The first 200 lines.
...اون سعی کرد
«خودشـو دار بزنه، «جیم
.بخاطر کاری که کردی «بخاطر «جک
هیچ راهی نیست تا خونوادهی کوچولومون
،بعد از همهی این ماجرا دوباره دور هم جمع بشه
چرا نیست؟ - چون «آنا» کسی بود که بهت شلیک کرد -
«سارا هستم. «سارا نیکل
.«این دخترمـه، «رزا ما پیداش کردم
!کمک
متاسفم - نباش -
اونجا ولش کردم تا بمیره
«بخاطر «آنا
اون یه هیولاست
.من بهت اعتماد کردم بخاطرت شواهد رو مخفی کردم
کار پلیسیِ خوبیـه - !نه از جایی که من میام -
تو این کارو کردی
تو اونو وادار کردی
خونوادهم کجاست؟
من چیکار کردم؟
!این طرف !بریم
اون میخواد تو بمیری
منم همینطور
سلام
از اطراف آمریکا اومدی؟ - مکزیک -
هدف اومدن؟ - خانواده -
تو مکزک خانواده داری؟
مادرم کاناداییـه ولی من تو "چیواهوا" به دنیا اومدم
زیاد رانندگی میکنی
چرا رفت و آمد میکنی؟
من یه واعظ هستم
غذا، گیاه یا حیوون همرات داری؟ - نه -
چیزی داری که بیشتر از 8 هزار دلار باشه؟ نه -
میشه بررسی کنم؟ - حتماً -
میشه پیاده شی و صندوق رو باز کنی، لطفاً؟
.خدایا، منو با عشق خودت هدایت کن منو با روح خودت هدایت کن
.خب. میتونی بری به خونه خوش اومدی، پدر
مرسی
"ستارهی نقرهای" "فصل 2 . قسمت 2"
!دنیس
اون میدونه من اینجام؟ نه -
!میدونم اونجایی
میخوای برم دنبال آنا؟
پلیس بره دنبالش؟ ازش متنفرـه
آنجلا»، ازم میخوای چیکار کنم؟»
فقط نذار بیاد بیرون
،اگه اون قبول کنه بره مرکز بارپروری قانون منو مجاب میکنه
بازپروری؟ داریم راجب همین مردی که اینجاست حرف میزنیم؟
اون چی گفت؟ - کی چی گفت؟ -
«بازی در نیار «آنجلا اون میدونه «آنا» کجاست؟
نه
میخوای بذاری بیام بیرون؟ - اگه قبول کنی بری بازپروری -
چه گزینههایی دارم؟ - محاکمهی در انتظارِ زندان فدرال -
زندان رو انتخاب میکنم - «شنیدی چی گفت، «دنیس -
زندان رو به هوشیار شدن ترجیح میدی؟
من هوشیارم - هی -
دستات رو جایی بذار که بتونم ببینم
اون تازه به بلوغ رسیده؟ - اون یه سیبیلـه -
جدی؟ میخوای پاک باشم، درسته؟
!آره
پس منو بیار بیرون تا بتونم «آنا» رو پیدا کنم
میخوای بری سر جلسهی بازپروری؟ - البته که نه -
اسمم «جیم»ـه. الکلی. معتاد
«سلام «جیم - خیلخب -
الان 44 ساعته که هوشیارم
.واقعاً چیز دیگهای واسه گفتن ندارم غیر از اینکه فکر میکنم
...اینجا پر از احمقـه و شما خیلی شبیه
«مرسی «جیم - جهش یافتهها هستین -
مرسی «جیم»، مرسی - توهین نباشه -
حالا میتونم برم؟ - نه -
این جلسه فقط مخصوص اعضاست؟ - آره -
...اگه فقط مخصوص اعضاست منظورم اینه که هیشکی نمیتونه
.با وجود یه پلیس، صادقانه درد دل کنه اینو جداً میگم
حق با منـه، مگه نه؟ درسته؟
درسته
تو راهرو منتظر میمونم
!هی
!مادرجنده
هی. از دیدنت خوشحالم
پسر خوبی بودی؟
خوبه
...آروم باش
«تموم شد، خانم «فادنریت
چند دقیقه دیگه خوب و بیحس میشه
«محض رضای خدا صدات در نیاد خانم «فادرنیت
،زنم چند لحظه دیگه میاد پیشـت «خانم «فادرنیت
حالت چطوره؟
به سختی از پس سرما بر میام
یوهان»، همه دارن سوالاتی میپرسن»
کشیش کِی برمیگرده؟ شوهرت کجاست، خانم «نیکل»؟
.«مخصوصاً آقای «کوایرینگ چند بار در روز میاد
تو رو میخواد - !نه -
سرزنشِـش نمیکنم - باید یه دندون پوسیده رو بِکشم -
بابا
بذار نگات کنم
.تو خوشکلی اون خوشکل نیست، «ماماسیتا»؟
و شیطونـه - از دردسر دور موندی؟ -
.البته که نه، من دخترتـم واسم کادو آوردی؟
زین جدید - !آره -
.«و یه "پینیاتا" واسه تو، «توماس نگهبانای مرزی بازش کردن
،پس بهتره بری بررسیش کنی شاید اونا شیرینیها رو خورده باشن
یه فنجون قهوه میخوری، بابا؟
یه تیکه کیک؟
چرا همه انقد خوش رفتار شدن؟
باید چیکار میکردیم؟ جونش رو نجات میدادیم و مینداختیمش بیرون؟
ریشسفیدا چی میگن؟ - گور بابای ریشسفیدا -
من پیداش کردم. من مسئولش هستم
«این مثل سرپرستیِ یه سگ ولگرد نیست، «رزا
کوایرینگ» میدونه؟»
سارا - در هر صورت اون میمونه -
بهش قول دادم - نمیتونه -
اگه اون بره، منم میرم - انقدر کوتهفکر نباش -
این سرسختی رو از کی به ارث برده؟
خدا
چی شده؟ - گیر کرده -
منظورت چیه گیر کرده؟ - منظورم اینه پمپاژ نمیکنه -
بسپارش به من. بده من، زود باش، برو کنار
گیر کرده - آره -
گه توش
«آمونیتها" آشپزای خوبیان، «آنا"
،ما وقتی بزرگ میشیم همهچی رو خودمون درست میکنیم
مراقب باش، داغه
نون و کیک و پای رو خودمون میپزیم
تو تا حالا یه تخممرغ رو هم آبپز نکردی
هنوز درد میکنه، «آنا»؟ - من زیاد گشنهم نیست، مرسی -
«واسه پای "ساسکاتون" هم جا بذار، «آنا - اون گرسنه نیست، مامان -
«غذات رو تموم کن، «آنا
«آقای «کوایرینگ - «برگشتی، کشیش «نیکل -
آره - مسافرت، ذهن رو باز میکنه -
میشه کمکت کنم؟ - ...خب -
کشیش، مسئول رفاه معنوی ماست
خب؟ - یه هفته رفته بودی -
شیش روز - بدون اجازهی من -
باید اجازه بگیرم؟
ما نمیخوایم افراد بیان و هر کاری دلشون خواست بکنن
در این صورت چی به سر دهکده میاد؟
شاید رهبر اصلی کسیـه که
«پول داشته باشه، آقای «کوایرینگ
،امیدوارم دیدار دوبارهی خویشاوندانم
حواسم رو از وظیفهم نسبت به پریری فیلد" پرت نکنه"
امیدوارم اینطور باشه
کجا میریم؟
یه چاه قدیمی این اطرافـه
گه توش. نمیتونیم یکم آب بخریم؟ بوی سگ مُرده میدم
...نه، نه، نه - چیه؟ -
...خدا
چطوری از زندان اومد بیرون؟ - بهت هشدار داده بودم -
شاید باید بهش بگیم تو دردسر افتادیم چی؟ -
ازش کمک بخوایم - امکان نداره -
اشکالی نداره؟
ببخشید، میشه یه لحظه تنهامون بذاری؟
...خب
من دوسپسرش رو کشتم؟
،دوسپسرش رو کشتم
.چون اون «پیت» رو کشت بود دیگه مشکلی ندارم، درسته؟
چی؟
.اون برادرش رو کشت پسرمون رو کشت
این عواقبی داره - تو باور نکردنی هستی -
بیا فقط برگردونیمش خونه - راجب چه کوفتی حرف میزنی؟ -
،ما خونه نداریم و بهت نمیگم اون کجاست
اون پیش گروه خداست
دیگه نمیتونم تحملش کنم
.این حکمِ ازدواج نیست حکم خودکشیـه
اگه به «آنا» نزدیک شی میکشمت
.:: Omid_98 ::. ترجمه و زیرنویس از @omid98gh
باید به بقیه چی بگیم؟
بهشون میگیم «آنا» دخترخالمـه
دخترِ دخترخالهم
کدوم طرف؟
طرف مادری
که نشون میده افسردگی داره
«نمیدونستم دروغگوی خوبی هستی، «یوهان
خب؟
این دختر رو دیدی؟
کدوم دختر؟
این دختر
نمیشناسم
حالت خوبه؟
بیخیال - میتونم کمکت کنم، افسر؟ -
آره، میتونی
این دخترر رو دیدی؟
اینجا اسلحه ممنوعـه - قصد شلیک به کسی رو ندارم -
این دخترو دیدی؟
این دختریه که تو طویله پیدا کردیم
کدوم طویله؟
کی پیداش کرد؟
کدوم یکی از شما «سارا»ست؟
این دخترو دیدی؟ دخترمـه
اون کجاست؟
انگلیسی صحبت میکنی، درسته؟ - متاسفم، نمیتونم کمکتون کنم -
مامان
چی بود؟
اون یه پلیسـه
بهش نگفتی من کجام، گفتی؟
تو "چیواهوا"، پلیسا مجرمان
کص خار پلیسا
میشه توجه کنید، لطفاً؟
دخترم از خونه فرار کرده
و فکر میکنم اینجا مخفی شده
...و من و مادرش خیلی نگرانیـم. پس
...آنا»، اگه صدامـو میشنوی»
No comments yet. Be the first to leave one.