Reply 1997

Reply 1997 (응답하라 1997)

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

AnswerMe1997 E12 Forum KoreanDream in
A Commentary by m@hsa
ترجمه و زیرنویس:مهسا

Tags

other
Published on: 2013-02-27
Downloads: 31
Hearing Impaired: Yes

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

قسمت دوازدهم معني دست ها

ژانويه 1999 بوسان

برادرم هميشه ميگه گرفتن ِ دست همديگه ،باعث نزديکي قلب ها به هم ميشه

برنامه ي دوربين مخفي رو ديدي؟

معلومه که ديدم يو جين تو اين برنامه بازي ميکنه

.پيشاني بزرگي داره،ولي ميشه گفت خوشگله

.پسر ها ديوونه اش اند

به چشم من که نمياد .فکر ميکنم هي يوري بهتره

دا-دان،چه شکلي شدم؟ .از هي يوري بهتر

واقعا؟

.يو جين گفته ممکنه لباس عروسي "شو و بادا "رو بدوزه

ميتوني تصور کني اون ها با هم عروسي کنن؟

ديوونه شدي؟ .همچين اتفاقي نمي افته

منم همينو ميگم .اون ها هميشه الگو مون بودند

انتخاب کردي؟ !اين يکي

فقط يکي؟بيشتر بردار .فکر کن کادوي تولدِ زودتر از موعده

اون هاک چان نيست؟

از کي تا حالا اينقدر با دختر ها گرم ميگيره؟

فکر کنم درسته شنيدم دان جي ازش خوشش مياد

منم اينو شنيدم

همچين کارهايي نمي کنندH.O.T ولي طرفدار هاي .ما سوگند ِ وفاداري خورديم

.هيچ اتفاقي قرار نيست بيفته به هر حال،هاک چان فقط تو رو دوست داره

چطوره؟

کجا رفت؟

چي کار ميکنين؟

.هاک چان ميخواست ببينتم

چرا؟مشکلي داره؟

درسته ازش يه خواهشي دارم

دان جي فقط کمکم ميکنه چيز ِ مهمي نيست

واسه چي کمکت ميکنه؟

يه چيزي .بعدا بهت ميگم

خب،تنهاتون ميذارم که با هم صحبت کنيد

به هر حال،من مشکلي باهاش ندارم !باي

!اوه،ممنون

چيز مهمي نيست .نگرانش نباش

بعدا بهت زنگ ميزنم ميرم بچه ها رو ببينم،خداحافظ

ميدونم اينجا راحت نيست ولي لطفا واسه يه مدت تحملش کن

دفعه ي بعد که هم ديگه رو ببينيم هردومون سئول ايم

........شنيدم که رويا ها حقيقت پيدا ميکنه

.ولي هيچ وقت تو خواب هم نمي ديدم که برم سئول

و همه اش به لطف ِ توئه .هميشه يادم مي مونه

داري نمايش نامه اي چيزي اجرا ميکني؟

قبل از اين که بياي تو در بزن الان ديگه خيلي وقته بزرگ شدم

چه مزخرفاتي .پس بايد واسه ديدنت قرار ملاقات بگيرم

.الان سرم شلوغه،وقت ندارم باهات يکي به دو کنم

همه ي اين ها رو ميخواي با خودت ببري سئول؟

معلومه.اين ها همه ي زندگيم اند

اگه اينجا جاشون بذارم،نمي دونم چه بلايي سرشون ميارين

بايد يه بار شام مهمونشون کنم

هرچي نباشه به خاطر اون ميمون ها دانشگاه قبول شدي

چرا با افتخار بهش اعتراف نمي کني؟

.خيلي گستاخي

تو اون شهر خراب شده هم از پس خودت بر مياي

معلومه که بر ميام دختر شمام ديگه

.خيلي خوشحالم که مثل مثل شما بار اومدم

با اين که ميدوني چقدر پدرو مادرت ناراحت اند .بازم ميگي از اين که داري ميري خوشحالي

اينقدر خوشحالي؟

نه،خوشحال نيستم

پس چرا از يه ماه زودتر وسايلت رو جمع کردي که بري؟

نه،واسه اينه که وسايلم خيلي زياده بسته بنديش طول ميکشه

تصميم گرفتي ديگه هيچ وقت برنگردي؟

هيچ وقت همچين چيزي نگفتم

چرا اين حرفو زدي؟

اون ها گفتند بچه بزرگ کردن،آخرش نا اميد يه

ميگن بچه ها وقتي بزرگ ميشن،مثل مهمون اند و بالاخره يه روز ميرن

چطور ميتوني اينو بگي؟

.از الان به بعد به عنوان مهمون بهت نگاه ميکنم

علاقه و عشقم بهت رو از بين ميبرم

خيلي تنها ميشيم از اون که فکر ميکردم بدتره

.......به هر حال

منظورم وسايل بود

.:.:. (m@hsa)ترجمه و زيرنويس:مهسا:.:.

تولد شي وون

هي،اين آهنگ شرح ِ حال ِ توئه

.....نميتونم گريه کنم....نمي تونم گريه کنم بسيار خب.....ميذارم بري

عقل از سرت پريده؟

.يوجونگ وقتي بفهمه،شکُه ميشه

!خب،اون که نميتونه تا ابد با دوست پسرش تو بوسان بمونه و نان کپور بفروشه

تو اين اوضاع و احوال ِ اقتصادي،هيچکي رو نديدم که بخواد بره خارج درس بخونه

بهتر بود همونطور که برنامه داشتي،ميرفتي آمريکا

ولي هاوايي هم از هيچي بهتره .بهت حسوديم ميشه

.هرکاري دلت بخواد ميتوني بکني

يو جونگ هميشه ميگه بيا بهم بزنيم،ديگه تموم شد

.بالاخره،به آرزوش ميرسه

ميدونم که آخرش ميزنت

به يو جونگ بگو ،احمق

اون فکر ميکنه اينجا مي موني

سو جو داري؟

.هي،تخم مرغ توش نريز

.گفتم،تخم مرغ توش نريز

واو .بفرماييد

حسوديم ميشه.يون جائه چون چون با جون هي زندگي ميکنه هر روز از اين غذا ها ميخوره

از همديگه خسته نشديد؟ .يه دانشگاه ميرين و هم خونه اي هم شدين

اون ها خيلي با هم جُورن .اصلا دعواشون نمي شه

بايد از جون هي تشکر کني

همون شي وون واست خوبه که ....هر لحظه حالت رو بگيره

و هولت بده اين طرف و اون طرف که يکم ياد بگيري درست رفتار کني

.جون هي ِ بيچاره

سرت به کار ِ خودت باشه هشتاد و هشت هم شد نمره؟

امتحانت رو با المپيک 1988 مقايسه ميکني؟

ميدوني اون امتحان چقدر سخته؟

اگه يه سوال اشتباه جواب ميدادم در حد بازي ها ي آسيايي 1986 ميشدم

!!!تو درد ِ ما دانش آموزها رو نمي فهمي،ميفهمي

بالاخره گندش در مياد بهش زنگ بزن،احمق

.بمير

.شنيدم شي وون اين هفته ميره سئول

وسايلش هم جمع کرده

.هرچي بشه مطمئنم تنهايي واسش مشکلي پيش نمياد

خيلي سرش شلوغ ميشه

همه اش ميره توني رو بيينه و مقابل"ماچ آبدار"جبهه ميگيره

تونسته بره دانشگاهH.O.T اگه به خاطر باشمV.O.X منم بايد طرفدار

من اولين طرفدار ِ بوسانيه "کان مي يون "ام (V.O.X يکي از اعضاي

از يوجين و هايوري خوشگل تره

دانشگاه قبول نشدهH.O.T شي وون به لطف ِ

تو حتي نميتوني هجي کني بين شما دوتا خيلي تفاوت هست

.اون واقعا نويسنده ي خوبيه

..........اون چيزهايي که درباره ي باز کردن زيپ شلوار ِ توني نوشته

........و يه سري چيزهاي ديگه اون چرت و پرت ها رو خوندي؟

ديوونه اي؟ ديديش،نه؟

خلُ شدي؟

معلومه که خونديش

ديوونه اي؟

چرا اينطوري ميکني؟

تو امتحان دانشگام 88 گرفتم بياين با خوشحالي رامن بخوريم

کارت خوب بود فردا ميبينمت

برميگردي اداره؟

.نه،امروز يه قرار دارم

......خيالم راحت شد اونو خيلي بيشتر از اين مدال هاي طلا دوست داري

واقعا اينقدر درباره اش جدي ايي؟

يه نگاه بهش بنداز

فردا تولدشه و من نگرانم که ممکنه احساس ِ راحتي نکنه

چرا؟زياده رويه؟

آره،خيلي

فکر ميکنم واسه اين خيلي جوونه

ممکنه ناراحت بشه

واقعا؟ .ميخوام حتما کادو بهش،حلقه بدم

ممکنه احساس ِ فشار کنه

نميخوام همچين احساسي داشته باشه

يه حلقه ي ساده چطوره؟

مثل حلقه هايي که زوج هاي کالج ميپوشن؟

يه چيز ساده و ارزون؟

.اين ممکنه واسش بهتر باشه

.نه.داشتم مي رفتم

بايد خسته شده باشي نمي خوام

به هر حال،ميام در ِ خونه اتون !خداحافظ

.....تو يخچال هيچ نوشيدني ايي نداريم

اوه خدا جون،چرا از الان همه چي رو جمع کردي؟

.هنوز چند روز مونده

زودتر جمعش کردم

.ممکنه خيلي چيز ها تو سئول لازم داشته باشه

اين چيه؟ کچاپ؟

فکر کردي تو سئول کچاپ نمي فروشن؟

هزينه اش بالا ميره

اين خيلي زياده .راننده ي تاکسي ممکنه پول بيشتر بگيره

.نميدونم ميتونه آشپزي کنه يا نه

.هيچ وقت تو خونه دست به سياه و سفيد نزده

سه بسته برنج واسش گذاشتم .ميدونم که ماهي يکي تموم ميکنه

خيلي نگرانم ظاهرا بزرگ شده،ولي رفتارهاش هنوز بچگانه است

.بايد چند سال بيشتر پيش خودم نگهش دارم

آشپزيم خوبه،لباس ها رو هم ماشين لباسشويي ميشوره

و اونقدر ها راه دوري نميرم .ماهي يه بار ميام بهتون سر ميزنم،نگران نباشيد

نصفه شبي کجا ميري؟

ميرم يه جايي همين نزديکي ها

ميخواي کي رو ببيني؟ ميري خونه ي يو جونگ؟

......نه،اون طرف خيابون .ميرم يون جائه رو ببينم

.ميخواد منو ببينه

باشه،اگه اين طوره،ميتوني بري

زود برگرد خونه، که بتونم کار کردن با پلوپز و لباس شويي رو يادت بدم

دير نميکنم خداحافظ

.هي،مجبور نيستي اين کارو بکني

ميتونم فردا ظرف ها رو بشورم

زياد نيست

برادرت نمياد خونه؟

گفت امروز زود برميگرده الان هاست که پيداش بشه

سرسري انجامش بده بيا استار کرافت بازي کنيم

فردا تولد شي وون ميري؟

.نمي دونم

بايد بياي جشن ِ خداحافظيه

اين آخرين باريه که همديگه رو قبل از رفتن به سئول ميبينيم

واسش کادو گرفتي؟

چي گرفتي؟

يه چيز ِ ارزون

.ولي بهش نميدمش

.:.:. (m@hsa)ترجمه و زيرنويس:مهسا:.:.

!تائه وونگ

از کي منتظر مونده بودي؟

بهت که گفتم ميام ببينمت

همين طوري اومدم اينجا .بيا بريم تو،سرده

نه،بايد برگردم درسته

.صبر کن،يه چيزي واست گرفتم

نون ِ کپوره .با پدر و مادرت بخورش

.همه اش رو تنهايي نخوري

منم يه چيزي واست گرفتم

بيا.کادو

کادو؟

.تولدم به اين زودي ها نيست

چون تو هميشه بهم هديه ميدي

بازش کن،خيلي کار کردم تا تونستم اينو بخرم

.اولين بارمه که يه کادوي تجملي ميخرم

چون تو خيلي جايزه ميگيري

More Farsi Persian subtitles for Reply 1997

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left