The first 158 lines.
SANDS Movie
جوجوتسو کایسن
یک بار دیگر
متاسفم...
ایتادوری-کون.
لعنتی.
اون سریعه!
من نمیتونم ترفند تکنیک اون رو بفهمم!
با اینکه من رو به شدت تحت فشار قرار داده، اون هم به احتمال زیاد دست خودش رو فاش نمیکنه.
من هیچ شانسی برای استفاده از همگرایی ندارم!
هیچکدوم از دستکاری خون خارجی من، اینجا قابل استفاده نیست!
تو مقاومی.
جداً، تو چی هستی؟
یه برادر بزرگ تر.
به نه خواهر و برادر دیگه.
مقیاس قرمز جریان - بسته!
مقیاس قرمز جریان - بسته
این جواب نیست.
من در مورد سخت بودنت و اون تکنیک میپرسیدم...
اون شروع به مطابقت با من کرده.
فهمیدم.
مقیاس قرمز جریان، ها؟
اون این قدرت رو روی عضلات خارجی چشمش متمرکز میکنه تا دید جنبشی خودش رو بهبود ببخشه.
چقدر بد.
من با فرض یک شمارنده، حرکات رو تنظیم میکنم.
تو مقاومی، پس من جلوتر رفتم و ازش استفاده کردم.
سلاح من.
تو قدرت دستکاری خون رو داری، پس جریان خون ثابت باید نقطه قوتت باشه.
بیا بفهمیم که چقدر در مقابلم خوب عمل میکنی، در حالی که حواست به خون ریزیه.
خوب آماده شدی.
اون رو مخفی نگه دار.
راستش فکر میکنم ننگه.
جادوگری که با سلاح راه میره؟
اگه بدون اون نتونی برنده بشی، عجیب میشه.
تعداد شگفت انگیزی از مردم، این ایده رو به اشتراک میذارن.
برادرهای بزرگ تر من رقت انگیزن، و من اونا رو از خودم دور میکنم.
با این حال اونا فکر میکنن حق دارن از توجی-کون شکایت کنن.
ازشون متنفری، مگه نه؟ برادرهات؟
آره ازشون متنفرم.
برادرهای بزرگ تری که نسبت به برادر کوچیک تر شایستگی کمتری دارن، هیچ هدفی ندارن.
اونا سزاوار آویزون شدن هستن.
تو ممکنه به لطف اون برادرهای بزرگ تر همون چیزی باشی که الان هستی.
ها؟
الان یه حرف فوق العاده مزخرف گفتی؟
.حالم به هم خورد
راست باشه یا نه، برادرهای بزرگ تر به عنوان نمونه ای برای برادر کوچیک ترشون هستن.
اگه مسیر اشتباهی رو برم، اون وقت برادرهای کوچیک من میتونن از اون مسیر دوری کنن.
و اگه راه درست رو برم، اون وقت برادرهای کوچیکم میتونن دنبالم بیان.
اگه به خاطر اینکه برادرهای بزرگ ترت ضعیف بودن "قوی بودی" چیکار میکردی؟
ازم پرسیدی چرا انقدر سرسختم؟
بهت میگم.
من هیچ وقت نمونه ای نداشتم.
مجبور شدم اشتباهات زیادی مرتکب بشم.
با این حال همیشه مجبور بودم جلوی برادرهام راه برم.
به همین دلیله که من قوی ام!
چه کلکی توی آستینش داره؟
چطور بعد از این همه خون ریزی هنوز زندهست؟
نقاشی های مرگ ترکیبی از نفرین و انسانه.
اونا دارای توانایی منحصر به فرد برای تبدیل انرژی نفرین شده به خون هستن.
تا زمانی که انرژی نفرین شده اونا خشک نشه، نمیتونن با از دست دادن خون بمیرن.
پاهام سنگینه؟!
خونی که به پارچه نفوذ کرد سفتش کرد؟!
متوجه شدی، مگه نه؟
این ماته.
در موردش مطمئن نیستم.
تکنیک من حرکات تنظیم شده از قبل رو با سرعت ۲۴ فریم در ثانیه ردیابی میکنه.
من هنوزم میتونم بدون مشکل، تحت این مانع حرکت کنم.
بیا امتحانش کنیم.
چرا بهم شلیک نمیکنه؟
این اصل چوسو بود،
پس از ۱۵۰ سال دست و پنجه نرم کردن با تکنیک خودش ایجاد شد.
ابر خواری
متاسفم، ولی من نمیتونم درک کنم که چطور تو هیچ وقت نمیتونی برادرهات رو دوست داشته باشی.
...دردناک به نظر میرسه
نائویا-سان.
از بالا به من نگاه نکن!
این دیگه چیه؟
سم؟
دستکاری خون نباید قادر به...
نه! این تکنیک اون نیست!
!دلیل خون زیادش، اینه که اون انسان نیست
یه تجسم؟!
خون غیرانسانی اون وارد بدنم شد و رد شد!
درمانت کنم؟
تکنیک نفرین معکوس من، میتونه افراد رو هم درمان کنه.
در عوض...
میشه لطفاً مرگ ایتادوری-کون رو به مقامات ارشد گزارش بدی؟
جین!
چی شده، بابا؟
اگه میخوای در موردش صحبت کنی، من به خونه میرم.
جین!
تو آزادی که هر طور بخوای زندگی کنی.
ولی باید از اون زن دوری کنی!
!میمیریا
لطفاً از گفتن همچین چیزهای بدی جلوی یوجی دست بردار.
تعجب میکنی که یه نوزاد، چقدر میتونه به یاد بیاره.
میدونم که یه بچه میخواستی، و میدونم که تو هیچ وقت نتونستی این کار رو با کائوری انجام بدی.
ولی کائوری مُرد...
پدر، در مورد چی صحبت میکنی؟
ها؟ من...
خدا رو شکر!
ها؟
.فکر میکنم حوالی سپتامبر بود
گوجو-سنسی برای دیدنم، دست از کار کشید.
اون ازم خواست که مراقبت باشم.
پس چاره ای جز تظاهر کردن نداشتم.
تظاهر؟
یه ذره حس بدی دارم...
پس اگه برام اتفاقی بیفته...
ازت میخوام که مراقب سال اولی و دومی ها باشی، یوتا.
هاکاری؟ خب، اون خوب میشه.
اگه اتفاقی بیفته؟
مشکل با زنان؟
تو یاد گرفتی شوخی کنی، مگه نه، یوتا؟
نه، من نمیتونم تصور کنم که برات اتفاقی بیفته، گوجو-سنسی.
مراقب یوجی ایتادوری باش.
اون مثل تو به اعدام مخفیانه محکوم شده.
اگه مراقبش باشی کمک بزرگی میشه.
اوه، میگل چطوره؟
.اون گفت که نمیخواد تو رو ببینه
اوه.
به این نتیجه رسیدم که تظاهر کردن بهترین گزینهست...
برای جلوگیری از اعزام شخص دیگه ای برای اعدام و قطع اطلاعات در موردت.
خب، به هر حال، اونا احمق هم نیستن...
پس قبل از اینکه من رو به عنوان جلاد تایید کنن...
ستاد مجبورم کرد که پیمانی ببندم تا تو رو بکشم.
پس مجبور شدم یک ثانیه تو رو بکشم.
من واقعاً از این بابت متاسفم.
وایسا، پس من چطور زندهم؟
تکنیک نفرین معکوس.
من از تکنیک نفرین معکوسم در لحظه ای استفاده کردم که قلبت متوقف شد تا بلافاصله تو رو درمان کنه.
با توجه به چیزی که قبلاً در موردت شنیده بودم، فکر کردم که کار میکنه.
افراد کمی هستن که میدونن من قادر به تولید انرژی مثبتم.
درسته.
این دومین باریه که مرگ خودت رو جعل میکنی.
اونا احتمالاً به زودی متوجه میشن، ولی وضعیت هنوزم آشفتهست.
اونا باید حکم اعدامت رو برای مدتی اجرا کنن.
چرا انقدر دور میری؟
چون افرادی که دوستشون دارم...
براشون عزیزم.
من یه بار قدرتی بیشتر از اون چیزی رو که بتونم تحمل کنم به دوش کشیدم.
اگرچه قدرتی که فکر میکردم بهم تحمیل شده بود، چیزی بود که سر خودم آوردم.
من مثل تو نیستم.
قدرتی که به دوش میگیری، قدرت خودت نیست.
تو مقصر نیستی.
تو اشتباه میکنی.
.حتی نمیشه بهش "تقصیر" گفت
من کشتم...
ایتادوری!
فوشیگورو.
داری چیکار میکنی؟!
ما به جوجوتسوی بالا برمیگردیم!
حصار اطراف جوجوتسوی بالا ضعیف شده.
به نفعته تا زمانی که هیچکس مستقیماً صورتت رو نبینه، برگردی.
ما با افراد کلاس بالا ملاقات میکنیم، بعدش...
بس کن!
.طوری رفتار نکن اتفاقی که افتاده یه چیز عادیه
No comments yet. Be the first to leave one.