The first 49 lines.
نـــــــــــــــه
آکرات مقدس نور جاودانت از من محافظت میکند، خِرَد الهیات مرا راهنمایی میکند
اگرچه مسیرم از تاریکی ساخته شده روح مرا به سوی نور مقدسات راهنمایی کن
...آکرات مقدس، نور جاودانت
ساکت
اگرچه مسیرم از تاریکی ساخته شده خفهشو -
بویِمان را حس کردن
فرار کنید
ولش کن
به دویدن ادامه بده
زده به سرت
اون موفق نمیشه
باید بشه
آکرات مقدس نور جاودانت از من محافظت میکند
....خرد الهیات هی -
مرا راهنمایی میکند به من نگاه کن -
تمام طلایی که میخواهیم درست اونجاست
نه، نه، من من اینجا فقط برای
دانش اومدم
دارن میان
میدونم بیا اینجا
حالا
مُهر و موم رو بشکاف
ما رو از اون در عبور بده
ای «نور» به من یاری برسان
با... با «سه» آنها میآیند
با «سه» راه باز میشود
....خون نشان میدهد
هیچجوره منطقی نیست
خون
خون خون کلیده
خون کلیده
چی؟
به دو نفرتون نیاز دارم، الان
برید، من جلوشون رو میگیرم برید
:خب، میگه ...خون مشتاقان میرود به
باید شوخیت گرفته باشه
هه، کار کرد
باید بهش کمک کنیم
اون همین الاناش هم مُرده
نـــــــــــــــه
شرمنده که موفق نشد
خب، خوشحال باش
طلا به جای چهارنفر بین سه نفر تقسیم بشه بهتره
باید یه جایی این اطراف مخفی شده باشه
بخوانش
با... با «سه» آنها میآیند با «سه» راه باز میشود
...با خون
مشتاقان
No comments yet. Be the first to leave one.