The first 200 lines.
پیش از این در دکستر
میدونی کجایی؟
ـ آمبولانس، چی شده؟ ـ تصادف کردی
ـ خبر بد اینه که یک ضربه به مغزت وارد شده
میخوام تو رو تحت نظر اینجا نگه دارم
دکستر اوه خدای من
ـ حالت خوبه؟ ـ من خوبم
فقط یه آسیب مختصر به ماشین وارد شده
دکتر گفت که اونقدر حالم خوب هست که بتونم برم
یه دقیقه وقت داری؟
میخواستم از مغزت کمک بگیرم
لیزا بل؟ دختر توی وان حمام
البته
آخرین قربانی قاتل سه گانه
قاتل سه گانه میخواد دوباره آدم بکشه
یه زن دیگه، این دفعه مسنتر از لیزا بل
...اما کسی که الان واقعاً باید باهاش صحبت کنی
خواهرمه، اون هدایت پرونده لیزا بل رو بدست داره
مطمئنی که این کار درستیه؟ با توجه به گذشتهای که بین ما بوده
نمیخوام بهت علامت اشتباه بدم
چیزی که من با آنتون دارم اون... اون عالیه
بدجوری دوستت دارم
دلیل اینکه من توی میامیهستم اینه که ...متقاعد شدهام
...این قتلهای داخل وان حمام با رشتهای از قتلها
در سرتاسر کشور مرتبط هستند
یا مسیح ... من چه احمقی هستم
دبرا
بهم بگو دوباره، این یه دیوانگی نیست؟
دیوانگی خوب
من برات یه کپی از مقالهام آوردم
...سرنخ رشتهای از سرقتهای مرگبار به سمت آنچه که مقامات اکنون
آنرا "قاتل تعطیلات" مینامند، تغییر مسیر میدهد
من شخص مورد نظر شما رو پیدا کردم اسمش جانی روزه
اتاق جلسات تا 5 دقیقه دیگه جلسه تعیین استراتژی
دکستر یه سرنخ از تیرانداز ما پیدا کرده
نگران اون نباش کوئین
من چیزای بزرگتری دارم که نگرانشون باشم
فکر میکردم یه خسارت جزئی به بدنه بوده
مطمئنم که تو این افتضاح به بدنه هم خسارت وارد شده
اوه خدای من
ریتا، اینجا چیکار میکنی؟
تو به من دروغ گفتی دکستر
کباب حیات خلوت
سنت بازماندهای از آخرین عصر یخبندان زمانی که غذا کم یاب بود
و انسانها مجبور شدند با هم کار کنند تا حیوانی عظیم الجثه را شکار کنند
آنانی که میتوانستند خوب با دیگران کار کنند زنده میماندند
...و ژنهای آنان از پس قرنها عبور کرده است تا
اینجا فرود آیند
...در اینجا
جامعه من
سودا؟
نه
تو چی؟
من خوبم
اه، جوون علاف
هی میتونم یه لحظه باهات صحبت کنم؟
بله
من همین الان تلفن دکتر مونتگومری رو قطع کردم
دکتری که بعد از تصادف از تو مراقبت میکرد
آها، درسته
چرا بهم نگفتی که یه ضربه به سرت خورده؟
من فقط میخواستم که تو نگران نشی
تو به اندازه کافی مشکل داری که بخوای باهاشون سر و کله بزنی
....دکتر بهم گفت که تو قرار نبوده که
در ده روز بعد از تصادف رانندگی کنی و تو گوش نکردی
پس، از این به بعد همهش من برات رانندگی میکنم
صبح میبرمت سر کار
و آخر وقت میام دنبالت میبرمت
...ـ ریتا، من کاملاً میتونم ـ دکستر
...در چند هفته گذشته تو
پدر و شوهر ایدهآلی نبود
یادت باشه، ما یه تیم هستیم، درسته؟
باشه، ما باهم کار میکنیم
حق با اونه
...شاید الان وقتش باشه که تغییر رویه بدم و
و بتونم چند امتیازی به نفع خودم بگیرم
که باعث میشه بعدها ریتا راحتتر بگه ..."بله"
خصوصاً در مواقعی که لازمه کمیوقت برای کارهای خودم بگذارم
حق با توئه، من متاسفم
متشکرم بریم یه چیزی بخوریم
خب فکر کنم دیدین که یه نفر چه بلایی سر آبخور پرندگان کیت آورده
میدونم، خیلی بدجوره
پرندههای بیچاره
و کیت بیچاره
چرا کسی باید یه همچین کاری بکنه؟
...به همون دلیلی که اون
...آبنمای آندرسون رو دزدیده و
حلقه بسکتبال گارسیا رو پایین کشیده
و با اسپری، روی سطل آشغال شوارتز نقاشی کشیده
بخاطر اینکه اون مریضه
اون اسب دریایی روی صندوق پست من رو هم شکسته
من از اون اسب دریایی متنفر بودم
خب، مادرت اونو انتخاب کرده بود
ـ شما اندی رو میشناسید؟ ـ اوه، بله البته
ـ سلام، حالتون چطوره؟ ـ هی جس... جس... جس
واقعاً باید اینکار رو بکنی؟
آره، واقعاً
زنش پارسال فوت کرده
پس ... در مورد این خرابکار محله
باید همهمون با هم کار کنیم تا بتونیم با این یارو مقابله کنیم
...آخرین چیزی که لازم داریم وجود یه آدم خطرناکه
اونم تو همسایگیمون
میدونی، یه چیز خندهدار دکستر
همه اینا از وقتی شروع شده که تو اومدی اینجا
یکمیمشکوکه، تو اینجور فکر نمیکنی؟
فقط داشتم سربهسرتون میذاشتم
اوه
لب و لوچههام آویزون شد
...خطر چنین اجتماعاتی در این است که به افرادی که به آن تعلق ندارند
به عنوان مظنون نگریسته میشه
به آنهایی که ترجیح میدن کار خودشون رو بکنن
گرگهای تنها در خطر مطرود شدن هستند
کدی ... اون چیه؟
وای
الان میام میگیرمت
اوه من خیلی ترسیدم
بخاطر همین من یه متخصص در "قاطی شدن" شدهام
در مخفی کردن خودم و تبدیل شدن به یکی از "بچهها"ـ
استر اون چیه
اه
اوه خدای من
!دکستر
من خیلی تحقیر شدم
چه فکر کردی؟
اون که یه لباس شنا پوشیده بود
این "قاطی شدن" اونقدرها هم که به نظر میرسه ساده نیست
رسیدیم
همینجا نگه دار
آروم باش
اوه
اوه، خدایا، لطفاً به من صدمه نزن
اوه خدایا، اوه خدایا
کار احمقانهای نکن
مراقب باش
نمیخوام به خودت صدمه بزنی
قشنگه، مگه نه؟
خب الان وقتش رسیده که بپری
چی؟
خدایا نه
آره، همیشه اینجوری تموم میشه
...نه
هیس
قبلاً همه چی تموم شده
چرا داری اینکار رو با من میکنی؟
میدونی، من نیومدم اینجا که سرزنش بشم
یالا، حالا
خواهش میکنم، نه
...حالا دیگه فقط باید بذاری خودش بره
و بیافتی
خواهش میکنم، هر کاری بگی میکنم
ـ خوبه، پس بپر ـ نه نمیتونم
ـ میتونی ـ من بچه دارم
میدونم جیسون و سوزی
اگه دوست داری من میتونم برم به خونهت
با یخ شکن بزنم تو کله شوهرت
و بچههات رو بیارم اینجا و با هم بندازمشون پایین
مگه اینکه آخرش تصمیم بگیری که بپری
تو همینو میخوای؟
خواهش میکنم
چی؟
خواهش میکنم
تو منو هل بده
اونجوری نمیشه
بپر
اوه ... مامان
تو تازه یک ماهه که اومدی اینجا
و اونا تو رو علامت گذاری کردن
فقط من نیستم بقیه خونهها هم هستن
دکس، تو این چیزا رو قبلاً هم دیدی
کلاس یازدهم
یه دسته از بچهها گند زدن به خونه
و تو مجبورم کردی که تمیزش کنم
چونکه اون سئوالاتی رو ایجاد میکرد دکستر
باعث میشد مردم فکر کنن "چرا این بچه؟ چرا اون؟"
تو نمیتونی بذاری مردم چنین سئوالاتی بپرسن
کسی سئوالی نمیپرسه
ازدواج کردن، بچه دار شدن
نقل مکان به اینجا
میدونم که تو تحت فشار زیادی هستی
آره هستم
ولی تو نمیتونی بذاری چیزی از قلم بیافته
من چیزی رو از قلم نمیاندازم ولی یکی میاندازه
چه جوریه که تو با اینکه زودتر بیدار میشی هیچوقت قهوه درست نمیکنی؟
چون اونقدرا قهوه دوست ندارم که برم درست کنم
اصلاً نمیدونم چی باید بهت بگم
...خب عزیزم، اگه بجاش یه کیک شکلاتی بود
حتماً میخوردمش، ولی مطمئناً نمیخواستم یکیشو خودم درست کنم
ـ هی ... یه خبر خوب ـ چی؟
ـ بله، هتل مارماهی میخواد که گروه موسیقی ما رو رزرو کنه
برای یه برنامه یک ماهه
سه شب در هفته
ـ اوه عالیه
دیگه لازم نیست با کشتیهای تندرو مسافرت کنم
و بهتر از همه اینکه دیگه از تو دور نمیشم
واقعاً؟
آره، دیگه هر روز اینجام
هر شب میتونم با تو بخوابم
و هر صبح با تو بیدار بشم
و منتظر بشم تا تو برام قهوه درست کنی
کارما، کارما، کارما، کارما کارما کیمیلئون
No comments yet. Be the first to leave one.