Dramatical Murder

Dramatical Murder

Download Farsi Persian Subtitle

Specials

Release info

DRAMAtical Murder [HorribleSubs] E02 2014
A Commentary by sahelanime
pegah ترجمه از | sahelanime.ir/Forum

Tags

other
Published on: 2014-07-17
Downloads: 27
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 177 lines.

‏"‏آئوبا‏"‏‏!‏

‏"‏رن‏"‏‏،‏ خارجمون کن‏!‏

حالت حمله فعال‏!‏

فعال شد‏!‏

‏"‏رن‏"‏‏،‏ فعالش کن‏!‏

‏"‏آئوبا‏"‏؟‏!‏

کاری که گفتم رو بکن‏.‏ فعالش کن،‏ ‏"‏رن‏"‏‏.‏

فهمیدم‏.‏

دشمن حمله کرد‏!‏

سه تا از مجراها رو از دست دادیم‏.‏ سطح پایداری رسیده به 12.‏

‏"‏رن‏"‏‏،‏ من چیکار کردم؟

به من دستور حمله دادی‏.‏

حمله‏.‏‏.‏‏.‏؟

با این کارا به جایی نمی رسی‏!‏

حالت ویرانی فعال‏!‏

فعال شد‏!‏

‏"‏آئوبا‏"‏‏،‏ چی دستو میدی؟

دستور؟‏.‏‏.‏‏.‏‏"‏رن‏"‏‏.‏‏.‏‏.‏

این برای تو شوخیه؟

‏"‏آلماته‏"‏ هیچ سلاحی نداره‏.‏ در ضمن یه مدل قدیمیه‏.‏‏.‏‏.‏

داره منُ دست کم میگیره؟

اونا این قضیه رو شوخی گرفتن‏.‏

باید لهش کنیم‏.‏

چه اتفاقی داره میوفته؟

حالت حمله فعال‏!‏

فعال شد‏!‏

دفاع دشمن کاملا تخریب شد‏.‏

فکر کنم بیخودی امید داشتم‏.‏

بریم‏.‏

عقب نشینی‏!‏ عقب نشینی‏!‏

نه‏،‏ صبر کنین‏!‏

دفاع دشمن با سرعت بالایی داره خودشُ بازیابی می کنه‏!‏

40%‏.‏‏.‏‏.‏ 50%‏.‏‏.‏‏.‏ 70%‏.‏‏.‏‏.‏ 90%‏!‏

هشدار‏!‏ هشدار‏!‏ خطر‏!‏ خطر‏!‏

نابودی و مرگ‏.‏‏.‏‏.‏

چی‏.‏‏.‏‏.‏شده؟

ارباب

اینجا که‏.‏‏.‏‏.‏سمساریه‏!‏

چجوری برگشتم اینجا؟

‏"‏رن‏"‏‏.‏‏.‏‏.‏

‏"‏رن‏"‏‏!‏

‏"‏آئوبا‏"‏‏.‏‏.‏‏.‏

حالت خوبه؟

فکر نمی کنم مشکل جدی داشته باشم‏.‏

تو مسابقه ‏"‏راهیم‏"‏ که چیزیت نشد‏،‏ هان؟

فکر کنم بخشی از اطلاعاتم آسیب دیدن‏.‏

خب اینکه مشکل بزرگیه‏!‏

وقتی رسیدیم خونه چکش می کنم‏.‏

لطفا این کارُ بکن‏.‏

راستش فکر می کنم مغز منم آسیب دیده‏.‏

مبارزه چند لحظه قبل رو یادم میاد‏،‏

ولی چجوری تموم شد؟

دقیقا اطلاعات من هم از همین جا آسیب دیده‏.‏

فایده نداره‏.‏ هیچی یادم نمیاد‏.‏

حافظه ام چش شده؟

این کار کمکی نمی کنه‏.‏

اگه میانگین حافظه مردها رو 100 در نظر بگیریم‏،‏

آئوبا مال تو‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

واقعا الان وقت این حرفاست؟

آه‏.‏‏!‏‏.‏‏.‏سرگیجه دارم‏.‏‏.‏‏.‏

آئوبا‏.‏‏.‏‏.‏

همین جا صبر کن‏.‏ میرم صاحب مغازه رو بیارم‏.‏

رن‏.‏‏.‏‏.‏

این‏.‏‏.‏‏.‏

یه موردی هست که می خوام به ‏"‏توئویی‏-‏ساما‏"‏ گزارش بدم‏.‏

موردی هست که باید به شما نشون بدم‏،‏ قربان‏.‏

خیلی خب‏.‏ نشون بده‏.‏

یه نگاه بنداز‏.‏‏.‏‏.‏

آخ‏.‏‏.‏‏.‏

بیا‏،‏ یه ذره آب بخور‏.‏

ممنون‏.‏

بهتری؟

بله‏.‏‏.‏‏.‏ولی متاسفم‏.‏

اون بسته ای که قرار بود برسونم‏،‏ گم کردم‏.‏‏.‏‏.‏

اشکال نداره‏.‏ برو خونه و استراحت کن‏.‏

ولی‏.‏‏.‏‏.‏

نمی خواد نگران مغازه باشی‏.‏

ممنون‏.‏‏.‏‏.‏

پسر‏،‏ حسابی گند کاشتم‏.‏

اون یارو به نظر منو می شناخت‏.‏‏.‏‏.‏و‏.‏‏.‏‏.‏

مبارزه کن‏،‏ ‏"‏سرگاکی آئوبا‏"‏‏!‏

از کجا اسم منو میدونی؟

اسم راهیم ‏"‏ اسلای بلو

اسم راهیم‏.‏‏.‏‏.‏؟

من اصلا تا حالا ‏"‏راهیم‏"‏ بازی نکردم‏.‏

ولی اونجا داشتی مثل یه آدم حرفه ای به من دستور میدادی‏.‏

این فقط در صورتیه که تجربه ‏"‏راهیم‏"‏ رو داشته باشی‏.‏

این اصلا با عقل جور درنمیاد‏.‏

من که مجبور شدم اون بازی رو بکنم‏،‏

ولی کلا متوجه بازیش نمیشم‏.‏

‏"‏آئوبا‏"‏‏،‏ سردردت بهتر شد؟

خب‏،‏ راستش‏.‏‏.‏‏.‏

دارو ها کار نکرد؟

نه‏.‏ به خاطر همین گذاشت امروز زودتر بیام خونه‏.‏

یعنی کلا جواب نداد؟

نه زیاد‏.‏

میشه گفت مثل همیشه تاثیر نداشت‏.‏

که اینطور‏.‏

پس احتمالا باید دوزشُ بالا ببریم‏.‏

لطفا این کارُ بکنین‏،‏ خانم دکتر‏.‏

هه‏.‏من خیلی وقته دیگه بازنشست شدم‏.‏

برو تا شام استراحت کن‏.‏

بله‏.‏

من ‏"‏هاگا‏-‏سان‏"‏ و مادربزرگ رو کلی نگران کردم‏.‏‏.‏‏.‏

لعنتی‏.‏‏.‏‏.‏من چم شده؟

بعد از اون تصادف‏،‏

به خودم قول دادم دیگه مادربزرگ رو نگران نکنم‏.‏‏.‏‏.‏

آئوبا‏-‏سان؟

چیزی شده؟ از تو بعیده به من زنگ بزنی‏.‏

اوه؟ می خوای بدونی قبلا ‏"‏راهیم‏"‏ بازی کردی؟

مگه خودت نمیدونی؟

قبلا بهت گفته بودم که حافظه ام تیره و تار میشه‏،‏ نه؟

اوه‏،‏ به خاطر اون تصادف؟

نه‏،‏ من نمیدونم‏.‏ چیزی اذیتت می کنه؟

نه‏.‏ ببخشید همچین چیز احمقانه ای پرسیدم‏.‏

مشکلی نیست‏.‏ اگه کمکی از دستم برمیومد خبرم کن‏.‏

ربوده شدن‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

من قبلا ‏"‏راهیم‏"‏ بازی نکردم‏،‏ مگه نه؟

مدل جدید ‏"‏آلماته‏"‏‏.‏‏.‏‏.‏

آهان‏.‏ ‏"‏رن‏"‏ بیا یه نگاهی به اطلاعات تو بندازیم‏.‏

مثل اینکه سرعت عکس العملت اومده پایین‏.‏

من معذرت می خوام‏.‏

مدل های جدید‏،‏ پنل های لمسی دارن که تعمیر اون ها رو آسون تر می کنه‏.‏

چی داری میگی؟ من دوست دارم این کارا رو انجام بدم‏.‏

بفرمایید‏.‏ درست شد‏.‏

خب‏.‏‏.‏‏.‏چیز دیگه ای هم هست؟

یه احساس عجیب دارم ولی قابل تحمله‏.‏

معلومه‏.‏ ما تازه تراشه رو عوض کردیم‏.‏

اگه مشکل دیگه ای هم بود‏،‏ بهم بگو‏.‏

باشه‏.‏

متاسفم که تو رو وارد این ماجراها کردم‏.‏

نگرانش نباش‏.‏

ممنون برای همه چیز‏.‏

منم همین طور‏.‏

امیدوارم تا آخرش با من باشی‏.‏

منم همینطور‏.‏

تو همیشه اینطوری جواب میدی‏.‏‏.‏‏.‏

واقعا؟

من 50 میلیون بار بیشتر ممنونم‏،‏ جیگر‏!‏

این دیگه چه کوفتی بود؟

من شرمنده‏.‏ نخواستم‏.‏ همون طوری که همیشه هستی باش‏،‏ ‏"‏رن‏"‏‏.‏

پسر‏،‏ امروز کلی اتفاق افتاد‏.‏‏.‏‏.‏

آخ‏!‏ هنوزم درد میکنه‏.‏‏.‏‏.‏

بلند شو خرس‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏بلند شو دیگه‏.‏

آخ‏.‏‏.‏‏.‏

ها؟ ‏"‏بنی‏"‏؟

تا کی می خوای بخوابی؟ می کشمت احمق‏!‏

تو‏!‏ صبح بخیر‏!‏

صبح بخیر‏.‏‏.‏‏.‏

صورتت‏.‏‏.‏‏.‏مثل اینکه از دنده راست بیدار شدی امروز‏.‏

آره با تشکر از بعضیا‏.‏

بیا‏.‏

من بیدارت کردم‏،‏ اونقت اینجوری با من رفتار می کنی؟

بهتره با من در نیفتی‏،‏ ‏"‏آئوبا‏"‏‏!‏

اگه شکایتی داری‏،‏ میتونی به استادت بگی‏!‏

به نظر من که نباید از اون برای پیغام رسوندن استفاده کنی‏.‏

چاره دیگه ای نداشتم‏.‏

اخلاقت وقتی بلند میشی‏،‏ خیلی مزخرف میشه‏.‏

هیچم اینطور نیست‏.‏ تو گیر دادی من بلند بشم‏.‏

من همیشه تو رو با مهربونی بیدار میکنم‏،‏ اینطور نیست؟

بله‏.‏ ممنون که منو با مهربونی از تخت شوت می کنی پایین‏.‏

‏"‏آئوبا‏"‏ اگه خواب از سرت پریده‏،‏ یه کمکی به من بکن‏.‏

غذا حاضره‏.‏ ظرفا رو بزار سر میز‏.‏

باشه‏،‏ باشه‏.‏

ایتاداکیماس‏!‏

خیلی خوشمزه ست‏!‏

خیلی خوشمزه ست‏!‏ غذاهای تو همیشه بهترین بوده‏،‏ ‏"‏تائه‏-‏سان‏"‏‏!‏

تو حرف نزن که یه دفعه هوار شدی رو سر ما‏.‏

من که گفته بودم میام‏.‏‏.‏‏.‏

به ‏"‏آئوبا‏"‏ گفته بودم‏.‏

چی؟ تو گفتی به زودی‏!‏

امشبم میخوای اینجا بمونی؟

بله میمونم‏.‏

خدای من‏.‏ تو با کلمه ‏"‏تحمیل کردن‏"‏ آشناییتی داری؟

این که چیز جدیدی نیست‏.‏ ولی من فردا باید برم سرکار‏،‏

اگه ا اون موقع خواب باشی‏،‏ مجبورم یه اردنگی بهت بزنم‏.‏

می دونی که برعکسش درسته‏.‏

Dramatical Murder subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Dramatical Murder

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left