The first 200 lines.
تا حالا چند بار پیش اومده به این فکر کنین
،که اگه میتونستین ابرقدرتی داشته باشین چی رو ترجیح میدادین
چون هیچکس هرگز جنبه منفی ابرقدرت داشتن رو درنظر نمیگیره
سردردهای دردناک و تار شدن دیدش رو
بوسههای مرگش
آسیبپذیریهای عجیبی که درونتون ایجاد میکنه
الان دیگه دنبال چی هستی پرسیوال؟
و رجی، جدا؟
میدونی که داره از ترفندای ذهنیش برای کنترل کردنت استفاده میکنه دیگه، نه؟
میدونم فکر میکنی من احمقم آرچی ولی جناب شهردار داره ما رو به جاهای خوبی میرسونه
مخصوصا بعد از این که راهآهن جدیدمو ساختم که قراره
درست از وسط این غذاخوری عجیب و غریب و قدیمی رد بشه
نمیتونی پاپس رو خراب کنی
چون اول باید از رو نعش من رد بشی
همون پهلوون پنبهای که انتظارشو داشتم
بگو ببینم انگشتر جدیدمو دیدی؟
پالادیوم خالصه
کاری نکن دوباره مجبور شم له و لوردت کنم آرچی
بعید میدونم جسم یا عزت نفس خرد شدهـت بتونه از یه مبارزه دیگه جون سالم به در ببره
آینده تو راهه
بهتره زیر دست و پاش گیر نکنی، نه؟
مامانبزرگ، میخوام از ارواح راهنمایی بگیرم
،با توجه به اتفاقات این چند وقت ذهنم یاد گذشتهها کرده
در واقع یاد عشق دوران مدرسهـم، هدر
عشق از دست رفته
توی شبکههای مجازی یواشکی پیگیرش هستم
،کتابداره و توی گریندیل زندگی میکنه که خیلیم از اینجا دور نیست
دست خودم نیست مدام دارم به این فکر میکنم که شاید قصهـمون هنوز به انتهاش نرسیده
،اگه نظرم منو میخوای چیزی که تموم شده دیگه تموم شده
هدر رفته، پس بذار همینطوری هم بمونه
گوی دانش، تو بگو به هدر زنگ بزنم یا نه؟
اکنون نمیتوان پیشبینی کرد
باشه
...حالا که اینطور شد
شاید یه ایمیل بفرستم
این خوبه دیگه، نه؟
بدون فشار و استرس
خبری از تابیتا تو آلبانی نشد؟
نه همش داره به در بسته میخوره
خیلی خوب پیش نمیره
ای بابا، نمیشه سر یه چیز کوچیک هم این یارو رو شکست بدیم؟
همینطور الکی الکی شهردارم شد
اومده سراغ دوستامون، خانوادمون
...انگار
همش تو لاک دفاعیایم
اگه قراره هی اصطلاحای ورزشی استفاده کنی
پس منم از اصطلاحات کامیک بوکم استفاده میکنم
نمیدونستم که اینقدر به کامیک بوکها علاقه داری
خب چی بگم
من آدم پیچیدهایم
خب، چی بگم، آرچی؟ من آدم پیچیدهایم
گفتم مامانم کامیکهای قدیمیم رو از تولیدو برام بفرسته
بعد از اون ماجراها و این که یادم اومد پدربزرگم فقط یه کتاب تو عمرش نوشته
گفتم خوبه دوباره برگردم سر وقت نویسندگی
مثلا کامیک، یا رمانهای تصویری
سوپرمن چطوری این کارو کرد؟ چطوری از پس کریپتونایت برومد؟
خب اگه داستان کریپتونایت درست خاطرم باشه
یه کامیک قدیمی هست که توش ابرقهرمانا برای مقاوم شدن نسبت به نقطه ضعفشون
خودشونو در معرضش قرار میدن
میدونی حالا که دقت میکنم میبینم که مایتی ماوس هم همچین کاری کرد
نقطه ضعف مایتی ماوس چی بود؟
پنیر لیمبرگ
خب چیزی که داریم درموردش حرف میزنیم خیلی علمی و پیچیده هم نیست
بعد ازاون انفجار دیگه هیچی منطقی و علمی نیست
شریل ممکنه هنوز کمی پالادیوم داشته باشه
،بهم بگین دکتر تشخیصتون چیه؟
بهنظر میرسه بدنتون مقدار زیادی سم تولید میکنه
و این فقط محدود به بزاق دهنتون نمیشه
توی اشکاتونم هست
،توی خونتون و عرق بدنتون
راستش هنوز نمیدونم چطور تا الان زندهاین
خب، باید چکار کنیم؟
یه برنامهی خاص و دقیق دیالیز برای سمزدایی بدنتون درنظر گرفتم
صبر کنین ببینم، دیالیز؟
ولی من حتی احساس ناخوشی هم نمیکنم
باید میزان سم بدنتون رو کاهش بدیم، خانم لاج
،و تا وقتی این کارو بکنیم فکر میکنم بهتر باشه
از هرگونه تماس فیزیکی با افراد دیگه خودداری کنین
به کمکت احتیاج دارم جاگ
چی شده؟ - ...میشه -
میشه ذهنمو بخونی؟
احساس میکنم این یه جور تلهـست
،منظورم ضمیر خودآگاهم نبود ضمیرناخودآگاهمو میگم
میخوام بری تو عمق خاطراتی که ممکنه سرکوبشون کرده باشم
اول این که، نمیدونم اصلا میتونم همچین کاری بکنم یا نه
میدونم
...میدونم. یه سری
ماجراهای تی.بی.کی موقع اون مه غلیظ برام یادآوری شد
و بعدم اون جریان کتابای کتابخونه پرسیوال
یه سری خاطرات پدرمو برام زنده کردن
و همه اینا الان حس یه زخم باز رو بهم میده
یه زخمی که دوباره سر باز کرده و دارم سعی میکنم بخیهـش کنم
و سرهمش کنم ولی یه سری قسمتاش این وسط گم شده
یه سری چیزا که ذهنم سرکوبشون کرده و تنهایی نمیتونم به یادشون بیارم
پس... ازت خواهش میکنم جاگ
باشه
باشه. میشینم درمورد خوندن عمیق ذهن تحقیق میکنم
خب از اونجایی که خودت از معادنم استخراجش کردی پس حق خودتم هست
ممنونم شریل
به محض این که بتونم پَسِت میدم
عجلهای نیست
اما آرچی حواست هست که میخوای با نیروهایی مبارزه میکنی
که فراتر از حد درکت و دنیای معمولین دیگه؟
نمیدونی که قدرتت دقیقا از کجا نشات میگیره
یا این که چرا پالادیوم فقط تو رو ضعیف میکنه
مطمئنی آسیبناپذیر شدن ارزش خطری که این سنگ تو رو در معرضش قرار میده رو داره؟
پرسیوال عملا چارهی دیگهای برام نذاشته، شریل
درسته، ولی برخلاف تو من توی مسائل ماورا الطبیعه یکم تجربه دارم
شاید بتونم برات راه و مسیر مناسبی پیدا کنم؟
راهی که به قیمت جونت تموم نشه
دانلود فیلموسریالهای روز دنیا، بدونسانسور و حذفیات، بهمراه زیرنویسچسبیده اختصاصی، تنها در رسانه اینترنتی نایت مووی
.:: ارائه ای از تیم ترجمه رسانه اینترنتی نایت مووی ::.
« ما را در تلگرام و اینستاگرام دنبال کنید »
«مترجمین: عاطفه بدوی و سپهرطهماسبی» ::. Atefeh Badavi & SepSensi .::
بله، جی؟
ببخشید که مزاحمتون میشم خانم لاج
اما آقای شیپلی ...یه پیام دیگه گذاشتن و گفتن
برام مهم نیست که چندتا از سرمایهگذارا تماس گرفتن
جلسهی سهامداران باید عقب بیفته
اینو به آقای شیپلی گفتم و ایشون گفتن که این جلسه توی کازینو برگزار میشه
چه شما باشین چه نباشین
باشه. خودشون خواستن
مامانبزرگ، کتاب راسپوتینـم رو ندیدی؟
آره، اون شب داشتم میخوندمش
باشه. میشه لطفا بهم برش گردونی؟
دارم تحقیق میکنم
و اون کتاب ممکنه یه سری اطلاعاتی داشته باشه
که بتونه به آرچی بیچاره کمک کنه
یا این که صرفا
میخوای با این کار حواس خودتو
از این حقیقت که هدر هنوز
جواب ایمیلتو نداده پرت کنی؟
جواب نداده دیگه، مگه نه؟
نه متاسفانه
طبق تجربیاتم
آدما معمولا
وقتی که براشون مهم باشه
خیلی سریع ایمیلو جواب میدن
طبق تجربیات جنابعالی مردم قبلا از طریق کبوترا هم ارتباط برقرار میکردن
حالا برو کتابمو بیار عجوزه
میرم پیش جاگهد
حالت خوبه؟
آره، خوبم
قبل این که بری میشه این قوطی رو برام باز کنی؟
حتما. ولی چرا به کمکم احتیاج داری؟
خدای من، آرچی مگه داشتی به دیوار آجری مشت میکوبیدی؟
اینطوری که تک تک استخواناتو خرد میکنی
مسئله همینه بتی
یه تمرین کاملا معمولی بود
حتی قبل از اینکه رویینتن بشم به راحتی میتونستم به اون کیسه مشت بکوبم و چیزیم هم نمیشد
این بار حس میکردم دارم به میخ مشت میکوبم
چون اون سنگ مسخره رو انداختی گردنت
این مسخرهبازیا رو تمومش کن
نمیتونم بتی
نمیخوام جلوی پرسیوال ضعیف باشم
ببخشید دیر کردم پسرا
باید برای همچین مهمونای ویژهای حسابی آماده میشدم
ورونیکا خودتی؟
آره، رجینالد
البته باورم نمیشه با این که از اینجا انداختمت بیرون بازم پاشدی اومدی
ظاهرمم بهخاطر این طوریه که یکم ترس از میکروب گرفتم
ولی از اونجایی که شما اصرار کردین حتما حضوری همو ببینیم، خب اومدم دیگه
خوبه چون ما سهامدارا و یادت نره
که من علاوه بر اون همبنیانگذار اینجا هم هستم
راجع به اتفاقاتی که داره توی بابیلونیوم رخ میده خیلی نگرانیم
خب نگرانیتون چیا هستن؟
خب اول از همه تصمیمت برای کنار گذاشتن من
از مدیریت کارای روزانهی کازینو برامون جای سوال داره
خب اگه نگرانی اصلیتون بابت این مسئلهـست - نه فقط این نیست -
یه مشکل دیگه اینه که هیچکدوم از افراد حاضر در این اتاق
فکر نمیکنن تا وقتی که کازینو سوددهی داشته باشه
بازگشت سرمایهای در کار باشه
و تحت هدایت جنابعالی بابیلونیوم به صورت مداوم
دچار مشکلات مالی بوده
تموم شد؟
آره
ولی باید بگم خیلی فوقالعاده شدی
باشه رجی مرسی
خب آقایون مشخصا همکار سابقم خوب پیازداغ ماجرا رو زیاد کرده
ولی باید بهتون یادآوری کنم که وقتی بابیلونیوم رو افتتاح کردیم
هممون میدونستیم که سال اول قراره کارمون خیلی مشکل باشه
با این وجود هر هفته داریم به نقطهی سوددهی نزدیکتر میشیم
در هر صورت ما یه مشتری برای کازینو پیدا کردیم
،اگه الان بفروشیمش پولمون برمیگرده
یه ذره هم سود میکنیم
فروختن کازینو تو این زمان یه اشتباه محضه
به طرز فجیعی کوتهبینانهـست
چند روزی بهم فرصت بدین تا شرکت رو ارزشگذاری کنم
تا متوجه بشین دارین از چی دست میکشین
خب من راجع به خوندن خاطرات یه تحقیق مفصل انجام دادم، مدیتیشن
هیپنوتیزمدرمانی، تجسم هدایتشده
همشون شبیه همن، درسته؟
فکر کنم میتونیم اصولشو با موهبتم ترکیب کنیم
منظورم قدرتمه
.خب، خیلی خوبه چکار باید بکنم؟
باید به خاطرات به دید
یه چیز قابل تجسم فکر کنی
...من
یه سری کامیک بوک رو پیشنهاد میدم
بعدش ذهنت این خاطرات شلخته رو به صورت یه مجموعه منظم درمیاره
No comments yet. Be the first to leave one.