The first 200 lines.
هیلدا کرین " عشقهای هیلدا کرین "
با هنرمندی : جین سیمونز -- گای مدیسون جین پیر آمونت
فیلمنامه : فیلیپ دان
موسیقی : دیوید راسکین
کارگردان : فیلیپ دان
هیلدا عزیزم
سلام مادر . از دیدنت خوشحالم
خیلی از شما متشکرم
خواهش میکنم ، خوش گذشت
به منهم خوش گذشت سفر خوبی داشته باشی
خدا حافظ خداحافظ
من ایشون را میشناسم؟
نه . تو کوپه قطار باهاش آشناشدم داره میره سانفرانسیسکو
نگران نباش مادر هزینه شام را خودم پرداخت کردم
اینجا چقدر هوای خوبی داره ، فراموش کرده بودم
امیدوارم همونطور که در تلگرامت گفتی یه مدت اینجا بمونی
خیلی دوست دارم بمونم
اما یه کار جدید و فوق العاده در نیویورک پیدا کردم
تقریباً قطعی شده چند روز دیگه بهم خبر میدن
نمیشه چیزی در موردش بهم بگی؟ فعلاً نه ، تا ببینم چی پیش میاد
مادر، خودت میخوای رانندگی کنی؟
بله اگه دوست داشته باشی
سلام خانم هیلدا چطوری کلارا؟
چقدر خوشحالم که برگشتی من اینارو میبرم بالا
متشکرم
خب ، هیچی عوض نشده
چرا چیزی باید تغییر کنه؟
دکوراسیون تقریباً همونه که قبلاً بود
صندلی پدر درست سر جای خودشه
اون مدت زیادیه که از بین ما رفته
بذار کتت را بگیرم
متشکرم
چه گلهای قشنگی
اینا مال من هستند؟ آره
راسل برنز اونارو فرستاده اوه..چه مرد دوست داشتنی
آره یکی از مهمترین مردان جوان این شهر
ثروت زیادی از طریق تجارت پیمانکاری به دست آورده
اوه، شنیده بودم که وضعش رو براهه
یکی دوبار اونو در نیویورک دیدم
با هم شام خوردیم، پسر خیلی خوبیه
بهم گفت که اجازه بدم به زودی باهام تماس بگیره
بنظرت تأثیر گذار نیست؟
هیچ کس هرگز چنین چیزائی به من نمیگه
ممکنه عزیزم
هیلدا، اگه جای تو بودم نمیخندیدم
اوه مادر ، چرا سعی نمیکنی بگی که نیت او خیره؟
نیت راسل هر چی باشه
مهم اینه که هنوز به شما ارادت داره
اون یه جوان محترمه
مادر، فکر کنم وقتش رسیده
که بیشتر با هم آشنا شویم
فقط به ذهنم رسیده که اگه سرم را بذارم رو سینه ات
تو کاملاً غافلگیر خواهی شد
بله، من فکر کنم همینطوره
هیچ وقت حتی در کودکی یادت نمیاد
که چنین کاری کرده باشی؟
هیچوقت یادم نمیاد چنین کاری کرده باشم
خنده داره که دوباره برگردم به زمان کودکی
فکر کنم خیلی جالب باشه واقعاً؟
شاید
بله ، یادم اومد
چهارده یا پانزده سال پیش
پدر رو اون صندلی نشسته و پیپش را دود میکنه
نگاهی پر معنا به من میکنه
از چشمهاش میشه فهمید که میگه
این است هیلدا کرین استتثنائی ، با استعداد و خوش ذوق
و من میگم درسته پدر، باید همینطور باشه که میگی
همچنان زن باش ، اما مثل یه مرد زندگی کن
کار پیدا کن، به روش خودت پول در بیار دنیارا مال خودت بدون
و پدر میگه : چرا که نه؟
آینده متعلق به توئه ، هیلدا
اینجاست که میخوام توقف کنم و تغییر کنم
میخوام برگردم به طرفش و بگم نه پدر ، نه
حالا بافتنی رو بذار کنار و به من بگو تو چه فکری هستی
فکر میکنم روز خوبیه
و خوشحالم که اینجا هستی
طفره نرو مادر
میخوام یاد بگیرم چیزی به من بده تا باور کنم
راز شما چیه؟
هیچ رازی نیست
مگر برای افرادی که عمداً خودشون را کور میکنند
منظورت چیه؟
فکر کنم در بین دوستان شما در نیویورک
مد شده که فضائل نیک را
مثل نجابت ، احترام و داشتن خانه و فرزند را مسخره کنند
خب، فرض کن شما مردی را پیدا نمیکنی
که بتونه خانه راحت و خانواده ای شاد براتون فراهم کنه
یا فرض کن چنین مردی را پیدا کردی اما بعد فهمیدی که اشتباه متوجه شدی
بعدش چه کار میکنی؟ خب ، تو داری جبهه گیری میکنی
تو با این وضعیت برازنده باید زندگی کردن را یاد بگیری
ممکنه کمی بداخلاق باشم اما عشق چی میشه؟
اگه منظورت عشق رمانتیکه
که تو این مجلات ازران قیمت به وفور پیدا میشه
اونا به مردم یاد میدن
که ظاهر شیک و آراسته
مهمتر و درنهایت اثر بخش تره
من به شدت قاطی کردم ، مادر
آره حدس میزدم
تا حالا شده دلت یه خواب حسابی بخواد؟
منظورم خواب واقعیه
بعد یه شیشه قرص بریزی تو گلوت و بگی شب بخیر؟
خب.. نه
هیچ وقت نمی خواستم بشینم رو میله پرچم یا...
اوه، گفتگوی فوق العاده ای بود ، مادر
خیلی خوب بود
تو فقط دست و پای منو بستی ، مگه نه هیلدا؟
نه، واقعاً
منظورم ناراضی بودن از تو نبود
حالا اینقدر حساس نشو ، مادر ما باهم دوستیم
من به روش شما امتحان میکنم
روش من از هر جهت شکست خورده
لباسهاتون را مرتب کردم ، خانم هیلدا ممنون کلارا
هیلدا ، به من بگو
همانطور که خودت میدونی من بهت دروغ گفتم
بله، این کت شما بود که به من گفت
هنوز هم کت خیلی قشنگیه اما آسترش کاملاً فرسوده شده
باید میدونستم که نمیشه شمارو گول زد
من کارم را ترک نکردم
اونا از خدمات من صرف نظر کردند
دستیاران خرید با 60 دلار در هفته به راحتی استخدام و اخراج میشن
کار جدید خوبی هم پیدا نمیشه
هیچی نیست
پدر هرگز به من چیزی نگفت
فکر میکردم میتونم مستقل باشم
درنهایت به استقلال رسیدم اما وابسته تر از همیشه
وابسته به چندتا مرد
پس اومودی که بمونی
آره ، فکرکنم
به هر حال برای مدتی
اما ازت میخوام بهم کمک کنی
باید خیلی کمکم کنی
خواهش می کنم، مادر؟ البته که کمکت می کنم
من مادرتم ، کار من همینه
هی، هیلدا
سلام
سلام
یه دقیقه صبر کن
هی ، فینی
ببرش بالا ، فینی
سلام راسل . حالت چطوره؟ خوبم ، هیلدا
متأسفم که فرصت نکردم زنگ بزنم
کاش زنگ زده بودی میخواستم بابت گلهای قشنگی که فرستاده بودی تشکر کنم
عجب ساختمان بزرگی
ساختمان جدید کتابخانه بزرگتری چیزی که تا حالا باهاش کار کردم
خیلی از موفقیت شما خوشحالم
چی؟
گفتم تو لیاقت این کار بزرگ را داری
کم کم دارم کر میشم فکر کنم بهتره برم
اوه، هیلدا، یه چیزی هست که میخوام در موردش باهات صحبت کنم
چی؟
بیخیال . بعداً باهات تماس میگیرم
خیلی خوشحال میشم
جان ، اینجارو تحویل بگیر
من برمیگردم دفتر باشه، راس
بدتر از هنری هشتم؟ اوه، خیلی بدتر
هنری هشتم در مقایسه با فرانسیس اول
یه قدیس بود
خب برگردیم سر کار سلام، ژاک
هیلدا
واقعاً خودتی؟
هیلدا کرین
ببخشید . ایشون یکی از شاگردان قدیمی من هستند
بسیار خوب ، دوباره ببوسش
بله ادامه بده چرا که نه؟
میدونی پنج سال گذشته مدت زیادی تو شهر میمونی؟
آره ، فکر کنم عالیه ، باید ببینمت هیلدا
امشب با من شام بخور بدم نمیاد
هنوز هم اسلاتری جای خوبیه؟ تنها جائی که مسمومت نمیکنه
آقای اسلاتری از طرف مادر فرانسویه
ساعت هفت اونجا می بینمت خب ، خداحافظ
برگردیم سر کار
هیلدا چطوری نل؟
من و دنیک هردو میخواستیم شمارو ببینیم
راستی دینک چطوره؟ خوبه ، همون دینک سابق
املاک و مستغلات ، لیگ بولینگ اتاق بازرگانی
همیشه درحال فعالیته
اوه ، یادم اومد که باید عجله کنم
جلسه کمیته ایتام ما در حال بزگزاری است
فکر نکنم شما علاقمند باشی؟
اوه، نه، نه . البته که علاقه نداری
شاید هم اگه ازم خواسته بودی علاقمند بودم
خیلی خوبه هیلدا من با کمیته صحبت میکنم
فعلاً خدا حافظ ، بعداً بهت زنگ میزنم باید درباره خیلی چیزا صحبت کنیم
راستی ، تو فوق العاده ای خودت هم خیلی خوب بنظر میرسی
خدا حافظ
هیلدا؟ ناهار خوردی؟
ممنون ، یه ساندویچ خوردم
یه نامه به صورت دستی برات اومده
اوه، از راسله
بله میدونم
مادر، ژاک دو لیزل را دیدم
واقعاً؟ دختر خیلی خوبیه
به همون اندازه جذاب و شیرینه
که زمانی دست در دست هم در امتداد پردیس جنوبی قدم میزدیم
نمیخوای نامه رو بخونی؟ اوه.. چرا مادر
وقتی دیدمش حس کردم زمان متوقف شده
هیچی عوض نشده
همه چی مثل گذشته است
هنوز هم دخترا اونو میپرستند
مادر، میدونی این نامه چیه؟
No comments yet. Be the first to leave one.