Heartland

Heartland

Download Farsi Persian Subtitle

Season 16

Release info

Heartland CA S16E04 1080p WEBRip x264-BAE en
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 16 قسمت 4 Heartland CA S16 1080p WEBRip x264-BAE زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2026-02-26
Downloads: 14
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

: آنچه در هارتلند گذشت

داشتم فکر می‌کردم شاید بریم قایق‌سواری؟

آره. آره، حتماً. (جیغ)

اصلاً نباید می‌رفتی قایق‌سواری

اونم بدون اجازه مامانت. - چی؟

این منِ جدیدمه، لو

فقط می‌خوام دور دنیا سفر کنم

و دنبال علاقه‌ام یعنی عکاسی برم

اگه کار دیگه‌ای داشتی، فقط بهم خبر بده

فکر کنم از ساسکاچوان یکم دور باشه که بخوای بیای اینجا برای ویزیت

راستش، دارم فکر می‌کنم یه مدتی همین‌جا بمونم

تا هوای پدربزرگم رو داشته باشم

خب، در این صورت حتماً چند تا کار برات ردیف می‌کنم

ممنون

آره! - ای بابا، بی‌خیال

برو اونجا! - های! (صدای گاو)

آره. - ووآه

(جک): بلند شو گاو، برو اونجا

زود باش

تیم، اینو نگاه کن

این گاوها دارن تموم علف‌های این زمین رو می‌خورن

چی، دیوونه شدی؟ خوبه که

وقتشه یه تغییری بدیم

چند نفر کمکی می‌گیریم و می‌بریمشون به چراگاه تابستونی

نه، نه، ما کارگر اضافی نمی‌گیریم

اینجا کلی علف هست

تو و این حساب‌کتابات

فکر کردی من نمی‌دونم چی برای گاوام بهتره؟

اوه، می‌دونی من چی فکر می‌کنم؟ فکر کنم با بالا رفتن سن، نگرانی‌هات هم بیشتر شده

در ضمن، این‌ها گاوهای «ما» هستن

آره، خب با این طرز حرف زدنت، معلوم نیست تا کی مال ما بمونن

اوه، ریک، باید همه این‌ها رو توی اون تعطیلات طولانی دیجیتالی برام می‌فرستادی

می‌تونستم خودم ردیفش کنم

تعطیلات طولانی فقط برای تو بود

در حالی که من باید زجر می‌کشیدم و جای خالی تو رو پر می‌کردم

توی شام انجمن زنان

قول می‌دم دفعه بعد خودم برم

مگه یه شهردار نمی‌تونه بعضی وقت‌ها دورکاری کنه؟

یه لحظه صبر کن، این همونه...؟

بله

ریک! - متأسفانه

اوه

و اونی که مراقب این گاوها بود «من» بودم

وقتی تو داشتی با زنت دور دنیا خوش می‌گذروندی

اوه، هنوز بعد از دو سال به اون قضیه گیر دادی؟

ما هم خوش‌گذرونی نمی‌کردیم

لوئه

لو، وسط یه کاری‌ام، می‌تونم

جداً؟

اوه

خب، خیلی هم خوب

آره، ممنون که خبر دادی

حالا باز چی شده؟

ما همین الان

برنده جایزه کارآفرین سال هادسن برای گوشت هارتلند شدیم

وقتش بود دیگه

وقت؟ مگه ساعت چنده؟ برو بریم

وقتی برگشتم جشن می‌گیریم

رومئو

سلام گاوچران

دیر کردی

آره، و تو هم... (خنده)

خیلی زیبا شدی! - بیا اینجا

سلام! سلام

و یه دونات صورتی هم لطفاً. - خیلی خب عزیزم، دیگه کافیه

مثل همیشه لطفاً

فین؟

امی، سلام. - سلام

خیلی... خیلی وقته، چند ماهی می‌شه

آره، تازه... تازه برگشتم به شهر

خوبه که دونستم

البته، اگه اولش هم می‌فهمیدم که رفتی خوب بود

بفرمایید

اوم

می‌بینمت

ریک، فکر کردم توی تماس تصویری جمعه، بودجه رو نهایی کردیم

کردید، ولی بعد از اینکه قطع کردی

مشکلات بیشتری پیش اومد، و حالا که حرفش شد

بیا درباره پدر و پدربزرگت صحبت کنیم

که بالاترین افتخار هادسن رو بردن

فوق‌العاده‌ست، مگه نه؟

لو، این بوی پارتی‌بازی می‌ده

فامیل‌بازی، رای‌گیری داخلی و همه چیز

داری حسابی خودت رو توی دردسر می‌ندازی

ریک، شهردار اصلاً برنده‌ها رو انتخاب نمی‌کنه

منظورم اینه که اداره کسب‌وکارهای کوچک این کار رو می‌کنه

درسته، ولی فکر می‌کنی یه شهروند عادی هادسن این رو می‌دونه؟

نه

اونا فقط می‌بینن که خانواده شهردار دارن جوایز شهر رو درو می‌کنن

مردم اونقدرها هم بدبین نیستن، باشه؟ (صدای زنگ تلفن)

هستن. - تو هستی

اوه، آن جورجیه

سلام عزیزم. - سلام مامان

تمرینات چطور پیش می‌ره؟

خوبه، یکم سخته، نمایش بعدی خیلی مهمه

اوه، خوبه

عالی از پسش برمیای، نگران نباش. کوئین چطوره؟

خوبه

پسر خوب. - همون همیشگی، نه؟

اگه سفارشت توی کافه مگی اینه، پس فکر کنم خیلی وقته که برگشتی به شهر

چند هفته‌ای می‌شه که برگشتم

چی شد، فین؟

چند ماه پیش بدون هیچ توضیحی رفتی

اونم بعد از اینکه تو رو به همه مشتری‌هام معرفی کردم؟

فکر می‌کنی این کارت چه تصویری از من ساخت؟

من برات ضمانت کردم و تو سر قرارهات نرفتی؟

من مشتری‌هام رو از دست دادم

گرفتاری خانوادگی داشتم، باشه؟

خب چرا فقط زنگ نزدی که همینو بگی؟

من مجبور نیستم به تو توضیح بدم

آروم، خوبی

گرفتمش

: آره

سلام. - خب، این‌ها چیه؟

خب، داشتم فکر می‌کردم باید یه شام به مناسبت جشن بگیریم

به افتخار جایزه‌تون

و بیرون روی میز پیک‌نیک غذا بخوریم

با تمام مخلفات، آره؟

لازم نیست زحمت بکشی

خب، من هفته‌هاست که دارم غذای هتل می‌خورم

و دلم لک زده واسه درست کردن یه غذای خونگی

و چه بهانه‌ای از این بهتر، مگه نه؟

آره. (تیم): هی

سلام، ببین کی رو پیدا کردم. - سلام

خب، فرد! چی باعث شده بیای اینجا؟

خب، لو امروز صبح بهم زنگ زد و خبر خوب جایزه‌تون رو بهم داد

فوق‌العاده نیست؟ - واقعاً هست

برای همین اومدم تا برای یه چیزی ازتون تایید بگیرم

تایید؟ برای چی؟

خب، این جایزه کارآفرینی

کاملاً با اهداف شرکت «گارلند فودز» جوره

برای همین شرکت سنگ تموم گذاشته

امیدواریم بتونیم این رو به صورت یه آگهی تمام‌صفحه توی روزنامه فردای کالگری چاپ کنیم

این یکی از عکس‌های جسه. - آره، مال همون کمپین تبلیغاتیه که برامون انجام داد

عاشق اینم

منظورم اینه که نه فقط چون زنم این عکس رو گرفته، بلکه

ببین، ببین کنار جک چقدر جوون‌تر افتادم

خیلی خب. (لیزا): بس کن دیگه

خب جک، تو هم اینو تایید می‌کنی؟

خب، این واقعاً مایه افتخاره

حرف نداره

خیلی خوبه. - لیزا؟

خیلی ممنونم

خیلی خب، خیلی خب. - چند تا دیگه؟

نه، نه، همین کافیه. (خنده)

بفرمایید، رزماریش هم مال همین باغه

خب، دلم می‌خواد بگم که

به سلامتی کارآفرین‌های نمونه سال

بیشتر از این نمی‌تونستیم به هر دوتاتون افتخار کنیم

موافقم

خب، ممنون. - به سلامتی

حالا که حرفش شد، جفتتون باید برای مراسم اهدای جوایز یه متن سخنرانی آماده کنید

اوه پسر، اصلاً بهتون حسودی نمی‌کنم

منظورم اینه که... من باشم همون‌جا خشکم می‌زنه

منظورم اینه که از سخنرانی وحشت دارم. - واقعاً؟

خب، من دلم می‌خواد همین الان یه چیزی بگم

فرد

ممنون بابت تمام حمایت‌هات

می‌دونی، همین حمایت‌ها باعث شد کسب‌وکارمون رشد کنه و

خب، به موفقیت برسه و

و تا جایی که به من مربوط می‌شه

این جایزه همون‌قدر که مال من یا تیم هست، متعلق به تو هم هست

اوه، بیشتر مال ماست. (خنده)

تبریک می‌گم عزیزم

به سلامتی. - به سلامتی

تبریک. - به سلامتی

ممنونم

به سلامتی. - به سلامتی

عزیزم، می‌شه نون رو بدی به من؟

خب، امروز زودتر کجا رفته بودی؟

راستش، پیش فین کاتر. - واقعاً؟

معلوم شد که برگشته به شهر

جداً؟ - اوم‌هوم

خب، امیدوارم بهش گفته باشی چه دردسری برات درست کرده

سعی کردم بگم

ولی واقعاً به نظر نمی‌رسید گوش بده

تعجبی نداره

امی، نمی‌شه روی اون خانواده حساب کرد

اگه فین ذره‌ای شبیه پدربزرگش باشه

ارزش عصبانیت یا وقتت رو نداره؛ من جای تو بودم فقط بی‌خیالش می‌شدم

هی، فقط می‌خواستم بگم شب بخیر

اوه، امروز با خواهرت صحبت کردم

یه نمایش بزرگ در پیش داره

خب، کل تابستون پر از این نمایش‌هاست و داشتم فکر می‌کردم

من و تو یه سفری بریم فلوریدا و پرش اون رو تماشا کنیم

می‌دونی، سورپرایزش کنیم

نظرت چیه؟

اوم... خب

داشتم فکر می‌کردم و

دوست دارم تابستون همین‌جا بمونم

می‌دونی، پیش دوستام باشم

شاید حتی با یه کار تابستونی یکم پول دربیارم

یکم مستقل باشم

واقعاً فکر می‌کنی بعد از اون ماجرای قایق‌سواری، استقلال بیشتری بهت می‌دم؟

مامان، یه اشتباهی کردم، باشه؟

همه‌مون که نمی‌تونیم بی‌نقص باشیم. - کی بی‌نقصه؟

هیچ‌کس. (آه کشیدن)

فقط منظورم اینه که

واقعاً دلم می‌خواد یه تابستان معمولی مثل بقیه نوجوون‌ها داشته باشم

خواهشم می‌کنم

Heartland subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for Heartland

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left