The first 200 lines.
تيــــم ترجـــمه .:: قـقـنوس ::. .تــقــديم ميـــکـــند
تيم ترجمه ققنوس به عنوان بزرگترين و فعالترين تيم ترجمه کشور در حال حاضر هيچ اکانت سابسني ندارد و زيرنويس ها و کتاب ها تنها در کانال تلگرام منتشر مي شود
ما تعطيل کرديم
چرا فقط بزرگ نميشي ؟
غير از رقص والس کار بهتري نداري اينجا انجام بدي ؟
ساعت 3 صبح با اون چيز مسخره ؟ مثل چي ؟
چه ميدونم مثلا خوابيدن با يکي
خيلي سرحالي
... يکي از ما بايد
فقط مي خواستم قبل از اينکه برم آفريقاي جنوبي سورپرايزت کنم
... اين ماسک قديمي را خيلي وقته که دارم
ديگه نميخوام اين کارو بکنم
تو واقعا منو ترسوندي
حتي نميدونم دفعه بعد بايد چکار کنم متاسفم
ببخشيد
خيلي خوب
قطعا اهل اينجا نيستي
راستشو بخواي هر دوتامون نيستيم
آفريقاي جنوبي . بله ميدونم ... اما من اينجا بزرگ شدم . پس
صحيح
آينده نوه هاي من اينجاست
از کي اينو گرفتي ؟
از کسي که بهش خيلي بدهکارم
بذار ببينمش
اصلا چشم نداره
بايد برعکس بزنيش
اينطوري
نگاه به دنيا از يک ديد ديگه
چه جالب
تو که هنوز اينجايي . داري چکار ميکني ؟
بهش ميگن امرار معاش
آره . بايد از نقاشي پول بيشتري در بياريم
اصلا ميدوني فروختن حتي يک دونه چقدر سخته ؟
نگفتم آسونه
چرا بعدا اين کارو نمي کني ؟ چرا فقط امتحان نمي کني ؟
من که هنرمند نيستم تو هنرمندي
من يک صندلي وسط داشتم
بهت که گفتم اول چکــش کن
من کنار دکتر نشستم شماره تو بده بهش
دکترها از نوع من نيستند
اون پروازو غيرقابل تحمل کرده
پس چرا شماره تو بهش نميدي ؟
ديلان . يک چيزي بايد از جعبه ام بيرون بيارم
آره ؟
ميخوام توي آفريقاي جنوبي بمونم
براي چه مدت ؟
من مي خواستم تو توي انگليس بزرگ بشي
اما براي من هميشه آفريقاي جنوبي خونه ام بوده
چه مدت ؟
براي هميشه
تو با کسي آشنا شدي
اون کيه ؟ کي ؟
مامان . اين قانع کننده است که تو بايد جلوشو بگيري
وايستا
مامان . اصلا خنده دار نيست
نکن
مامان ؟
مامان ؟
مامان
کلي
مامان
مامان
خواهش ميکنم نکن . نکن
باندي
لژ يک روز مال تو ميشه
ديلان
من بخاطر تو اينجام . باشه ؟
باندي
دارند وسايل تو رو ميارند پايين تا يک ثانيه ديگه ميارنش پايين
متشکرم ميشل
من کيفتو تا اتاقت ميارم
متشکرم باشه
اين يکي اون بازيگره آمليا را يادم مياره
قشنگه
آره . تو هم خوشگلي عزيزم
تو خيلي جذابي
چي ؟ اين حقيقت داره
يعني من خوش شانس ترين پسر روي کره زمينم
آره ؟ آره
من اون نيستم ديلان
ميدونم خاله
آناتي . برامون يکم چاي روبيوس مياري ؟ با شير ؟
کنارش يکم عسل هم بيار
وقتي اينو کشيدي 5 سالت بود
تو ميتوني ساعتها و ساعتها نقاشي کني
عادت داشتم روي ديوارها نقاشي بکشم
آشپزخونه .. اتاقم توي حموم
مامان هيچوقت دعوام نمي کرد
مطمئنم کلي تشويقت مي کرده
آره تشويقم مي کرد
يادت مياد وقتي که اون لباس مهموني شير را پوشوند بهت ؟
آره . دخترها ازش ترسيدند
... من عصباني شده بودم اما
آخرش همه مون حسابي خنديديم
هميشه پر از شوخي بود آره
چرا ماسکشو آوردي ؟
فقط مي خواستم بفهمم مامانم اينو از کي گرفته
نمي دونم
نميتونم اين کارو بکنم همش ميفتم
اصلا قدرتشو ندارم
از وقتي اين کابوسها را مي بينم
به نظرم توي واقعيت برام اتفاق ميفته
مامان مي گفت به يکي بدهکاره
.. شايد اون آدم بدونه کي ديلان
فقط نمي دونم اصلا مي فهمند کي اين کارو کرده يا نه
نکن . هيچي براش برنگردون
از تو و اينجا خيلي متشکرم
انگار واقعا ميتونم به طرف خاطرات خوب فرار کنم
ديلان ... من ... دارم لژ را ميفروشم
چند سال گذشته خيلي گرفتاري هاي مالي داشتم
تعداد انگشت شماري ديگه اينجا کار مي کنند
کلي مجموعه اي از کالاها را توي سوله جمع کرده بود
بهت احتياج دارم تا از وسطشون بگذرم
بيشتر از اين نميتونم از زيرش در برم
تنهام بذار
بذار تو حال خودم باشم
عزيزم
فکر کردم اين فکر خوبي براي بيدار کردن تويه
دارم کار ميکنم
به پيامکهام جواب ندادي
گفتم که دارم کار ميکنم
باشه بوس
ميشل . نکن
بايد به ديلان بگيم
حتي يک کلمه نميگي
فهميدي آناتي ؟
اناتي ؟
انجامش ميدم
خوبه تيم ترجمه ققنوس
چشمت به ديلان باشه
باشه
چيز ديگه اي ميخواي ليزا ؟
بيا تو
آه . بعدا ميتونم بيام نه نه نه احمق نباش
زياد طول نميکشه
چيزهاي خوبي براي نگه داشتن پيدا کردي ؟
آره . يک عالمه عکس و کتاب و خرت و پرت
خوبه . خوشحالم
اون دخترو مي شناسي ؟
اين مرد ؟
اين دختر ؟
نه
چند سال پيش وقتي اينجا بوديم
مامان ازم خواست اينو براش نقاشي کنم
دوست داشتنيه آره
بقيه نقاشي ها کار مامانه
هيچوقت بهم نگفت که اونم نقاشي ميکشه
کلي مثل تو خيلي استعداد داشت ديلان
آدمها .. مطمئنم از آدمها به صورت تصادفي نقاشي مي کشيد
اوه
چي شد ؟
مطمئن نيستم
بايد بهش بگي
چيو ؟
ميدوني که نميتونم
چرا ميتوني
يا اگر به من اجازه بدي بعدش من
اين بيشتر از چيزي که فکرشو بکني به اون صدمه ميزنه
حداقل اينو مي فهمه و بعد ميتونه براش تصميمي بگيره
فکر ميکني چيز خوبيه ؟ آره
سرت به کار خودت باشه
اينجا تو يک کاراموز پزشکي هستي . نه بيشتر
چاي سرد ميخوام
آناتي . گفتم چاي سرد ميخوام
آناتي ؟
اگر آدمها اخلاقيات خودشونو بذارند کنار اونوقت بايد چکار کنند ؟
عزيزم . اين فقط يک داستانه
صادقانه بگو . چي اذيتت ميکنه ؟
من صفحات اجتماعي اونو ديدم و ؟
و شما بيشتر از يک دوست بوديد باندي
عزيزم عزيزم بي خيال
روي ويلچرم ترمز بذار
چي ؟
نميخوام بهت پول بدم تا آزارم بدي
قشنگه
آره
تعجبي نداره که مامان اونها را نقاشي کرده
... فکر ميکني کسيو ميشناسي که
بتونه براي هميشه اسرار را نگهداره
... ديلان . من
تماس از ليزا
ديلان
براي شام تولد ليزا چند نفر مهمون داريم
خوبه ممنونم اناتي
هر دفعه بايد صداي زنگ را چک کني
ميدوني . نميتونم انگشتهامو تکون بدم
کاملا مطمئنم که اين کارو کردم
هر دفعه
فقط چند بار ميتونم يادت بندازم
و ترمز ويلچر ؟
بهت تاکيد کردم که قفلشون کن
اما من قفلش کرده بودم
به کاري که داري ميکني دقت کن
ديلان داره چکار ميکنه ؟
توي آلونکه
تو و مامان دوستهاي خوبي بوديد
فکر کردم شايد اونها را بشناسي
اخبار را يادم مياد اما تمامشون را ناشناس نگه داشتند
به جز برادرت
اون قتلها هيچ چيز مشترکي ندارند
No comments yet. Be the first to leave one.