Downton Abbey: The Grand Finale

Downton Abbey: The Grand Finale

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Downton Abbey The Grand Finale 2025 CAM FA-RGB
A Commentary by MoviePovie.Com
ترجمه اختصاصی سایت مووی پووی - moviepovie

Tags

other
Published on: 2025-09-11
Downloads: 75
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

رسانه اینترنتی مووی پووی تقدیم میکند

MoviePovie. Com

چه آهنگ قشنگی.

خدای من، عجب آهنگ قشنگی.

بتی، چی شده؟

می‌تونم یه کم رژلب قرض بگیرم؟

باز دوباره؟

تو خیلی بدجنسی.

برش گردون.

نه، دفعه قبل بهم یه دونه دادن.

ببخشید، می‌تونم...؟

آه، سلام، بارو.

یادداشت ما رو گرفتی.

امیدوارم زیادی پررو نباشیم.

اصلاً این‌طور نیست، ارباب.

آقای دکستر.

سلام.

یه لیوان شامپاین چطوره؟

نباید بذاریم معطلت کنیم.

پشت صحنه بودن خیلی هیجان‌انگیزه.

نمایش "تلخ و شیرین" خیلی پرطرفدار شده.

ما تو دوره نوئل کوارد زندگی می‌کنیم.

دقیقاً.

گرچه فکر نکنم نوئل خودش دقیقاً این‌جوری بگه.

من چطور می‌گفتم؟

فقط داشتیم می‌گفتیم که ستاره‌ت با هر نمایش جدید بیشتر می‌درخشه.

لرد و لیدی گرانتام و لرد و لیدی هکسام رو می‌شناسی؟

این نمایش فوق‌العاده‌ست.

آره.

البته ما صلاحیت قضاوت نداریم.

همه صلاحیت دارن یه چیز خوب بگن، لیدی گرانتام.

دستیار آقای دکستر قبلاً برای ما کار می‌کرد، برای همین اومدیم یه سری بزنیم.

گای اون فیلم رو تو خونه شما ساخت، مگه نه؟

خیلی ازش لذت بردم.

امیدوارم یه روز به محل پیروزی‌ت برگردی.

اوه، خیلی دوست داریم، بانوی من.

خب، بهتره جمع کنیم.

قراره تو رستوران جدید "آیوی" تو خیابان وست شام بخوریم.

رستوران مورد علاقه‌م، اگه قیمتاش این‌قدر بالا نبود.

آخرین باری که اونجا شام خوردم، یه صورت‌حساب و یه تفنگ خواستم.

چقدر شد؟

ده پوند.

برای سه نفر.

ده پوند برای سه نفر؟

خب، فکر کنم لازم نیست این کارو بکنیم.

چرا، باید بکنیم.

اگه نخوایم میزمونا از دست بدیم، باید عجله کنیم.

آره.

مرسی.

ممنون.

خیلی با هم صمیمی‌ان، نه؟

دکستر و بارو.

حتماً خیلی با هم سفر می‌کنن.

دقیقاً.

البته.

چند سال براشون کار کرد؟

چند سالی میشه.

راضی بودی؟

نه به اندازه حالا.

⒨⒪⒱⒤⒠⒫⒪⒱⒤⒠

چه دیدار قشنگی.

فصل لندن همیشه پر از خوشیه.

و حالا برمی‌گردیم داونتون.

اوه، تموم شد؟

بالاخره پیداتون شد.

چطور بود؟

شب خوبی بود.

از پیک‌انددیلی پیاده برگشتیم، بعد از پارک سبز رد شدیم.

اوه، دیدیم چی رو به جای خونه دوونشایر ساختن.

نباید تو این موقعیت خیلی فعالیت کنی.

حالم خوبه، به خدا.

هوای آزاد برام خوبه.

انگار هتل جدید گرووِن‌هاوس بالاخره باز شده.

تحت تأثیر قرار گرفتم.

فکر اینکه لندن داره از کاخ‌های خصوصیش خالی میشه، غم‌انگیزه.

خب، چاره‌ای نبود، چارلی.

این مالیات‌های جدید چیه؟

دیگه کسی نمی‌تونه از پسشون بربیاد.

این موقع شب، این منظره رو نگاه کن.

خب، بیشتر از آقای دکستر بگو، حتماً.

یه آهنگه که همش تو سرم می‌چرخه.

دوباره می‌بینمت.

مرسی، آقای دکستر.

نذار حرفش گمراهت کنه.

اوه، اون کی بود؟

یه آدم احمق که کلی سؤال درباره خانوادش ازش پرسید.

من که عاشقشم.

عجیبه که فکر کنیم فردا آخرین روزته.

وقتی دیگه اینجا نباشی که ازمون محافظت کنی، چی کار کنیم؟

اندرو، یا بهتره بگم آقای پارکر، به جات ازتون مراقبت می‌کنه.

درباره ترفیع زودی که قراره بگیری چی فکر می‌کنی، اندی؟

آماده‌ام.

سال‌ها تجربه‌م رو پشت سر گذاشتم.

امیدوارم درست فکر کنی.

جان.

لیدی پاویا از ساتیپو.

اوه، حتماً کلی سر و صدا میشه.

بعد از اون بحث کوچیکمون، دیگه اذیتمون نمی‌کنه.

خدا می‌دونه امشب چی به سرم می‌اومد اگه آماده نبودم.

تو یه پدیده می‌شی.

شنیدم یکی از دخترای پیترزفیلد نامزد کرده؟

گراندلون.

همین حالا اعلامش کردن.

یه آدم خوب.

لرد بلسی.

خیلی مناسبه.

لندن فایوز به ما ارث رسیده.

لندن فایوز گلیه که چرب و چیلی شده.

اوه، لایزا، دونه‌ها تبدیل به بشکه‌ها می‌شن،

سبزیجات اون‌قدر باریک می‌شن که میوه‌ها آتیش می‌گیرن.

اوه، لایزا، لندن کوچولو غمگین، باغ کربنی

هنوز جایی نیست که خورشید آتیشش کرده باشه.

قدم‌های کوزمیر ریتم تاریخ رو نشون می‌دن، هر خیابون تو انبار خاطره‌هاست.

هیچ‌چیز نمی‌تونه جای اونو بگیره.

اونجا جای قدرت مامانمه.

خوبه که تو لندن می‌مونی، جلوی هارولد.

فکر می‌کنی بالاخره تونسته املاک مادربزرگ رو سر و سامون بده؟

اینکه هر دو، هم بابا و هم ماما، به این زودی مادراشون رو از دست دادن،

یه جورایی ناعادلانه‌ست.

حداقل بابا پیش مادربزرگ بود.

برای ماما خیلی سخت‌تر بود که بخواد از اون طرف اقیانوس

هم عزادار باشه و هم دختر وظیفه‌شناس.

به همین دلیل امیدوارم پوند همه‌چیز رو درست کرده باشه.

ما که نصف پول رو خرج کردیم.

اون لباس می‌تونه کمک کنه.

سلام، مری، ادیث.

خانم فنویک، حال شما چطوره؟

عالی.

والدینتون رو تو مهمونی جدید لیدی رزبری دیدم، مثل همیشه پر از انرژی.

آره، خوبن.

سلام، هنری و برتی.

فکر کنم همه‌مون خوبیم.

پس هنری از سفراش برگشته؟

آره، بله.

آره، برگشته.

متأسفم، باید بریم، ولی سلاممون رو بهش برسون.

مرسی از این.

خوشحال شدم کمک کردم.

نگران نباش.

⒨⒪⒱⒤⒠⒫⒪⒱⒤⒠

نمی‌خوام اعتراف کنم.

بعد از امشب، آماده‌ام که برگردم داونتون.

فصل لندن تمومی نداره.

خسته شدم.

تو که از فصل لندن خوشت میاد، خودت می‌دونی.

قبلاً خوشم می‌اومد، ولی حالا که دخترا بزرگ شدن.

دیگه نمی‌دونم چرا باید ادامه بدم.

خیلی خوب بود که تونستم برای مهمونی امشب پسرعموم بمونم.

دعوت به پیترزفیلد پیترهاوس حسابی بلیط داغیه.

خوشحالم که هنوز مقرشون رو نگه داشتن.

ولی نه برای مدت زیاد.

می‌دونی، بال پیترزفیلد توی کل عمرم یه نهاد بوده.

نمی‌تونی اونا رو سرزنش کنی که نمی‌خوان یه خونه به اندازه سلفریجز رو

فقط برای یه مهمونی سالانه نگه دارن.

فکر کنم نه.

مدتیه که آقای لوینسون رو ندیدیم.

مشغول رسیدگی به کارهای مادربزرگ مرحومم بوده.

اون و ماما هر دو مجری وصیت‌نامه‌ان، ولی چون املاک تو آمریکاره،

واقعاً کارش به اون افتاده.

مطمئنم که اون و بانوی محترم می‌تونن کارا رو بین خودشون مدیریت کنن.

باید بهم بگی وقتی زیادی برات سخت شد.

همیشه می‌تونم تا وقتی بچه به دنیا بیاد، با ماما یه باکستر شریکی داشته باشم.

هنوز زوده.

به هر حال، قبلاً هم این کارو کردم.

درسته.

فکر کنم همه‌چیز آماده‌ست، بانوی من.

آخرین روز با کارسون مسئول.

و خانم پتمور چند هفته دیگه میره.

ولی فکر کنم پارکر به‌خوبی از پسش برمیاد، حتی اگه بدون کارسون عجیب باشه.

همه‌چیز عوض میشه، ارباب، و ما هم یه جورایی باید باهاشون عوض بشیم.

خیلی درسته.

دیدی دارن خونه دورچستر رو خراب می‌کنن؟

وقتی ریدز اونجا بودن، خیلی می‌رفتیم اونجا.

ولی کلی خانواده دارن دست می‌کشن.

خونه گرانتام ما اصلاً تو خطر نیست.

چند وقته تو خانواده‌ست؟

حدود سال 1760 خریدیمش، و پدربزرگم سال 1854 بازسازیش کرد.

زمان زیادیه.

راست می‌گی.

زمان زیادیه.

و این برام مهمه.

تایتوس، می‌تونی؟

غواصی؟

چقدر خوشگل شدی.

ولی کاش فردا با ما به خونه می‌اومدی.

یکی باید اینجا باشه تا وقتی کشتی عمو هارولد می‌رسه، بهش خوشامد بگه.

براش شام می‌دم و آخر هفته می‌برمش شمال.

آخر هفته؟

خوشحالم که ماما زنده نیست که این کلمه رو ازت بشنوه.

ماشین بیرونه، ارباب.

ⓜⓞⓥⓘⓔⓟⓞⓥⓘⓔ

چرا همه از مری عکس می‌خوان؟

چون خیلی خوشگله، معلومه.

فکر کنم امشب آخرین شب کارسون تو خدمته.

نمی‌تونستم بی‌توجه از کنارش بگذرم.

خب، پس حسابی عقبی.

که مطمئنم شوهرت خیلی از این بابت خوشحاله.

آقای میسون خیلی صبور بوده.

تو کراولی‌ها رو تو موقعیت‌های سختی دیدی، آقای کارسون.

اونا هم به من لطف داشتن.

More Farsi Persian subtitles for Downton Abbey: The Grand Finale

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left