The first 87 lines.
فکر کنم دیگه وقت تمرینه
این یعنی تو هرچی تو بشقابـت بود رو خوردی، دیک؟
.باشه. باشه. برو بریم
!هوو-هوو
،دارم بهت میگم، مری .بند و طناب تنها راه حل برا اون پسرـه
.وایسا بیایم، پسر
.دیک، بابات گفت صبر کنی
.مثل اینکه یه سیرک داریم تو شهر
.تونی زوکو هستم. خوش اومدین به شهر گاتهام
.جان گریسون هستم، مدیر سیرک چطور میتونم کمکتون کنم؟
دوست دارم اینطوری فکر کنیم که .من اینجام که کمکتون کنم، جان
...برای یه پاداش کوچیک
من و برادرانم، حفاظت از .سیرک شما رو بعهده میگیریم
حفاظت؟
مطمئن نیستم متوجه بشم چرا ما به حفاطت شما احتیاج داریم؟
.من خودم اهل سیرکهای مردمیـم
.پس بذار من توجیهـت کنم
...بهمون پول ندی درمیفتی با مرد قدرتمندمون
...تسمه شیر
.و کوزه گرـمون
- بسه. - دیک!
.عجب خونواده خفنی داری تو،جان
:بابام همیشه میگفت "خونواده مهمترین چیزه"
.برادرای منم دقیقاً برام کل دنیان
.نمیدونم اگه چیزیشون بشه باید چیکار کنم
ارائه ای از تیم خیزش عدالت و بتامیک مترجم: EHSAN
Sync & Edit: AliNet
.بذار رک بگم، جان
فکر نکنم این سیرک یا خونوادت مثل ما .توان داشتن امنیت برقرار کردن رو داشته باشن
.جالبه. چون من فکر میکنم داریم
و چی شده که اینقد مطمئنی، گل پسر؟
.من پنج دقیقه پیش زنگ زدم پلیس
.و حدس بزن کی دیگه تماسو گرفته
!بجنب. باید بریم
.خونوادمون از هم جدا شد
.فکر کنم باید لطفشونو جبران کنیم
.خب، دیک، دیگه بیا بیرون
.نه. شبیه بزغاله شدم
.مامانت خیلی رو این لباسها کار کردهها
خب، میخوای همونجوری وایسی اونجا؟
دلیلی داره که این لباس زیادی رنگارنگه؟
،چون وقتی بدنیا آوردمت ریچارد .باعث شدی فکر کنم یه "رابین" کوچولویی
اه! رابین؟ مثل یه پرنده؟
میدونی، بچههای هم سن و سال من بخاطر .همچین اسمهای مستعاری کتک میخورن
چطوره لقب "سنجاب پرنده" رو بذاریم روت؟
بهتره؟
.میدونی بابا، من تنها کسی نیستم که بدبخت بنظر میاد
.بدبخت؟ دارم برات
...اوه، جان
،آقایان وخانمها ...پسرها و دخترها
.بچهها در هر سنی
.گریسونهای پرنده نترس رو بهتون معرفی میکنم
...مثل همیشه، اجرای شاهکارهای جسورانه شان
...بدون هیچ امنیتی
فوقالعاده نیستن؟
.و حالا، جوونترین عضو این خونواده
!دیک
!نه
.انگار" گریسونهای پرنده" باید اسمشون رو عوض کنن
.سلام دیک. اسم من بروس وینـه
.متأسفم برا از دست رفتههات
.ممنونم آقای وین. برای همه چیز
.شنیدم شما همه هزینه رو پرداختید
خب، چطور میگذرونی؟
.من اوکی میشم
.حداقل این چیزیه که بقیه بهم میگن
.دلم براشون تنگ شده. این عادلانه نیست
.به هرحال، بازم ممنون
.والدینش تنها خانواده اون پسر بودن
.بخاطر همین تصمیم گرفتم حضانتشو بپذیرم
.که منو داشته باشه
...من خوش شانس بودم که تورو داشتم
.تا منو از روزهای تاریکی راهنمایی کنی، آلفرد
.دیک هم همین لیاقتو داره
.به خونه خوش اومدی، دیک
.شام حاضره
فکر میکردم این میز بزرگتر ازون میزه که .خونوادم داشتن
.دقیقا. اینجا ۲۲ نفر میتونن بشینن و ۱۱ نفر بخوابن
.حالا، مطمئن شو که کل بشقابتو تموم کنی
خب بروس کجاست؟
اون هیچوقت اینجاها نیست، مگه نه؟
.متأسفانه کارش اکثر وقتشو گرفته
.ارباب دیک دنبالتون بود
نمیتونم بشینم و صبر کنم پلیس خبر بده که .زوکو داره خلاف میکنه
...حالا اون پسر عضوی از خونوادست
بنظرم اون بیشتر به یه پدر نیاز داره .تا یه مبارز
،مجرما مسئول پدر مادرمن .مرگ هیچوقت عدالت رو برقرار نمیکنه، آلفرد
No comments yet. Be the first to leave one.