The first 200 lines.
«ریچارد هریس»
«این زندگی ورزشی»
«ریچل رابرتس»
زودباش ریچارد، زودباش
زود باشید بچه ها فشار بیارید
زود باشید بچسبید
- چیزی نیست. بیا اینطرف. - زود باش.
آروم.
لعنتی.
دندون جلوش شکسته.
تا آخر هفته نمیتونه طرف فاحشه ها بره.
- حالش چطوره؟ فقط یکم گیجه -
- اما حالش خوب میشه. - زیاد هم بد نیست.
حالت چطوره؟
باید اجاره ی بیشتری بگیرید.
ناراحت نمیشم که این رو بهتون میگم خانم هاموند
وقتی اول به اینجا اومدم فکر کردم راحت اینجا جا می افتم.
نمیخوام ضعف هام رو بهم بگید.
من فقط میخوام بهتون نشون بدم که بیشتر از همه دارید به خودتون صدمه میزنید.
نمی تونم فقط برای یه بار هم که شده به عنوان یه آدم باهاتون صحبت کنم؟
اگه به حرفهام گوش کنید واقعاً میتونم بهتون کمک کنم
ای کاش انقدر سعی نمیکردید به وضعیت من رسیدگی کنید
قبلا ازتون خواسته بودم که منو همینطوری به حال خودم بذارید.
تحملش رو ندارم.
حالت چطوره فرانک؟
فعلاً مثل همیشه نمیتونی حرف بزنی.
حداقل نه واسه چند روز.
میتونی یه دندون پزشک برام جور کنی؟
اوه نمی دونم. آخه کریسمسه، فرانک.
امشب میخوامش.
خب، سعیم رو میکنم.
امشب.
زود باشید بچه ها برید بیرون
- ظاهرم چطوره؟ - بدتر از اینش هم دیدم برو.
خشک شدی.
امشب به مهمونی "ویور"ها میری، فرانک؟
- تو فکرش بودم. اگه جای تو بودم نمی رفتم
ویور و مهمونیها.
اول بده یه نگاهی به دهنت بندازن. این مهم تره
خانم "هاموند"ت چطوره؟
خوبه
چند تا هدیه برای بچه هاش خریدم
اما زنیکه خوشش نیومد.
دوست نداره تو زندگیش دخالت کنم.
سلام فرانک حالت چطوره پسر؟
الان نه جانسون. ما عجله داریم.
- آه، آقای ویور بله جورج؟
- فرانک آماده س هر موقع بخوایش - اوه خوبه.
- اوضاع چطوره فرانک؟ خوبم
سلام موریس. تو هم می خوای بیای توی ماشین؟
اوه، من نشستن فرانک روی صندلی رو از دست نمیدم. شاید حتی یه دوربین هم گرفتم دستم
می تونی سگت رو هم توی ماشین بذاری جورج.
بله آقای ویور.
سگ کوچیک تو چی میشه فرانک؟
برو پدر.
بامزه نبود.
بذار یه نگاهی بهت بندازم. اوه من نه رفیق. فرانک.
خیلی خب ببینم.
من یه بلیت عضویت دارم. اینطوری میتونی پیدام کنی.
این فصل هیچ مسابقه ای رو ندیدم
بشین.
داغون شده. باید درشون بیارم.
شیش تاشون رو. فقط همین از دستم برمیاد.
خب ویور ترتیب هزینه ش رو نداده؟
متأسفانه موضوع این نیست. به روکش احتیاج داره.
- مشکلش چیه؟ - من نمیتونم براش درست کنم.
- اینجا بخش کودکانه. - خب بچه ها هم دندون مصنوعی میذارن.
- من چند تاشون رو میشناسم. - جدی؟
تو دندونا رو بکش. به همکارت بگو روکش بذاره ما پولش رو میدیم.
- ویور رو ولش کن. - مهمونی که نیومدیم تمومش کن.
آه، می بینی اون درد داره.
میشه ۱۰ گینس.
- ده گینس؟ - همینه که هست
خب بابا هر چقدر میخواد باشه.
باید گاز بزنم.
چیزی خوردی؟
از بعد از شام، نه.
خب، میتونید بیرون منتظر بمونید؟
برو موریس.
خیلی خب.
می تونی دستات رو بذاری توی جیبت؟
خوبه
محکم بشین هیچی حس نمیکنی.
نفس عمیق بکش.
محکم بشین. دستات رو توی جیبت نگه دار.
هیچی حس نمیکنی.
داشتم فکر میکردم
چطوره بریم یه قدمی بزنیم؟
واسه چی آخه؟
توی این تاریکی واسه چی بریم قدم بزنیم؟
خب، دوست دارم موقع قدم زدن با یکی حرف بزنم.
می دونی مثلاً در مورد مشکلات.
تو کلی رفیق داری.
این مرد بامزه رو ببینید.
بیا باهاش بازی کنید.
حتماً دیوونه شدی که فکر میکنی من واسه قدم زدن باهات میام اونجا.
دوست ندارم سرت توی کار من باشه.
مگه من توی کارت دخالت میکنم؟
اگه نمی دونی هنوز یکم غرور برام مونده
نمی خوای یکم شاد باشی؟
اگه تنها بمونم، شادم.
نیاز ندارم تو بهم فشار بیاری.
من بهت فشار نمیارم.
فقط دارم سعی میکنم دوستانه رفتار کنم.
خب، من قصد ندارم تمام روز نیشم رو باز کنم...
تا فقط تو فکر کنی من خوشحالم.
منظورم این نیست که تمام مدت بخندی. آخه تو اصلا شاد بنظر نمیرسی
نمیگم که باید تمام مدت بخندی.
حالمو بهم می زنی...
باشه قبول. اصلاً از زندگی توی اینجا خسته شدم.
آقای میچین. این که مشکل راحتیه. اینجا زندگی نکن.
فقط اینجا زندگی نکن. ما حال و روزمون بدون تو بهتره.
- زود باش باز کن. - زود باش
- اونجا چی داری؟ یالا دیگه
زود باش باز کن عوضی - باز کن.
هی بدش به من. بگیرش پدر
زود باش باز کن. مدیر منتظرمونه.
زود باش جف. یالا باز کن.
جف بیا دیگه.
ببخشید. ببخشید.
دیر کردی پدر من با بازیکنها هستم
من با بازیکنها هستم.
متأسفم آقای جانسون. نمیدونستم شما هستید. بفرمایید.
هی!
و حالا خانمها و آقایان لحظه ی بزرگ امشب فرا می رسه،
برندگان امشب مسابقه ی رقص ۵۰ پوندی.
خانم ابو ترنر و آقای جان ویتکر.
خانمها و آقایان همونطور که متوجه شدید.
تیم برنده ی دیگری که خیلی بهش افتخار می کنیم...
به عضویت لیگ راگبی شهرمون در اومده
آفرین به شهر خودمون
حالا می خوام از چند تا از این افراد معروف درخواست کنم...
که لطف کنن و به اینجا بیان و جایزه ها رو به برنده ها تقدیم کنن.
"لن میلر" و "موریس بریتویت". بیا لن زودباش موریس
فقط صبر کن تا اینو تمومش کنم
زود باش لن
خانمها و آقایان، لن میلر سروان شهرمون و موریس ریتویت.
حالتون چطوره؟
خب ممنونم، لن. ممنون موریس.
حالا، خانمها و آقایان رقصها شروع میشن.
هرکسی اجازه درخواست داره و امیدوارم که بهترین شخص برنده بشه.
- ببخشید. با این نمیتونی برقصی.
اون همین الان گفت درخواست برای همه آزاده.
یه مشت میخوای عزیزم؟
آره.
خب پس بهتره بریم بیرون و حلش کنیم.
یه لحظه صبر کن.
تو
موضوع چیه اصلا؟
آواره ی عوضی.
- شب بخیر بچه ها شب بخیر پدر
شب بخیر. توی کلیسا میبینمت.
شب بخیر رفقا.
می خواستم یه چیزی ازتون بپرسم.
اسم شما "جانسون"ـه، درسته؟
بله. درسته.
تو بازیکن جمع می کنی.
درسته.
میتونی یه مسابقه آزمایشی برام جور کنی؟
صبر کن. صبر کن ببینم پسر.
چرا نمیای بازیم رو ببینی؟
میخوام یه نفر تشویقم کنه.
خودت میتونی خودت رو تشویق کنی.
من که نمیام یه ساعت اونجا بایستم که توی سرما یخ بزنم
اولین بازیمه. خیلی چیزا بهش بستگی داره
- مجبور نیستی بازی کنی این یه شغله
اگه خوب بازی کنم باهام قرارداد می بیندن سیصد یا چهارصد تا در میارم
مطمئنم همه ش رو بهت میدن.
خب این دقیقاً همون دلگرمی ایه که لازم دارم.
بیا و ببین. دوست دارم بیای.
اگه میخواستم می اومدم. گفتم که نمی خوام.
- پس برام آرزوی موفقیت کن همه چیز برات حاضره
از طرف خودم برات آرزو نمیکنم.
پس فکر کنم باید با شانس خودم انجامش بدم نه؟
همینه فرانک آفرین پسر.
- اسم اون چیه وید؟ - آه میچین فرانک میچین.
اوه. چارلز اومده.
- سلام چارلز سلام
گرالد.
توپ رو بنداز، گاور
توپ لعنتی رو پاس بده گاور
توپ، گاور پاس بده!
زود باش گاور برو دنبالش!
دفعهی بعد توپ لعنتی رو پاس بده، احمق.
گمشو.
- بگیرش. - برو برو!
زود باش گاور اون توپ لعنتی رو پاس بده!
- زود باش گاور پاس بده پسر
زود باش گاور
لعنتی.
هی گاور داری چیکار میکنی قورباغهی عوضی؟
مربی مربی.
بیا اینجا اسمت چیه؟
منظورت چیه داور؟ من که کاری نکردم
اصلا بهش دست نزدم. اینو میتونی به ریاست لیگ راگبی بگی.
بخاطر قسم من اصلا بهش دست هم نزدم. مشتام رو ببین اصلا روشون خون نیست
- زود باش برو بیرون - برو یکم کتک بخور احمق.
اون بدرد فوتبال بازی کردن نمیخوره.
آره.
دیگه برنگرد. ما نمی خوایم اینجا ببینیمت.
No comments yet. Be the first to leave one.