Pluribus

Pluribus

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Pluribus S01E06 1080p WEB H264-ETHEL
A Commentary by Overhaul
◥◣🔶 𝗙𝗶𝗹𝗮𝗺𝗶𝗻𝗴𝗼𝗯𝗼𝘅.𝘅𝘆𝘇 ● ســپـهــر 🔶◢◤

Tags

webdl
Published on: 2025-12-05
Downloads: 235
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

حرفه‌ای‌ترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی "فیلامینگو" تقدیم می‌کند

‫این...

‫آره. از این‌طرف.

‫خیلی‌خب، خیلی‌خب.

‫ما الان داخل شرکتی به اسم اگری‌جت هستیم.

‫یه سردخونه‌ست توی آلبوکرکیِ نیومکزیکو.

‫خدای بزرگ.

‫اینجا خیلی سرده...

‫خیلی‌خب، بذارید دوروبَر رو نشون‌تون بدم. ‫متوجه بشید چه‌جور جاییه.

‫جاهای مختلفش رو نشون‌تون بدم.

‫خیلی... خیلی بزرگه.

‫فکر کنم طولش صد فوت باشه.

‫نمی‌دونم چند متر می‌شه اما خیلی بزرگه.

‫و قفسه‌هاش تا سقف، پُر از

‫یه عالمه از...

‫اقلام...

‫بسته‌بندی شده‌ست.

‫خب... می‌پرسید چی داخلشه؟

‫خب...

‫شنیدن کِی بود مانند دیدن، نه؟

‫پس می‌ذارم خودتون ببینید.

‫خیلی‌خب.

‫خیلی‌خب.

‫این رو می‌بینید؟

‫آره.

‫این... این بوقلمون منمجد نیست.

‫فقط همین رو بهتون می‌گم.

‫با اینا دارن چی کار می‌کنن؟ ها؟

‫حدس بزنید.

‫خودتون حدس بزنید.

‫چون کلِ این انبار، پُر از جسدِ انسانه.

‫تکه‌های جسدِ انسان!

‫تکه‌های انسان.

‫همه‌شون بسته‌بندی شدن.

‫از این کارخونه برای همین استفاده می‌شه

‫و درست جلوی چشم‌مون داشته اتفاق می‌افتاده.

‫خب، از این شهر که با عجله رفتن

‫اما بهتون تضمین می‌دم، قبلش...

‫احتمالا داشتن سه شیفت ‫در روز اینجا کار می‌کردن.

‫پشت اون در چیه؟ ها؟

‫یه چرخِ گوشت به‌اندازه‌ی اتوبوس و چندتا...

‫چندتا دیگِ آشپزیه.

‫بذارید نشون‌تون بدم داخل‌شون چیه.

فیلامینگو را در اینستاگرام دنبال کنید .:: filamingo.official ::.

«مترجم: سـپهـر» ::. Overhaul .::

::. @OverhaulSubs :کانال تلگرام .::

‫نوشیدنی میل دارید؟

‫ببخشید.

‫سلام.

‫سلام جناب.

‫چطورید؟

‫- حال‌تون خوبه؟ ‫- ممنون.

‫با کمال میل.

‫جناب.

‫دو میلیون و چهار صد هزار.

‫آل این.

‫آل این.

‫پنج میلیون دلار.

‫بالاترین رکورد کازینو.

‫مطمئنی؟

‫آقا.

‫لطفا کارت‌هاتون رو نشون بدید؟

‫استریت فلاش.

‫آقا.

‫- رویال فلاش. ‫- اوه! اوه.

‫دستِ برتر.

‫ممنون عزیزم.

‫ممنون. ممنون.

‫هی رفیق. نقشت رو بازی کن.

‫شاید این دفعه برنده شده باشی آقای دیاباته.

‫اما سری بعد دیگه شانس باهات یار نیست.

‫یه روزی، شاید...

‫اما امروز نه.

‫- اینم خدمتِ تو، عزیزم. ‫- ممنون آقا.

‫باعث افتخار بود.

‫کس دیگه‌ای نمیاد؟

‫بیاید خوشگل‌ها.خوش اومدی.

‫خوش اومدی.

‫خوشوقتم.

‫دفعه‌ی بعد.

‫دوستان... خیلی خوش‌حال شدم!

‫شما کی هستی؟

‫- جوئت. ‫- جوئت!

‫بیا پیشِ ما عزیزم.

‫خیلی ببخشید عزیزم

‫اما باید فورا بریم.

‫چی؟ چرا؟

‫قراره یکی بیاد دیدنت.

‫اگه بخوای، می‌تونی باهامون بیای.

‫نمی‌تونم این کار رو باهاش بکنم.

‫بالاخره دیر یا زود باید با هم صحبت کنیم.

‫حتی وقت نیست یه کوچولو...

‫جوئت؟

‫لطفا اینجا باش. لطفا اینجا باش. لطفا اینجا باش.

‫لطفا اینجا باش. لطفا اینجا باش.

‫لطفا شرط‌هاتون رو ببندید.

‫پنت‌هاوس.

‫آهای؟

‫اینجام.

‫خوش اومدی.

‫درست به‌موقع اومدی... کارول.

‫خب... وقتی داشتن می‌رفتن، ‫بهت گفتن که من دارم میام؟

‫اوهوم.

‫- برای چی موندی؟ ‫- که بهت خوشامد بگم.

‫نه، ممنون.

‫متشکرم.

‫مطمئنم بهت نگفتن برای چی اومدم.

‫امکان نداره گفته باشن.

‫وقتی چیزی که با خودم آوردم رو ببینی،

‫یه نوشیدنی قوی‌تر لازمت می‌شه.

‫اینجا...

‫توی کلبه‌ی محقرت، تلویزیون هم داری؟

‫جالبه.

‫خیلی‌خب.

‫چی داری؟ اچ... اچ‌دی‌ام‌آی. خیلی‌خب.

‫اینم یکی دیگه از اون ویدئوهاته؟

‫ویدئوهام رو دیدی؟

‫واقعا ویدئوهام رو براتون می‌فرستن؟

‫معلومه.

‫خیلی ویدئوهای خوبی بودن.

‫واقعا دراماتیک بودن.

‫خب، ممکنه...

‫فراموشش کن.

‫این یکی رو که ببینی...

‫بذار این‌طور بگم که... آزاردهنده‌ست.

‫و... از حرف‌های کلیشه‌ای بدم میاد

‫اما بهتره بشینی. جدی می‌گم.

‫چون از الان می‌گم، چیزی که قراره ببینی...

‫در مورد اینه که آدم می‌خورن؟

‫- چی؟ ‫- واقعا آزاردهنده‌ست.

‫وایسا، تو چطور... تو از کجا...

‫اجازه بده.

‫سلام کارول. ما جان سینا هستیم.

‫اومدیم به چندتا از سوالاتِ احتمالیت

‫در خصوص منبع غذایی‌مون جواب بدیم.

‫همون‌طور که می‌دونی، ما نمی‌تونیم ‫از عمد کسی رو بُکُشیم، آسیب بزنیم

‫یا در زندگیِ هر موجود زنده‌ای دخالت کنیم.

‫برای همین، چیزهایی که ‫می‌تونیم بخوریم، محدود می‌شه.

‫چون وقتی می‌گیم «هر موجودی»، ‫شامل گیاهان هم می‌شه.

‫نمی‌تونیم گندم، ذرت یا برنج برداشت کنیم.

‫نمی‌تونیم از درخت، سیب بچینیم.

‫وقتی سیب خودش از درخت بیفته،

‫خب، می‌خوریمش. اونم با خوش‌حالی.

‫در اصل تمام چیزهایی که خودبه‌خود ‫از درخت جدا شدن رو مصرف می‌کنیم.

‫تازه، میلیاردها حیوان اهلی وجود دارن...

‫مهم‌تر از همه، گاوها، ‫که هنوز نیازمند شیردوشی هستن.

‫همچنین، میلیون‌ها تُن غذای ‫از پیش آماده شده وجود داره

‫که قبل از ملحق‌شدن‌مون فراوری شدن.

‫تا الان مشکلی نبوده، درسته؟

‫اما یه مشکل کوچولو هست.

‫تا زمان ضبط این ویدئو، ما 7 میلیارد و ‫348 میلیون و 292 هزار و 411 نفریم.

‫شکم خیلی‌ها رو باید سیر کنیم.

‫با کمبودِ کالری مواجهیم

‫و برای اینکه جبرانش کنیم، ‫مجبور شدیم یه‌سری اقدامات انجام بدیم.

‫این‌طوری غذای مورد نیازمون رو تامین می‌کنیم.

‫300 میلی‌لیتر از این مایع، 300 کالری داره.

‫که یعنی بر اساس رژیم غذایی ‫2,400 کالری در روز...

‫شخصی به‌اندازه‌ی جان سینا، ‫هر 24 ساعت باید 8تا از اینا رو بخوره.

‫افراد بزرگ‌تر، نیازشون بیش‌تره... ‫افراد کوچک‌تر، کم‌تر.

‫حالا توش چیه؟

‫خب، خیلی چیزها.

‫در سرتاسر جهان تولید می‌شه...

‫پس دستورپختش بر اساس موادی که ‫توی هر منطقه وجود داره، تغییر می‌کنه.

‫اکثرش همون غذاهای انبار شده‌ایه ‫که بهت گفتیم.

‫مخصوصا اونایی که در آستانه‌ی فاسد شدنن.

‫علاوه بر اون، هر بسته شامل 8 تا 12 درصد

‫چیزیه به اسم «پ.ا».

‫پروتئینِ انسانی.

‫و آره، تقریبا همون چیزیه که به‌نظر میاد.

‫تقریبا روزی 100 هزار نفر ‫به‌خاطر بلایای طبیعی و حوادث، فوت می‌کنن.

‫اون جسدها که در غیر این صورت هدر می‌رفتن...

‫منبع ما برای پروتئین انسانی هستن.

‫ما یادشون رو زنده نگه می‌داریم ‫و قدردان فداکاری‌شون هستیم.

‫فکر می‌کنی اگه چاره دیگه‌ای داشتیم، ‫پروتئین انسانی مصرف می‌کردیم؟

‫نه.

‫در طول تاریخ، اکثر فرهنگ‌ها... نه همه‌شون...

‫نظرِ مثبتی نسبت به انسان‌خواری نداشتن.

‫در حقیقت، ما خودمون هم خیلی موافق نیستیم.

‫اما چاره دیگه‌ای نداریم.

‫خیالت راحت کارول، تو هیچ‌وقت ‫مجبور به مصرف این ماده نمی‌شی.

‫مگر اینکه خودت بخوای. ‫که به‌نظرمون بعیده.

‫ما هیچ‌وقت، هیچ شکلی از ‫پروتئین انسانی رو بهت نمی‌دیم.

‫به ذخیره‌ی تازه‌ترین و

‫نوبَرترین میوه‌های جداشده و ‫غذاهای انبارشده، ادامه می‌دیم.

‫امیدواریم متوجه شده باشی.

‫مثل همیشه، سلامت تو، اولویت اول ماست.

‫اگه نظر یا نگرانی‌ای داشتی، ‫هر ساعت از شبانه روز زنگ بزن و پیغام بذار.

‫متاسفانه نمی‌تونیم مستقیم باهات صحبت کنیم

‫اما درحال حاضر، نیاز داریم تنها باشیم.

‫پس از این قضایا خبر داشتی؟

‫چطور... کِی... چند وقته؟

‫حدود یک هفته پیش، از سر کنجکاوی ‫از جان سینا پرسیدم...

‫«چرا شماها انقدر شیر می‌خورید؟».

‫چند وقت بود با هم می‌گشتیم.

‫داشت حرکت «سانست فلیپ پاوربمب» ‫رو بهم یاد می‌داد.

‫و... واکنش تو چی بود؟

‫اصلا واکنشی نشون دادی؟

‫همون‌طور که گفتم، آزاردهنده‌ست.

‫به‌شدت.

‫احتمالا چون وقت داشتم بهش فکر کنم، ‫درکش برام آسون‌تر شده.

More Farsi Persian subtitles for Pluribus

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left