My Friend Dahmer

My Friend Dahmer

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

My Friend Dahmer 2017 720p BluRay DD5 1 x264-CRiSC
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian My Friend Dahmer 2018 زیرنویس فارسی فیلم

Tags

bluray
Published on: 2026-02-12
Downloads: 15
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

آدمه؟ آره

این آدم زنده‌ست؟ آره

این آدم مشهوره؟

یه جورایی

من می‌شناسمش؟

نه

این آدم پسره؟ آره

این آدم این دور و برها زندگی می‌کنه؟

نه

هی، اون کی بود؟

چرا ایستادی؟

هی، بچه، بشین سر جات

بشین سر جات

می‌تونیم تمام این دیوار رو قاب بگیریم

از پنجره‌ها گرفته تا پرده‌ها

اوه... آره... فکر خوبیه

جف

تو خونه چی کار می‌کنی؟ فکر کردم تنیستی

مامان، بهت گفتم، فصل تنیس تموم شده

اوه

اوه، ببخشید جف. ایشون آقای برلمن هستن. طراح داخلی جدیدم

جف، این... این آقای... آقای برلمنه

از دیدنت خوشبختم، جف. نگران... نگران اون نباش

فقط یه کم... آره. لرزشه. رعشه

فقط یه کم لرزش

اون کار رو نکن. اون طراح خیلی بااستعدادیه

اوه. شنیدم خانم دامر. خیلی ممنون

این پنجره‌ها... فوق‌العاده‌ان. واقعاً بااستعدادید

بهت گفتم که این پرده‌های توری رو پیدا کردم؟

اوه، نمی‌دونم

«پوده»

زود باش، نمی‌خوام «مانتی پایتون» رو از دست بدم

می‌دونی چی می‌گم؟ دیگه چیزی نگو، هیچی نگو

هی، دامر

توی کیسه چیه؟

گربه مرده؟ خب، می‌خوام حلش کنم

هاه؟ توی اسید

چی؟ چرت و پرت نگو. اسید از کجا آوردی؟

بابام شیمیدانه. راحت بهش دسترسی دارم

آره جون خودت

خب، اگه باور نمی‌کنی بیا ببین

اسیدش یه کم ضعیفه، برای همین یه ماهی طول می‌کشه تا گوشت حل بشه

چرا این کار رو می‌کنی؟

من استخون دوست دارم

برام جالبه که توش چیه

همه‌اش چرت و پرته. حیوان مرده، اسید

شرط می‌بندم تو این شیشه‌ها چیزی جز آب گل‌آلود نیست

این رو حدود یه ماه پیش توی جاده همپتون پیدا کردم

گوشتش الان دیگه تقریباً کاملاً حل شده

آره، حتماً

خدای من، دامر، تو عجب آدم عجیب و غریبی هستی

روزت چطور بود بابا؟ اوه، خبری نبود

آقای دمیسون بیشتر از کتاب شارلوت... می‌تونم از یه ماده شیمیایی قوی‌تر استفاده کنم؟

چیزی که سریع‌تر اثر کنه؟ درباره‌ی اون کلبه، جف

بذار برادرت حرف بزنه! بگو. درباره‌ی یه عنکبوته

که با یه خوک به اسم ویلبر حرف می‌زنه، همونی که قراره قصاب سرش رو ببره

اوه، خدای من، خب، بذار دربارش فکر کنم جف

نه، نه، بذار برادرت ران رو بخوره

اما اون... من گوشت ران دوست دارم

گوشت سینه زیاده. ران رو بده به برادرت

جف

آخ، خوشمزه به نظر می‌رسه

چطوره... خب، اه... چطور بود

چی، تنیس جف؟ تنیس یه هفته پیش تموم شد

ولی شانس این رو دارم که توی انفرادی دوم بشم. سال دیگه

خب، نمی‌دونم، شاید سال دیگه باید، می‌دونی، یه ورزش تیمی رو شروع کنی

سیب‌زمینی‌ها. دارم سیب‌زمینی‌ها رو میارم! ...یا عضو یه کلوپ بشی

خب، من توی گروه موسیقی مدرسه هستم

می‌دونم، ولی من فقط... چیزهای جدید فرصت‌های جدیدی برای پیدا کردن دوست ایجاد می‌کنن

و دوست‌ها، آره، رابط ما با این دنیا هستن

ام، مامان؟ داخل مرغ قرمزه

اوه، نه، نیست. چرا جویس، هست

آره

خب، دست‌پخت من رو دوست نداری؟ نه، بحث

قضیه اینه که تو دست‌پخت من رو دوست نداری؟

خب، ایرادی نداره، قانون جدید خونه: اشتباهاتمون رو می‌خوریم

سیب‌زمینی می‌خوای؟ حتماً

همین رو فکر می‌کردم. بعضی‌ها قدر دست‌پخت من رو می‌دونن

برو کنار، دامر. احمق

آقای جان بکدرف

کلروپودها رو مطابقت دادی؟ آره، ما فقط داشتیم

خودت رو جمع و جور کن

خانم بولز، زود باش. یالا

قلدر عوضی

برو اونجا پیش جف

همین الان

جف، رو همون اسلاید بمون، بذار آقای بکدرف یه نگاهی بندازه

هی

من این تابستون دارم می‌رم به یه کمپ جنگلی، ولی

در عوض بابام گفت می‌تونه برام بلیت کنسرت نیل سداکا رو بگیره

اون خواننده مورد علاقمه. می‌دونم

می‌خوای بیای؟

ام، حتماً

هی، بچه، جای من نشستی

گمشو اون‌ور

بیا اینجا. همگی! ساکت

الان فقط با سال آخری‌ها حرف می‌زنم، پس بقیه دهنتون رو ببندید

همون‌طور که می‌دونید، من توی کمیته برنامه‌ریزی جشن فارغ‌التحصیلی هستم

و ما تمام تلاشمون رو برای این مراسم کردیم که همین روزهاست

هی، اواخواهر. قراره... تمومش کن

فیگ، ولم کن. رای‌گیری برای پادشاه جشن

رای‌گیری برای... اه

این جمعه تموم می‌شه

قراره بهترین جشن فارغ‌التحصیلی عمرمون بشه و فقط یه یادآوری

فرانکی جونیور، تمومش کن

پول دادن به یه رفیق... جویس

خفه شو. هفته دیگه می‌ری سراغ سفالگری

هفته دیگه؟ تو نمی‌دونی هفته دیگه چه خبره. می‌دونی هفته دیگه چیه؟

وقتی که من برمی‌گردم سر کار

اوه، آره. چطوری می‌خوای برگردی سر کار؟

من برمی‌گردم سر کار. پسرمون خودش می‌تونه از پس خودش بربیاد

دیوید یازده سالشه. یازده سالشه و وقتشه دیگه

دارم بهت می‌گم. چی، می‌دونی بقیه زن‌ها هم دارن این کار رو می‌کنن

همه‌شون برمی‌گردن سر کار. حتی آخر هفته‌ها هم نمیان خونه

همه اون زن‌ها دارن این کار رو می‌کنن چون... چی؟

چون کمتر از یک ساله که از تیمارستان مرخص شدن

این حرفت خیلی بد بود. واقعاً بد بود. جویس

اونا قراره همدیگه رو بزنن؟

واقعاً می‌خوای این رو به من بگی؟ نه. اونا فقط بحث می‌کنن

مجبورم نکن بگم، جویس. بیخیال شو

مجبورم کنی چی بگم؟ جویس، به خاطر اینه که

یه ماه پیش یه بشقاب پرنده دیدی که داشت توی خیابون پرواز می‌کرد

و افتادی دنبالش

عالی به نظر می‌رسید. صدای شیپورها بی‌نقص بود

اگه توی رسیتال آخر سال هم همین‌طوری بنوازید، تماشاچی‌ها رو میخکوب می‌کنیم

یه بار دیگه از اول

سه، چهار

هی، اواخواهر

همون‌جایی. تمام روز داشتی از دست ما فرار می‌کردی

هی، جف

اومدی نقش قهرمان رو بازی کنی، خنگه؟

اه، نه

چی، می‌خوای با جعبه شیپورت از این همجنس‌باز دفاع کنی؟

من یه شیپور دارم که می‌تونی فوتش کنی

نه، فقط می‌خواستم یه چیزی بهش بگم

خب، پس بگو. چیزی نیست

جف، بلیت‌های نیل سداکا رو برای این شنبه گرفتم

بابام گفت حدود ساعت ۵ این شنبه میاد دنبالت

هی، دیو

برادرت کجاست؟

فکر کنم توی آزمایشگاهشه. ساعت‌هاست اونجاست

و مادرت؟

هی، جویس؟

آره، باید درباره جف حرف بزنیم

لعنتی

بابا؟ هیچ‌وقت اینقدر زود نمیومدی خونه

دیگه کافیه، جف

هی، بابا؟

نه. تو داری وقت خیلی زیادی رو اینجا می‌گذرونی

نکن. نه، می‌دونی، من بهت اجازه دادم

وقتی بچه بودی یه قبرستون حیوون خونگی داشته باشی و حالا هم این

بابا! نکن! نه

باید بیای بیرون. از لاک خودت بیای بیرون. باشه؟

یه کار نرمال‌تر انجام بده. من توی گروه موسیقی مدرسه‌ام

تو اصلاً به حرفم گوش نمی‌دی

من نمی‌دونم

نمی‌دونم چی شد

ولی این رو می‌دونم

دارم اینجا رو تعطیل می‌کنم

دیگه تمومه. دارم جمعش می‌کنم. می‌فهمی؟ بسه. جف

بسه

یه سال دیگه توی این خراب‌آباد گیر افتادیم

می‌دونم. سال آخر معمولاً گند و مزخرفه

اوه، صبر کن، صبر کن، توقف. حالت خوبه؟

اسکای! داری شوخی می‌کنی؟

نه، اون حساب نیست. اون واقعاً باحاله

هی. هی

توی برنامه‌های فوق برنامه هستی؟

نه، در حال حاضر نه. تنیس تازه تموم شده

آره، و گروه مارش هم فقط پاییزه. - خب، پس از محوطه مدرسه برو بیرون

باشه. وقت مدرسه تموم شده

نباید اینجا بی‌هدف پرسه بزنی

ببخشید. هی

دنبال نعشگی هستی؟

هفت دلار. چیز خوبیه. واقعاً ردیفه، بوگندوئه

اگه بخوای بازم دارم

قضیه اون کیسه چیه؟

باید حیوون‌های مرده جاده رو جمع کنم ولی دارم سعی می‌کنم ترکش کنم

من می‌تونم برات حیوون مرده پیدا کنم، پسر. با من باش

هی، بچه‌ها! شما دنبال نعشگی هستید؟

داری چی کار می‌کنی؟

برای امتحانات نهایی درس می‌خونم

اه، می‌تونم... می‌تونم یه لحظه وقتت رو بگیرم؟

ببین، جف

اون کلبه. خب؟

چیزی که باید بفهمی اینه که بعضی وقت‌ها

من از دستت عصبانی می‌شم چون چیزهایی رو توی تو می‌بینم که از خودم بدم میاد

مثل اینکه وقت خیلی زیادی رو توی آزمایشگاه شیمی می‌گذرونم

و این رو می‌دونم. و ازت می‌خوام فعال‌تر باشی

که باشی

طوری دوست پیدا کنی که من هیچ‌وقت نتونستم. برای همین

یه چیزی برات گرفتم

هاه؟

این‌ها رو از مرکز خرید «سامیت» خریدم

فکر کنم به کارت بیان

فکر کنم باعث بشن باهیبت‌تر به نظر برسی

و، کسی چه می‌دونه، شاید برات رضایت‌بخش باشه

نمی‌دونم. هی، کی می‌دونه

شاید... شاید یه دختری بهت علاقه‌مند شد. هاه؟

آره؟ مگه نه؟

More Farsi Persian subtitles for My Friend Dahmer

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left