The first 200 lines.
.نميخوام باهام عشق و عاشقي کني ميخوام دوستم داشته باشي
...آنچه گذشت
زمان خوردن کلومايدـه
انگار واقعاً دلت بچه ميخواد - آره دقيقاً -
توصيه ي حرفه اي من
رحم اجاره ايه - خب از کجا بايد شروع کنيم؟ -
چطوره اول راجبش صحبت کنيم؟
درباره ي چي دارين حرف ميزنين؟ - ازت ميخوام بچمون رو باردار بشي -
بچه ي خودمون. هر سه تامون
يجورايي حس ميکنم که انگار قراره اينکارو باهم انجام بديم
،کسي فکر نميکنه که ما بايد يکم آروم پيش بريم؟
ما فقط اعلام ترفيع شغليت رو
چند روزي به تأخير ميندازيم
...شنيدم که گفتي
از رئيسم متنفرم و ميخوام استعفاء بدم؟
ميدوني چند وقته که من ميخواستم شرکت خودم رو راه بندازم
!تف! گوه تو شانسم
راستش، داشتم سر رئيسم داد ميزدم
،فهميد که دارم دنبال جا براي دفتر ميگردم
واسه همين بخاطر اون چند جايي که از پس هزينه اش برميومدم، باهام مخالفت کرد
خيلي ممنونم بابت کمکي که به يه زن ديگه کردي
من يه زن نيستم. من معمارم
اين چيه؟ - هي -
باحال ترين شرکت سياتل
...خيلي ممنون کايلي. نميدونم اصلاً نميدونم چي بگم
همه تو "پينکل" دارن راجب من حرف ميزنن
چــــــــي؟
من ارزش حرف زدن راجبم رو دارم
جداً ميخواي اين رو درنظر بگيري؟
...من اصلاً نميدونم کي هستم يا
چي ميخوام
فکر کنم هردومون بدونيم چي ميخواي
خب نصيحت پيرمردانه اي نداري که چطور بدستش بيارم؟
تا آخرش برو
اِما، ايزي، با من يه خونواده رو تشکیل ميدین؟
«قسمت پاياني فصل دوم»
...خب... باشه، من
خيلي به اون قسمت "ما" علاقه دارم
...و... اون قسمت "عشق"، ولي
و تا زماني که اين جريان ،خانواده ادامه داشته باشه
يعني، مگه ما ديروز تازه راجبش باهم حرف نزديم؟
من انتظار اين عکس العمل رو نداشتم
خب، چيزي که جک داره پيشنهاد ميکنه
در حقيقت اسمش "لقاح درونکشتگاهي متقابل و دوجانبه"ـست
،اين اساساً به اين معنيه
،بجاي يه زن ما دوتا زن رو
وارد جمعمون ميکنيم
...ببخشيد، ولي زانو زدن کاريه که يه مرد جوون انجام ميده
ببخشيد. بيا
...فقط اينکه
.آره بيا بشينيم من يکم سرم گيج ميره
باشه
از کجا راجب اون جريان درونکشتگاهي خبر داشتي؟
از تو اينترنت
پس داشتي تحقيق ميکردي
...که يعني
موافق اين فکر هستي
آره
...در حقيقت
من تو سايت "يلپ"، دنبال کلينک هاي ،لقاح مصنوعي گشتم
و يه نوبت گرفتم
...آروم باش، ميشه
نوبت رو کنسل کرد
،نوبت بعدي شش هفته ديگه ست
و ميتونيم کاملاً صبر کنيم اگه اينو ميخواي
نوبت چي؟
که حامله بشي؟ - نه چي... نه نه -
...فقط جنبه ي مشاوره داره
...تا مطمئن بشيم، ميدوني که اون گزينه در دسترسه
همچنان از تخمک هاي تو استفاده ميشه، اِم
همه ي ما بايد موافقت کنيم - آره -
اين نوبت کِي هستش؟
ساعت 4
فردا
...عزيزم، اين فقط
...آره، نه شنيدم چي گفت
فقط جنبه ي مشاوره داره
عصباني هستي؟ ...چون ميتونيم
.ميتونيم کنسلش کنيم ميتونم بهشون زنگ بزنم
نه نه. عصبي نيستم
من اصلاً نميدونم چي هستم
...و نميدونم اگه
ميدوني، مطمئن نيستم که ...هنوزم يه
مطمئن نيستي که هنوزم يه بچه بخواي؟
وای نه
اين مطمئناً شرايط رو تغيير ميده
7سال جک
فکر کنم بخشي از من ديگه تسليم شده
...باشه، ولي
ولي اگه ميدونستي اين جواب ميده چي؟
اگه ميدونستي که اين سه تامون ميتونيم يه خونواده رو تشکيل بديم؟
اون موقع حست فرق ميکرد؟
تو واقعاً همه ي اينکارا رو کردي؟
فکر ميکني من ديوونه ام؟
نه
خب، شايد يکم
خب؟
...خب
بيا انجامش بديم
جدي؟ - ولي... فقط مشاوره باشه -
باشه بچه ها؟ آروم آروم پيش بريم
باشه
خوبه؟ - صد در صد -
باشه، لطفاً بهم بگو برای کل این تشکیلات
فقط یه بطری شامپاین نگرفتی
...مامان بچه ي احمق
نه - باشه خوبه -
چون اين خانم ممکنه بخواد
به 9 ماه هوشياري سرد و سخت نگاه کنه
پس بياين يه شامپاين باز کنيم، کسخلا
اِم
بله؟
حالت خوبه؟ - اوهوم -
ساعت چنده؟
6:30
صبر کن، امروز چند شنبه ست؟
سه شنبه
!اي واي
چي شده؟
ايزي دوباره ديشب غيبش زد
فکر کنم ميخواد با گريزوالدها ميخواد بچه دار بشه
...منظورم امروز نيست، ولي
به زودي
حتماً داري باهام شوخي ميکني
اون قراره دوبار ازدواج کرده با بچه باشه
نميتونم تصور کنم که چطور زندگيمون
،ميتونه دراماتيک تر از اين از هم دور بشه
ميتوني سينگل بشي
من سينگلم
حرفي چيزي ميخواي بزني؟
...نه، فقط
نميخوام دوباره رومانتيک بازي دربيارم و بترسونمت
....من نميخوام... که تو
سينگل باشي
همه چيز رو حسابی خراب میکنی
ميدونم، من آدم عوضي اي هستم
الان بايد بري ديگه
...من از اون موقع که دوست پسرم
...به دانشگاه براون رفت
ديگه دوست پسر نداشتی، آره میدونم
ما به ليبل و برچسب خاصي نياز نداريم
...ميتونيم فقط
...دوست پسر
من ميشي؟
آره
!ما امتحان داريم - امتحان؟ -
!ما امتحان داريم؟
شما آشتي کردين
اون سکس رو انجام دادين که همه دارن راجبش صحبت ميکنن
با اين يکي؟ نه، حال بهم زنه
ما داشتيم براي امتحان درس ميخونديم
آره اروا عمت
...شما داشتين همديگه رو مطالعه ميکردين
...آره، اين ،اين به جاي خوبي ختم نميشه
پس بهتره يکم واسه امتحان بخونيم
من همينجام
...هي
دوست دختر
هي دوست پسر
هي
ميتونم صداتونو بشنوم
واي پسر، من ساعت نذاشته بودم
...ساکت ساکت من خاموشش کردم
چرا... اينکارو کردي؟
ميخواي کاري کني دير برسم سرکار - اينو شنيدي؟ -
چي رو؟ - دقيقاً -
بايد نگران باشيم؟ - نه. من بهشون سر زدم -
سريع خوابيدن
و زنده هستن
زنده بودن خوبه، آره
دارويي چيزي بهشون دادي؟
خب، ويسکي بوربون دارو محسوب ميشه؟
واي خداي من
...باشه
فکر کنم دير برسم سر کار
با يه بهونه ي غيرقابل فهم
بهتره صادق باشيم
من احتمالاً به همه ي بچه هاي اداره ميگم
که امروز صبح با زنم يه سکس وحشيانه انجام دادم
مردها
،باشه، من به همه ميگم
همينطور به غريبه ها
من اينو احتمالاً تو توئيترم ميذارم
باشه
عجله واسه چي؟ - ...اين -
.ما بايد بريم ديگه واقعاً دير شده
،تو الان رئيس هستي ديگه
،منم از رئيسم متنفرم
پس يه دقيقه صبر ميکنيم
باشه
خب شرکت خودتو که ميخواستي راه بندازي به کجا کشيد؟
،خب، اجاره ها خيلي بالاست
،و من اصلاً نميتونم کسي رو استخدام کنم
...و
آره، اين شهر همين الانشم 10 تا شرکت بيشتر از نيازش داره
...واسه همين يه استراحتی میکنی
نه؟
ميتوني تو خونه دفترتو بزني
شايد پيش بچه بموني
،ببين، اگه تو اينو نخواي منم نميخوامش، باشه؟
No comments yet. Be the first to leave one.