The first 200 lines.
ترجمه و زيرنويس از هيرکــــــــــانيــــــــا
ميخوام با مرگ روبروت کنم
بفرماييد همونطور که قول داده بودم
بيا انجامش بديم
سلام
من مارسدن ام تلفني با هم صحبت کرده بوديم
ميدونم کي هستي
دير کردي
....ببخشيد , ما , اوه
ما پيچ رو اشتباهي اومديم مجبور شديم صد مايل به عقب برگرديم
سعي کرديم بهت زنگ بزنيم
اينجا هيچ سرويس مخابراتي نيست
پس علتش همين بوده
نه , اين نبود
..ببين
نميدونم چي بهت بگم
من بيشتر از يک ساعت توي
گرماي سوزان ايستاده بودم
يک درد کوچک در برنامه ريزي طرحي بزرگ
دردي از تولد تو که شکارت ميکنه و جونت رو ميگيره
خوب , شايد الان وقتش باشه که وسيله هامون رو باز کنيم
آره خوبه
قوانين خيلي آسونه
توي خونه سيگار نميکشيد
حيوون خونگي نباشه
و روي هيچ مبلي ننشينيد
بعداً ميبينمتون
اوه , نه , عزيزم , خودم ميبرم
خوبه
مطمئني؟
آره
بعداً ميام
ببخشيد , ببخشيد
ميدوني , چطوري بگم
توي اين گرماي سوزان اين بيرون منتظر بودي؟
آره
چرا داخل خونه نرفتي؟
من داخل نميرم
ديوونه , جنده ديوونه
اوه , رفيق
پرينيو , جداً؟
بهت هشدار دادم
ميدوني اين خونه وضعيت اسفباري داره
ببين , من و کالين
اتاق خواب اصلي رو ميخوايم
و چرا بايد اينطور بشه؟
چون من منم
هر , هر , هر , هر
ها ها ها ها ها
گوزو
چطور؟
چطور اجازه داديم پيرينو ما رو توي همچين کثافتي بندازه؟
اون قصد خوبي داشته
فکر کنم
حالت خوبه؟
آره , خوبم
کارها رو خودت ميکني؟
آره
خب , بيرون ميبينمت , باشه؟
باشه
وقتي پيرينو گفت اينجا بهمون سخت ميگذره شوخي نميکرد , اينطور نيست؟
آره
هر چند مشکلي نيست ممکنه به مراسم کمک کنه
به حرفت گوش ميدم , رفيق
تغييراتي ايجاد کردم , ميدوني
بعلاوه , ما کمپ زديم , درسته؟
اينجا شبيه اردوگاه چادرنشين هاي" تاج محل" هست
آره , درسته
اين پيرزنه سليقه عجيبي داره
آره , والله
يه جوري عجيب غريبه
منم همين حس رو دارم , ميدوني
مثل اينکه اين گوه دوني رو يه جاي ديگه قبلاً ديدم
آره ميدوني , منظورم چيه؟
آره , آره , يادم مياد وقتي براي اولين بار به لس انجلس اومديم
روي اون رختخواب نشستيم و صبحونه خورديم؟
آره , درخت جاشوا يادته؟
اوه , آره
هي , ببين , اين عتيقه ـست
اوه , خدايا
اوه يادت مياد
کِي پدرت به ما رقص والس رو ياد داد؟
بفرماييد
چرا ميخواي برقصي؟ ميدوني
ميدونم که ازش بدمون ميامد درسته؟
يک , دو , سه
..يک , دو
هنوز کارت مزخرفه من رقاص بهتري نسبت به تو هستم
...آره , خب
خودم رو توي اين سبک آماده ميکنم
نميخواي که تَرکم کني؟
اين اشتباه رو دوباره انجام نميدم
قول ميدم
به خاطر توِ که اينجام
واسه من؟
ميدوني , ليلي وجه مشترک ما بود
واقعاً تو هم اونجا سعيت رو کردي
البته
البته
و پسرت شايد اين کار من نباشه
بايد با همديگه انجامش بديم
100%, قول ميدم
100%.
هي , به پيرينو ايمان آوردم
پيرينوي همه آدمها , يالا
به پيرينو اعتماد دارم
خب , تو ديوونه اي
خفه شو
به تو هم اعتماد دارم
واقعاً؟
بله
ميخوام وسايلها رو باز کنم
باشه
خودت رو اينجا گم گور نکني و من رو تنها بزاري
لعنتي
کسي اون پايينه؟
باشه
اوه , لعنتي
کسي اينجاست؟
هي , به اون فکر ميکردي , هان؟
آره
بي خيال
الان وقت بقل کردنه
بقل کردن , خدايا
من مادر خوبي بودم , ميدوني؟
آره , خوب بودي
هي , اون موضوع رو فراموش کن
بيا يه کمکي من رو بکن
در اين شرايط نميتونم کاري بکنم
شرايط؟ خدايا
اين که حتي اندازه نخود هم نيست
آره بهتره احتياط کنم
يادت مياد وقتي جوونتر بوديم
در مورد با هم بودن بچه هامون حرف ميزديم
و بزرگ شدنشون با همديگه رو نگاه ميکرديم؟
آره
هنوز هم ميتونيم انجامش بديم
آره
هي , کالين
بله
وقتي "ماردسن" پيش بچه هات ميامد
تا حالا در مورد من يا ليلي باهاشون حرف زده بود؟
مطمئنم به تو فکر ميکرد ,سرا
واي
مارس
کارت خوب بود , رفيق
عاليه
گفتي تنديسي از مرگ ميخواي , درسته؟
زيباست
هي , ميدوني
قصدم اين بود که اين رو به تو بدم
اين چيه؟
اون روزي که تو با "سرافينا" به پاريس رفتين و
ليلي پيش ما موند رو يادت مياد؟
آره
چرا چيزي در اين مورد بهم نگفتي؟
جديداً پيداش کردم
توي اتاق پذيرايي زير فرش بود
دلم واسش تنگ شده , رفيق
ميدوني , وقتي اون مُرد
باعث شد بينمون جدايي بيافته
ميدوني , درسته؟
آره
اون ميخواست زمان بگذره , درسته؟
زمانش حالاست ؛ رفيق
امشبه
هان؟
در ميان اين انرژي که اطرافمونه
ميخواي درستش کني بزار بلندش کنم
آره , بزار ببينم چه اتفاقي واسش ميافته
آره , فهميدم
1 , 2 , 3
عميق از ته دل نفست رو بده تو و بده بيرون
ميتوني انجامش بدي
ميتوني انجامش بدي
هر کدوممون يه وسيله اي داريم که انرژي ليلي رو توش نگه داشته
اينها تعلقات دنيوي بيش نيست
بايد بميريم تا اين تعلقات
در جهت آزاد کردن خودمون هماهنگ بشه
نميتونم اينکار رو بکنم ميتوني انجامش بدي
بايد اسباب بازي هاي بيشتري توي خونه داشته باشي
عکس هاي بيشتري توي خونه داري
ميتوني اينکار رو بکني
خوبه خوبه
ميخوام شما بچه ها نفس بکشيد
تندتر
سريع , نفس عميق
يه مقداري هوا از طريق بيني
بکشيد و بيرون بديد
هوشياري بيرون بدنتان رو بالا ببريد
ميخوام با مرگ روبروتون کنم ورودي مرگ
از مرگ نترسيد
بدون آگاهي از مرگ
زندگي عادي و بي اهميت ميشه
به اين خاطر مرگ با ما صحبت ميکنه
که زندگي در جريان ـه
ميخوام با رمز و راز مرگ روبرو بشيد
در راهي وارد بشيد که ديگران جرات روبرو شدن باهاش رو ندارن
ميخوام عقايد مذهبيتون رو فراموش کنيد
ميخوام باورهاي معنويتون رو پشت سر بزاريد
No comments yet. Be the first to leave one.