Kafka

Kafka

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

Kafka 1991 DVDRip
A Commentary by sooraticamrang
فقط هماهنگ کردم

Tags

DVD
DVDRip
dvdrip
dvdr
Published on: 2016-09-20
Downloads: 61
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

ک

کا

کاف

کافک

کافکا

ادوارد روبن

یادت میاد که سالها پیش، پدر منو یه گوشه کشید

و بهم گفت که شیفته‌ی چیزهای بی ارزش هستم

به گفته خودش: مرض شیفته شدن

خوب، در این سالها من طوری زندگی کردم که حتی اون هم بهش میگه: زندگی عادی

بجز این حقیقت که در برخی زمانهای غریب...من می‌نویسم

این ممکنه از من نا امیدش کنه، ولی من میپرسم آیا این جرمه؟

کافکا؟

مسئول پرونده‌ها منتظر جمعبندی توئه

دیروز دادم بهش

تو به من ندایش دادمش به خودش

در سازمان مهمی مثل ما

وقتی سندی، حتی اگه یک سند، گم بشه ممکنه دیگه پیدا نشه

به نظر راحت‌تر بود که خودم برسونمش

اما من مسئول پیغام‌ها هستم

اینطور اشتباه‌ها به اعتبار من لطمه میزنه

بورگل، اعتبار تو بی نظیره

وقتی من پیغامی رو میرسونم، رسیدنش به مقصد کاملا تضمین شده است

این رو یادداشت میکنم

کافکا

جایگاه تو در شرکت خیلی محکم نیست

صبح بخیر، خانم راسمن

یا بهتره بگم، بعد از ظهر بخیر؟

هرچی دوست داری بگو، هیچ کس گوش نمیکنه واقعا؟

فکر می کنم شما جایگاه من در رو دست کم گرفتید و در مورد خودتون اغراق می کنید

الان نه، بورگل

اینجا منم که نصحیت میکنم، نه شما

با گزارش وقت ناشناسی شما به دفتردار

این موقعیت من نیست که در خطره، پس علتش تاخیرتون رو بگید

تو فقط داری کارت رو انجام میدی

این کاریه که بابتش دارم پول میگیرم

آبنبات؟

تو رقت انگیزی

و تو هم تاخیر داری

این رو تو اون دفترچه ات بنویس

خانم راسمن من در بخش کنار شما کار میکنم

میدونم

میدونم شما دوست ادوارد روبن هستید

من؟

اون گفت که شما رو میشناخته و

حتما یکی تون اشتباه کرده

متاسفم، ولی من شما رو یکبار با هم دیدم

مردم دارن تماشا میکنن

مجبورم نکن خجالت زده ات کنم

دماغت جوهری شده

من استعفای کتبی شما رو میخوام

فورا

آه، از محل کارتون بی دلیل خارج شدید

میدونستم یه روز این اتفاق میوفته

کافکا؟

بله، قربان

پس این کافکا است

اوه، بله

من دنبال آقای روبن می گردم، طبقه‌ی بالایی

صدات رو نمی شنوم

آقای روبن میدونید کجاست؟

لازم نبود از رخت خواب بیاید بیرون میتونستم کلید رو بگیرم

بله، میدونم که میتونستید

شما باید به اون نگاه کنید؟

اینجا خونه‌ی خودمه، درسته؟

بله خونه شماست ولی بیرون

اون اینجا نیست، برو بیرون زودباش

ببخشید، شما ادوارد روبن رو ندیدید؟

نه

کسی اینجا ادوارد رو دیده؟

ادوارد روبن رو امشب ندیدید؟ ادوارد روبن؟

که هفته پیش براتون جوک تعریف کرد

اوه، به خاطر ندارم

با اون بازیگرها نرفت؟

شما به کاباره اومدید؟ نه، من کاری دارم

شما خواب ندارید؟

آره، همون بود

داری میری؟ من دنبال ادوارد میگردم، تو ندیدیش؟

کی؟ ادوارد

اینجا صبر کن، الان جولیا رو میاریم تو آنا رو میشناسی، مگه نه؟

چند وقته اینجا هستید؟

من تازه اومدم

نه، منظوریم اینه که چند وقته اومدید؟

یه چند روزیه من رفتم خونه‌ی پدر و مادرتون

پدرم رو دیدید؟ برای دیدن اون نرفتم

ولی من برات نوشته بودم که از اونجا رفتم

تو گفته بودی که میخوای از اونجا بری بارها در جملات طولانی

خب، به خاطر کارم الان تو شهر زندگی میکنم میتونی دیگه هزینه پست ندی

به هر حال، دیگه میدونی کجا پیدام کنی

داره میاد اینور

من به آپارتمان ادوارد رفتم

آپارتمان ادوارد اونجا نبود

یکی دو روزه که اونجا دیده نشده

به هر حال صاحب خونه ندیدتش

ممنون

باز هم سعی میکنم

چقدر بهش گفتی؟ اون یه کارمنده، هیچی نمیدونه

ادوارد میگفت یه نویسنده است که شاید به درد بخوره؟

که شاید خطرناک باشه

این مال تو نیست، فردریک

کافکا، میای بریم کاباره؟

الان نه

روی چی کار میکنی؟

یه داستان در مورد مردی

که از خواب بیدار میشه و می بینه تبدیل به یه حشره بزرگ شده

باید یه چیزی بخورم

نکته اینجاست که قلعه به نظر باشکوهه

اما فقط از دور

ما همدیگه رو میشناسیم؟

اسم من بیزلبکه

گور کن در واقع، سنگ تراش

عذر میخوام

مجسمه سازی میکردم، اگه امکانش بود

اما هنرمند کسیه که بابت کارش پول بدن

حتی قبل از انجامش

کار شمل خیلی پر سر و صداست

خوب، سر و صدای خارجی داره

اما مثل کار شما

انعکاس صداش به درون بر میگرده

من داستانهای شما رو خوندم، اونها عالی هستن

دارم فکر میکنم کدوم رو خوندید

همون‌هایی که چاپ کردید

کسی تو مجله‌ها چیزی نمی خونه

باید اونها رو با بقیه کاغذهای باطله انداخت دور

به هر حال، بعضی‌ها به کار شما علاقه دارن

مثلا اون داستانی که در مورد جمعیت مجازات بود

میخ‌ها عدالت رو درون بدن اون محکوم حک می کردند

این جدیده

من هم باید راهی پیدا کنم تا کارم رو بیشتر معرفی کنم

خب، من دارم به کاباره میرم بعد یه روز پرکار

علاقه دارم حرکت اشکال رو قبل از خواب ببینم

شب بخیر، کافکا

شب بخیر، آقای بیزلبک

رنج وحشتناکِ اداره‌ی بیمه مثل همیشه ادامه داره

هنوز هم آدم‌های ظالم من رو اذیت میکنن

همنچنان که گزارشهای بیهوده می نویسم

دوستم ادوارد ناپدید شده

هیچوقت اون رو ندیدی چون هیچوقت جرات نکردم یکی از دوستام رو بیارم خونه

با وجود پدر که از روی صندلی راحتیش پادشاهی میکرد

الان فهمیدم که با آنا ملاقات کردی

رابطه من با اون، به قول معروف پیچیده است

فقط امیدوارم پدر بیشتر از این اون رو نترسونده باشه

پسرت... پسر دوست داشتنیت

پسر گاهی دوست داشتنیت

پسر ناتوان از عشق تو

پسر کاملا خسته از زندگیه خانوادگیه تو

می شناسیش؟

بله

اسمش ادوارد روبنه؟

بله

کاراگاه گروباک

کافکا

کافکا، کافکا... این اسم واقعیه توئه؟

بله

چرا نباید باشه؟

آخرین بار کی آقای روبن رو دیدی؟

چهارشنبه

سر کار؟ بله

بعدش جای رفتید؟ مثلا یه نوشیدنی بخورید؟

نه، ما...

بیرون دفتر خداحافظی کردیم

و اون رفت خونه‌

تو برای بیمه تصادف کار میکنی

که هفت سال اونجایی؟ هشت سال

و هفت ماه

شما رابطه ات با روبن چطور بود؟

بهم نزدیک بودید؟

نه

نه؟

بله

بله، خیر، بله، خیر آخرش چی؟

من سه سال با اون تو یه دفتر کار میکردم

اون تو رودخونه پیدا شده شنا بلد بود؟

فکر می کنید...

فکر می کنید خودش رو غرق کرده؟

افراد بالغ معمولا تو رودخونه نمی افتند، درسته؟

نه

شاید بیش از حد مشروب خورده بوده

میتونم بپرسم چطور من رو پیدا کردید؟

البته، صاحبخانه اش به ما گفت تو اونجا بودی

و اینکه در این مورد خیلی کنجکاوی میکردی

خوب، اون دوست خیلی نزدیکی...

اون هیچ دوست دیگه‌ای... اون خانواده‌ای نداشت

میدونیم

همین بود؟

نه ما چیزای دیگه ای هم میدونیم، کافکا

هی کافکا؟

کافکا، من معمولا درگیر افراد محله قدیمی نمیشم

اما گاهی آدم مجبور میشه

میخوام بدونی که بین ما هیچ دوستی وجود نداره

چون ما غریبه و از طبقات اجتماعی مختلف هستیم

اما از یه جهت، تو یه شخص ثالثه علاقه مندی

به ذهنم میسپرم

خوبه، هر چیز مرتبطی اتفاق افتاد به من خبر بده

بله

کاراگاه گروباک

میخواستید من رو ببینید؟

بشین، کافکا

تو نزدیک به 9 ساله که اینجایی

کارت رو با کوشش انجام دادی و از تو هیچ شکایتی نشده

More Farsi Persian subtitles for Kafka

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left