The first 200 lines.
..:: گـروه تـرجمه ايـران فيـلم با افتـخار تـقديم مي کند ::..
..:: تـــکـاور تــنها ::..
!بـشتـابيد
،خانـم ها و آقـايون، بـشتـابيد
!و با مـا به گذشتـه هاي پـيشين بيـاييد
شـاهد غـرب وحـشي بـاشيد .به همـانـگونه اي که در زمـان هاي قـديم بـود
!بـزرگترين نـمايش در روي کـره زميـن
سـرگرم کننده و آموزنـده !بـراي شما، مـرد جـوان
.بـشتـابيد، به سوي گذشته هاي پيشين
از حیوانـات تنـومند و .قـانون شکنـان بـی رحم دیدن کنید
"خرس گریـزلـی" خرس بزرگ اندام و سبع به رنگ قهوهاى) (يا خاكسترى يا زرد - بومى آمريكاى شمالى
."دوسـت با وفای مـن" کي مو سابي: در فرهنگ قبايل آمريکايي به معناي) (دوست با وفاي من" يا "دوست گرانقدر من" است"
کـي؟ مـن؟
اسب هـا رو آوردي؟
!فـکر کنـم منـو اشتبـاه گرفتيد، آقـا
اشتبـاه گرفتم؟
!معـاوضه کن
.معـاوضه
بـهرحال فکر مي کردي کـه من کي بـاشم؟
!هيچوقت نـقاب رو در نيـار
چرا در نيـارم؟
کـاملاً مطمئني؟
.آره
يک مَـرد مُـرده هميشه تـرس .رو بـه قلب دشمنش وارد مي کنه
.خيله خب
.بيـا اينـکارو بـکنيم
!آروم
،خانـم هـا و آقـايـون
من و همکـارم مي خوايـم .يه بـرداشت پـولي کنيم
مي فهمم کـه ايـن ...بـانک بـيمه شده، پـس
.هيچـکي تـکون نـخوره...
چرا نـقاب زدي؟
.ديـدي؟ بـهت گفتـم .الان احساس حمــاقت مي کنـم
فـکر مي کنـم نـتونستـم !منـظـورمـو واضح بـگم
!ايـن يه دزدي از بـانک ـه !آ ـــــه
.يـه دقيـقه صبـر کـن
داري ميـگي که تـو "تــانتــو" اي؟
تــانتـــو"؟"
مگه يـکي ديـگه هـم هست؟
"امـا "تــکاور تنــها" و "تــانتــو .کـه آدمـاي خوبـي بـودند
منـظـورم ايـنه کـه اونـا تـا .حـالا از بـانک دزدي نـکردن
دزدي کـردن؟
،"زمـاني مي رسد، "دوست بـا وفـای مـن
وقتـيکـه يـک مـرد خـوب .مي بـايست نــقـاب بـزند
کولبي - تکزاس 1869
!ریـل هـا پـائین گذاشتـه بـشند
دوستـان من و ،"شهرونـدان شهر "کـولبــي
امـروز ازتـون خواستـم که ايـنجا حضور داشتـه بـاشيد تـا مستقيمـاً ببینید
چيزي کـه بـه اعتقـاد من
يـکي از مهم تـرين اقـدامـات .تـحت نـظارت خـداست
وحـدت و يـکپـارچگي کشـورِ بـزرگمون
.بـا ساختن راه آهن
!احسنت، احسنت
به قبيله ي "کمانچي" هم بايد بگم که
چيـزي نيست کـه از اون ،تــرسی داشتـه بـاشيد
تـا زمـاني کـه صلـح در بـين مـا وجود داره
تمـام معـاهدات ايـن .سرزميـن قـابـل احترام خواهد بود
امـا بـراي قـانـون شکنـان و تـبهکـاران
کسـانـيکه امـوال ضعيفـان و نـاتوانـان رو غـارت می کنند
،در ايـن مورد اشتبـاه نکنند
نــظم و قـانـون به .غرب وحـشي آمـده است
بـه همين دليـل ـه کـه من
يــاغي بدنـام و قـاتـل سرخ پـوستــان
بــوچ کـاونـديـش"، رو به اينجا در شهر "کـولبــي" آوردم تـا بـراي" .جنـايت هايي کـه مرتـکب شده به طنـاب دار آويـخته بـشه
...آیــنده
،اميـد بـخش و روشـن ست .خــانـم هـا و آقــايــون
و درست در هميـن .گـوشه و کنـاره هــاست
اونـو ايـن همـه راه از مـرز ايـالتـي آوردنـش
بـعدش ـم سوار يـه قطـار کردنش و حالا هـم می خوان یـه جوری از شرش خـلاص بـشند
.اصلاً بـا عقـل جور در نـمياد
حـدس مي زنـم کـه اونـا تـوي .اوکـلاهامـا" طنـاب دار نـداشتن"
آقـاي "کــول" مي خواد کـه .مايـه عبـرت ديـگران بـشه
"شـايعه شده که "کــاونـديش ."مي خواد بـاهات تـلافـي کنـه "دن
.فکر مي کنم
مي گن که "بــوچ کـاونديــش" توي "جنـگ هــاي "ميـسوري
.قـلب يـه نـفر رو خورده
!هـمشو قــورت داده
.شنيده بــودم چشم ـهاش بـوده
يـکی بـهم گفت کـه اون فقط بـراي بـرنده شدن تـوي يه شرط بندي
قسمتـي از پــاهاي .خـودش رو خـورده
!لعنتــی، اونــکارو کــرده
کدومــش واقـعيـت داره، "دن"؟
.مـگه فـرقی هـم می کنـه
اون چـش شده؟
.اون نـگران ـه "کــاونديـش" نيست
همـانـگونـه کـه دانـيال نبـي ،وارد لانـه ي شيـرهـا شد
مـا هـم بـايـد بـه چشمـان .حيـوانــات خيـره شويـم
.آميـن
و ايـن سرزميـن کـافـران را
از گنـاهان زهـرآگيـن و !افسـارگسيختگـي پـاک گردانـيم
!ستـايش بـاد بـر خدا
خداونـد عزيـز، بـه مـا رحمتت را !اعطا کـن و آگـاهـانه بر مـا قضـاوت فرمـا
.آميـن .آميـن
آرامـش و يـگانـگي ات را بـه ایـن هدف بـر مـا اعطا فـرمـا
تـا مـا بتوانـيم بـا ،اراده و شـايـستگي
.بـنده اي در جنگ عليـه گنـاهان بـاشيم !آميـن
!آميـن
!بـگيرش
مـايليـن کـه بـا مـا دعــا بـخونيد؟
.مـا "پــرزبيتـارى" هستيم
،خيـلي لطـف داريـد خــانـم .امـا ايـن انـجيـل منـه
تـقريبـاً داريـم بـه وقت !"اعدام ـت نـزديـک ميشيم، "بــوچ
مي شنـوي چـي ميگم، پـسر؟
من ميخوام از تـماشـاي محـو شدن .اون نگاه ـت از روي زميـن لـذت بـبرم
خراب شده "ايـنجـن"، نمي تـوني ببيني؟ اينجن: يه کلمه نژاد پرستانه و بشدت توهين آميز) (که به سرخپوستان زده ميشد
!خيلي خوشگـله
!بـرای شمـا
...نـه، نـمي تـونم
!بـرای شما
.حق بـا اونـه
.خيلي بـه چشم ـهاتـون ميـاد
فـکر نمي کـردم کـه شمـا ."بتونيد بـيرون بيـاين، خـانـم "ريــد
خب، فـقط مي خواستـم بـبينم .کـه ايـن همه سـر و صـدا واسـه ي چيـه
و چـه فـکري در مـورد تـلاش هـای مـا مي کـنيد؟
از نـظر من، ايـنا همشون يـه مُشت آدم ـن .کـه دارن زميـن رو حفــاری می کنند
دنـي"، يـه روزي بـه همين زودي هـا"
مي تـوني اينجـا تـوي شهر "کـولبــي" سوار قـطار بـشي
،و بـه شهر "سـان فـرانسيسكـو" سفـر کني
تـوي "نيـويــورک" صدف بـسته بندي شده يــخي بـخوري
بعدشم مي تـوني بـا ،کشتــي بـه چين سفـر کني
و اگـه خواستي از يـه .راه ديـگه اي بـرگردي اينجا
واقعيـت داره، مـامـان؟
خب، مـن وقتـي بـاورم .ميـشه کـه ببينمش
.بيــا. بـزار نشونت بـدم
مي بينيش؟
.حـالا خودت ايـنکارو بـکن
فـکر مي کنـم کـه يـه کلانتــر بـا حقوق .خيـلي کـم نتونـه خرجتـون رو در بيــاره
.مـا حالمـون خوبــه
.ممنــونـم
.اوه، قـصد بـي احتــرامي نـداشتـم
ديـگه مـردهـايي مثـله .شوهـر شمـا وجـود نـداره
در واقـع، بـه .اون حسـادتــم ميشه
،از ايـنکه مي بينم خــانــواده خوبـي داره
.پـسري داره کـه وارث اسم اون ميشه
فقط متـنفـرم از اينکه ببينم يـه .پـرنده تـوي يـه قفس گيـر افتـاده
...خـب
.درسـت بـه موقـع
!سـاکـت
.وقت ـه دستـشويـي رفتنه، رئـيس
!بـعد از ظهــرتـون بـخير، خانـم هـا
.نـيازي بـه خشونـت نـيست، فرزنـدم
پـونـزده سـاعـت ـه نگاه ـت مي کـردم .کـه فقط بـه اون پـرنـده غـذا مـي دادي
يـه خـورده رو اعصــاب .آدم راه ميــره
مـن از اتـفاقـي کـه بـعدش .قـراره بيفتـه هيـچ تــرسي نـدارم
.هيـچ اتـفاقـي بـعدش نميفته
!لبـاس قشنگـي ـه
."زمان آن بــالاخره فـرا رسيد، "ونــديــگو
ونديگو: يک هيولاي تخيلي در ميان قبايل بومي آمريکايي که گوشت) (انسان ميخورد در اينجا به بوچ کاونديش لقب ونديگو داده شده
من تــورو ميـشنـاسم، "ايـنجـن"؟
.تـو منـو ميشنـاسي
تـو منـو از فـريـادهـاي نيــاکـان من
.در بــادهاي صحــرايي مـي شنـاسي
همـانطـوري کـه از اشک هـای شادمــاني آنـها در خـواهي يـافت
زمـانـيست کـه من تـخم شيـطاني .تـو رو از روي زميـن محـو مي کنم
.لـزومي بـه ايـن کـار نيست
،بعنـوان دادستـان منـطقه
از ديـدن ايـن مـرد کـاملاً متـوجه شدم کـه
.از محـاکـم عدالـت تـحت پيـگرد قـانـونيـه
کـدوم کـلانـتري اسـلحـه اي بـا خودش حمـل نمـي کنـه؟
بـاور کـن، جـايـي کـه ايـن ،قـطار قـراره بـه اونـجا بـره
هيـچ جـايـي بـراي .مـرداني امثـال تـو نـيست
آره؟ خب اونـجا کجـاست؟
.آيـنـده
يـه چيـزي رو مي دونـي، دادستـان؟
.شــايـد حـق بـا تـو بـاشه
.وکيــل و "ايـنجـن" ديـوونـه
شـرط مي بـندم کـه شما دوتـا حرف هاي .زيـادي دارين کـه در موردش حـرف بـزنيد
!بـهتره کـه زود بجنبين
.نـمي... نـمي تـونم درش بيـارم
...نـه
!بـنوازيـد، پــسرا
!بــرام بـخونيـد
!نبـايد تـا الان سرعتشون کمتـر بـشه
بـهرحـال، مطمئنـم کـه تـا چند دقيقه ديـگه .بـه ايستگـاه مي رسيـم
!اسب هـا رو بيـار، زودبـاش
!خسـوس"، بـايد بـريـم"
.فـولادش خيـلي محکـم ـه
هـرگونـه تـلاشـي هـم بـراي .فـرار کـردن بـيهوده سـت
!عـاليـه
!کــارت عالـي بــود
و بـراي کمک کــردن بـه يـک دادستـان فـدرال
مطمئـن ميشم کـه يـه حـرف درستـي بـزنـم .کـه تـوي دادرسـي ـت تـاثيـر داشتـه بـاشه
!زودبـاشيـد، پـسرا !زحـمت بـکشيد
!راه آهـن منتظـر هيـچ مـردي نمي مـونه
!ايـن ديـگه آخـر خطه
.مـا بـايـد بپـريـم
پـس مسـافـر هـا چي ميـشن؟
.اونـا هـم مي پــرن
.اونجـا بـچه هـم هست
!همه مـي پـرند
تـو هيـچ معرفتـي نـداري؟
.ونـديـگو" فـرار مي کنـه"
.نـه. تـو هيـچ جـايـي نـميـري
جــايـي مي خوايـن بـريـن؟
.بـله .نــه
.نــه. نــه .بـله. بـله
.نـه. جـایـی نمی ریـم. نـه .بـله. بـله
!خفـه شيد
.بـله
.ممنـونـم
No comments yet. Be the first to leave one.