The first 200 lines.
!بالا! بالا، بالا، بالا، بالا
مراقب باشید، آقایون
این جنازه هنوز نفس میکشه
سعی کنید که منو سالم برسونید
فــــریــــــدا
تنظيم از .: :.
تنظيم از .: Erfan.Dadgar :.
سلام، پروفسور
سلام، فریدا
دیه گو ریورا" برگشته به تالار"
چه اهمیتی داره؟ - با یه زن لخت -
اوه، آره. آره
مکزیکو سیتی سال 1922
این جنده چرا هنوز اینجاست؟
ها؟
بگو
بگو، عزیزم
،نقشه کشیدی بعد از ناهار ترتیبشو بدی
یا قبلاً ترتیبشو دادی؟
لوپه، لطفاً دوباره شروع نکن
فکر میکنی نمیدونم چی دور و برم میگذره
حتماً فکر میکنی یه احمقم
اینجوری نمیتونم کار کنم - چرا، میتونی -
غذا و یه زن هرزه
تمام چیزیه که برای کشیدن یه نقاشی دیواری لازم داری
!هی! گورتو گم کن
!و دیگه به خونه برنگرد
دیگه نیا خونه در بارهی اون هنر مردم
انقلاب کوفتیت برام سخنرانی کنی
،تو فقط به خودت اهمیت میدی !کثافت آشغال
ناهار زیاد دارم
... هر چند
شاید بتونم بخورمت
قبلاً هم بدن زنهارو خوردم
آره
با نون ذرت مکزیکی
... مزهاش شبیه
گوشت تازهی خوک میمونه
!مراقب باش، دیه گو !لوپه داره بر میگرده
!ولگردای آشغال
!گمشید، جوجه آنارشیستها
!بزن بریم، فریدا
فقط آدم صادقی باش، توپولو
توپولو
به نظرت من چاقم؟
فریدا، ما اندازه ترین و قشنگترین
لباس عروسی رو امروز پیدا کردیم
محشره
بستگی به شانست داره
مامان؟ - بله؟ -
اینا پخته شده؟
ممکنه بذار ببینم
آره، خوبه یک یا دو روز دیگه لازم داره
شاید تو هم یه روز عروس بشی
فقط باید امیدوار بود
ناهار حاضر شده
برو اون آرتسیتو صدا کن
عاشق این یکی شدم خیلی قشنگه
منم از این خوشم میاد
سرشون گرمِ مراسم عروسیه
کریستینا خیلی ذوق لباسشو میکنه
خوبه
هر کسی موقع عروسی کردن هیجان زده میشه
تصور میکنم اگه تو اینطوری میخوایی
و، ... تو چی میخوایی؟
نمی دونم
فقط فکر نمیکنم ازدواج کار هر کسی باشه
خب، باید دلیل قاطعی براش داشته باشی
مثل هر چیزه دیگه ای
فکر میکنید برای یه ازدواج خوب چی از همه مهمتره؟
یه خاطرهی کوتاه
شما چرا ازدواج کردید، پاپا؟
یادم نمیاد؟
شاید برای اینکه تورو داشته باشم
همگی جمع بشید
صبر کن فریدا کجاست؟
آدریانا، برو به خواهرت بگو عجله کنه
همیشه دلم یه پسر میخواست
،ماتیلدا، همگی، رو به دوربین
... و
راه بیفت اتوبوس رو از دست میدیم
فریدا - ببخشید -
اینا چنده؟
!فریدا، عجله کن
!اتوبوس - با اتوبوس بعدی میریم -
!نه، نه، نه !بدو، بدو، بدو
مواظب باش. هی! هی
به هر حال، فکر نمیکنم آدم کاملاً غیر سیاسی باشه
همش همین
اما علتش اینکه این کتابو بعد از کتاب مارکس خوندی
تو... تو همیشه همه چی رو به ترتیب اشتباه میخونی
مزخرفه
به ترتیب خوندن چه اهمیتی داره؟
،به این خاطر که اگه اول مارکس رو خونده باشی
اون وقت البته که هگل آدم سیاسی به نظر میاد
اما مقصود تاریخ از دیالکتیک حقیقته
... مارکس پیشگویی کرده
اینا طلا هستند؟ طلای وافعی؟
برای سقف تالار اوپرا
!حرکت کن، احمق
!ترمز کن
ستون فقرات شکسته شده
همینطور استخوان ترقوه و دو تا از دنده ها
لگن خاصره از سه جهت آسیب دیده
میلهی فلزی از سمت راست وارد بدن شده
و از واژن خارج شده
،ساق پای راست از 11 جا ترک برداشته
و پا کاملاً خرد شده
دوباره میتونه راه بره؟
بذار اول مطمئن شیم زنده میمونه
آلکس زنده است؟
فریدا - حالش خوبه؟ -
صدمه دیده ولی نه اینقدر وحشتناک
دیروز که به هوش نبودی اینجا بود
مامان چی؟
برای اونا ضایعهی خیلی سختی بوده، فریدا خونه هستند
چه مدته من اینجام؟
سه هفته
ما تقربیا همه روزهارو اینجا بودیم
آروم، لطفاً
دیگه چیزی برای خرج کردن نداریم
یه مقدار از وسایلمو میفروشم
برای عملی که احتمالاً بی اثره
نه. نه. گوش کن
شاید این دفعه مؤثر باشه
اونوقت چطوری امرار معاش میکنی؟
من... دوباره نقاشی میکشم
قبول کن، گیلرمو
اون دیگه قادر به راه رفتن نیست
برو تو، آلکس منتظر توئه
سلام، بیریخته
قشنگن
چه احساسی داری؟
احساس کسی که با اتوبوس تصادف کرده
بیخیال احمق جون بیا، بیا. بیا کنارم بشین
ببین
در حال حاضر، این تنها زاویهی خوب منه
نه، نیست
من اینجوری تورو دوست دارم
تو راحت میتونی با این قضیه کنار بیایی
... اسپنگلر چون شما عاشقشی
شوپنهاور چون برای شما خوبه
اوه، آلکس
تو میدونی که من میپرستمت
دلم خیلی برات تنگ شده بود
به دکتر گفتم اون میله باعث شد که باکرهگیمو از دست بدم
مطمئنم که حرفتو باور میکنه
... می دونی
،وقتی از این وضعیت خلاص بشم
،می خوام یه چیزهایی بهت نشون بدم
که هنوز از قبل به خاطرم مونده
باشه
چیه؟
عَموم و زنش دارن ... به اروپا سفر میکنند و
ازم دعوت کردند که باهاشون همراه بشم
اما اینکه خیلی خوبه
کی میری؟
به زودی
هفته بعد
تا کی میمونی؟
،اونا برای دو ماه میمونند
و... بعدش من شاید تو سوربن اقامت کنم
من اونجا میمونم
بهت گفتم دوباره میتونم راه برم؟
آره
باور میکنی؟
البته که باور میکنم
بهتره که باور کنی
چون دلت تنگ میشه
ن-نه
فریدا
ازت میخوام قبل از اینکه این پروانه رو تموم کنم از اینجا بری
حالت چطوره؟
حالم چطوره؟
حتی نمیتونم به خاطر بیارم قبل از این درد چه حسی داشتم
وحشتناک نیست؟
دکتر فاریل دوشنبه داره میاد
،با خودش یه متخصص ستون فقرات میاره
دکتر سروانتس
احساس میکنم یه دختر ثروتمندیم که هر هفته یه خواستگار جدید داره
اما همهی خواستگارهام دکتر از آب درمیان
ولی من یه دختر ثروتمند نیستم، بابا
چرا دیگه از نقشه هایی که برای آینده تو سر دارم چیزی ازم نمیپرسی؟
همیشه میگفتی
"برنامتو بهم بگو، فریدا"
چه فکرایی داری... فریدا؟
فعلاً که یه سربارم
اما امیدوارم یه روزی یه افلیج متکی به خود باشم
بعد از اون، دیگه نمیدونم
... تو یه سربار نیستی
عزیز من
دیدی؟ اینجارو
یه چیزی برات گرفتیم
ماتیلدا، بیا
متوجه شدیم که دیگه جای خالی رو گچت نمونده
اوه - ... پس -
حالا مثل یه ستارهی فیلمهای خارجی شدی
بذار ببینم
پولش خیلی شده
... مامان، پاپا
No comments yet. Be the first to leave one.