شهرمون چه خبره؟
رُم باید دوباره شهر امنی بشه
و طي دو روز اينكار دوباره شدنيـه
پس ازتون میخوام از رأیتون درست استفاده کنین، به جناح راست رأی بدین
نزدیک بود منم متقاعد کنی
کوکائین رو گرفتیم، اونها زمینها رو اداره میکنن
من راهحلی نمیبینم
اگر باهم متحد بشیم مال ماست
اُستیا باید مال ما بشه
جنگ خیابونی. میخوای یه جنگ خیابونی راه بندازی؟
ما با خانوادههای اُستیا معامله كرديم و اونا بهش پایبند نبودن
میخوام کار درست رو انجام بدم
.ببين، قضيه شوخي بردار نيست، مامان من میگم یه جنگ تو اُستیا خودکشیـه
،با توجه به اون کاری که کردی حتی اسم "اُستیا" رو هم نباید بیاری
ولی راست میگه
،باید یه راه دیگه پیدا کنیم یه راه عاقلانهتر
مثلاً بریم به مردم التماس کنیم باهامون متحد بشن؟
.این خیلی هم عاقلانه نیست اونا با ما مثل آشغال رفتار میکنن
بی هیچ احترامی
وقتشه بریم و این احترام رو بدست بیاریم
وای! کی این سخنرانی کوچیک رو آماده کرده بودی؟
دیشب؟ نخوابیدی، نه؟
چی؟
فقط اينكه، از زبون ...نوچهی مامانم
یکم برام عجیبه
مانفردی هیچوقت سرِ جر و بحث وقتش رو تلف نمیکرد
رفته بود و اُستيا رو گرفته بود
.مامانت داره اشتباه میکنه این فاجعه میشه، حالا میبینی
آره، برای همین ما باید خودمون دست به کار شیم
هرچی شد بهم خبر بده - چرا؟ داری کجا میری؟ -
تا با دوستت حرف بزنی؟
از اونجايي كه دوباره شروع كردين به دردسر درست كردن. همیشه عجله داري
اگه این خانواده به جايي رسیده که میتونه با آدمهای اُستیا مذاكره کنه
همهش به لطف توئه
و منم نمیخوام با یه جنگ گند بزنم به همهش
واسه همین میخوام برم باهاش حرف بزنم
کاریـه، همین
مراقب خودت باش
تو هم همینطور
الان ديگه دو نفرين
یک قرار ملاقات داریم - قرار با کی؟ -
با اسپادینو
آلبرتو، اسپادینو. بهم گفت اینجا زندگی میکنه
هی! ولش کن، خودم بهش رسيدگي ميكنم
تو چه خری هستی؟ چی میخوای؟
آلبرتو، داری چکار میکنی؟
.نمیتونی اینجا بمونی، خودت میدونی باید از اینجا بری
چند روزی ازت خبری نداشتم - میدونم، تئو، متأسفم -
ولی نمیتونی اینجا بمونی، خطرناکه
برو، گمشو
هی! باید بری
!بهت گفتم برو گمشو، برو
چیزی نیست، فقط یک دیجی کلهخر راجع به اجرا تو کلوبمون مزاحمم میشه
رُم دوباره باید شهر امنی بشه
اونها کلمههایی بودن که آمهدئو چینالیا ...برای بیانیهاش استفاده کرده بود
قهرمان امنیت داخلی
کلانتر با یک ستاره که به سینهش چسبونده
کمپین اون تو دور دوم انتخاب سیاسی جسور بود
دربارهی چینالیا حق با تو بود
این همه طول کشید تا فهمیدی، ها؟
فقط خیلی دربارهش فکر کردم
فکر میکردم این شهر خیلی براش عزیزه
ولی تمام چیزی که تو سره اونه فکر آشغاله خودشه
خرابکاری حین تخلیه کار اون بود
ادامه بده
با سه تا مجرم همدست شده
اینا در اصل ریختن بیرون فقط برای اینکه تو رُم دردسر درست کنن
همه جور دردسری، تا وقتی بقیه دربارهش حرف میزنن هر چی باشه مهم نیست
و جناح راست برنده میشه
این سه تا نابغه کی هستن؟
یه کولی، آخرین آدامی و یه پلیس
برات آشناست؟
چینالیا داشت من رو میپیچوند
ولی نمیدونه داره با کی درمیافته
آدریانو، یه چیزی بگو
آمادهای برگردی؟
برای انجام کار درست آمادهام - پس بیا باهم انجامش بدیم -
،یه بار تونستی به حرف بیاریـش دوباره یه راهی برای این کار پیدا کن
من حواسم به سه تای دیگه هست
میتونی حرف بزنی
مادرم همهی خانواده رو راضی به جنگ تو اُستیا کرده
به اندازهی کافی اسلحه و مواد برای تصاحب کلش دارن
میتونم نزدیک زمینها مانع بذارم - نه -
چند نفرن؟ - خیلی بیشتر از ما، میدونی که -
پس بیاین آماده باشیم
بنظرتون فکر بدیـه، ها؟
خب، من فكر نمیکنم
چی تو سرت داری؟
،کمپین امروز تموم میشه خیلی وقت ندارم
خیلی هم لازم ندارم
میدونی چینالیا برای اینکه حمایت جناح راست رو بدست بیاره داره چيکار میکنه؟
نه. و شوهر سابقمم برام ذرهای اهمیت نداره
و اگه بهت بگم که گندی که حین تخلیه اتفاق افتاد کار اون بوده چي؟
مدرک داری؟
برای بعضی چیزا مدرکی وجود نداره
پس فقط حدس و گمانه
الان توی نظرسنجیها جناح راست داره به شماها میرسه
.الان به کمک احتیاج دارین برای مثال، از طرف واتیکان
و من میتونم براتون جورش کنم
ولی در عوض شما هم باید کمکم کنین
ولی واتیکان به صورت علنی از هیچ کدوم از حزبهای سیاسی حمایت نمیکنه
امروز ناسکاری سخنرانی انتصابـش رو میکنه
اون آدمیـه که بلده چجوری با مؤمنین حرف بزنه
میتونه قضیه رو روشن کنه که بهتره به وضع موجود بچسبیم
با دقت به سخنرانی کاردینال گوش ميدم
چه زوج دوستداشتنیاي
،بابت تأخیر عذر میخوام تغییراتی تو برنامه بوجود اومده
کاری که قرار بود رو انجام میدیم، ولی تو اُستیا - دوباره اُستیا؟ -
.رفقا، موعد اتمام کمپین داره نزدیک میشه باید همه جای رُم وحشت درست كنيم
همونجایی که گفتم انجامش میدیم
باشه؟
،اگه ما ميگيم اينطور باشه باید بهمون اعتماد کنی
خب چه فکری داشتی؟
یه جنگ وسط یه منطقهی مسکونی راه میندازیم
اینجوری شما سیاستمدارها میتونین بگین مشکل فقط پناهندهها نیستن
مردم از اینکه از خونههاشون بیان بیرون میترسن
،ولی برای رأی دادن بیرون میان و میان به تو رأی بدن
برای جناح راست
خیلیخب
یه جنگ بزرگ راه بندازید
بهتون خبر میدم برنامهی مادرم چیه
خوبه
لهله، سره پلیسا رو گرم کن
نگران نباش. حواسم بهش هست
باید چند نفری رو دور هم جمع کنم
این دفعه قرار نیست بهش گند بزنیم
بریم
چیه که تو رو قانع نمیکنه؟
بیا بگیم همه چیز خوب پیش رفته
تو وارد ساختمان شهرداری میشي و اونا تو خیابون درحال فروختن مواد هستن
و من؟
فکر کردم میخوای از دست سامورایی خلاص بشی
آره، درسته. ولی برای من کافی نیست
بدون اون، زنی مثل تو میتونه هر کاری بخواد بکنه
زنی مثل من
تو چی میخوای، سارا؟
مهاجرهای من رو برگردون
میدونی اونها رو کجا بردن؟
هنوز نه. ولی به زودی متوجه میشم
موقعی که داشتن اردوگاه رو تخلیه میکردن دیدم کُنتس داره با ناسکاری حرف میزنه
سالهاست داره از فقیرها پول درمیاره
ولی چیز دیگهای هم هست که میخوام
به محض اینکه تو ساختمان شهرداری بودی میخوام برای پناهندهها کمیسیون تشکیل بدی
و خیریهی من رو مسئول مراقبت و اسکان پناهندهها تعیین کنی
این یه جور اخاذیـه؟
نه
این یه معاملهست
با این دید بهش نگاه کن
اومدی ازم یه چیزی بخوای
نمیخوای هیچی راجع به جیونتی بگی؟
چی باید بگم؟
خیلی متأسفم
باور کن، تو جاهای مزخرفی به عنوان مبلغ مذهبی کار کردم
ولی همچین چیزایی اونجاها اتفاق نمیافته
و میدونی چرا؟
چون اونجا خشونت حداقل یه دلیلی داره
اینجا هم دلیلی هست، عالیجناب
مثلاً، کسایی هستن که شکست میخورن و کسایی هستن که جاشون رو میگیرن
ولی هیچ کس بهت نگفت اینکارو باهاش بکنی
ولی میدونستی احتمالش هست
و اگر نخوام حرفی از دور دوم انتخابات تو سخنرانیـم بزنم؟
برای منم اون اتفاق میافته؟
ترسیدین، عالیجناب؟
No comments yet. Be the first to leave one.