Murder Game

Murder Game (致命潮汐)

Download Farsi/persian Subtitle

Release info

Murder Game 2026 1080p WEB-DL Farsi Dubbed Film2Media
A Commentary by Samurai_EP

Tags

webdl
machine_translated
Published on: 2026-08-22
Downloads: 6
Hearing Impaired: No

Farsi/persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫محموله را تخلیه کنید.‬

‫شنیدم که امروز کالاها خیلی خوب هستند.‬

‫کالاها اینجا هستند.‬

‫چه چشم‌های قشنگی.‬

‫منتظر چی هستی؟‬

‫او را ضایع نکن.‬

‫این جوجه یه جورایی جالبه.‬

‫مطمئن باشید‬

‫قیمت خوبی بهت میفروشم.‬

‫لعنت.‬

‫اوج واقعی.‬

‫شما.‬

‫شماها دیگه کی هستین؟‬

‫مردان پیرمرد.‬

‫ممنون که ما را نجات دادی.‬

‫خواهش می‌کنم.‬

‫ممنون.‬

‫وقتشه سطل زباله رو تمیز کنیم.‬

‫داری چیکار میکنی؟‬

‫تمیز کردن سطل زباله.‬

‫بدن‌ها.‬

‫سلاح ها.‬

‫و این خرده ریزه ها.‬

‫همه‌شون رو منفجر کن.‬

‫قانون پیرمرد: هیچ نکته‌ی مبهمی باقی نگذارید.‬

‫یه مشت بچه - چه تهدیدی هستن.‬

‫زنده بودن یک تهدید است.‬

‫اگر قاچاقچیان دیگر آنها را بگیرند.‬

‫سرنوشتشان از این هم بدتر خواهد شد.‬

‫بهتره زودتر بمیری.‬

‫تا اینکه با درد زندگی کنم.‬

‫بمب لمسی - یک لمس و منفجر می‌شود.‬

‫قوانین پیرمرد را زیر پا بگذارید، و همه ما می‌میریم.‬

‫ولش کن دیگه.‬

‫وقتمون داره تموم میشه.‬

‫به خودت خوش بگذران.‬

‫برگرد عقب.‬

‫این مغازه.‬

‫فقط دختر نابینا و خواهرش آن را اداره می‌کنند.‬

‫داری چیکار میکنی؟‬

‫چه خبره؟‬

‫خواهر‬

‫آسون، آسون، نترس.‬

‫ما برادرها.‬

‫از اول این ماه شروع میشه.‬

‫ما اینجاییم تا پول حفاظت را جمع‌آوری کنیم.‬

‫زیاد نیست.‬

‫پنجاه هزار دلار.‬

‫باشه‬

‫من بهت پول میدم.‬

‫بیا بیرون حرف بزنیم.‬

‫به همین راحتی.‬

‫پس باید درخواست علاقه کنم؟‬

‫دست از سرم بردار.‬

‫قبلاً هرگز یک دختر نابینا را امتحان نکرده بودم.‬

‫سلام، خواهر.‬

‫بیا اینجا.‬

‫سلام.‬

‫این ۹۱۱ است.‬

‫چطور می‌توانم به شما کمک کنم؟‬

‫ما تلفن شما را پیدا کرده‌ایم.‬

‫لطفا خط را باز نگه دارید.‬

‫لعنتی، می‌کشمت.‬

‫شماره نشان ۹۵۰۱.‬

‫یک پرونده قتل در خیابان نانیانگ رخ داده است.‬

‫درخواست پشتیبانی.‬

‫خواهر.‬

‫خواهر.‬

‫حالت خوبه؟‬

‫اشکالی نداره.‬

‫نترس.‬

‫اینها فقط رویه‌های استاندارد بودند.‬

‫برای همین رسمی بود.‬

‫نیازی به عصبی بودن نیست.‬

‫حادثه بزرگ قطار نانچنگ سه سال پیش‬

‫شما دو نفر توی اون قطار بودید.‬

‫بله.‬

‫خواهرم سیزده نفر را در کالسکه نجات داد.‬

‫بسیاری از خبرنگاران می‌خواستند با او مصاحبه کنند.‬

‫اما او همه آنها را رد کرد.‬

‫شهرت چیز خوبی است.‬

‫چرا امتناع کنیم.‬

‫این فقط یک فاجعه بود.‬

‫چیزی برای فخر فروشی نیست.‬

‫کمک کنید.‬

‫مینگژو، نترس.‬

‫خواهر.‬

‫آیا این تو هستی؟‬

‫نعمتی در لباس مبدل.‬

‫بهشت‬

‫بذار خواهرم رو تو اون تصادف ببینم.‬

‫اگر خواهرم نبود‬

‫من هم نمی‌توانم به مدرسه نابینایان بروم.‬

‫آیا شما با هم کافی‌شاپ را باز کردید؟‬

‫آره.‬

‫شما هم می‌توانید.‬

‫خواهرم وسایل را در جاهای ثابتی قرار می‌دهد‬

‫من با لمس کردن می‌دانم کجا هستند.‬

‫آقا.‬

‫تأیید شد.‬

‫کسی که فرار کرد، موش سمی است‬

‫فکر می‌کنم می‌توانیم فوراً حکم جلب صادر کنیم.‬

‫بدون شواهد محکم‬

‫دشمن را هوشیار نکنید.‬

‫آقا...‬

‫میشه الان بریم؟‬

‫بله.‬

‫گوشیت رو روشن نگه دار.‬

‫خواهر، آسیب دیدی؟‬

‫من حالم خوبه.‬

‫اما.‬

‫چرا امروز اینقدر زود اومدی خونه؟‬

‫می‌خواستم غافلگیرت کنم‬

‫انتظار نداشتم این اتفاق بیفتد.‬

‫خوشبختانه پلیس به موقع رسید.‬

‫اما.‬

‫دفعه‌ی بعد که به خانه می‌آیی.‬

‫از قبل بهم بگو.‬

‫گرفتمش.‬

‫مینگژو‬

‫یه گدای کوچولو پشت سر ماست.‬

‫یه لحظه اینجا منتظر بمونید‬

‫من میرم بهش یه کم پول خرد میدم.‬

‫اینجا منتظرم بمون.‬

‫حرکت جسورانه‌ای است.‬

‫بیا اونجا حرف بزنیم.‬

‫جای قشنگی که انتخاب کردی‬

‫من آن را فقط برای تو انتخاب کردم.‬

‫به برادرانم هر چه دارید بگویید.‬

‫خواهر.‬

‫من اینجام.‬

‫من هم پول خرد دارم.‬

‫او دیگر رفته است.‬

‫بیا بریم خونه.‬

‫مینگژو‬

‫برو خونه عمه چن و برام یه کم گوانگ‌بینگ بخر.‬

‫امشب باید وسایل رو تمیز کنم.‬

‫بالاخره گذاشتی تنها برم بیرون‬

‫من دیگه میرم پس.‬

‫مراقب باشید.‬

‫باشه.‬

‫من گمان می‌کنم این یک ناپدید شدن ساده نیست.‬

‫موش سمی خیلی چیزها می‌داند.‬

‫این مورد‬

‫می‌تواند یک پیشرفت باشد.‬

‫برای درهم شکستن سندیکای جرایم فرامرزی.‬

‫ما تنها کسانی نیستیم که دنبالش می‌گردیم.‬

‫چند نیروی دیگر هم چشم به او دوخته اند.‬

‫شواهد ناکافی.‬

‫سرنخ‌ها گم شده‌اند.‬

‫تحقیقات بیشتر اتلاف منابع است.‬

‫پرونده را ببندید.‬

‫آن را ببندید.‬

‫اگر این سرنخ را رها کنیم‬

‫ما دیگر هرگز به هم نزدیک نخواهیم شد.‬

‫تو یه پلیسی.‬

‫شما باید از دستورات پیروی کنید.‬

‫اگر ما تحقیق نکنیم، چه کسی تحقیق کند؟‬

‫من نمی‌خواهم‬

‫که آخرش مثل پدرت بشی.‬

‫خودش را درگیر پرونده‌ها کرد‬

‫و جان خود را از دست داد.‬

‫تو هنوز جوونی.‬

‫من گزارش اختتامیه را امضا نخواهم کرد.‬

‫تا ساعت ده صبح فردا‬

‫من پرونده‌های روی میزم را می‌خواهم.‬

‫اخیراً چندین مورد قتل در این شهر رخ داده است .‬

‫پلیس به یک فرد حرفه‌ای مظنون است‬

‫سازمان آدمکش‬

‫پشت این قتل‌ها است.‬

‫این سازمان از روش‌های بی‌رحمانه‌ای استفاده می‌کند.‬

‫هیچ بازمانده‌ای باقی نمی‌گذارد.‬

‫آنها همچنین مظنون هستند.‬

‫تبانی با باندهای جنایتکار محلی‬

‫برای انجام ترورهای هدفمند.‬

‫سلام.‬

‫دوباره دوربین مداربسته نزدیک کافی‌شاپ رو برام چک کن.‬

‫هر سرنخی که مربوط به موش سمی باشه.‬

‫زیبا، مهربان‬

‫خانم مینگهویی دوست‌داشتنی و عالی.‬

‫محموله شما به سلامت به مقصد رسید.‬

‫تو برگشتی.‬

‫بیا اول شام بخوریم.‬

‫بوی خوبی داره.‬

‫اگر نیامدی بخور‬

‫گوانگ‌بینگ تو توی شکم مینگژو خواهد بود.‬

‫من هنوز دارم وسایل رو تمیز می‌کنم، مینگژو‬

‫من آن را برای شما پایین می‌آورم.‬

‫پایین نیا.‬

‫کف زمین لغزنده است.‬

‫اشکالی نداره.‬

‫من اینجا منتظرت می‌مانم.‬

‫خواهر.‬

‫یادت هست؟ (یادت هست؟)‬

‫وقتی در پرورشگاه بودیم‬

‫من همیشه گرسنه بودم.‬

‫هر وقت شکمم قار و قور می‌کرد‬

‫تو همیشه به طرز جادویی منو به گوانگ‌بینگ میرسوندی.‬

‫اون موقع، من واقعاً فکر می‌کردم‬

‫گوانگبینگ‬

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left