The first 200 lines.
ترجمه و تنظیم زیرنویس از محسن جوان
خیلی حالم بد بود
زندگیم یه کم بهم ریخته بود و...
دستمو دراز کردم، خیلی دست و پا زدم
ولی با خودم گفتم یالا برایان
وقتشه یه تکونی به خودت بدی
دست به کار شو
شروع کردم یه چیزایی ساختن
یه جور اختراع دیگه
هر ایدهی کوچیکی که به ذهنم میرسید همون لحظه میساختمش
میدونی، چیزایی که میسازم به درد همه نمیخوره
ولی واسه من اشکالی نداره
بد نیست گاهی یه جفت دست اضافه اینجا باشه
که گاهی کمکم کنه ولی...
میدونی، باهاش ایدههامو در میون بذارم دارت بازی کنیم و این چیزا
ولی نمیشه همه چی رو با هم داشت مگه نه؟
اون دیگه زیادهخواهیه
اینجا خونهی منه
کلبهی پلاکسگرین
در جلویی
در بعدی
خب اینم از این
آشپزخونهست
اون سطل کلمه
یه سطل جدا دارم مخصوص اونا
چون خیلی کلم میخورم
اینجا انباری معروف اختراعاتمه
در اصل طویله بوده
کیف کاجی
در اصل یه کیف سادهست که روش کاج چسبوندم
پینگپنگ، پیکیپنگ، پای پینگپنگ
این در واقع یه پازله که خودم درست کردم
و خواستم بفروشم به سلفریجز
یه چاقو
تخم مرغ
طناب سبز
در واقع فقط یه کمربنده
که میشه توش تخم مرغ گذاشت
کمربند تخم مرغی
کسی کره میخواد؟
روشنش میکنی، هوای تو کلاه رو میکشه بیرون
چای
این جالبه؟
بیشتر شبا بعد یه روز شلوغ میشینم اینجا
پایین تو ده یا تو انبار دارم تو انبار کار میکنم
و شاممو... اینجا میخورم همینجا
خب، این پروژهی جدیدمه
یه ساعت فاختهست
مثل ساعت فاختههای معمولی نیست
گفتم یه چیز متفاوتتر درست کنم
این ساعت فاختهی پرندهست
واسه همین هر وقت کسی تو ده بخواد ساعت رو بدونه
سرشو میگیره بالا تو آسمون من اونجام...
دارم باهاش پرواز میکنم ساعت چنده؟
برایان اونجاست، دو و نیم
کم و بیش
تا حالا پرواز نکردم واسه همین یه کم استرس دارم
که این خوشگله رو ببرم بالا تو آسمون آبی آبی
اگه چیزی رو امتحان نکنی موفق هم نمیشی مگه نه؟
فقط باید هی امتحان کنی
خب نقشه اینه، میرم پایین کوچه
و تا برسم تهش
باید برسم به نود مایل سرعت
و بعد میپرم تو آسمون آبی
و میرم سمت تپهی داموک
اونجا یه لقمه میخورم برمیگردم یه چایی میزنم
مثلا ساعت شیش عصر
برام آرزوی موفقیت کنین
یالا
برین عقب! برین عقب!
آتیش گرفته!
آتیش گرفته! برین عقب!
آتیش گرفته!
برین عقب!
نمیشنوین مگه؟
همیشه کار نمیکنن ولی من از هر چیزی که میسازم
یه چیزی یاد میگیرم
و انقدر تو سرم چیز دارم ایده و از این چیزا
که اصلا اذیتم نمیکنه
بریم سراغ بعدی
در یکیش بازه جون
- وای خدا - آره
- میخوای بیاریش اینجا؟ - آره آره آره
- بیات میشن مگه نه؟ - آره میشن
اگه دوست داری میتونی برش داری اصلا
- نه نه نه - آره حتما
- باشه - بفرما وردار
- ممنون - اگه اذیت نمیشی
خب یه دونه چاکی دانک دانک
- و یه ناناپاپ - باشه
میشه دقیقا یه پوند لطفا
- برای هر دوش؟ - آره
آه
خب بابا پول این یکی رو ازت نمیگیرم
اگه پول نداری غصه نخور
- هر وقت خواستی بیا - من حتما دارم...
- من حتما پول دارم - داری؟
- آره - باشه
لازم نیست به من پول بدی برایان
- بیا... - گرفتمت
- آه باشه - ممنون جون
- عالیه خیلی ممنون - اوه
- میذارمش تو جیبم - آره
- مواظب باش نریزه - آره
میبینمت جون
- برایان؟ - جونم؟
یه چیزی گیر کرده به پات
نه عمدا اونجاست
- اوه - آره خودم درستشون کردم
تور ماهیگیریه واسه کفش
آه
- آه - خداحافظ
- خداحافظ - بای بای
خداحافظ
آشغالریزای غیرمجاز
اینا واسه من مثل گنجه
این باحاله، بد نیست
میتونم باهاش یکم حال کنم
یه بار دنبال فلز میگشتم
تو یکی از همین تپهها
و یه دفعه یه فلزیاب پیدا کردم
سلام
دارم یه ربات میسازم
نمیدونم چرا زودتر به فکرش نیفتادم
خیلی خیلی خیلی به کار میاد
قویه
سریعه
چابکه
میتونه کمکم کنه وسیلا رو تو خونه جابجا کنم
من فقط از چیزای دور و برم الهام میگیرم
میدونی، از هر چیزی، واقعا از هر چیزی
این میتونه مچ پاش باشه
دست
فقط دور و برمو نگاه میکنم و میگم
از چی استفاده کنم؟ از چی استفاده کنم؟
ناف
همیشه دلم میخواسته یکی بسازم
همیشه یه خاری بوده میخواستم بخارونمش
بخارون بخارون، مثل آقای ویلیامز اونجا
منظورم اینه کیه که نخواد یکی بسازه، آره؟
کیه که نخواد یکی بسازه؟
ها؟ بهش چی میگن؟
آرتیفی... آرتیف... چی بود؟
هوش مصنوعی
آره همون، هوش مصنوعی
- همین - ای آی
- ها؟ - ای آی
- ا-آ؟ چی؟ - ای آی
ا-آ؟ ای آی!
- هوش مصنوعی - آره
آره میدونم
خیلی بد نشده، شده؟
دقیقا اونی که تو ذهنم بود نشد ولی...
فهمیدم ربات ساختن مثل کیک پختن میمونه
اول میخوای یه کیک ویکتوریا درست کنی
آخرش یه بلانمانژ درمیاد
ولی اشکالی نداره چون من عاشق بلانمانژم
نمیدونم وقتی روشنش کنم چیکار میکنه
ها
تا-دا!
تا حالا این کارو نکرده بودم
خب طحالش که کار میکنه
یالا دیگه
فعال شو
فعال شو
خواهش میکنم یالا
تو رو خدا، تو رو خدا
فعال شو
حسابی تلاشمو کردم مگه نه؟
متاسفانه نشد
زندگی همینه دیگه مگه نه؟
ها؟ یه در بسته میشه یه در دیگه باز میشه
من همیشه همینو میگم
بعد اون یکی بسته میشه یکی دیگه باز میشه
بعد اون یکی بسته میشه یکی دیگه باز میشه
و اون... اون در هم احتمالا یه جایی بسته میشه
یکی دیگه انشالله باز میشه
و بعد فکر میکنم یه جایی تو مسیر
اون در هم بسته میشه
و انشالله، اگه خدا بخواد، یکی دیگه...
خلاصه چیزی که میخوام بگم اینه درها باز و بسته میشن
و کاریشم نمیشه کرد
یالا برایان، دوبرابر ۱۳، بریم
آه لعنتی
00:14:00, - actually truncated but:
- سلام برایان - سلام هیزل
چیکار میکنی؟
خرید
دارم میرم داروخونه یه چیزایی واسه مامانم بگیرم
آه
آره
بعدشم میخوام یه سری آشغال بریزم رو آتیش
آه
یه سرگرمی
آره
فکر کنم امسال گنده باشه
آره آتیش بزرگی میشه، آره
- آره - آره
- باشه - باشه
باید برم چون خیلی دیرم شده
No comments yet. Be the first to leave one.