The first 125 lines.
چقدر مطمئنی که پدرت اون داخله؟
،خب،جاسوس های ما توی پایتخت میگن که اون اینجاست
.و اونا تاحالا که درست گفتن
،راو،من یه جوخه از سربازان استورم رو جلوم دارم
.به علاوه چندین توپ
.بله،شبح-5
.داریم به جناح راست شما میریم
سابین،مشکوک به نظر نمیرسه که امپراطوری
پدرت رو خیلی از پایتخت دورکرده باشه؟
.پدرم چندین دوست داره
.اون فقط برای من مهم نیست
امپراطوری احتمالاً اونو زندانی کرده که
. کسی کاری که ما میخوایم انجام بدیم رو انجام نده
احتمالا درسته اما من هیچی از این خائنین قبیله ساکسون باقی نمیذارم
ما در موقعیتیم،شبح-5
.بله،راو.تمام
.خیلی خب،قبیله رن،هدف هاتون رو بررسی کنید
.با دستور من به سمت در اصلی میریم
چه مشکلی داری؟
.کاشکی بیشتر با جتپک تمرین میکردم
.تو یه جدای هستی
.مطمئنم که تو میتونی باهاش پرواز کنی
.اره،پرواز
.فهمیدم،چاپر
هدف دیده شد
.قربان،ما یه هدف تنها داریم که داره از شمال نزدیک میشه
اصلاح میکنم،چندین هدف ما چندین هدف داریم
!پیش برید
!من اینو دارم
.نمایش تمام
.این اونجوری که به نظر میرسه باحال نیست
!نمیتونم ببینیمش - .فقط به شلیک ادامه بده -
.همونطور که پیش بینی کردی،سابین رن داره حمله رو رهبری میکنه
،هرکاری میخوای با متحدینش انجام بده،فرمانده
.اما من اونو زنده میخوام
لرد ساکسون،من ... من نمیتونم حتی تضمین کنم !که بتونیم برج رو حفظ کنیم
. میدونم که قبیله رن چقدر میتونه سرکش باشه
. به همین دلیل من یه پشتیبانی برای تو ارسال کردم که کمکت کنن
....خب،این داره همینجوری بیشتر و بیشتر
.جالب میشه
"کلمه ای که دنبالشی "جالبه
.نه،فقط بیشتر
!سابین
تسلیم شو جدای وگرنه میمیره
!تسلیم شید...حالا
.همونجا نمونید !ازش محافظت کنید
.اون قبیله کریزه
!عقب نشینی .پایگاه رو رها کنید
.قبیله رن،به دنبال من
پدرت کجاست؟
.پایگاه خالیه
.هیچکس اینجا نیست
.این یه تله بود که تورو به اینجا بکشن
.مادرت متوجه این برنامه شد
.اما نتونست بهت خبر بده
.امپراطوری کل ارتباطات رو قطع کرده بود
.اون منو برای پوشش شما فرستاد
.من اونو توی مسیرش درک میکنم
تو کی هستی؟
کانان و ازرا،این بانو بو-کاتان از خانه کریزه
.خواهراون،ساتین،یه زمانی به ماندالورحکومت میکرد
.بو-کاتان توسط یه جدای قبل از پایان جنگ کلون نماینده شد
.اون هنوز هم به عنوان حاکم قانونی ماندالور دیده میشه
خب چی شد؟
،بعد از اینکه امپراطوری حاکم شد ،من اطاعت از امپراطور رو رد کردم
.و توسط قبیله ساکسون مورد خیانت قرار گرفتم
تعهد شما برای آزادی ماندالور افسانه ایه،بانوی من
.این متعلق به شماست
.من برای حکومت فرصت داشتم و شکست خوردم
.من خواهرم نیستم
.من رهبری نیستم که به دنبالشید
.ببین میتونی با مادرم تماس بگیری - .همین الان -
.میدونی،سیاره خانگی تو خیلی از مال من متفاوته
،یه روزی،این دشت ها پوشیده شده از چمن بود
.اما من هرگز ندیدمش
.این نابودی قبل از اینکه من به دنیا بیام اتفاق افتاد
و هرگز دوباره رشد نکرد؟
.هیچوقت فرصتشو نداشت
این چیزیه که جنگ مداوم با خونه من انجام داده
خب،شاید...شاید این فرصت توئه که کمک کنی .چیزای اینجا عوض بشن
مامان،خبری هست؟
.امپراطوری نقششو عوض کرده
اونا دارن پدرت رو برای ختم عمومی
.به پایتخت میبرن
.من هنوز چیزی نمیبینم
.فقط به مامانم یه فرصت بده
.ما امیدوار بودیم که تا الان اونو آزاد کرده باشید
دورنما چیه؟
امپراطوری داره پدرسابین رو
.به پایتخت ماندالوری ها از سانداری میارن
تنها شانس برای نجات دادن اینه که کمین کنیم
قبل از اینکه کاروان به اونجا برسه
وضعیت تصرف امپراطوری چطوره؟
.ماندالور کاملاً بسته شده
.جنگ داخلی تهاجمیه
.متاسفم
.متنفرم که بگم،اما به نظرمیرسه سیاره از دست رفته
پدر سابین مهمه
نه فقط برای اون،بلکه برای مردمش
.من همینجوری مان ماتما رو متقاعد کردم که بذاره کمک کنید
.اما زمانی که انجام شد،میخوام که برگردید
توی سرنگونی امپراطوری بدون من مشکل دارید؟
. تیم ما یه دارایی مهم برای شورشی هاست
یه دارایی؟ واقعاً ما اینیم؟
.میدونی که منظورم چیه
.خب،میدونی که چه حسی دارم
ما هنوز داریم درباره ماموریت حرف میزنیم؟
.بستگی داره
به چی؟
.خودت میدونی
. مراقب باش
. به زودی میبینمت
اره،اون مامانمه
.ترکوندن چیزا قطعاً توی خانواده شما ارثیه
.این یکی از خصوصیت رن هاست
.سابین،ما با سگ های تایبرساکسون امپراطوری درگیرشدیم
.کاروان زندانی مسیرش رو به سمت تنگه تغییر داد
.پس انحراف کارکرد
.اونجا
،من دارم یه مسافر رو شناسایی میکنم
،بدون زره در مرکز حمل و نقل
.یکی از اونا خیلی قوی محافظت میشه
،اگه ما به وسیله رهبر حمله کنیم
.وسیله پدرم عقب میکشه
،بعدش یکی میتونه مخفیانه بره و کنترل اونو خراب کنه
No comments yet. Be the first to leave one.