True Blood

True Blood

Download Farsi Persian Subtitle

Season 4

Release info

TRUE BLOOD S4 - e 1-12
A Commentary by Kakhal
Rate me Please If You Enjoyed.

Tags

other
Published on: 2017-10-26
Downloads: 48
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

مي خواين يه "لومير" رو امتحان کنين؟ !عالي هستن

يه "لومير" ميل دارين؟

.حالت تهوع دارم

.مي گذره

.خيله خب .راحت باشيد

وايسا. تو يه جور رييس پري ها يا همچين چيزي هستي؟

.اوه، اصلاً ...نه، من

.من مادرخوانده ت هستم ...مي دوني، اين يه جور

من يه پري مادرخوانده دارم؟

.اوه همه ش هم عياشي و خوش گذروني نيست .بعضي هامون کارهايي هم داريم

خيله خب، اگه کار تو اينه که از من مراقبت کني .بذار فقط اين رو بگم که خيلي بي عرضه اي

مي دوني چند بار داشتن يه پري مادرخوانده به دردم مي خورد؟

خب، هنوز که زنده اي، نيستي؟

تو خودت هم همچين .دختر بي دردسري نيستي، مي دوني

يالا. بيا از مهموني .لذت ببر

سوکي"؟"

بري"؟"- آره-

پيشخدمته؟- آره-

چند وقته اينجايي؟

.ما تازه رسيديم. يا مسيح اينجا رو باورت ميشه؟

اوه، اين پري مادرخوانده ي ."منه. "لويد

.سلام

.همه رو ببين

متوجهي که اينجا تنها جايي تو دنياست که ما عجيب الخلقه محسوب نميشيم؟

خب، ما ميريم يه .نوشيدني بگيريم

هر وقت صحبت شما دوتا .تموم شد، با بقيه آشنا بشين

يه "لومير" مي خواين؟ .ميوه ي نور

.آره

!اوه خداي من

.بري"، يه لحظه صبر کن"

.ممم. واي

.اين عين گاز زدن به شادي محض مي مونه ."بايد حتماً امتحانش کني "سوکي

.آره، وايسا

حالا، مي بيني چه خوشگله؟

.تازه رسيده

بابابزرگ؟

ببخشيد؟

."بابابزرگ "ارل

.سوکي" هستم"

.تازه هفته ي پيش ديدمت

.تولدت بود

.بابابزرگ، اون بيست سال پيش بود

...اوه، خداي من. اين

...مامان بزرگت، اون

با آرامش فوت شد؟

.آروم بود. اون زندگي شادي داشت

مامان و بابا ولي تو سيلاب .بودن واسه همين نمي دونم

.سعي مي کنم درباره ش فکر نکنم

.حالا فقط من و "جيسون" هستيم

...بيست سال! نمي تونم بفهمم چطور

قسم مي خورم، فقط چند ساعته .که اينجا هستم

تمام اين مدت اينجا بودي؟

...من

.لابد گذشت زمان رو نفهميدم

...قضيه اينه که، همه چيز خيلي

.زيبا به نظر مياد

يه "لومير" ميل دارين؟

بابا بزرگ، مي توني صدام رو بشنوي؟

آره. آره، صدات رو مي شنوم

.اين يه تله ست .ما بايد بريم

تله؟

تله اون دنياييه .که پشت سر گذاشتينش

.اوه، لازم نيست تعظيم کنيد .اينجا همه با هم دوستيم

متاسفم. آخه اصلاً نمي دونم .شما کي هستين

.مي توني من رو ملکه صدا کني .من همونم که دنبالت فرستادم

"فرصت کردي ميوه ي "لومير رو امتحان کني؟

.نه، وقت نکردم- .واقعاً خيلي خوشمزه ست-

گرسنه ام نيست- فقط بچش-

.نمي خوامش

.آينده ي نوع ما در خطره

يه خون آشام به قلمرو ما نفوذ کرد .چون خون يه پري رو نوشيده بود

.خون تو رو

در پادشاهي سابق، خون آشام ها .ما رو تقريباً تا مرز انقراض نوشيدن

.ما رو به اين مکان روندن

.خب، اون اتفاق ديگه نمي افته .من به خون آشام ها نزديک هم نميشم

.به اين قضيه شک نکن

.اوه، مي دونم

دارندگان موهبت هاي پريان .ديگه نبايد در سرزمين انسان ها باشن

ما دانه هاي خيلي زيادي بين انسان ها !کاشتيم. حالا وقت درو کردنه

درو؟

.دارين آدم درو مي کنين

.ميوه، لطفاً

!ازم دور شين

.بخورش

!بابابزرگ فرار کن

!نذارين دختره فرار کنه

!بگيرش

مي توني پا به پام بياي؟

!سعي مي کنم

!بيشتر سعي کن

!همراه ما بياين !مي تونيم کمکتون کنيم

!ولم کن

نترسيد. ما مي تونيم .ببريمتون خونه

!عقب نگهشون دارين !انسان ها با منن

!سريع تر !از اين طرف! سريع تر

!از اين طرف

.واي

!بايد بپرين

چي؟ نه. من حتي نمي دونم .تو کدوم خري هستي

خواهرم همون کسيه که .تو رو به اينجا آورد

چون سلطنت مي خواد دنياي انسان ها .رو براي هميشه از دنياي پري ها جدا کنه

و شماها نمي خواين؟

.اونجا يه زماني دنياي ما هم بود .اين حق ماست که اونجا سفر کنيم

ميوه ي نور رو خوردي؟

اون خورده .ولي من نه

.پس فقط تو مي توني بري

!زود باش

!انسان ها! به دروغ هاش گوش ندين !اگه بپرين مي ميرين

!داره دروازه رو مي بنده مي خواي بري خونه يا نه؟

!"سوک"، نه! "سوکي"

بابابزرگ؟

مشکل چيه؟

اين، اه... من .ميوه ي نور رو خوردم

.ولي بايد تا خونه مي رسوندمت

...مامان و بابات

مامان بزرگت، اينجان؟

.آره. بيا

.هرگز نمي خواستم شماها رو ترک کنم

ما هرگز فکر نکرديم .که ولمون کرده باشي

هيچ کدوم ما هرگز .عشقمون بهت متوقف نشد

.خوبه

بهت قول ميدم مامان بزرگت حتماً .تو بهشت حسابي سوال پيچم کنه

.من دارم مي ميرم عسلم

.بابابزرگ، نه

.مي تونم حس اش کنم

."اين رو بده به "جيسون

مرد بايد صاحب .يه ساعت خوب باشه

حالا من خوشحالم که جايي ام که بهش تعلق دارم

."دختر خوبي باش "سوکي .دوستت دارم

:ترجمه و زيرنويس از EraZer Head

حالا هموني که اون بالا .داري رو فعلاً استفاده کن

...يعني چي

عزيز دلم، خيال کردي داري کجا ميري؟

.اين خونه منه

!هي، نمي توني بري اون تو

.اوه خداي من

ام، ببخشيد؟

عزيزم، اگه نياي بيرون .زنگ مي زنم به پليس

بزن! زنگ بزن به پليس !چون خوشحال ميشم بهم توضيح بدن

!سلام

!پليس

جيسون"؟"

."سوک"، "سوکي"

!اوه خداي من. اوه خداي من

.ببين، باورم نميشه خودتي

جيسون"، چرا لباس" پليس ها رو پوشيدي؟

!يا عيسي مسيح، فکر کرديم تو مردي .همه جا رو دنبالت گشتيم

ما، خيال کرديم لابد .کار يه خون آشام بوده

بيل"، يا شايد" .اون قد بلند ديوونه هه

.صبر کن، صبر کن يه لحظه

امروز چندمه؟

.امروز، اه، بيست و يکم اکتبره

من دو هفته اينجا نبودم؟

..."اه، "سوک

.تو دوازده ماه و نيم اينجا نبودي

تو خونه من رو فروختي؟

.همه ي وسايلت هنوز اينجاست

حالا من بسته بندي شون کردم ...ولي فرصت نکردم که

.بله، ديدم

!خب لااقل دورشون ننداختم

ببين، "سوک"، تو يک سال ناپديد شده بودي

و فکر کردن به همه ي اون آدم هايي که مي بايست الان اينجا زندگي کنن ولي همگي

.مُردن، واسم زجر آور بود

.ديگه نمي تونستم تحملش کنم

کي خونه رو خريد؟

اه، يه شرکت معاملات املاک .با يه سري حروف اختصاري

.اِي آي کِي" فکر کنم"

ببين، اونا پول نقد داشتن و بيشتر ...از چيزي که مي خواستم دادن، منم فقط

.فقط مي خواستم قال قضيه کنده بشه

.باورم نميشه اميدت رو بهم از دست دادي

ديگه چه راهي داشتم؟

سوک"، تو آدمي نبودي که يکهو" .غيبش بزنه و به کسي هم نگه

تازه، همه ش هم با خون آشام ها ،رفت و آمد داشتي. ببين، ما آگهي زديم

،به ايستگاه هاي تلويزيون زنگ زديم

هر کاري که به ذهنم رسيد .انجام دادم

!ما حتي يه سايت اينترنتي ساختيم

ولي بعد از اينکه از ...رفتنت مدت زيادي گذشت

قسم مي خورم انگار فقط .ده دقيقه، فوقش 15 دقيقه گذشته بود

جايي که من رفتم .زمان يه جور ديگه مي گذره

.من باورت مي کنم

واقعاً، ولي "سوک"، اگه بخواي واسه مردم تعريف کني که يه سفر زمان

به سرزمين پري ها داشتي

.مي فرستنت ديوونه خونه

اون رو از کدوم گوري پيداي کردي؟

.بابابزرگ رو ديدم

.اونجا بود

.مي خواست تو داشته باشيش

اون قسم مي خورد که فقط .چند ساعت اونجا بوده

جيسون"، اون درست همون" .شکلي بود که به ياد مياريمش

زمان اونجا متوقف ميشه .و هيچ کس نمي دونه

اين طوري بود که من يه سال و بابابزرگ .20سال از عمرش رو از دست داد

ولي اون، اون کجاست؟

خب تو که همون جا ولش نکردي، مگه نه؟

.جيسون" اون رفته" .متاسفم

ولي مي خواست اين ساعت رو داشته باشي تا

هميشه بدوني که اون هيچ وقت .نمي خواست که ترکت کنه

ساعت چنده؟

.6:35

...که يعني

.خداي من

More Farsi Persian subtitles for True Blood

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left