The first 178 lines.
...آنچـه در ریـوردیـل گذشت
ماشین نو، آقای لاج؟ - .برای توئه، آرچی -
.آدمایی مثل چاک اینطوری راجبمون فکر میکنن .ما براشون حکم شیء داریم
.تو تمام فکر و ذکر شرل بودی
.میترسیدم که بهت آسیب بزنه - .شرل منُ تهدیدم کرد -
تو از تعطیلشدن دبیرستان سوثساید خبر داشتی؟
.طوری تظاهر کردی که انگار چیزی نمیدونستی .نمیتونم بهت اعتماد کنم، وی
.چیک، فکر کنم که تو باید از این خوبه بری
.خیلی زود برای نمایش موزیکال کری خودمُ رسوندم .و این مدرسه الان تو آتیش میسوزه
.جاگهد ممنون که وقت گذاشتی - .میدونم چی میخوای -
دارم یه مستند از پشت صحنهی .نمایش موزیکال کری میسازم
،به زمان گذشته میریم، دههی هفتاد ."مثل فیلم "سیسی اسپاسک
.میخوام که تو فیلم بردارمون باشی
.هستم
ببین تو فکر بودم، شاید صنایع اندروز .بتونه کمک کنه ستِ نمایش موزیکال کری رو بسازه
.تیر و تخته رو که دارم، ابزاراشم دارم .چندتا کار دارم انجام میدم دیگه
واقعاً اینکارو میکنی؟ - .البته -
خیلی خوشحالم که دوباره داری .برمیگردی سراغ موسیقی، حتی اگه راک اَند رول نباشه
.چند وقتی میشه که اوقات دو نفره نداشتیم
.عالی میشه، بابا - .ایول، تا مدرسه میرسونمت -
...نه حله .با دوچرخه میرم، مرسی
.به نمایش موزیکال کری خوش اومدین
.سلام، فنگز
.خیلیخب، حالا. معارفه
.من آرچیام .کارکتر تامی راس رو بازی میکنم، پسر همسایه
.من بتی هستم .نقش سو اسنل رو بازی میکنم، دختر خوب قصه
.ورونیکا لاج هستم .نقش دختر بدجنس، کریس هارگنسن
.شرل بلاسم هستم .بازیگر نقش سمبلیک کری وایت
.آماتور موسیقیایی
کی نقش مادرت رو بازی میکنه، مارگارت وایت؟ - .من -
.مامان - وایسا ببینم، جداً؟ -
.آروم بابا
.سنتمون این نیست - اینُ نگه میداری؟ -
بله، ولی از نظر من هیچچیزی .آماتورگونهتر از بازیگرگذاری بدون توجه به سن نیست
،بیصبرانه منتظر شناختن این زنام .تا برم زیر پوستش
.و یکم با دختر الیزابت وقت بگذرونم
شرمنده. فکر کردم تمرین .تو اتاق موسیقی برگذار میشه
.مشکلی نیست. اینجا از همه استقبال میشه
...خب، چاک کلیتون
چرا موفقت کردی که تو این نمایش موزیکال باشی؟
سعی دارم تصویر ذهنی مردم ازمُ تغییر بدم
و، آره، شاید مورد انتظار نباشه ،که نقش آدم بدهی داستانُ بازی کنم
.ولی بالأخره یکی باید بکنه دیگه .و من میخوام درست انجامش بدم
.میدونی، بیام سر نمایش .تلاش کنم، تیمی کار کنم
و، کی میدونه، شاید بعدش ملت نظرشونُ دربارهام عوض کردن
یهجورایی عجیبه، نه؟ ما دوتا نقش دوستپسر و دوستدخترُ بازی کنیم؟
.پیاده شو با هم بریم، آرچ .آقاشون داره نگاه میکنه
نه، منظورم اینه که اوضاع .بین ما چهارتا یکمی ناجوره
،ولی بخاطر کوین اینجاییم .که این نمایشُ بازی کنیم، و امیدوارم که به بهترین شکل پیش بره
.آرچی، ورونیکا به همهی ما دروغ گفت .از جمله خودت
با پدر مادرش برعلیه تمام مدرسه توطئه کرد؟
مشکلی نیست که داری کاری رو میکنی ،که اگه "تامی راس" بود میکرد
.که کنارش میموند ولی از نظر من؟
ورونیکا دقیقاً به قدر همون نقشی که داره بازی میکنه
،یه دختر از ما بهترون، خودخواه .بدطینت و بدجنسه
.خیلیخب، پرده اول، سکانس اول
...حالا... قبل از شروع
زمزمههایی شنیدم که یکی از شما دوستای لاشخور
فکر میکنید من مناسب بازی یا خوندن
.نه - .نقش کری وایت رو ندارم -
پس، برای اینکه یه بار برای همیشه قال این قضیه رو بکنیم... رهبر ارکستر؟
...خیلیخب... شرل
.شرل
عجب. فکر میکنم حرف همه باشه وقتی که .میگم این واقعاً نمایش دقیق و انکارناپذیری بود، شرل
::. مترجـم: سـروش ، امیرعلی .:: « illusion , SuRouSH AbG »
« ریــوردیــل »
.یه اعتراف سیاهی باید بکنم
بعد از اون حادثهای که ،نزدیک بود شرل رو بکشه
یه نامهای رو از طرف کسی توی ...کمدم پیدا کردم که ادعا کرده که
.و باورم نمیشه که دارم این حرفُ میزنم
.که کلاهدار سیاهپوشه
.شوخی شهرستانیه. نگاش کن
آخه چرا کلاهداری که ،توسط پدر من کشته شد
بخواد که نقش کری باید توسط بازیگر دیگهای اجرا بشه؟
بنظر چیز از پیش پا افتادهای .برای کلاهدار میاد
،آره. ولی بازم، جاگ .نمیتونی در این باره به کسی چیزی بگی
،بهعنوان مستندساز رسمی .تو قسم به رازداری خوردی
،و نمایش، همونطور که میگن .باید ادامه پیدا کنه
.باشه
.رانی، باید یهچیزی ازت بپرسم
چیه؟ میخوای با اون فایربرد سکسیِ جدیدت بریم به جادهی عشاق؟
میخواستم بپرسم میتونم .تو خونهی شما، پمبروک، نگهاش دارم
چرا؟
چیزی راجب فایربرد به بابام نگفتم
و پدرهای ما رسماً رقیب خوبیان
اگه بابام بفهمه که بابای تو ،همچین کادویی بهم داده
.استارتِ جنگجهانی سوم زده میشه
.باشه. گاراژ ما گاراژ خودته
،این موضوع انتخابات واقعاً فکر میکنی فرد شانسی داره؟
به نفع ما، اون فقط داره بیشتر روی ارزشهای خانوادگی مانور میده
درحالی که هیچ کدوم از اعضای خانوادهش .کنارش نیستن. مری هم که رفته، خدا رو شکر
،و، خب، آرچی و فرد هیچوقت به این دوری نبودن از هم، نه؟
فقط باید وضعیت رو اینطوری نگه داریم
.امکان نداره این واقعی باشه
.تهدید واقعیای که هست .ولی از طرف خودِ کلاهدار نیست
نه. این همون تاکتیک قدیمی .شبح اپرا"ه"
مرد مرموزی یادداشت تهدیدآمیزی میفرسته
و درخواست میکنه که دیوا سوپرانویی ...بازیگرش عوض بشه، و گرنه
اصلاً کی گفته این نامه از طرف یه آقای مرموزیه؟
.به نکتهی خوبی اشاره کردی
هی، اثل، اینا چیه؟
یکی همهی اسمارتیزای .آجیل مخلوطها رو خورده
.چه بد .حتماً کار شرل بوده
اون همیشه چیزایی که نباید رو برای خودش بر میداشته
.مثل نقش کری که از تو گرفت
.نظر لطفته، بتی
برای اینکه کوین حتی بدون اینکه بذاره ...تست بدی شرل رو گذاشت برای نقش کری
مثلاً میشه گفت که عصبانیای؟
یعنی خب، من اصلاً متولد شدم تا نقش کری رو بازی کنم
.پس، اینکه شانسی براش نداشته باشم .آره، عصبانیام میکنه
وایسا ببینم، جاگهد داره ازمون فیلم میگیره؟ - .نه... نه، نه -
نه، داره تصاویر الحاقی رو ضبط میکنه
نمیدونم میخواین چی از زیر زبونم بکشین بیرون
.ولی من آدم پرخاشگری نیستم و محض اطلاع هیچوقت نمیام برای تهدید کسی
یا آسیب به کسی کاری بکنم .تا خودم نفعی ببرم، هیچوقت
چه خبرا، خوشتیپ؟ - فقط دارم میزها رو جمع میکنم، آلیس، تو چی؟ -
همینالان تمرینم تموم شد
.توی نمایش موزیکال دبیرستانم باورت میشه؟
،شاید مثلاً بعداً یه سر بیای یه نگاهی بهش بندازی؟
.کار دارم آلیس، شرمنده
عجب، واقعاً؟ همون نمایش قدیمی؟
میدونی کجاش خندهداره؟ .میترسیدم که بچههامون اشتباه ما رو تکرار کنن
کاشف به عمل اومد که انگاری خود ماییم .که دوباره داریم اون اشتباهها رو تکرار میکنیم
،توی این سکانس، معلم تربیتبدنی، خانم گاردنر .داره نقش دوستی رو برای دخترمون بازی میکنه که هیچ دوستی نداره
.فقط از سر مهربونی و خلوص نیت - .تا تونستم نقش بازی میکنم -
!بسه، بسه، کات
.شرل، فقط من اجازهی کات دادن دارم
نمیتونم بابا، نمیتونم وقتی داریم .آهنگی از دوستی میخونیم ببینم که ازم متنفری
میدونم هرکاری که کردم .رسماً دیوانگی بود، جوسی
ولی داشتم با یه شیاطین سیاه و .کری وایتطوری دست و پنجه نرم میکردم
.خیلی، خیلی متأسفم
.پس، خواهشاً، تو رو خدا، منُ ببخش
.ورونیکا، میحا .دیدم که فایربرد توی گاراژ پمبروک پارک شده
مشکلی هست؟
نه، بابایی. آرچی اینجا پارکش میکنه .تا وقتی که به فرد بگه که تو بهش هدیه دادیش
.میترسه غرور پدرشُ لکهدار کنه
.با عقل جور در میاد - .آره -
.به سلامتی، زندگیِ من
،به دنبال نگهداشتن تمِ این هفته .یه فکر بکر به ذهنم رسیده
!بیاید بترکونیم، بچهها
،خیلیخب، ورونیکا .واقعاً دیوونهی این حرکاتی شدم که زدی
مرسی. بداههپردازی و .تو لباس نمایش باشم خیلی کمکم میکنه
.فروتنی نکن، بابا
تو دقیقاً تجسم مو به مویی از کریسای
هیچ نقشی تا به حال .به این بینقصی بازیگرگذاری نشده
.بتی
چی گفتی، بتی؟
.یعنی خب، بهش فکر کن
.دختر لوس و پولدار، بله
.مشکلات مُبرم بابایی، بله
،باطنی خبیث
،سعی در کنترل همه ،من جمله دوستپسر و بهتریندوستش
.بله، بله، و بله
چطور تونستی انقدر باهاش بدجنسی کنی؟ - ...آرچی -
بتی، تو روحتم خبر نداره که .ورونیکا داره چی میکشه
،این مسائل سخت و سنگین خانوادهاش .فشاری که زیرشه
داره تمام زورشُ
.تا تحت این شرایط سخت میزنه - میشه بگی چطوری؟ -
،لطفاً، کمک کن که درک کنم .تا بتونم بیخیال ماجرا بشم
.جایگاه من نیست که اینها رو بگم، بتی
یادته چه زود بخشیدت
بعد از اینکه کلاهدار مجبورت کرد اون حرفای وحشتناک رو بزنی؟
پس، واقعاً، کی باید نقش کریس و کی باید نقش سو رو بازی کنه؟
آرچی، بتی، میتونید بهمون روی صحنه ملحق شین؟
آمادهی اجرای شعر عاشقانهی .تامی و سو هستیم
.وی
بتی، اگه اومدی که ،دوباره بهم توهین کنی
.با حرفایی که اونجا گفتی موافقم
اگه یه چیزی هم باشه که نقش کریس مشخصاش کرده باشه
.اینه که من دوست خیلی بدیام
.اصلاً باهات موافق نیستم
.بعد از ظهرتون بخیر، آقایون
اومدم یه سری به برنامهای که دارم .تهیهاش میکنم بزنم، و شاهد کار فرد اندروز باشم
.فقط دارم اوقات فراغتمُ صرف کمک میکنم، هایرام
آرچی بردت یه دوری بزنید؟ - ...آقای لاج -
با اون "فایربرد" جدیدی که براش خریدم؟ .برای کمکهایی که به من و خونوادهام این چند وقت کرده
.آره، ماشین خلی باحالیه
.آره
No comments yet. Be the first to leave one.