The first 200 lines.
رسانه اینترنتی مووی پووی تقدیم میکند
MoviePovie. Com
این غرق شدن تو اُپیای منه؟
کیرکگور اینو گفته.
آره، ولی مگه اینجوری نیست که انگار به طور ضمنی گفته شده
بهتره آدم فقط روی خودش تمرکز کنه؟
اون تو پوشیدن لباس ضعیفه؟
اون با پیرهن سیاه ناکس، داره خودشو نشون میده.
امشب میبینمت؟
فوکو تصویری از شکنجه عمومی ترسیم میکنه که برای حفظ
قرارداد اجتماعی تو اون زمان انجام میشد، وقتی نمایش قدرت بود.
فابیولا؟
میز خیلی قشنگه.
مرسی.
من وجود یه اخلاق جمعی رو که به نظر میاد وجود داره، رد نمیکنم.
من میگم، میگم که وانمود کردن به اینکه اخلاق یه جامعه
همیشه از دادگاه افکار عمومی که خیلی هم جانبدارانهست، شروع نشده.
مگی یه توهم مناسبه.
و چی؟
با هدف این که ما آدما احساس کنیم یه زمانی برای خودمون برنامه داشتیم.
ما بهتر بودیم، متحدتر بودیم.
واقعاً بودیم؟
میتونی بگی ما همیشه رو خدا، سکس، نژاد یا سیاست توافق داشتیم، یا
فقط صداهای کمتری بودن که راحتتر میشد باهاشون مخالفت کرد؟
بیخیال.
خب، چی گفتی؟
اون چیزی که گفتی چی بود؟
اون چیزی که گفتی چی بود؟
نارضایتی نمایشی.
تو رساله مگی رو خوندی، درسته؟
معلومه.
اون انگار داره این تکههای کوچیک رو به من میده.
همینه که گیرم میاد، فقط این تکهها.
ولی چیزی که خوندم... خیلی منسجمه.
نه، کنجکاوم نظر تو چیه، الن.
فکر میکنم پتانسیل اینو داره که عالی باشه.
واقعاً عالی.
پس چرا قایمش میکنی؟
چرا؟
چرا؟
محکمه.
چرا اینقدر سفت و سختی؟
کل نسل تو، همه تو نسل تو اینقدر سفت و سختن.
آره، این یه نمونه عالیه.
ما از این میترسیم که یه چیز اشتباه بگیم یا یکی رو ناراحت کنیم.
کی ناراحت کردن یکی شد گناه اصلی و بزرگ؟
من تاریخ دقیقش رو نمیدونم، ولی شاید همون موقع که
نسل تو شروع کرد به کلیگویی درباره نسل ما.
میترسی اگه کامل نباشه، ما کمتر بهت فکر کنیم؟
هر شرمی که دور ابراز خودت داری، اشتباهه.
چرند.
چرند.
چرند.
نمیتونی هدف فردیتو خراب کنی.
داری وضوح صداتو میشنوی.
این... خیلی روشنه.
خب، انگار حس میکنم باید برم دستشویی.
چی؟
چون نیاز به دستشویی داری، یا...؟
عزیزم، به دستشویی معمولی نرو، چون فردریک اونجا پروژه داره.
برو به دستشویی مهمان اون پایین.
سورس اصلی — مووی پووی
حسم اینه که شاید شما دوتا بعد از اینکه چیزی که این شش سال روش متمرکز بودید رو به دست بیارید، حس خلأ کنید.
چیزایی که این شش سال گذشته اینقدر روش وسواس داشتید.
گاهی یه آرزوی برآورده شده میتونه گیجکنندهتر از حسرتی باشه که قبلش داشتی.
چیز کوتاهیه.
اوه، کلی، بیا، آلما.
نگذار تواضعت به توهم تبدیل بشه.
این یه... یه قله کوه نیست.
فرد دنبال یه پیگیری خودخواهانه و هدفمند برای گرفتن پست ثابت نیست.
این... یه آستانهست، فقط یه آستانه برای آزادی بیشتر.
آزادی برای دنبال کردن هر انگیزه، هر آرزو، هر
علاقهای که بخوای، بدون ترس از یه رویکرد سیستمی.
من ارزشش رو زیر سؤال نمیبرم.
میگم، خب، این یه چیز مهم برای کل زندگیت کار کردنه.
بالاتر از مسئولیتپذیری، عواقب.
اگه یکی از شما بگیره و اون یکی نگیره، چی میشه؟
اگه من باشم و هیچکدوم از شما، عصبانی میشید؟
آره، خشمگین میشم.
آره.
منم همینطور.
اگه تو باشی و من نه، عصبانیم.
ولی آیا فشارش برای دوستیتون زیاد نیست؟
هنک از اینجا برو بیرون، اون دوست نداره ببازه.
جدی، چند نفر از کسایی که ما بهشون درس میدیم،
یه معتاد نابغه دارن که از پس یه قرار ساده برنمیاد؟
اوه، خب.
اکثرشون.
خیلیا.
دقیقاً.
پس، ولی ما میبخشیمش.
چرا؟
چون باید راهی برای بخشیدنش پیدا کنیم، چون اونا جزو منابع معتبرن.
نیچه به راحتی خودشو به تبلیغات آخرالزمانی میسپره.
نه، نه.
فقط خودشو نمیسپره.
اون یه قله کوه بود.
مطمئناً، مطمئناً.
ام، هگل.
نمیتونست هگل کوچولو رو کنترل کنه.
هایدگر؟
هایدگر با آرم مثل آشغال رفتار کرد در حالی که کل اون دینامیک بالا میرفت.
پس فکر نمیکنم بتونیم تقصیر رو یهطرفه بندازیم.
ارسطو، زنوفو.
اوه، همهشون نژادپرست بودن.
و فروید زنستیز بود.
شنیدی، عزیزم؟
فروید زنستیز بود، عزیزم.
اوه، اون یه دوره دیگه بود.
اگه نگران پست ثابت هستی، باید باشی.
من؟
اوه.
اوه.
خب، منظورم اینه که تو به هر حال میگرفتیش، ولی حالا قطعاً میگیرش.
نه، بیا، کنجکاوم.
روشنمون کن.
باشه، باشه.
نمیتونی انکار کنی که این فرهنگه.
دشمن مشترک کاملاً انتخاب شده، و اون مرد سفیدپوست و غیرترنسه.
باشه، خیلی متأسفم، چون اصلاً فکرشم نمیکردم که تو داری
از این موضوع میگذری، که اینقدر احساس قربانی بودن داری.
من اصلاً همچین چیزی نگفتم.
نیازی به گفتن نبود، ولی تو هنوز داری غصه میخوری که سفیدپوستی و
مرد و دگرجنسگرا و متأسفانه غیرترنس تو زمانی که فرهنگ غالب فقط
وانمود میکنه، میدونی، وانموده، درسته؟
وانمود میکنه که این چیزا رو ترجیح نمیده، و این باعث میشه
تو چی، اولین مرد تو این اتاق یا تو تاریخ باشی؟
که به خاطر نظر بد جامعه احساس گند بودن کنه؟
من فقط میگم که قبلاً یه مرد
زنان کاملاً شایسته رو کنار میزد چون مرد بود.
ولی حالا یه زن مردای کاملاً شایسته رو کنار میزنه چون زنه.
بذار ببینم درست گرفتم.
تو داری میگی حتی با وجود کلی افتخارات حرفهای که تو این سالها
تو یه محیط به شدت زنستیز جمع کردم، حتی با وجود بازگشت
بعد از یه غیبت طولانی فقط برای تأیید موقعیت خاصم به عنوان یه زن تو
این حوزه، پست ثابت آیندهام نمیتونه به دست اومده باشه چون پاداشش
اتفاقاً با تسلیم ناگهانی آموزش عالی به فراگیری همزمان شده.
درست گرفتم؟
نه، من اینو نمیگم.
اشتباه برداشت کردم؟
من قصد ندارم.
تارت.
هی، دلشکستنه.
دلشکستنه.
هی، منم همینطور.
مرسی، بابا.
عالی بودی.
خوش گذشت.
عالی بودی.
خوش گذشت.
تا وقتی ادامه داشت، خوش گذشت.
دلم میخواست تنها بمونی.
خوب بودی.
یه کم دل دارم.
تو میخواستی اینو ببینی.
نمیتونم وجود داشته باشم.
دیوونهم.
رو قلب لعنتی میمونم.
قطعاً میخوام امتحانش کنم.
مرسی.
مرسی.
عجله کن.
این یکی بد نیست؟
هست.
اونجا هستن؟
مرسی.
هنوز دوست ندارم رو قلب بشینم.
اونجا هستن؟
خامه رو فراموش نکن.
واو.
خامه رو فراموش نکن.
مرسی.
خداحافظ، فرد.
جلوی حرف زدنشو بگیر.
مرسی، قربان.
مرسی.
شب بخیر.
اوه، اون پسر نمیتونه فقط حرف بزنه و حرف بزنه و حرف بزنه.
🅳🅾🆆🅽🅻🅾🅰🅳 🅵🆁🅾🅼 🅼🅾🆅🅸🅴🅿🅾🆅🅸🅴
اینجوری نگاهم نکن.
اوه، من چیزی نگفتم.
تو بدترینی تو پنهان کردن احساست.
خب، از قهرمان وزن سبک چاپلوسی میاد.
من خوبم.
هیچ دردی نداشتم.
هفتههاست، شب خوبی بود.
فقط دارم تمومش میکنم.
تصورم اینه که خوب بود، نه؟
برای تو، خوب بود که تو وسواس مداوم هنک غرق شی.
حداقل اون میتونه بهتر قایمش کنه.
جایی که دوستان همیشه خواهند بود.
عشق مکس و مگی به تو.
مگی، فقط چون...
فقط چون مگی همجنسگراست، به این معنی نیست که عاشق منه، فردریک.
میگم تو آدما رو انتخاب میکنی.
آدما رو به جایگاه تأییدت میرسونی چون اونا به هویتت احترام میذارن.
نه به خاطر هیچ شایستگی واقعی از طرف اونا.
مگی باهوشه.
واقعاً؟
فقط فکر میکنی باهوشه؟
No comments yet. Be the first to leave one.