The first 200 lines.
هارپر؟!
مسخرهم کردی؟!
این پسره کلهخرابه!
نمیفهمم چرا دارن رفتار میکنن
انگار که این مشکلی نیست.
یعنی همهش مزخرفه.
اون یه عوضیِ تمامعیاره باهاش.
اون خیلی بهتر از اینا رو لیاقت داره. یه مزاحم نمیخواد.
اون خودش یه مزاحم داره.
آآآه! نه! آآآه!
جانی! کمکم کن!
آره؟
هی
دوستپسر تو همین الان یه کدو حلوایی پرت کرد به درِ خونهمون؟
چی؟
اون همچین کاری نمیکنه.
نه، نه، نه. این مزخرفه.
بیلی.
نه، تو امشب با این هرزه کات میکنی، باشه؟
نکن!
بیلی، وایسا!
همهچی خوبه.
اون یه الکلیه، هارپر.
میخوای بدونی از کجا میگم؟
چون اون یه الکلیه.
ببین، حرفم اینه که دیشب اومدم تو اتاقت
تا یه کم جواهرات برای لباس هالووِینم کش برم
و تو بیهوش بودی.
مواظب باش. مال مامانمه.
هارپر، صورتت کبود شده بود.
تو کبودی میبینی؟
یه ورم جزئی هست که نشونهی کوفتگیه
روی استخوان مداری.
با این حال، باید با ما بیای بیرون.
ذهنت رو از این درگیریهای دوستپسر دور کنی.
لباس ندارم. عجیب غریب میشه.
هالووِینه.
عجیب غریب خوبه.
بعد اون منو گرفت!
اون منو گرفت و چنگ زد به من!
اون منو نگه داشت و لباسامو پاره کرد!
فقط آروم باش.
اوه! فریاد زدم، "جانی! جانی، کمکم کن!"
به به!
چه زهرماری داریم میزنیم؟
ودکای عنکبوت.
گمشو. - نه، جدی میگم. از تایلنده.
اونا یه عنکبوتِ تشریفاتی تو هر بطری میذارن.
نمیخوای لمسش کنی؟
نه. میدونم هالووِینه. من اون کارو نمیکنم.
جدی میگی؟ هنوز از عنکبوت میترسی؟
آره.
خانما، بگین، "هالووِین مبارک!"
هالووِین مبارک!
اوه، خدای من. نیتن!
نیتن!
هی. چه خبر؟
چطوری؟ - تعجب کردم پیدام کردی.
اینجا دیوونهکنندهست. - اوه، خدای من.
تای هافمن!
عوضی، چه خبر؟ - چطوری؟
هی.
هی.
کاری داشتی؟
چی؟
آه. داشتی با دوست من حرف میزدی
و بعد با دست بهم اشاره کردی بیام این ور.
اوه. نه، متاسفم.
داشتم برای یه نوشیدنی دیگه اشاره میکردم.
بفرمایید. - ممنون.
خیلی متاسفم. اِ...
نه، مشکلی نیست. خب، صبر کن.
تو... تو بیلی رو میشناسی؟
آره. آره، سال اول دانشگاه آشنا شدیم.
تو یکی از شاگردای یوگاش هستی؟
نه. - نه؟
من هماتاقیشم -- هارپر.
اوه، آره، نه. آره. من کاملاً دربارهت شنیدم.
اوه، آره؟ چی شنیدی؟
هالووِین مبارک! هالووِین مبارک!
ترسیدی؟ - آره.
آره، خب، اِم... تعجب میکنم که قبلاً همدیگه رو ندیدیم.
من زیاد بیرون نمیرم.
منم واقعاً زیاد بیرون نمیرم.
یکی همین الان بهم یادآوری کرد که هالووِینه،
مثلاً حدود ۱۵ دقیقه پیش.
برای همین از تخت غلتیدم بیرون و چوب بیسبال شانسآورم رو برداشتم.
من یه جورایی از این چیزا متنفرم.
آره، خب، حداقل تو لباس داری.
چی داری میگی؟ تو لباس داری.
اگه... اگه اشکالی نداره، میتونی این کارو بکنی و
بوم! نگاه کن -- شنل قرمزی.
مزخرفه!
حالم از این گه بهم میخوره!
چه غلطی داری میکنی، رفیق؟
من واقعاً متاسفم بابت اون. - گه به این نمایش مزخرف.
اصلاً تو مثلاً چه کوفتی هستی؟
منظورت چیه، من مثلاً چه کوفتی هستم؟
من نیمهی جلوی یک هزارپای انسانیام.
اون دو تا رفیق دیگه همین الان جا زدن.
پس الان من دارم مثل یه خرِ نفهم اینور اونور میگردم.
اوه، حالا تو شبیه یه خر شدی؟
جا زدن چون نمیخواستن کل شب دستمالِ همه باشن؟
نه.
احتمالاً پیچوندن چون این بار خیلی تخمیه.
فکر کنم فقط داشتن سر به سرت میذاشتن، رفیق.
اوبرهاوس و کِی. سی. دقیقاً اونجان.
با بقیه تیم. - عوضیها!
هیچکس نمیخواد تهِ هزارپای انسانی باشه.
هی.
دیدم داشتی میرفتی سمت خروجی.
نگران شدم رفتی.
تیم جایزه بدترین لباس رو به من داد.
گفتم با نفر دوم هم شریکش بشم.
نمیدونستم هنوز تو تیم هستی.
فصل پیش یه توپِ سرعتی خورد تو صورتم.
گونهم از سه جا شکست.
الان هم نیمکتنشین شدم.
خب، واقعاً مشخص نیست.
تو چطور؟
چی؟
هیچوقت چیز ترسناکی برات اتفاق نیفتاده؟
منظورم هالووینه دیگه، نه؟
داستانهای ترسناک، این کاریه که میکنین.
برای هم داستان ترسناک تعریف میکنید.
مثل چی؟ در مورد زندگی من؟
آره. هیچوقت چیز ترسناکی برات اتفاق نیفتاده؟
ن... نمیدونم.
منظورم اینه که من واقعاً بچگی خوبی داشتم.
اِم، رابطه خیلی خوبی با پدر و مادرم دارم.
خب، من باهاشون رابطه خیلی خوبی داشتم.
منم خیلی با پدر و مادرم حرف نمیزنم.
فکر کنم باید برم.
فکر کنم باید بمونی.
وایسا. دفعه بعد کجا میریم؟
هزارتوی ذرتِ جنزده تا دیر وقت بازه. - نه.
آره! من بازیگرا رو میشناسم!
نه، اونجا یه لانه برای انگلهاست.
دخترخالهم کیم -- اون بازرس بهداشته.
و بهش نمره "D" داده.
چرا نمیریم، اِم، بریم سراغ غذافروشیهای دانشگاه؟
تو نتفلیکس یه فیلم ترسناک ببینیم، آره؟
رفیق، من میتونم غذا بخورم. - منم گشنمه.
هوی، هوی، هوی، بچهها، بچهها، بچهها!
یا...
میتونیم بریم یه خونه جنزده فوقالعاده ترسناک.
آره. - خونه جنزده.
نه!
من نمیخوام این کارو بکنم. - بیا انجامش بدیم!
خب، حداقل پنج تا مکان جنزده تو این منطقه هست.
یکی انتخاب کنه تا این بساطو تموم کنیم و بریم پی کارمون.
آها، این شد.
وایسا. اِوان، داری چیکار میکنی؟
دارم شهریهمو پرداخت میکنم.
هی، بچهها، آب؟ کسی میخواد؟
آره. آره، آره، آره.
اینجا آبنبات نعناعی دارم.
اوه، آره. آره.
این چیه؟
اِم، اون داسانی، آب بیگاز، و آلتویدز با طعم دارچین هست.
آره، نه. اگه فکر میکنی قراره واقعاً بهت پول بدیم...
تا ما رو برسونی به یه خونه جنزده که خودت میخواستی بری.
من تو کار تاکسیهای اینترنتی یه حرفهایام.
نمیتونم همینجوری بهتون مجانی برسونم چون رفیقای منین.
اوه، خب. - این در حق مشتریای پولپرداز انصاف نیست.
من کلاً طرفدار انصافم.
همیشه همینطور بوده. - مجبوری باشی.
با امتیاز ۵ ستاره، عزیزم!
خوشحالم که میفهمی. داری چیکار میکنی؟
نه! هی! این چه کوفتیه، رفیق؟!
باشه، بچهها.
یه "جیسیز" هست که درست بعد از کارخونهست.
ما نمیریم "جیسیز". نه.
ما فقط زیاد میریم اونجا. همین.
خیلی تکراری شده. - باشه. فقط یکی رو پیدا کن.
من یه جای دیگه پیدا میکنم.
هی، اِوان، میتونی اونجا بپیچی؟
ها؟ - اونجا بپیچ.
آره.
وای، صبر کن. کجا داریم میریم؟
آره، هارپر، کجا داریم میریم؟
کسی داره دنبالمون میکنه؟
امشب یه خونه جنزده تو بیمارستان نیست؟
آره هست، ولی واقعاً نمیخوام صورتمو نشون بدم...
اونجا با این وضع نمراتم.
اِوان، چه خبره؟
هارپر فکر میکنه داریم تعقیب میشیم.
نه، فقط...
کسی اون کامیونه رو دید که از بار دنبال ما اومد؟
این رو نمیشه نادیده گرفت.
اوه، این شبیه همون جنزدهی اعلامیه اِوانه.
اِوان، اگه این چرت باشه، پای خودته.
بچهها، همهتون رو دوست دارم، ولی دیگه بریدم.
صبح باید ماشینمو درست کنم.
گور بابای ماشینت! این دیگه تهشه!
بچهها، فقط یه نقد تو یلپ هست.
اوه، ولی نوشته سودش میره برای صلیب سرخ، پس خوبه.
میدونی چیه؟ من با بیلی موافقم.
فکر کنم داره یه خورده دیر میشه.
ما احتمالاً باید فقط...
No comments yet. Be the first to leave one.