The first 200 lines.
. ببخشید ... می تونید به من کمک کنید ؟ لاستیک ماشینم
. متأسفم . من یک قرار ملاقات دارم . دوست ندارم دیر کنم
خوب ، تو دوست داری دیر کنی یا اینکه بمیری ؟
. تو نمی خوای این کار رو انجام بدی - . از ماشین بیا بیرون -
! هوو ! بریم بچه ها
! زود باش ، عزیزم ! آره
. یواش . ماشین تازه از کارخونه در اومده
. مشکلی نیست ، آقا . ما مراقبیم - . عزیزم، زود باش برون . وقته رفتنه -
والدین شما می دونند شما از این کار ها انجام می دید ؟ - . خفه شو -
. این لعنتی کار نمی کنه - . کد داره -
کدش چیه ؟ - . نمی تونم به شما بدم -
. پس ما هم اون رو برات داغون می کنیم . از ماشین برو بیرون
زود باش ، مرد ، برام چی داری ؟
! لعنت به تو
. وایسین
. فقط می خوام لباسم تمیز بمونه
. دستات رو ببر بالا . حرکن نکن یا اینکه به تو شلیک می کنم
آیا تکالیف مدرست رو انجام دادی ؟
چرا نمی ری انجامشون بدی ؟ - . باشه . متأسفم -
. دیر شد
! هی ! هی
! بازی ، بازی ، بازی - اولین قاون سوار شدن توی ماشین چیه ؟ -
. به ماشین احترام بذار ، تا صاحب ماشین به شما احترام بذاره - . قانون شماره دو -
. سلام . بعد از ظهر بخیر ، فرانک - . بعد از ظهر تو هم بخیر ، جک -
حالا می تونیم بازی کنیم ؟ - . من باید فکر کنم تو بعد از مدرسه خسته ای -
. می ترسی من برنده بشم - . تازه بعد از انجام تکالیفت هم خسته خواهی شد -
. فردا جمعه است. من هیچ تکلیفی ندارم - . در این صورت ، بازی می کنیم -
! آره - اما اول ، قانون سوم سوارشدن به ماشین چیه ؟ -
. خوبه
، راهنمایی پنجم . من سفید هستم . من توی دورم ، اما همیشه تو دور نیستم
یک توپ تنیس ؟ - . توپ تنیس زرده -
. راهنمایی چهارم
. بعضی وقت ها نصفه هستم ، بعضی وقت ها کاملم . بعضی وقت ها یک تکه از چیزی هستم که تو می شناسیش
یک قرص نان ؟ - . نه -
، راهنمایی چهارم . یعضی وقت ها من روشن هستم . بعضی وقت ها تاریک . بعضی وقت ها هم هر دو
. فهمیدم . حباب لامپ - .نه -
! یک پیتزا - . نه -
اودری . اودری! چرا خودت رو از من . دور میکنی
. گوش کن ، بهتره این جر و بحث کردن رو تمام کنیم
داره کجا میره ؟
. باشه ، به من نگاه کن . آخرین راهنمایی
، همه می خوان با من راه بیرند . اما یک نفر بین اونا می تونه خوشحال بشه
. بهش فکر کن
. سلام ، غنچه - . ششش! مامان ، این یک بازیه . دارم فکر می کنم
متأسفم . هی ، فرانک .امروز حالت چطوره ؟ - . خوب ، خانم بلینگز -
می تونم با مامانم هم فکری کنم ؟ - . نمی دونم . این جزء قوانین نیست -
خیلی خوب . جریان این قوانین چیه اگر نمی تونید حلش کنی ؟
. باشه . فقط همین یکی - ! آره -
. خیلی خوب. یک خورده سر نخ به من بده
اون تو دوره ، اما همیشه تو دور نیست . اون روشنه . بعضی وقت ها هم تاریکه، بعضی وقت ها هم هر دو
، همه می خوان که با اون راه برند . اما فقط یکی از اونا خوشحال می شه
. این یکی خیلی سخته - . در موردش به من بگو -
! ماه - . درسته -
. کارت خوب بود . خیلی خوب . زود باش
. دوشنبه می بینمت - . خداحافظ ، فرانک . متشکرم -
. غذات رو گذاشتم توی آشپزخانه - . خداحافظ ، مامان -
اون واقعاً احساس می کنه توی ماه راه میره . وقتی که تو پیش ما هستی
. و همچنین - خیلی بده که تو نمی تونی اینجا بمونی . وقتی که تونی بر میگرده
. فقط یک علاقه مندیه . معمولاً من از این جور کارها انجام نمی دم
. فکر می کردم تو یک رانندۀ حرفه ای هستی
. نوع دیگه ای از رانندگی
خوب ، ما همه مون دلمون برات تنگ می شه . وقتی که می ری
...و
. متشکرم به خاطر کاری که انجام دادی
برا ی چی ؟
برای اینکه ماشین رو برگردوندی تا . جک دعوای ما رو نبینه
تو واقعاً بچه ها رو میشناسی ، مگه نه ؟ - . من جنگ و دعوا رو میشناسم -
، اون هیچ وقت جک رو توی ماه ندیده
، و وقتی که اون بر میگرده . همش می شنوم که من کار اشتباهی کردم
فکر میکنی بعد از یک سال جدایی ...ممکنه
. متأسفم . نباید این روبه تو می گفتم
، عیبی نداره . بخاطر این که ارزشش رو داره . فکر می کنم تو جک رو خوب تربیت کردی
. متشکرم
، همیشه برای کمک کردن آماده هستم . اگر چیزی لازم داشتی
. این واقعاً لطف شما رو نشان می ده ، فرانک
. ممکنه مجبور باشم با شما معاشرت کنم
داشت یادم می رفت . فردا صبح می خوام ، جک رو برای آزمایش ببرم پیش دکتر
اما می خوام مراسم مهمونی رو آماده کنم . با اینکه تولد اون تا هفتۀ دیگه است
خوب ، تا موقعی که من در حال تزئین کردن هستم و دوستاش می رسند ... فکر کنم ، اگر براتون اشکالی نداره
. من می برمش- . ببخشید که آخر هفتۀ شما رو خراب می کنم -
من فقط قراره یک دوست رو از فرودگاه بیارم و بعدش . میام پیش شما
. خوبه - برای چی؟ -
بچه های امنیتی می گند که ... شما یک خورده تنها هستید . اوم
خوب من فکر کردم خوشحال می شید - . اگه بشنوید که یک دوست دارید . اون یک دوست واقعی نیست -
. اون فرانسویه
. بعداً با تو تماس می گیرم
. اودری . بهتره که حرف زدن رو تمام کنی
، اگر هر اتفاقی افتاد قبل از این آنوقت . به موبایلم زنگ بزن
. هیچ اتفاقی نمی افته ، خانم بیلینگز - . اودری -
. اودری
.بله ، سلام - . برای فردا قطعیه. 9 صبح
-فردا ، 9 صبح . تنها تغییر . راننده اون رو می بره ، نه مادرش
. چه بهتر
واسیلی ؟
این محکم شده ؟ - . بله ، اون ثابته -
و پاد زهر ؟
. فردا می بینمتون
وزرای بهداشت شش کشور آمریکای لاتین
... برای ملاقات سران وارد شدند
. بله . مارتین ، فرانک . 1156 پالمدون
. منتظر یک تحویل صریح هستم . این چیزیه که تو 45 دقیقۀ پیش به من گفتی
. چیز دیگه ای نمی خوام . فقط یک پیتزا
... من پولش رو پرداخت نمی کنم - . سلام -
. سلام
خوب ، فقط یک پای سیب متوسط ، بدون پنیر ، زیتون اضافی و ماهی اضافی
. همش با هم می شه 11/95 دلار
. امیدوارم گرسنه باشید - . نظری ندارم -
. به خاطر تأخیر متأسفم ، قربان
. خانم بیلینگز
. اودری . اودری
می خوای چی کار کنی ؟ - به نظر میاد می خوام چی کار کنم ؟ -
چیزی خوردید ؟ - . یک کم -
. تو گفتی هر چی که بخوام
. نمی تونم - چرا ؟ برای اینکه من چه کسی هستم ؟ -
. برای این که من چه کسی هستم
، احساس می کنم خیلی شکست خورده ام . خیلی خجالت زده هستم
چه کسی نیست ؟
. متشکرم ، فرانک
... برای زمان و
. و احترامت
. فکر کنم این چیزیه که من خیلی به اون نیاز دارم
. خداحافظ
آمپول هم به من میزنند ؟ - . نمی دونم -
. خدای من . ما هنوز باز نکردیم - . من باید سریعاً دکتر رو ببینم -
، باشه . دکتر کابلین ، اگر می شه بیاد اینجا . خواهش می کنم. ما یک بیمار دارید
. شما باید بگید چه مشکل پزشکی دارید
. در واقع ، مشکل من پزشکی نیست . مشکل روانیه
بله ، لورا . مشکل چیه ؟
. منم
. از آمپول زدن متنفرم
شمارۀ یک ، هیچ ضمانتی وجود نداره که . تو آمپول می خوری
معلوم نیست که قرار باشه . به تو آمپول بزنند
. خبر ها رو به من بگو - . دکتر گفت من خوب شدم -
. فرانک ، من خیلی می ترسم - . من به کسی اجازه نمی دم به تو صدمه بزنه -
قول میدی؟ - توچهار تا قانون من رو میدونی؟ -
هرگز قولی رو نده که . نتونی انجامش بدی. زودباش
. در رو ببند
. زود باش
می تونم کمکتون کنم ؟ - . جک بیلینگز می خواد دکتر روببینه -
. امروز دکتر کوبلین مریض ها رو ویزیت نمی کنه . اون توسط دکتر تایبرگ معاینه خواهد شد
. من دکتر کوبلین رو دوت دارم - . نگران نباش . دکتر تایبرگ خیلی خوبه -
. فقط اینکه ببریدش به اتاق 3
لورا کجاست ؟ - چه کسی؟ -
. تو پشت میز اون وایسادی - . اون لورا . اون هم امروز مرخصی گرفته -
. مثل اینکه آنفولانزا داره شایع می شه . حالا ، زود باش . دکتر روز شلوغی داره
. زود باش . قبل از اینکه چیزی حالیت بشه تمام می شه
! هی ، هی
. من دکتر تایبرگ هستم
نمی تونم منتظر دکتر خودم باشم ؟
. دکتر تو یک کار اظطراری براش پیش اومد
. پرستار گفته اون آنفولانزا گرفته - . یک کار اورژانسی بود -
. اون بخاطر آنفولانزا خیلی سریع مریض شد - . خوب ، سریع شروع می کنیم ، سریع هم تمامش می کنیم
. بیا . می خوام یک چیز بامزه به تو نشان بدم
. متأسفم . دکتر و بیمار باید تنها در اتاق باشند
، شما می تونید توی اتاق پذیرش منتظر باشد ... یا اینکه یک لیوان آب بخورید ، یا
. هی ، به من اعتماد کن . من یک دکتر هستم
. خواهش می کنم. تلفونتون
بله ؟ - . الو ، الو . فرانک ؟ من اینجا هستم
. زود اومدی؟ - . درسته ، ما با هواپیمای خارق العادۀ تایلویند اومدم -
، دو ساعت از وقت تعطیلات من گرفته شد . فقط همین
از این به بعد ، فقط با هواپیما سفر می کنم . تایلویند یا هیچی دیگه
. خوشحالم که موفق شدی
. سلام . متأسفم ، دکتر دونیوز امروز نیامدند . دوشنبه تماس بگیرید
من یک خورده گرفتارم . عیبی نداره اگر تاکسی بگیری؟ آدرس رو داری ، بله ؟
اوه ، متشکرم . شنیدم ماهی های پایین اینجا خارق العاده هستند . می تونم برای خودمون سوپ ماهی درست کنم
تو سوپ ماهی دوست داری ، فرانک ، نه ؟
. باید برم
! فرانک
. شاید بهتر باشه منتظر دکتر عمومی بمونیم
. مهمه که جلوی بیماری گرفته بشه
. من مطمئن هستم . اما یک هفته زیاد فرقی نداره - . نه ، ما باید الان انجامش بدیم -
! زود باش برو ، جک
. به من نگاه کن . به من نگاه کن
قولم رو یادته ؟ - . بله -
! این .. این من هستم ! برو بیرون
. فرانک
. لعنتی
. بیمار ها همکاری نمی کنند . ماشین رو آماده کن
. زود باش ، عجله کن
. نگران نباش . همه چیز درست می شه
! تکون نخور ! اسلحت رو بذار زمین ! بخواب روی زمین
. سی - . اونا فرار کردند -
نقشۀ دوم رو اجرا کنیم ؟ -
. آره . نقشۀ دوم رو اجرا کن
. اوه ، آوردیش
اوه ، چی هست ؟ - . تولد جک معلوم می شه -
. لباس بیسبال ، کفش میخ دار ، دستکش و یک خفاش
. ورزش مورد علاقه اونه - . مورد علاقۀ پارسالش بود -
. الان اون توی یک تیم فوتباله . اون خیلی خوبه
. می دونی چیه ، تو باید که اون رو یک وقتی ببینی - . سلام -
! آقا و خانم بیلینگز ! اونا اومدند - ! قایم شید ، همه . مخفی شید -
. بله - . صبح بخیر ، آقای راننده -
شما چه کسی هستید ؟ - . به آینۀ عقبت نگاه کن و خودت می بینی -
. می دون به چی فکر می کنی . شیشۀ ضد گلوله
به من بگو ، تو تجربۀ کاری تو به خاطر کدوم یکی از نمایش هات گذاشتن تا بری توی دفتر
فقط اینکه رانند گی کنی و بچه رو ببری به مدرسه
فرانک ، برای چی ماشین رو نگه داشتی ؟
، نگاه نکن . اونا تو 300 فوتی تو رانندگی می کنند
. فرانک ، جواب بده
. تو نقشۀ من رو خراب کردی . حالا می خوام به تو بگم چطوری کار درست می شه
No comments yet. Be the first to leave one.