The first 200 lines.
فرار از زندان- قسمت نهم
سونا يه خيابون يه طرفست
چيزي كه تو ميري... هرگز بيرون نمياد
.اونا منو سارا رو گرفتند
.ال جي و سارا براي ويستلر معاوضه خواهند شد
شفاف هستيم؟
وقتي كه بهم بگي كي هستي بهت نقشه رو خواهم گفت
من يه ماهيگيرم. واقعا؟
.زندگي من و دستهاي توئه
ال جي چطوره؟ سارا چطوره؟
.اون مرده,مايكل
.بهت دروغ گفتم
,شما داريد از اين زندان فرار ميكنيد,آقاي اسكافيلد
.و داريد من و با خودتون ميبريد
.براي چهار روزه ديگه
,اگه ا اون موقع بيرون باشم
.هنوز ميتونم انجامش بدم
دو قصد براي فرار
.در دو روز گذشته وجود داشته subtitled by jab3h
.با سونا خدافظي كن,آقاي اسكافيلد
,نفر قبلي من,سرهنگ اسكاميلا
.رهبره موثري نبود
.اون جايگزين شده
.من ژنرال زاوالا هستم
.بشينيد
يه نوشيدني آب؟
,با همه احترامي كه قائلم ژنرال من كاري براي
.چيزي كه امروز اينجا اتفاق افتاد نداشتم
,من هميشه يه جسنجو عميق رو رهبري ميكنم
.و سوالات جواب داده نشدهء خيلي زيادي در اينجا وجود دارند
.كارمه كه اون جوابها رو پيدا كنم
,اگه كمكم كنيد كارم رو بكنم .من شمارو كمك خواهم كرد
.هليكوپترها
.شما به تنهايي نميتونستيد مسئوله اون باشيد
شما مطمئنا
,در يه هليكوپتر درحال پرواز نبوديد بوديد؟ نه
چه كسي بود؟ نميدونم
.اما ميدونيد كه كي اونارو فرستاد. نه
دوباره,سنجيده باش--
.گفتن حقيقت بهترين مصلحت توئه
.من هستم
.بيا بريم يه چرخي بزنيم
,من ترسهات رو مي فهمم
اما جمهوري پاناما نميتونه اجازه بده
.به اين نوع فعاليت ,اگه تو ميخواي صحبت كني
.حالا وقتشه
...من ميخوام
اگه چيزي جا مونده بود
.اونوقت بهم حق انتخابي نميدي
.اين خوب نيست
.اونا دارند اونو در جعبهء داغ ميزارند
.كارها دارند خيلي سختر ميشن برات
.راهي براي برنده شدن نيست
.بايد همكاري كني
به اين فرار اقرار كن
, و مجازاتت رو طبق آيين نامه مواجه شو
يا با يه كجازات خيلي بزرگتر مواجه شو
.در زير خورشيد پاناما
.اون به تو بستگي داره
.اون انجام داده
.اون تموم كرده
فرار از زندان-قسمت نهم
.اميدوارم برادرم خوب باشه
اون اسيب ميزنه؟
.خوبه
.من ميخوام برم تو زندان
.داشتم اخبار رو در اتاق انتظار تماشا ميكردم
...اونا چندتا جسد رو شناسايي كردند,اما
.اون تو اونا نبود
.خواهمفهميد چه وقتي ميرسم اونجا
تو ميخواي بياي؟
من, نميدونم
,بعد از همه چيزهايي كه اتفاق افتاده
.ديگه نميدونم به چي فكر كنم
چه چيزه ديگه در اونجا براي فكر كردن هست؟
,جيمز براي همه چيز يه جواب داره
.و هيچي هرگز منطقي نيست
تو بايد سوال پرسيدن رو بستش كني
.و فقط به حقايق نگاه كني
,ميخواستم هرچيزي كه ميگفت رو قبول كنم
.و هنوز ميخوام اون بره بيرون
.من هم ميخوام اون بره بيرون
.بهم اعتماد كن, من تك تك روزهارو روي اين كار كرده ام
.لينكلن, من واقعا همه كارهايي رو انجام داده اي قدرداني ميكنم
.تو زندگيم رو نجات داده اي
.نبايد منو اونطوري كمك مي كردي
.آره,بايد ميكردم
.برو تو ماشين
.هرجا كه ميرم, تو هستي
.برو خونه,سوفيا
سهم من خواسته شده كه درست بعد از اين دروازه رانندگي كنم,الكس
.تو شايسته نيست اينجا باشي
.در حقيقت اگه تو به همه كارها توجه ميكني...من انجام ميدم
.متشكرم
.صبركن
.نكن
پدرم در معدن
,30سال كار كرده
.اون اينو هر روز با خودش ميبرد به كار
.اونو تا روزي كه بازنشسته بشه محافظت كرد
.بعدش اونو داد به من
.نميتونم اينو قبول كنم
.وقتي اومدي بيرون برش گردون
.مواظب خودت باش,الكس
.آره
چي؟ تو جرات بدست نياوردي كه خودت اونو انجام بدي؟
.اين براي توئه,پس قبل از اينكه ذهنت رو عوض كنم خفه شو
بعد از ديروز ,تو شايد
به تواناييم براي جبران در قرار دادمون شك كني
.من احتياج دارم تورو تحريك شده نگهدارم
يه دقيقه وقت داري
!پدر
.ال جي. اي جي, متشكرم تو زنده اي
نه,فراموشش كن
چيزي وجود نداره كه اون هرزه ديونه است
.اون سر سارا رو برريد
,دفعه بعدي كه منو ميبيني
.چشم هات رو ازم بر ندار
.بهت ميگم چيكار كني
باشه؟
,من و عموت
.ميدونيم داريم چيكار مي كنيم
.ما ميخوايم تو رو از اين بياريم بيرون
.دوستت دارم
.دوستت دارم,پدرم
.بنظر مياد كارها خيلي خوب پيش نرفتند
.شما نبايد بريد
.بنابراين شما بايد
چه اتفاقي افتاده؟
.اون هنوز داره اتفاق ميافته
احساس بدي براي مايكل دارم, اما ما يه راه .بدون اون داريم
.بايد يه كم استراحت كني
راه چيه؟
.استراحت ميكنم. استراحت ميكنم. وقتي كه بيرون باشم استراحت ميكنم
.من بدون تو نميرم
.تو قولم رو داري
.حالا يه كم استراحت كن
اسكافيلد رو در اون سونا ميبيني؟
.بيا ببينيم كه اون تخم داره از اون يكي بياد بيرون
تو در اون نبودي,درسته؟
.ميبينم شما پسر اطراف ليچرو كمين زديد
.اسكافيلد براش يه نقشه فرار گير آورده
.اگه اونطوريه,من هيچي از اون نميدونم
.آره,شرط ميبندم نميدوني
.ايست
.اينجا دردسر مياد
.آقاي كريادا, اونو تميزش كن
.آره, الان شروع ميكنم
.بهت گفتم يه كاري بكن
حالا انجامش بده. توده ها رو تميز كن
.ديگه در شرح وظايف من نيست
.اُه,كارها عوض شده
.تو ميدوني,جالا بهمون جواب بده
.هي,قار نشين, تو منو نمي ترسوني
.برو يكي ديگه رو اذيت كن
.من يه پست سفارشي دارم
.بايد اونو واقعا سريع بگيرم
چقدر؟
.من بهت ده هزار دلار دادم
ده هزار دلار براي آخري بود. براي اين چقدر؟
.پولي نيست
.پس تشكري نيست
.اين آب رو براي زنداني بگير
.چرا بايد اينكار بكنم؟ اون ارزشش رو نداره
.من انجامش خواهم داد
.سلام, برادر
منو بياد مياري؟
.اين كار نخواهد كرد
.زودباش,پاپي,اينو بنوش
اجازه نده چيزي براي ال جي اتفاق بيافته,باشه؟
.اون خوبه. داره خيلي بهتر از تو انجام ميده
.زودباش,اونو بنوش,بهش احتياج داري
.درباره سارا متاسفم
سعي خواهم كرد دفعه ديگه بيشتر دزدكي در زندان حركت كنم,باشه؟
.ميخوام تو دست بكشي
نميتونم
.ما هممون بايد يه زماني دست بكشيم. نه ,مايكل
تو اينجا در يه مرع دوني هستي---به همه كمكي كه ميتوني بگيري احتياج داري
به كمك تو احتياج نيست.فقط برو, به پشتت هم نگاه نكن
.نه بعد از همه كارهايي كه برام انجام داده اي
پس تو سعي كردي يه پرواز
به بيرون از اينجا ديروز بگيري؟
.كاري رو كه بايد ميكردم بايد ميكردم
.آره,اما تو در معاملمون پيمان شكني كردي
.من داشتم كون خودم رو نجات ميدادم
.مطمئنم كه با استراتژي آشنائي
.حالا,تماشاش كن
.نم هنوز اينجا رئيسم
كي اهميت ميده كي رئيسه؟
,ميخواي از اينجا بري بيرون
يا ميخواي به صحبت كردن دربارش ادامه بدي؟
.اون خوبه
.فقط احتياج داريم كه بستش بديم
.نه. ما به مهندسه احتياج داريم
.تكونش بده
.بيا قبل از اينكه سمي برگرده از اينجا بريم بيرون
98درجه در سايه, 125 تا در دادگاه
بيا بريم داخل. همه ما يه صحبتي
.در تهويه مطبوع داريم
,فردا داغتر خواهد شد
No comments yet. Be the first to leave one.