The first 200 lines.
وایسا، وایسا
حداقل ۱۶ نگهبان اینجا داریم، چهار تا ماشین آمادهست
کنراد داره اسلحه جابجا میکنه
تعداد زیادی هم هست
عجب موجودیه!
تا خرخره تو اسکنر و تکنولوژی پارازیتاندازه
پس به محض اینکه بریم تو، ارتباطمون قطع میشه
یه سوال: ما هیچوقت روز تعطیل نداریم؟
تو چقدر میلنالی، نایل. هی، سوالش حقه
نایل، ما هیچ وقت مرخصی نداشتیم
وقتی خودمون تازهکار بودیم
باشه، جو، نیکی
شما دوتا هزارتوی درختچهای رو برین
چی؟
واقعاً؟
نگران نباشین
قرار نیست مثل ۱۸۵۳ باشه. چی دارین میگین؟
یه توپ جنگی بود
ما ندیدیمش
بوکر بود
سرش با توپ جنگی پرپر شد. تو هزارتو پیداش نکردیم
و به دلایل واضحی نمیتونست کمک کنه
فکر میکنی حالش خوبه؟
بزن بریم رفقا
اگه کنراد رو دیدین، خبر بدین
دو تا نگهبان رفتن سمت اسکله
هنوز خبری از اون کلهگنده نیست
هی
فقط یه سلاح داره. مطمئنی؟
لازمه یادت بندازم تو نامیرا نیستی؟
حق با توئه
باشه رفقا. میدونید چیکار کنید
تا میتونید نگهبانها رو دنبال خودتون بکشونید
کاری میکنم عالی به نظر بیاد
کاری میکنم آسون به نظر بیاد
این یکی مال منه! نه، نه، نه!
کاری میکنم عالی به نظر بیاد
فامیلیم، خطره
یه جسد افتاده رو دوشم
کار کرد. دارن میان سمت شما
قرار بود دنبالمون بیان نه اینکه گیرمون بندازن
کاری میکنم آسون به نظر بیاد
باشه. داریم میریم تو
آروم
کاری میکنم عالی به نظر بیاد
کاری میکنم عالی به نظر بیاد
چی؟ تابِ سکس ندارن؟
تو عمرت حتماً کلی کارهای هنری بد دیدی، نه؟
به این بدی؟ حداقل یه قرن میشه که نه
اسلحهها دارن بارگیری میشن
دارن حرکت میکنن. سروصدا حتماً ترسوندتشون
باید یادت بندازم تو هم نامیرا نیستی؟
لازمه؟ نه. من همیشه اول میرم
نیکی
یواشتر، جو! یواشتر!
بیاین اینا رو حسابی بدوونییم
آه لعنتی!
فاک!
کنراد بالاست
بیا تو! بیا تو! بیا تو!
نیکولو
حالت خوبه؟ آره
حرکت کن. پشت سر من بمون
۱۶ تا نگهبان، هان؟
یواشتر. سیا هیچوقت شمارش یادش نداده
میشه فقط... انجامش بدیم؟
بهت میاد
ما آمادهایم
رابط سیا من هفت دقیقه دیگه اینجاست
اون مطمئن میشه که سلاحها جمعآوری بشن
باشه، بریم که راه بیفتیم
هو! من یه شکارچی پولدارم با تیر و کمون
یه کپل گنده و مشتی داره، بیارش پایین
مامانم زنگ زد و از پیشرفتم راضیه
هیچوقت به خاطر یه دختره سبک کم نمیارم. این یه قوله
هیس!
حدس میزنی؟
دارم فکر میکنم. اون نشونههایی داره
قرنها طول کشید یاد بگیرم. اون نشونههایی داره
هیچکس نمیتونه اندی رو بخونه. نه، فکر کنم من بتونم
آره
آره؟ اوه آره
اون داره راست میگه
دو دست آخر. تو دو دست آخر چشم چپش میپرید
چشم چپ
چی؟
چرته. مطمئنی؟
چرته
ممنون
میدونی بدترین قسمت فانی بودن چیه؟
فقط خماریهای لعنتیش
خیلی وحشتناکه مرد. نمیدونم
چه... نمیدونم چطور این کارو میکنی
زود برمیگردم
هوو! مشروب خوردن باحاله
به کی پیام میدی؟ دوستپسر جدیدمه
یالا. بریم بخوابیم
باشه، یه لیوان دیگه بخور
کل شب مثل گراز خروپف میکنی
واو
تمام شب تو خواب حرف میزدی
چاو. شب بخیر
امروز واقعاً کارت خوب بود
با اینکه قایق رو تا نصفه تو ویلا روندم؟
هی، گوش کن، گاهی سرعت مهمتر از ظرافته
اوه! درس امروز؟
آره، همینطوره
میدونی، زیاد شوخی میکنی، ولی...
خودت چطوری؟
من؟
واقعاً خوشحالم
در آرامشم
وقتی اون مردو از پنجره پرت میکردی، خیلی آرام به نظر نمیرسیدی
قرار هم نبود آرام باشه
الان بفرستش
منظورم اینه که من فناپذیرم. بازنشسته نشدم
رابطم تأیید کرد که کنراد خریدار نبوده
فقط یه واسطه بود، مثل بقیه ماه پیش
پس کی هست؟ و با اون همه توپخونه چی کار میکنن؟
خریدار واقعی گریزانه. تقریباً هیچ ردی از خودش نمیذاره
این عکس دوربین مداربسته تنها چیزیه که تونستن بهم بدن
هی
چی؟
این زنو میشناسی؟ آره؟
یعنی نه. نه، من...
فکر کنم میشناسمش
خوابشو دیدم
فکر نمیکردم معنایی داشته باشه. واضح نبود
باشه، فقط... دقیقاً بهم بگو چی دیدی
این زن...
اون، امم...
اون توی یه اتاقه
یه اتاق قدیمی، دور تا دورش پر از کتابه
اون اینجاست، درسته؟
و یه نفر دیگه هم اونجاست. یه...
یه مرد، اما...
صورتشو نمیتونم ببینم
ولی کتابا، فکر کنم مال اونه
هیچکدومتون انتخابی نداشتین
داره بهش آسیب میزنه
و بعدش...
خب، بعدش چی؟
و بعدش بیدار میشم
فکر میکنی معنی خاصی داره؟
نمیدونم
هنوز داده کافی برای تشخیص چهره نیست
ولی هر وقت آماده شد، بهت خبر میدم
عالیه. ممنون، کاپلی
هی. نگران این موضوع نباش، باشه؟
یه راهی براش پیدا میکنیم
بوکر
خوشحالم که بالاخره میبینمت
خیلی وقته منتظرم
کوین؟
خب...
چطوری آندرومخه رو پیدا کنم؟
خب، نظری داری کجا میتونیم بریم؟
داشتم فکر میکردم یه مدت تنها باشم
هوم؟
فقط یه کم وقت برای خودم
باشه
ممنون
تو با من میای
من باید بیام؟
به کمکت نیاز دارم
سعی کن بدون من بهت خوش بگذره
خداحافظ، رئیس
نایل
نگران نباش، باشه؟
خوش بگذرون
جو چش شده؟ بعد از اون حادثه اتفاقی افتاده؟
گفت میخواد یه مدت تنها باشه
باهاش مشکلی داری؟
من این مردو هزار ساله میشناسم
میدونم کی داره دروغ میگه
ممنون. داریم دنبالش میکنیم
چی؟
یالا
دوباره میپرسم، میدونی آندرومخه کجاست؟
مهم نیست که میدونم یا نه
من در تبعیدم
ولی میتونی پیداش کنی. داری به حرفام گوش میدی؟
من در تبعیدم
چطوری منو پیدا کردی؟
خودت کارو آسون کردی
ماههاست که مست و پاتیل تو پاریس ول میگشتی
یه معجزه است که لو نرفتی
پس اینکه منو آوردی اینجا یعنی...
داری در حق من لطف میکنی، درسته؟
آره
متأسفم. دارم حقیقتو بهت میگم
من دیگه تو این بازی نیستم
میخوای بدونی اندی کجاست؟ این راهش نیست
اون به لباس تمیز نیاز داره
اون از من حرفی زده؟
یادت از دلش نرفت
تمام این مدت...
با هر نفس آخری که کشیدم...
تصور میکردم اون جایی اسیره
توی همون جهنمی که من بودم
No comments yet. Be the first to leave one.