Transporter 2

Transporter 2

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

A Commentary by world

Tags

other
Published on: 2006-09-21
Downloads: 108
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

. ببخشید ... می تونید به من کمک کنید ؟ لاستیک ماشینم

. متأسفم . من یک قرار ملاقات دارم . دوست ندارم دیر کنم

خوب ، تو دوست داری دیر کنی یا اینکه بمیری ؟

. تو نمی خوای این کار رو انجام بدی - . از ماشین بیا بیرون -

! هوو ! بریم بچه ها

! زود باش ، عزیزم ! آره

. یواش . ماشین تازه از کارخونه در اومده

. مشکلی نیست ، آقا . ما مراقبیم - . عزیزم، زود باش برون . وقته رفتنه -

والدین شما می دونند شما از این کار ها انجام می دید ؟ - . خفه شو -

. این لعنتی کار نمی کنه - . کد داره -

کدش چیه ؟ - . نمی تونم به شما بدم -

. پس ما هم اون رو برات داغون می کنیم . از ماشین برو بیرون

زود باش ، مرد ، برام چی داری ؟

! لعنت به تو

. وایسین

. فقط می خوام لباسم تمیز بمونه

. دستات رو ببر بالا . حرکن نکن یا اینکه به تو شلیک می کنم

آیا تکالیف مدرست رو انجام دادی ؟

چرا نمی ری انجامشون بدی ؟ - . باشه . متأسفم -

. دیر شد

! هی ! هی

! بازی ، بازی ، بازی - اولین قاون سوار شدن توی ماشین چیه ؟ -

. به ماشین احترام بذار ، تا صاحب ماشین به شما احترام بذاره - . قانون شماره دو -

. سلام . بعد از ظهر بخیر ، فرانک - . بعد از ظهر تو هم بخیر ، جک -

حالا می تونیم بازی کنیم ؟ - . من باید فکر کنم تو بعد از مدرسه خسته ای -

. می ترسی من برنده بشم - . تازه بعد از انجام تکالیفت هم خسته خواهی شد -

. فردا جمعه است. من هیچ تکلیفی ندارم - . در این صورت ، بازی می کنیم -

! آره - اما اول ، قانون سوم سوارشدن به ماشین چیه ؟ -

. خوبه

، راهنمایی پنجم . من سفید هستم . من توی دورم ، اما همیشه تو دور نیستم

یک توپ تنیس ؟ - . توپ تنیس زرده -

. راهنمایی چهارم

. بعضی وقت ها نصفه هستم ، بعضی وقت ها کاملم . بعضی وقت ها یک تکه از چیزی هستم که تو می شناسیش

یک قرص نان ؟ - . نه -

، راهنمایی چهارم . یعضی وقت ها من روشن هستم . بعضی وقت ها تاریک . بعضی وقت ها هم هر دو

. فهمیدم . حباب لامپ - .نه -

! یک پیتزا - . نه -

اودری . اودری! چرا خودت رو از من . دور میکنی

. گوش کن ، بهتره این جر و بحث کردن رو تمام کنیم

داره کجا میره ؟

. باشه ، به من نگاه کن . آخرین راهنمایی

، همه می خوان با من راه بیرند . اما یک نفر بین اونا می تونه خوشحال بشه

. بهش فکر کن

. سلام ، غنچه - . ششش! مامان ، این یک بازیه . دارم فکر می کنم

متأسفم . هی ، فرانک .امروز حالت چطوره ؟ - . خوب ، خانم بلینگز -

می تونم با مامانم هم فکری کنم ؟ - . نمی دونم . این جزء قوانین نیست -

خیلی خوب . جریان این قوانین چیه اگر نمی تونید حلش کنی ؟

. باشه . فقط همین یکی - ! آره -

. خیلی خوب. یک خورده سر نخ به من بده

اون تو دوره ، اما همیشه تو دور نیست . اون روشنه . بعضی وقت ها هم تاریکه، بعضی وقت ها هم هر دو

، همه می خوان که با اون راه برند . اما فقط یکی از اونا خوشحال می شه

. این یکی خیلی سخته - . در موردش به من بگو -

! ماه - . درسته -

. کارت خوب بود . خیلی خوب . زود باش

. دوشنبه می بینمت - . خداحافظ ، فرانک . متشکرم -

. غذات رو گذاشتم توی آشپزخانه - . خداحافظ ، مامان -

اون واقعاً احساس می کنه توی ماه راه میره . وقتی که تو پیش ما هستی

. و همچنین - خیلی بده که تو نمی تونی اینجا بمونی . وقتی که تونی بر میگرده

. فقط یک علاقه مندیه . معمولاً من از این جور کارها انجام نمی دم

. فکر می کردم تو یک رانندۀ حرفه ای هستی

. نوع دیگه ای از رانندگی

خوب ، ما همه مون دلمون برات تنگ می شه . وقتی که می ری

...و

. متشکرم به خاطر کاری که انجام دادی

برا ی چی ؟

برای اینکه ماشین رو برگردوندی تا . جک دعوای ما رو نبینه

تو واقعاً بچه ها رو میشناسی ، مگه نه ؟ - . من جنگ و دعوا رو میشناسم -

، اون هیچ وقت جک رو توی ماه ندیده

، و وقتی که اون بر میگرده . همش می شنوم که من کار اشتباهی کردم

فکر میکنی بعد از یک سال جدایی ...ممکنه

. متأسفم . نباید این روبه تو می گفتم

، عیبی نداره . بخاطر این که ارزشش رو داره . فکر می کنم تو جک رو خوب تربیت کردی

. متشکرم

، همیشه برای کمک کردن آماده هستم . اگر چیزی لازم داشتی

. این واقعاً لطف شما رو نشان می ده ، فرانک

. ممکنه مجبور باشم با شما معاشرت کنم

داشت یادم می رفت . فردا صبح می خوام ، جک رو برای آزمایش ببرم پیش دکتر

اما می خوام مراسم مهمونی رو آماده کنم . با اینکه تولد اون تا هفتۀ دیگه است

خوب ، تا موقعی که من در حال تزئین کردن هستم و دوستاش می رسند ... فکر کنم ، اگر براتون اشکالی نداره

. من می برمش- . ببخشید که آخر هفتۀ شما رو خراب می کنم -

من فقط قراره یک دوست رو از فرودگاه بیارم و بعدش . میام پیش شما

. خوبه - برای چی؟ -

بچه های امنیتی می گند که ... شما یک خورده تنها هستید . اوم

خوب من فکر کردم خوشحال می شید - . اگه بشنوید که یک دوست دارید . اون یک دوست واقعی نیست -

. اون فرانسویه

. بعداً با تو تماس می گیرم

. اودری . بهتره که حرف زدن رو تمام کنی

، اگر هر اتفاقی افتاد قبل از این آنوقت . به موبایلم زنگ بزن

. هیچ اتفاقی نمی افته ، خانم بیلینگز - . اودری -

. اودری

.بله ، سلام - . برای فردا قطعیه. 9 صبح

-فردا ، 9 صبح . تنها تغییر . راننده اون رو می بره ، نه مادرش

. چه بهتر

واسیلی ؟

این محکم شده ؟ - . بله ، اون ثابته -

و پاد زهر ؟

. فردا می بینمتون

وزرای بهداشت شش کشور آمریکای لاتین

... برای ملاقات سران وارد شدند

. بله . مارتین ، فرانک . 1156 پالمدون

. منتظر یک تحویل صریح هستم . این چیزیه که تو 45 دقیقۀ پیش به من گفتی

. چیز دیگه ای نمی خوام . فقط یک پیتزا

... من پولش رو پرداخت نمی کنم - . سلام -

. سلام

خوب ، فقط یک پای سیب متوسط ، بدون پنیر ، زیتون اضافی و ماهی اضافی

. همش با هم می شه 11/95 دلار

. امیدوارم گرسنه باشید - . نظری ندارم -

. به خاطر تأخیر متأسفم ، قربان

. خانم بیلینگز

. اودری . اودری

می خوای چی کار کنی ؟ - به نظر میاد می خوام چی کار کنم ؟ -

چیزی خوردید ؟ - . یک کم -

. تو گفتی هر چی که بخوام

. نمی تونم - چرا ؟ برای اینکه من چه کسی هستم ؟ -

. برای این که من چه کسی هستم

، احساس می کنم خیلی شکست خورده ام . خیلی خجالت زده هستم

چه کسی نیست ؟

. متشکرم ، فرانک

... برای زمان و

. و احترامت

. فکر کنم این چیزیه که من خیلی به اون نیاز دارم

. خداحافظ

آمپول هم به من میزنند ؟ - . نمی دونم -

. خدای من . ما هنوز باز نکردیم - . من باید سریعاً دکتر رو ببینم -

، باشه . دکتر کابلین ، اگر می شه بیاد اینجا . خواهش می کنم. ما یک بیمار دارید

. شما باید بگید چه مشکل پزشکی دارید

. در واقع ، مشکل من پزشکی نیست . مشکل روانیه

بله ، لورا . مشکل چیه ؟

. منم

. از آمپول زدن متنفرم

شمارۀ یک ، هیچ ضمانتی وجود نداره که . تو آمپول می خوری

معلوم نیست که قرار باشه . به تو آمپول بزنند

. خبر ها رو به من بگو - . دکتر گفت من خوب شدم -

. فرانک ، من خیلی می ترسم - . من به کسی اجازه نمی دم به تو صدمه بزنه -

قول میدی؟ - توچهار تا قانون من رو میدونی؟ -

هرگز قولی رو نده که . نتونی انجامش بدی. زودباش

. در رو ببند

. زود باش

می تونم کمکتون کنم ؟ - . جک بیلینگز می خواد دکتر روببینه -

. امروز دکتر کوبلین مریض ها رو ویزیت نمی کنه . اون توسط دکتر تایبرگ معاینه خواهد شد

. من دکتر کوبلین رو دوت دارم - . نگران نباش . دکتر تایبرگ خیلی خوبه -

. فقط اینکه ببریدش به اتاق 3

لورا کجاست ؟ - چه کسی؟ -

. تو پشت میز اون وایسادی - . اون لورا . اون هم امروز مرخصی گرفته -

. مثل اینکه آنفولانزا داره شایع می شه . حالا ، زود باش . دکتر روز شلوغی داره

. زود باش . قبل از اینکه چیزی حالیت بشه تمام می شه

! هی ، هی

. من دکتر تایبرگ هستم

نمی تونم منتظر دکتر خودم باشم ؟

. دکتر تو یک کار اظطراری براش پیش اومد

. پرستار گفته اون آنفولانزا گرفته - . یک کار اورژانسی بود -

. اون بخاطر آنفولانزا خیلی سریع مریض شد - . خوب ، سریع شروع می کنیم ، سریع هم تمامش می کنیم

. بیا . می خوام یک چیز بامزه به تو نشان بدم

. متأسفم . دکتر و بیمار باید تنها در اتاق باشند

، شما می تونید توی اتاق پذیرش منتظر باشد ... یا اینکه یک لیوان آب بخورید ، یا

. هی ، به من اعتماد کن . من یک دکتر هستم

. خواهش می کنم. تلفونتون

بله ؟ - . الو ، الو . فرانک ؟ من اینجا هستم

. زود اومدی؟ - . درسته ، ما با هواپیمای خارق العادۀ تایلویند اومدم -

، دو ساعت از وقت تعطیلات من گرفته شد . فقط همین

از این به بعد ، فقط با هواپیما سفر می کنم . تایلویند یا هیچی دیگه

. خوشحالم که موفق شدی

. سلام . متأسفم ، دکتر دونیوز امروز نیامدند . دوشنبه تماس بگیرید

من یک خورده گرفتارم . عیبی نداره اگر تاکسی بگیری؟ آدرس رو داری ، بله ؟

اوه ، متشکرم . شنیدم ماهی های پایین اینجا خارق العاده هستند . می تونم برای خودمون سوپ ماهی درست کنم

تو سوپ ماهی دوست داری ، فرانک ، نه ؟

. باید برم

! فرانک

. شاید بهتر باشه منتظر دکتر عمومی بمونیم

. مهمه که جلوی بیماری گرفته بشه

. من مطمئن هستم . اما یک هفته زیاد فرقی نداره - . نه ، ما باید الان انجامش بدیم -

! زود باش برو ، جک

. به من نگاه کن . به من نگاه کن

قولم رو یادته ؟ - . بله -

! این .. این من هستم ! برو بیرون

. فرانک

. لعنتی

. بیمار ها همکاری نمی کنند . ماشین رو آماده کن

. زود باش ، عجله کن

. نگران نباش . همه چیز درست می شه

! تکون نخور ! اسلحت رو بذار زمین ! بخواب روی زمین

. سی - . اونا فرار کردند -

نقشۀ دوم رو اجرا کنیم ؟ -

. آره . نقشۀ دوم رو اجرا کن

. اوه ، آوردیش

اوه ، چی هست ؟ - . تولد جک معلوم می شه -

. لباس بیسبال ، کفش میخ دار ، دستکش و یک خفاش

. ورزش مورد علاقه اونه - . مورد علاقۀ پارسالش بود -

. الان اون توی یک تیم فوتباله . اون خیلی خوبه

. می دونی چیه ، تو باید که اون رو یک وقتی ببینی - . سلام -

! آقا و خانم بیلینگز ! اونا اومدند - ! قایم شید ، همه . مخفی شید -

. بله - . صبح بخیر ، آقای راننده -

شما چه کسی هستید ؟ - . به آینۀ عقبت نگاه کن و خودت می بینی -

. می دون به چی فکر می کنی . شیشۀ ضد گلوله

به من بگو ، تو تجربۀ کاری تو به خاطر کدوم یکی از نمایش هات گذاشتن تا بری توی دفتر

فقط اینکه رانند گی کنی و بچه رو ببری به مدرسه

فرانک ، برای چی ماشین رو نگه داشتی ؟

، نگاه نکن . اونا تو 300 فوتی تو رانندگی می کنند

. فرانک ، جواب بده

. تو نقشۀ من رو خراب کردی . حالا می خوام به تو بگم چطوری کار درست می شه

More Farsi Persian subtitles for Transporter 2

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left