DuckTales

DuckTales

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

DuckTales 2017 S02E03 WEB x264-TBS
DuckTales 2017 S02E03 720p WEB x264-TBS
DuckTales 2017 S02E03 1080p WEB x264-TBS
DuckTales 2017 S02E03 720p WEBRip x265-PSA
DuckTales 2017 S02E03 1080p WEBRip x265-PSA
DuckTales 2017 S02E03 WEBRip x265-PSA
A Commentary by Stef@n
🔴 30nama | تـرجمه از تـورج پاکاری 🔴

Tags

web
x264
webrip
720p
720
BRip
x265
1080
Published on: 2020-04-19
Downloads: 27
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 182 lines.

‫کجا میری؟

‫تو سایه منی، میشنوی؟

‫لعنت بهت!

‫هی فیشر، اینو ببین

‫ها. این چهارمین چیز عجیبیه ‫که امروز گرفتیم

‫دست‌های ماهی‌ایت رو بهم نزن، ‫مَرد ماهی‌گیر کثیف!

‫واه، واه، واه! ‫"شخص ماهی‌گیر"

‫یعنی، اسمت مَن هستش، مَن

‫آره خب، اون نمیدونه ‫من واقعا ماهی‌گیرم، فیشر

‫این یارو رو تا حالا ندیدم

‫کافیه! ‫نمیدونین من کی‌ام؟

‫نه. کی هستی؟

‫نمیدونم!

سی نما تقدیم میکند

« Stef@n | تــرجمه از تـورج پاکاری » telegram: Tooraj_pk

‫بعد از گذشت چهار ماه ‫از گم شدن مدیر عامل شرکت گلامگلد،

‫این شرکت بالاخره ‫تحت مدیریت جدید و غیر دیوونه هست

‫زنه با اشتیاقه. ‫هیجان‌انگیزه

‫هیچوقت تهدید نکرده ‫از کسی انتقام میگیره

‫اون زن آولسن هست

‫آم سلام به همگی. ‫خوشحالم...

‫شاگرد ممتاز دانشکده تجارت ماوستون

‫آولسن خیریه جهانی ‫"تغییر برای جوجه‌ها" رو بنا کرد

‫اون جانشین قدرتمندی...

‫به جای رهبر ناموفق قبلی این شرکت ‫فلینتهارت گلامگلد هستش

‫ما بخش‌های غیر ضروری رو بستیم

‫مثل توطئه وحشیانه، ‫انتفام بی‌فکرانه

‫شرکت کلی پول خرج کوسه‌ها میکرد

‫آولسن حتی داره یه خیریه دیگه

‫همراه با رئیس شرکت رقیب، ‫تشکیلات مک‌داک تشکیل میده

‫وقتشه این شرکت ‫مردم رو به سود ترجیح بده

‫اینجا در صنایع جدید گلامگلد

‫جامعه ما بزرگترین گنجینه‌ست

‫آه، ماهی‌گیری

‫تقلای نجیبانه بین انسان و طبیعت...

‫اینکه تو منو آروم...

‫7 ساعت دور بدی ‫تا چرت بزنم

‫پردن و پرت کردن چوب سر تیز! ‫ها!

‫اَخ، حال بهم زن! ‫نمیشه فقط از اینا استفاده کنی؟

‫حتما. ولی هیچ قلاب ‫ماهی‌گیری قدیمی‌ای بدون...

‫طعمه! ‫اینجا طمعه بخرید!

‫آه! گلامگلد!

‫سلام بچه‌ها، ‫طعمه فروشی دارم

‫7 تا شاخک بخرین، هشتمی مفتی میبرین. ‫کلی دیگه هم هست که ذخیره کنین

‫آه، گلامگلد

‫چرا لهجه‌ت عین آفریقای جنوبی شده؟

‫چرا حالت وایسادنت اینقدر خوبه؟ ‫روی صورتت چیه؟

‫فقط یه ریش پر پشت

‫بخاطر زندگی‌ای روی دریا بوجود اومده

‫چی تو سرته، گلامگلد؟

‫چی چی گفتی ‫گلامدر... چی؟

‫شما بچه‌ها به کارگر جدیدمون بی‌احترامی کردین؟

‫چون ناحیه طعمه فورشی ‫زد و خورد آزاده‌ها

‫فقط داشتم خودم رو معرفی میکردم

‫اسم من دوک کالباسیه. ‫مثل گوشت خاشع ساندویچ

‫بیشتر پر از کالباس بهت میخوره ‫

‫- یه لحظه ما رو ببخش، آقای کالباس ‫- "پر از کالباس"

‫یه اصطلاح خیلی قدیمیه. ‫میدونی، یعنی...

‫میفهمم، ولی وقت جوک‌های خنده‌دار نیست

‫گلامگلد چند ماهه گم شده، ‫بعد بوم!

‫به عنوان یه شخص کاملا متفاوت برگشته

‫معلومه که یه جور فراموشی گرفته. ‫باید کمکش کنیم

‫بیخیال. جعل فراموشی ‫راست کار کلاهبردارهاست

‫این معلومه یه جور طرحه که ‫ما رو به دام بندازه و دایی اسکروج رو نابود کنه

‫یه بار که آدم بده باشی، ‫همیشه آدم بده‌ای

‫هی

‫اوه، ای...

‫شاید این آدم بده ‫داره آدم خوبه میشه

‫مثل یه گرگینه معکوس!

‫واسه بار آخر میگم، ‫هیچ گرگینه معکوسی وجود نداره

‫دارم بهت میگم، اون گلامگلده

‫از کجا مطمئنی خودشه؟

‫لعنت بهت، طناب

‫خودشه

‫شرمنده داد زدم. ‫تا حالا اینطوری رفتار نکرده بودم

‫که ازش با خبر باشم

‫این یارو. بدون حافظه ‫تو خلیج پیداش کردیم

‫فقط عزمش...

‫و توانایی تحمل کرن درد عجیبش

‫انگار واسه زندگی...

‫سخت بروی دریای آزاد ساخته شده

‫تنها چیزی که باید بدونم اینه که ‫من از دریا اومدم،

‫و توسط دریا هم میمیرم

‫زندگیش مثل یه هایکوئه ‫

‫آره. آشغال مبهمی که ‫از نظر ساختاری اصلا معنی نمیده

‫معلومه دروغ میگه. ‫اون گلامگلده، و منم ثابتش میکنم

‫هی، ساندویچ کالباس، ‫میدونی کی رو باید ببینی؟ دایی ما

‫- اوه، جدی؟ ‫- آره. خیلی پول‌داره،

‫خیلی اسکاتلندی، ‫بدون ریش

‫ولی راحت، ‫بهترین میلیونر دنیا

‫اسکروج مک‌داک! ‫منو نزن

‫به نظر آدم خوبی میاد

‫دوک، مطمئنی...

‫اسم گلامگلد به نظر آشنا نمیاد؟

‫صبر کن. فکر میکنی ‫دوک فروتنِ قوی

‫افسانه اسکله‌ها،

‫اون مَرد خشکیده، ‫و حال بهم زنه؟

‫هی دوک، ‫حالا که میلیونری

‫یه دور نوشیدنی پِپ واسه همه میخری؟

‫- حتما. چرا که نه؟ ‫- دوک! دوک!

‫- دوک! دوک! ‫- دوک! دوک! دوک! دوک!

‫چیه؟ یه پِپ مفتی میخوام

‫دوک! دوک! دوک! ‫صبر کن. ها؟

‫دوک! دوک! دوک! دوک!

‫چرا باید یه ماهی فروش ساده ‫همچین گیره پولی داشته باشه؟

‫نمیدونم،

‫ولی ته‌توش رو در میاریم

‫اوه، به نظر میاد قایق ماهی‌گیری ‫شرکت مک‌داک برگشته

‫به خونه خوش اومدی

‫بهترین قایق ماهی‌گیری روی دریا

‫منظورت دومین قایق برتره

‫چون بدون شک ما ‫بهترین قایق روی دریاییم

‫آه، چه لطف داری

‫حتما، یه حلبی در حد ‫طبقه کارگری داریم، ولی...

‫ولی نداره. ‫شماها حرف ندارین

‫ما باید بهترین باشیم

‫دوم بودن هیچ ایرادی نداره

‫میدونی شنیدم اول بودن بدترینه...

‫و دوم بودن بهترینه

‫دلیلش رو نمیدونم، ‫ولی از اون قایق متنفرم

‫بیا، دوک

‫نِیمه که خودش خونده نمیشه! ‫

‫دارم میام

‫دیدی؟ ‫هیچ توطئه‌چینی‌ای دیده نمیشه

‫گلامگلد واقعا فراموش گرفته ‫و الان مشخصه که یه ماهی‌ فروش ساده‌ست

‫وقتی یه "پستچی فروتن" هم بود ‫همین حرف رو زدی

‫و "یه سرآشپز شیرینی بی نظیر"

‫صبر کن. خودش رو لو میده

‫هوم

‫سلام، رفقا! ‫بیاین بپرین بیرون آب

‫و با من وقت بگذرونین!

‫دوک، چیکار میکنی؟

‫سلام، رفقا!

‫و خانوم‌ها!

‫حالا دو برابر ماهی میگیرم!

‫ها. نمیدونم والا این ‫چی رو ثابت میکنه

‫جلسه اعضای قایق!

‫واه. ‫دوک، حالت خوبه؟

‫به نظر میاد زیاد نخوابیدی

‫وقتی یه توطئه‌ بی‌نقص کِشیدی ‫دیگه چه نیازی به خواب هست؟

‫بنگرید! ‫نقشه نبوغانه من

‫تا بیشتر از قایق مک‌داک ‫ماهی بگیریم

‫معنی جوک رو نمیفهمم

‫اینجا با یه پختن ساده میگو شروع میکنیم

‫یا اینطور به نظر میاد

‫میدونستم! ‫گلامگلد داره چیزی رو نشون میده

‫مشخصه داره با خاطرات سرکوب شده ‫تقلا میکنه. باید بهش کمک کنیم

‫دقیقا میخواد ما همین‌کارو بکنیم، ‫و بعد سورپرایز

‫تو یه آتشفشان پر از بمب کوسه‌ای ‫گیر افتادیم

‫گلامگلد ممکنه این‌کارو بکنه، ‫ولی دوک‌مون نه

‫و اینطوری بمب‌ها رو میچسبونیم ‫به کوسه‌ها. حالا...

‫بعد از اینکه از دانشگاه دولتی منطقه ‫مدرک مهندسی‌مون رو گرفتیم

‫ماهی‌های رباتیک قدم 17ای که از قبل ‫شستشوی مغزی داده شده رو برنامه‌ریزی میکنیم

‫تا قایق مک‌داک رو محاصره کنن ‫و بهشون حمله کنن

‫درحالی که عزت نفس‌شون از هم پاشید، ‫ما دنبال چیزی میگردیم که به نظرم...

‫یه سرپوش گنده ‫روی سطح خلیجه

‫خلیج رو خشک میکنیم، ‫بعد کل ماهی‌ها رو واسه خودمون جمع میکنیم!

‫هی دوک، طراحی‌های ورقه‌ای قشنگی‌ان

‫ولی اگه زیادی ماهی بگیریم، ‫ماهی‌ای واسه بقیه نمیمونه

‫چون همه ماهی‌ها مال ما میشه

‫ولی همونطور که همیشه میگی، ‫"سهیم شدن یعنی اهمیت دادن"

‫به نظر حرف خودم میاد. ‫یا معلوم نیست؟

‫بعلاوه، داره طوفان میاد

‫درکل نباید کسی ماهی بگیره

‫واسه همین ماهی ‫اصلا انتظارش رو نداره!

‫فقط شوخی کردم؟

‫آه، این دوک ‫چقدر شوخه

‫دوک جوک‌ها بیشتر بهش میاد، ها؟

‫قضیه تموم نشده، قایق

‫گفت که داشت شوخی میکرد

‫یادش نمیاد گلامگلد باشه

‫هر کلاهبرداری وقتی مچش رو بگیرن ‫همینو میگه. من همیشه اینو میگم!

‫چی تو سرته، گلامگلد؟

‫- فقط یه راه واسه فهمیدنش هست! ‫- اوه، جان جدت نگو

‫پیش به سوی تحقیق!

‫خیلی‌خب، این تمام اطلاعاتیه ‫که داریم

‫اگه یه راه تصویری ‫واسه سازماندهی اینا بود خوب میشد

‫حدس میزنم، یه تخته درست کردی؟

‫یه تخته درست کردم! ‫دوک،

‫گلامگلد، گیره پول

‫- و کلی علامت سوال داریم ‫- همین؟

‫هیچ‌جا نتونستم اطلاعاتی ‫از دوک کالباسی بدست بیارم

More Farsi Persian subtitles for DuckTales

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left