The first 180 lines.
انجمن انیم فا تقدیم میکند AnimFA.com
ترجمه و زیرنویس : سولمازانیار SolmaXaniaR
Translated by: SolmaXaniaR www.AnimFA.com
SolmaXaniaR ترجمه و زیرنویس www . AnimFA . com
SolmaXaniaR ترجمه و زیرنویس www . AnimFA . com
www. AnimFA . com
SolmaXaniaR ترجمه و زیرنویس www . AnimFA . com
بریم.
هومم.
اون مالِ منه!
مال ـه توئه؟
مگه خری؟
اینجا واسه تویِ گلابی...
چیزی نیس که صاحبش باشی.
آروم باش.
ایولا. اون کاگونه ی توکا-چان ـه...
خیلی خوشحالم، کیریشیما-سان!
فک کن، یکی که کاگونه ش مثل منه
بتونه این همه آسیب به من برسونه!
فک نمی کردم قسمت بشه دوباره تو این حالت ببینمت.
انگار شور و شوق دفعه ی قبلی...
دوباره زنده شده!
پس با اجازه ت، فضای دور کانکی کون رو
با دل و روده ت تزیین می کنم!
چه پیش غذای غیر منتظره ای!
مرسی!
بد نبود، کیریشیما-سان.
به گمونم کاریش نمی شه کرد.
این چیزی نیس که می خواستم...
اما ناچارا...
باید یه گاز بزنم!
نیشکی-کون...
تو مگه...
زامبی هستی؟!
ولم کن! ولم کن! ولم کن! ولم کن!ولم کن! ولم کن!ولم کن! ولم کن!
کیـ...می...
بسه دیگه ـــ
اینو نداشتیما، داشتیم؟
اینجوری... یه عالمه که طول می کشه... تا خوب شه...
کانکی-کون، جـــونِ عمه ت...
فقط یه گاز...
فقط... یه گاز...
برو گوهت رو بخور،
گورمه ی گور به گوری.
کیمی...
نیشکی-کون؟
طاقت بیار... اومدم نجاتت...
...بدم...
نیشکی...
برو کنار.
توکو-چان؟
اون هم تورو میشناسه، هم کانکی رو، آره؟
نمی تونم بذارم زنی به این خطرناکی
زنده در بره.
توکا-چان!
نمی تونی! اون مثل ـه... هیده واسه من، و یوریکو واسه توـه.
اگه به جای کیمی-سان، یوریکو-چان اون بالا بود، چی کار می کردی؟
می تونستی...
یوریکو-چان رو بکشی؟
ببند!
باید از شرش خلاص شم،
تا اون اتفاق هیچ وقت نیافته!
نیشکی-کون...؟
چه خوشگل.
اه، اومم...
این دیگه یعنی چی؟
نیشکی-کون...
نیشکی-کون!
خداروشکر!
آخه کجام... خوشگله؟
بِهِم بگو، اوه بهم بگو، جوری که بهتره
کی درونِ منه؟
اینجا تو این وامونده، دنیای وامونده،
می خندی، بدونی که چیزی ببینی
خیلی آسیب دیده ام، نفسم رو نگه داشتم و بی حرکتم
شکننده، مستحکم لرزان، استوار
وقتی پیدات کردم، شوکه شدم
تو این دنیای مریض، آروم آروم در حال محو و ناپدید شدنم
دنبالم نگرد؛ بهم نگاه نکن
تو دنیای خیالی ـه یکی دیگه
نمی خوام بهت آسیب برسونم
من رو به یادت بیار
بعد ازون اتفاقِ
-- آخیش، عالی شد. --خسته نباشی. --داخلِ کلیسا، تغییراتِ خاصی...
--هنوزم باید اینجا رو هر روز آماده کنیم دیگه. --توی آنتیکو انجام شده.
به چیزای کوچیک اینقدر گیر نده دیگه.
داری چی کار می کنی؟!
نـ نیشیو-سنپای؟!
سلوم، ناگاچیکا.
می بینم که مثل همیشه اون قیافه ی عن-چهره ت رو به خودت گرفتی.
نیشیو-سان ازین به بعد واسه آنتیکو کار می کنه.
به خاطر کیمی-سان هم که شده
دیگه نباید جون آدمیزادِ دیگه ای رو بگیری.
با غذاهایی که اینجا جمع آوری می کنیم،
می تونی بعنوان غولی که وجدانش پاکه، اینجا زندگی کنی.
هرچند، نمی ذاریم قسر در بری.
در عوضش، باید اینجا تو آنتیکو، واسمون کار کنی، نیشیو-کون.
راستش نیشیو-سان...
هومم؟
خداییش، هرچی میبینمت ها، یه ذره هم این لباس کار آنتیکو بِهِت نمیاد.
زر بزنی میندازمت بیرونا! تازه دارم یاد می گیرم.
اما آخه چی شد که واسه آنتیکو داری کار می کنی؟
خفه. به تو چه.
نگو چشات دنبالِ توکا-چان ـه!
ها! صد سال سیاه اگه بخوام دنبال اون دخترِ بی کله باشم!
حرف از توکا-چان شد، هنوز خوب نشده؟
هومم.
توکا-چان، ازون روز سر کار آفتابی نشده.
من... من...
می خوام برم پیش بابا جون!
اون دیگه چی بود؟
نمی دونم. زندگی ـه و هزار تا بدبختی.
وای نه! کلاس داشتم خیر سرم! مرسی از همه تون!
هینامی-چان؟
تقصیر من شد. چون پدرش اینجا نیس، باید واسش هم مامان باشم، هم بابا.
می گم، اجازه هست بپرسم، چرا هینامی-چان ناراحته؟
الان، مدتیه که از شوهرم خبری ندارم.
واسه همینم اصرار داره که بریم ببینیمش.
پدرِ هینامی-چان الان کجاست؟
یاموری...
امروز حسابی خلوته ها، نه؟
اینو بگیر و ازینجا برو.
خیلی خوب شده ها. واقعا کارِت درسته. دست و پنجولت درد نکنه.
با این، دخلش رو میارم...
مـ می شه اگه ممکنه دیگه سر و کله ت اینجا پیدا نشه؟
می بینم که حسابی زحمتت دادم.
فقط یه زندگی آروم می خوام.
خواهشا.
فهمیدم.
هینامی... ریوکو...
بازم میام پیشتون.
اما، می شه اول یه چیز رو بهِم بگی.
توی مادرمرده، ازکی تاحالا نوکرِ آدما شدی، ها؟
اون...
انگار درگیر مسایل خطرناکی با منطقه ی سیزدهم بود.
اما،
بعد از تولدِ هینامی، به خاطرِ ما، ازون کارا دست کشید.
اون واقعا مردِ خوبی ـه. هم واسه من، هم واسه هینامی، واقعا مهربونه...
خیلی خوب، فعلا...
ا-اومم...
مشکلی نیس. من مادرشم.
اگه من لوسش نکنم، دیگه کی می خواد لوسش کنه.
یه کیف به دست... کبوترا اینجا چی کار می کن...؟
انگار پاداش صبرمون رو گرفتیم، نه آمون-کون؟
وقتی طعمه ت ماهی باشه، شاه ماهی شکار می کنی.
واقعا که این خودِ شاه ماهی ـه.
مادو-سان، اون...
جیسون ـه. کله گنده ی منطقه ی سیزده
واسه چی تو منطقه ی بیستم آفتابی شده؟
چرا نذاریم خودش بگه واسه چی اینجاست؟
یه درجه-اِس... جیسونِ منطقه ی سیزده...
هینامی؟ مامانی ـه. میشه درو باز کنی؟
نه خیر! نمی خوام باهات حرف بزنم!
هینامی، تو ـــ
بابایی رو می خوام! چرا؟! چرا نمی تونم ببینمش؟! ازت بدم میاد مامانی!
بسه دیگه هینامی!
معذرت. نباید سرت داد می زدم.
دلت واسه بابا تنگ شده، نه؟
مامانم دلش واسه بابایی تنگ شده، هینامی.
اما می دونی چیه، اگه الان بریم به دیدنش، ممکنه مزاحمش شیم.
معذرت می خوام که همیشه ناراحتت می کنم.
جیسون!
جیسون! جیسون!
جیسون!
کارت خیلی درسته ها!
ههمم، دو دقیقه باهاتون بازی می کنم.
ببخشید. نشد خوب نزدیکش شم.
نگران نباش. دفعه ی بعد حسابش رو می رسی.
چشم.
تو...
خیلی نازک نارنجی هستیا.
سالمی، آمون-کون؟
بله!
تو استراحت کن!
حیف شد.
بد نبود.
خوابت میاد؟
نه، نمی ذارم!
وقت تموم شد. باشه بعدا بازی می کنیم.
لعنتی.
No comments yet. Be the first to leave one.