The first 200 lines.
Breaking Bad قانون شکني
Grilled
خيلي خب... همه گوش کنن
توکو سالامانکا
براي اونايي که امروز صبح با ما نبودن بگم که ما به محل کار اصليش حمله کرديم
،و همينطور آخرين آدرسي که ازش داشتيم
و پاتوق کوچيکي که واسه .دوست دختره عجوزه شيشه ايش درست کرده بود
چند تا از پادو هاي اصيشو گير انداختيم و فهميده داريم ميريم سراغش
پس... اين صورت رو به خاطر بسپاريد
پرونده رو بخونين
و کل تلاشتون رو به کار بگيريد تا اين تيکه گه رو دستگير کنيم
!اوه... از اداره منابع انساني عذر ميخوام
. . . . . . . .
...خيلي خب
در سال 1998
مشهور به سگ پالسون بوده بعد برگشته خونه در حاليکه با دزدهاي محلي اينجا
و با گروه مواد موتورسوارها بر .سر تجارت مواد درگير شده بودن
و همچنين کاملا مطمئنيم که يه تبعه مکزيکي رو در سال 2003 با چاقو کشته
و از نظر من... با توجه به اينکه ،ميدونيم چطوري با رقباش معامله ميکنه
در نتيجه بايد بگيم که اون، مظنون !اصلي ناپديد شدن عزيز از دست رفتمون، کريزي 8 هست
براي اون عوضي کلاه هاتون رو رو قلبتون بزارين
...براي قضيه توکو چند تا سوال وجود داره
ولي طبق معمول ما نتونستيم اونو بگيريم
آره، دم به تله نداد... عوضي حرومزاده
و حتي بدتر، ال پاسو ميگه ارتباطي هم با کارتل ها داره
آره... همه ميدونيم اونجا ها چه اتفاق هايي ميفته
ولي مطمئنيم که اونقدر احمق نيست که حالا حالا ها اين طرفا آفتابي شه
...که باعث ميشه من خبر خوب رو بهتون بگم
بالاخره يه مدرک بدردبخور پيدا کرديم
اين يکي از دلال هاي توکوئه
اسم خيابونيش، نودوز
اونو لت و پار توي قبرستون ،ماشينا پيداش کرديم، با برادرخونده توکو
با اسم مستعار گونزو
!اين گونزو... دانشمد موشکي
...داشته جسد نودوز رو جابجا ميکرده
يا داشته مخفيش ميکرده ...يا ميکشيدتش بيرون، مطمئن نيستيم
بازوش گير ميکنه و کنده ميشه
هرکي ميخواد عکس هارو ببينه توي وبسايتم هست... فوق العادست
در هر حال ما يه اثر انگشت بزرگ و خوب و خوني به دست آورديم
که متعلق به... شازده توکوئه
!هديه کريسمس زودتر به خونه شريدر اومده
که بايد هرچه سريعتر اين يارو رو پيدا کنيم
پس همه گوش کنن
ازتون ميپرسم، ميخوايد اين طرفو پيدا کنين؟
آره... آره
!اين ديگه چي بود، خداي من
...يه بار ديگه امتحان ميکنيم
ميخواين اين طرفو پيدا کنين؟
!آره
ما ميخوايم اين طرفو پيدا کنيم؟
!آره
بلندتر لعنتي
آره
آره
آره
اونا نميتونن پيداش کنن
!يارو الان تو مکزيکه
ظواهر گومي... همش به خاطر ظواهره
گوش کن... من بايد برم دنبال يه کار شخصي
الان، وسط اين کار؟
اسکايلر ديشب زنگ زد و يه چيزي درمورد والت گفت، اون گم شده
از خونه ناپديد شده و کسي ازش خبر نداره
لعنت
...فکر ميکني اون
- !اگر به من نياز داشتي فرياد بزن - ممنون مرد... دمت گرم
اين... آخرين عکسشه اين اواخر زياد عکس نگرفتيم
اما الان همين شکليه... بدون مو
سلام تيم... ممنون که مرخصيتو به ما اختصاص دادي
مهم نيست... خوشحال ميشم کمکي کنم
ميدونيد، اين کمک ميکنه... خوبه
قد و وزن چطور؟
آم... قدش پنج فوت و يازده اينچ و اخيرا هم وزنش 170 پوند بود
آخرين باري که من وزنش کردم، 167 بود
فکر کنم... وزنش يخورده کمتر شده بود
خوبه... همينقدر کافيه
نشانه هاي ديگه چي داره؟
خالکوبي... خال يا زخم؟
.هر چيزي که کمکمون کنه
خالکوبي؟... نه فکر نکنم، نه
خوبه
- اين ليست داروهاست؟ -...آره
آره... همشون رو نوشتم، هيچ عوارض اينچنيني نداره
نه اونايي که تو اين ليست هستن
من به دکترش گفتم، اونم گفت نه
اون افسردگي داشته؟
اون... اخيرا کم حرف شده بود، يه ذره البته
...و آخرين که ديدمش خيلي هيجان زده بود
هيجان زده؟
...آره... وقتي آخرين بار اومد خونه، اون
هيجان زده بود، و مضطرب
کلا مضطرب بود يا به خاطر چيز خاصي؟
:وقتي ازش پرسيدم چه اتفاقي افتاده، اون گفت
"نميدونم از کجا شروع کنم"
بعد يه دفعه از حموم رفت بيرون من تو حموم، توي وان بودم، داشتم حموم ميکردم
و وقتي ده دقيقه بعد اومدم بيرون... اون ناپديد شده بود
چيز ديگه اي گم نشده؟
کليداش، کيف پولش، موبايلش وسايلي که هميشه همراهشه
جريان اون تماس چي شد؟
پيگيرش هستم
چه تماسي؟
موبايل والت زنگ خورد اون درش آورد
اونو نگاه کرد، ولي اونو جواب نداد
مدتي بعدش هم با حالتي شگفت زده از حموم بيرون رفت
منظورم اينه که... نميتونه... مهم باشه، درسته؟
چيز ديگه اي به ذهنتون ميرسه؟
...چيز ديگه
من به فروشنده کارت اعتباري زنگ زدم و خبر جديدي از فعاليت هاي ماليمون نبود
بزار ببينم... من تمام بيمارستان ها رو تا شعاع 20 مايلي چک کردم
تمام کلانتري ها، تمام سرخونه ها
پس نه، من چيز ديگه اي به ذهنم نميرسه
درواقع من اميدوار بودم شما يه چيزي براي ماداشته باشين
بر اين اساس که شما متخصصين
- من متاسفم - نگران نباشيد... فکر ميکنم اينا براي شروع خوب باشه
موارد زيادي براي بررسي به ما ميده
...اون تماسي که راجع بهش حرف ميزد
- ردشو گرفتم -...و
هيچي... هيچي ثبت نشده بود
- ...موبايل دوم - آره فکر کنم
!من درکت ميکنم
!بيرون
از من دور شو
خفه شو، کثافت
تو ميخواي بهم شليک کني... زودباش، همينجا شليک کن
!اميدوارم منم مثل خَر خونريزي کنم
اونوقت مجبوري تميزش کني
حق با توئه عقب مونده، مجبور نيستم تميزشون کنم، حالا گمشو بيرون
بلند شيد
بلند... بشيد
اينکارو نکن توکو
ديگه پوستري نيست؟
والتر جونيور داره بيشتر درست ميکنه
ممنون ماري
فکر نکنم اون به خودش آسيبي برسونه
منظورم اينه که... اصلا اهل اين حرفا نيست
پيداش ميشه
خيلي خب... اون قضيه تل بچه من فقط پيداش کردم که... اونو باور نميکني
ماري... الان نه
جيباتونو خالي کنين
...فکر کردم اسمت هايزنبرگه
والتر هارتول وايت
هايزنبرگ يجور اسم... مستعاره
ميدوني... نام تجاري
من عاشق کار کردن با يک مرد با خانواده ام
هميشه يه چيزي واسه تضمين هست
...به يه چيزي جواب بده
ميتونم بهت اعتماد کنم؟
آره
آره، البته
بشين سرجات
DEA...
امروز صبح به محل کارم حمله کرد
نزديک 100 تا پليس دنبالمم
شما دوتا که حرفي نزدين، درسته؟
نه
همه گروه منو گرفتن، از بالا تا پايين
همه به جز گونزو
عجيبه، نه؟
...منظورم اينه که
فکر نميکني که عجيب باشه؟
.چرا عجيبه
غير عاديه
...غير عادي؟
،تو دو روز گذشته
حتي نتونستم به گونزو زنگ بزنم
.بعد از کشته شدن نودوز عصباني شد
به من بگو
تقصير منه که اون عوضي کوچولو حد و حدود خودشو نميدونست؟
ميدونستم اين اتفاق ميفته
من ميتونم آينده رو ببينم، ميدوني؟
يه موهبتيه که من... در درون مغزم دارم
ديشب ميدونستم که ميخوان بيان و منو بگيرن
...گونزو
اون رفت به پليسا همه چيو گفت اون عوضي گنده حرومزاده
من مثل يه برادر بهش اعتماد کردم من باهاش خوب بودم، من خوب بودم
اگه گونزو رو ببينم
پاره پارش ميکنم پوستشو ميکنم و مثل يه کيسه بوکس ميزنمش
و هردفعه هم که ميزنمش... انگار يه درسي به خودم ميدم
هيچ وقت، هيچ وقت به آدمي که دوستش داري اعتماد نکن
!پس تو... پس تو ميخواي گونزو رو منجمدش کني و به آينده بفرستي
!ها؟
...توکو، داري ميگي
داري ميگي که تا اونجايي که ميدوني گونزو به عنوان خبرچين پليس کار ميکنه؟
من خيلي متاسفم که اينو ميشنوم
اين مايوس کنندست
آره
!منم همين حس رو دارم
- زِر نزن - !باشه
اونا الان اون بيرون دنبال منن و دارن کلي نقشه واسه عمليات هاشون ميچينن
من بايد برم فضا
بايد اينو بکشم و نئشه شم
...اين جنس چشه؟ بوي سر خوک مرده ميده
نه... فوق العادست
جدا ميگم
خب... ديشب داشتم فکر ميکردم
يه فکر محشر به ذهنم رسيد
مکزيکو؟
ما داخل جنگل ها ناپديد ميشيم
ما برات يه آزمايشگاه خفن راه ميندازيم
ما کاري به جز درست کردن انجام نميديم
و هيچ مامور دولتي هم جرات نميکنه با ما دربيوفته، چون من آدماي خودمو اونجا دارم
No comments yet. Be the first to leave one.