The first 179 lines.
کی امسال اینو دوباره دعوت کرده؟
بانی، ران عضو تیمه،
چه بخوای چه نخوای.
تو خیلی باحالی، بونبون.
من انتخابم اینه که نه.
آره... فکر کنم داره از من خوشش میاد.
اولین تمرین سال تحصیلی جدید
و من تو اوج بودم.
بویا!
کی.پی، آیندهمون روشنه.
پیشبینی میکنم این بهترین سال تحصیلی عمرمون باشه.
کیم: فکر کنم شروع خوبی داشته.
شروع خوب؟ کیم!
حرف نداره.
یعنی، ما همه کلاسامون با هم هست،
تمام روز با همیم.
مثل برگشت به زمان مهدکودکه.
بدون چرت بعد از ظهر.
آه، چرت بعد از ظهر... آدم تا وقتی چیزی رو از دست نده، قدرشو نمیدونه.
یه حسی دارم که جای خالی چرت بعد از ظهر رو
کلاس لاتین پر میکنه.
که یادم افتاد...
چرا داریم کلاس لاتین برمیداریم؟
شوخی میکنی؟
طاقت ندارم برای کلاس لاتین.
سالسا رقصیدن، سالسا خوردن.
پروژه تحقیقیمو از الان میدونم:
"رازهای جیلو."
ران، این لاتین، مثل زبانه.
زبان مرده.
سالسا نیست؟ جیلو نیست.
مشکلی نیست.
ما با هم هستیم
و این چیزیه که مهمه.
اوه، بهت گفتم؟
مری گاریانو واقعاً بهم سلام کرد.
میدونی این نشانه چیه؟
خب...
آره، همه چیز نشانه خوبیه.
بالاخره، برای یه بار تو زندگیم، همه نشانهها خوبن.
اِم، ران، این چیه؟
"برای فروش"؟
مرد: خیلی متاسفم.
اینجا یه اشتباه وحشتناک شده.
آه، آخیش. چون فکر کردم شاید...
"فروخته شد"؟ "فروخته شد"؟
"فروخته شد."
"فروخته شد"؟
من... دارم نقل مکان میکنم؟
ران: چرا بهم نگفتین؟
راستش، عزیزم،
این تابلو راهی بود که بهت بگیم.
فکر کردیم اینجوری راحتتره.
برای ما.
میبینی، یهو از ناکجاآباد،
یه کار جدید فوقالعاده بهم پیشنهاد شد.
ولی، صبر کن، اوه... پس بابا چی؟
من کارشناس بیمهام.
من میتونم هر جا کار کنم
که مردم برای زندگی انسان ارزش دلاری قائل باشن.
ولی چرا باید نقل مکان کنیم؟
رئیس جدیدم، خانم اولگا،
گفت منو همین جا کنار خودش میخواد
تو دفتر مرکزی.
یه ماجراجویی میشه.
صبر کن،
دفتر مرکزی کجاست؟
نروژ. نروژ.
نروژ؟!
کیم: آخر دنیا که نیست.
شوخی میکنی؟
این مسیر زندگی رو اونطور که ما میشناسیم، کلاً عوض میکنه.
اینقدر اغراق میکنی؟
باشه، تسلیم.
این آخر دنیای منه.
سال تحصیلی عالیام همین الان رفت هوا.
و تیم پاسیبل استاپبل هم پشت سرشه.
پوووف!
عالیه!
چی داری میگی؟
روفوس... اون انگار صدای توالت داد.
نه، نه... پایان تیم پاسیبل استاپبل؟
فکر کن، کیم.
چطور میخوایم این کارو از قارههای مختلف پیش ببریم؟
خب، یه کم پیچیده میشه،
اما شدنیه.
جدی میگی؟
ران، من بدون تو نمیتونستم دنیا رو نجات بدم.
ووش!
باشه دیگه، ببین، داری زیادهروی میکنی.
اوم، ببخشید.
رونالد،
بریم.
خب، کیم، فکر کنم، ام...
فکر کنم این دیگه آخرشه.
آره، آره... فکر کنم.
اوم... بفرما.
از وِید خواستم سریع اینو برات بسازه.
بیسیم مخصوص خودم.
تصحیح میکنم.
رونیکیتور!
میتونی بهم زنگ بزنی یا بوق بزنی، میدونی،
اگه خواستی پیدام کنی.
من که گریه نمیکنم.
شجاع باش، مرد کوچولو.
بریم، رونالد!
برای پروازهای بینالمللی چهار ساعت زودتر باید رفت.
تو کلاس لاتین خوش بگذره.
خداحافظ، ران.
تو لاتین برداشتی؟
فکر ران بود.
کاش اینجا بود تا با من عذاب بکشه.
خیلی دلت براش تنگ شده، آره؟
ما خیلی وقته رفیق جونی بودیم.
مگه میشه دلت براش تنگ بشه؟
هر پنج دقیقه یه بار زنگ میزنه.
دقیقاً سر وقت.
پرواز چطوره، ران؟
نُه ساعت تا نروژ.
آخ.
امم، تمرکز کن رو فیلم.
از پسش برمیای.
میدونم سخته، عزیزم،
اما یه چیز کوچیک مثل دوری
نمیتونه بین شما جدایی بندازه.
بین کی؟
من و ران.
اون رفت نروژ.
چی؟ محاله!
این که بده!
میخواستیم روفوس رو خلبان آزمایشی کنیم...
...جیمیناتور رو.
منظورت تیمیناتوره، نه؟
پسرا، خودتون که میدونید من چی گفتم
در مورد سوخت موشک تو خونه.
آخ مامان! این که کاملاً بیخطره.
اوپس.
اوه... آیکابیکابو؟ ووشا.
چی شده، ران؟
فیلم نروژیِ،
یا فرانسوی یا یه چیز دیگه.
مطمئن نیستم... اه... آخ!
حس میکنم که در تماس بودن با ران
مشکلی پیش نمیاد.
ران؟
وسط شبِ.
ببخشید، کیپی.
من نُه ساعت از تو جلوترم یا عقبتر؟
وقتی بیدار شدم بهت خبر میدم.
کیم،
باید بدونم:
مری گاریانو گفته...
میدونی، مثلاً به کس دیگهای هم "سلام" کرده؟
ران،
شبِ. بخواب.
آها، باشه.
خوب بخوابی، کیپی.
کیم، من... اوه، سلام، ران.
سلام، تو هم همینطور، وید.
نروژ چطوره؟
یخبندان.
وید، چه خبره، و میتونه تا صبح صبر کنه؟
ببخشید، کیم.
دارن دزدی میکنن.
یکی داره وارد میشه.
به موزه سهشهر.
دارم میرم سراغش.
ران: منم همینطور. الان اونجام.
ران، تو تقریباً نصف
دنیا فاصله داری.
کیم، تو گفتی ما هنوز یه تیمیم.
پس، هرطور شده،
خودمو میرسونم.
کیم: برو کنار، مانکی فیست.
اوه، عالی شد.
این تشویقکنندههه.
هی، حداقل من
دست و پای آدمیزادی دارم.
آره!
No comments yet. Be the first to leave one.