The first 200 lines.
این سختترین
هیچ نوری نداریم
رقابتیترین
نمیذارم همینطوری ولش کنی
و طاقتفرساترین فصلِ
مسابقهی "سرآشپز سطح بعدی" تا به امروز بوده
برای اولین بار، با ۲۴ تا سرآشپز شروع کردیم
باید جایگاهتون رو توی یکی از تیمهای ما به دست بیارید
هر دو: آه-آه-آه
و امشب
شروع
سه نفر نهایی برای دورهی مربیگری با هم رقابت میکنن
این تجربهایه که فقط یک بار تو زندگی پیش میاد
من توی فینالم
ربع میلیون دلار
این زندگی من و خانوادم رو تغییر میده
تنها کاری که باید بکنم اینه که با تمام وجود آشپزی کنم
و عنوانِ سرآشپز سطح بعدی
میخوام بشنوم که من "سرآشپز سطح بعدی" هستم
واقعاً بدجوری میخوامش
برندهی مسابقهی "سرآشپز سطح بعدی" هست
آه
واو
موفق شدیم
وقتشه
من توی فینالم
بله
ها-ها
وای خدای من
تاکر. تاکر، سلام
سلام
این یه غافلگیری بزرگه
تاکر درست روبروی من نشسته
یه لحظه طول کشید تا بفهمم، اوه، این شف تاکره
گابی، چه خبر؟ وای خدای من
کریستینا، سلام. هی دختر، عاشقتم
شف، اوضاع چطوره؟
زک
منظورم اینه که، اون فصل قبل رو برد
مثلاً، بهم بگو برای بردن چیکار باید بکنم
تا اینجای کار دیگه میدونی که بلدی آشپزی کنی، درسته؟
از پسش برمیای
اگه آشپز خفنی نبودی، الان اینجا نبودی
پس تمرکز کن و یادت باشه این آخرین فرصتته
چیزی رو از قلم ننداز
هر چی در توان داری تو میدون رو کن
بترکونید بچهها. خیلی ممنون
بترکونید. بترکونید
بترکونید. صبح بخیر
صبح بخیر. صبح بخیر
صبح بخیر سرآشپزها. واو
نایشا، ریچارد و من نمیتونیم بهتون بگیم
که چقدر به تاکر افتخار میکنیم
بله
تاکر سال گذشته فوقالعاده عمل کرد
بردنِ "سرآشپز سطح بعدی" فقط شروع کاره
من از تاکر خواستم توی رستورانهام توی
اورلاندو، فلوریدا، ایونتهای پاپآپ اجرا کنه
هر جمعه یه تماس تلفنی داریم تا ایدههای
کلاسهای آشپزی و ایونتهای پاپآپش رو گسترش بدیم
مسیر شغلی تاکر حسابی اوج گرفته
اون یکی از پرطرفدارترین سرآشپزهای روی زمینه
برای این سرآشپز فوقالعاده، تاکر، دست بزنید
از دیدنت خیلی خوشحالم عزیزم. شف
ممنون شف. خیلی ممنون تاکر
این آخرین فرصته. آفرین تاکر
ممنون. عملیش کن
ممنون. چقدر باحال بود، نه؟
عالی بود
بچهها خیلی مضطرب به نظر میرسید
و باید هم باشید چون امروز روز بزرگیه
بذارید بهتون بگم
به یکی از شما عنوان "سرآشپز سطح بعدی" داده میشه
یه چک به مبلغ ربع میلیون دلار
و اون دورهی مربیگری یکسالهی آرزوشده
کریستینا، پرستارِ نیوجرسیِ ما
چی؟
چه حسی داری؟
تمام احساسات دنیا رو با هم دارم
باید خودم رو کنترل کنم
من یه مادرم
بارِ سنگینی از دنیا روی شونههام حس میکنم
و الان نوبتِ منه
از پسش برمیای
زک، آخرین سرآشپز حرفهایِ باقیموندهی ما
رفیق، چه حسی داری؟
امروز حاضرم که فقط با تمام قلبم آشپزی کنم
مائوئی و خانوادم پشتم هستن
اینجام تا تا تهش برم، شف
گابی، فقط ۹۰ دقیقه فاصله داری تا احتمالاً تبدیل بشی به
سرآشپز سطح بعدیِ ما
این برات چه معنایی داره؟
این برام همه چیزه
حس میکنم این بهم یه هویت شغلی میده
این بهم فرصت پرواز میده تا واقعاً کاری رو که میخوام انجام بدم
حاضرم به دستش بیارم
گوش کنید زک، گابی، کریستینا، فقط یکی از شما
میتونه عنوان "سرآشپز سطح بعدی" رو ببره
اما برای این کار، باید یه غذای سه مرحلهایِ
خیرهکننده امروز درست کنید
خب، شما از طبقه زیرزمین شروع میکنید
با من، جایی که قراره
یه پیشغذای عالی درست کنید
و بعد میرید به طبقه وسط
تا یه وعده غذای دریایی خوشمزه آماده کنید
و من اونجا کنارتون خواهم بود
و در نهایت، شما رو توی اون طبقه بالا میبینم
تا کمکتون کنم غذای اصلی نهایی رو ارائه بدید
فقط ۹۰ دقیقه وقت دارید تا هر سه غذا رو بپزید
هر کدوم از شما زمان خودش رو مدیریت میکنه
اینکه توی هر طبقه چقدر زمان بذارید، کاملاً دست خودتونه
وقتی پخت هر غذا تموم شد، باید زنگ رو بزنید
و زمانتون رو متوقف کنید
مفهومه؟
بله شف
حالا، قبل از اینکه این آشپزی سرنوشتساز رو شروع کنید
امروز، من و نایشا و ریچارد
دوست داریم یه گپ کوتاهی باهاتون بزنیم
بسیار خب، پس زک برو به زیرزمین
و اونجا میبینمت. بله شف
ممنون
خب
وای خدای من. شروع شد
وقتشه. وقتشه
آمادهی پختنم عزیزم
وای خدای من
آه
رفیق، چقدر معرکه
والدینم توی هر کاری همیشه حامی من بودن
که میخواستم انجام بدم
اوه، پسر
شماها اشکم رو درآوردید
لوازم آرایشم کجاست؟
نه
اونا من رو به مردی تبدیل کردن که امروز هستم
این احتمالاً مهمترین آشپزیِ عمرمه
از پسش برمیای
میدونی چیکار کنی
تو موفق میشی
حله
همین که اونا اینجا هستن برام خیلی ارزشمنده
باید به خاطر اونا ببرم
سلام
وای خدای من، چقدر عجیبه، نه؟
میدونم. سلام عزیزم
منم بغل کن
اینکه اونا اینجان، یه دنیا برام ارزش داره
اصلاً باورم نمیشه که اینجام
منم باورم نمیشه که تو اینجایی
یعنی من موفق شدم
این چیزیه که توی کل عمرم
هرگز انتظارش رو نداشتم و خیلی بهت افتخار میکنم
منظورم اینه که، به خاطر تمام کارهایی که کردی بهت افتخار میکنم
و هر جا بری دنبالت میام
میدونم
خیلی دوستت دارم
اینکه بخشی از این مسیر رو با اونا شریک بشم خیلی باحاله
بهت یادآوری میکنه که چرا اینجایی
وقتشه
این خیلی
آه
سلام
وای خدای من
سلام
سلام دختر زیبا
سلام مرد زیبا
وای خدای من
دیدن ایزابل و استیو حس خیلی خوبی داره
دلم برای این لپها تنگ شده بود
ماچ
دماغت رو میخوام
ماچ
اونا دلیل حضور من هستن، نه فقط به خاطر رویای خودم
این کار رو به خاطر شما انجام میدم، باشه؟
خیلی دلم براتون تنگ شده بود
خیلی دلم براتون تنگ شده بود
بردنِ جایزه بزرگ، کاملاً مسیرِ
زندگیِ خانوادم رو تغییر میده
تمام انرژیهای خوبتون رو بهم بدید
بیاین انرژیهای خیلی خوب بدیم
آمادهاید؟
همه: انرژی خوب
ایزابل، اون مثلِ
اون بچه یه سوپراستاره
دوستت دارم
فقط میخوام همه چیز رو براش فراهم کنم
دوستت دارم مامان. دوستت دارم مامانی
ساندویچ مامانی
بسیار خب
آره
لطفاً، هر سه نفرتون
خب، وقتشه
زمانش فرا رسیده
شما فقط سه تا بشقاب غذا و ۹۰ دقیقه فاصله دارید
تا تبدیل بشید به سرآشپز سطح بعدیِ ما
سکو داره حرکت میکنه
وقتی سبز شد، شروع میکنیم
سه پیشغذای فوقالعاده؛ فقط ۹۰ دقیقه وقت دارید
تا هر سه غذا رو بپزید
شروع
No comments yet. Be the first to leave one.