The first 200 lines.
تيــــم ترجـــمه .:: قـقـنوس ::. .تــقــديم ميـــکـــند
هرگونه انتشار و پخش اين زيرنويس تنها با ذکر اسامي مترجمين مجاز است
براي مطرح کردن اين نقشه ممنونم
فکر ميکنم اين دفعه واقعا کمي پول پس انداز مي کنيم عزيز دلم
البته عزيزم
و فهميدم که پارتنرت ميتونه ماشينشو برونه
از اونجايي که شماها هميشه با هم هستيد شونه به شونه هميد
آره
اين.... اين برنامه عاليه
يک جورهايي کاش خودم بهش فکر ميکردم
خوب، امروز روي چه پرونده اي کار ميکني؟
امروز، پرونده استيسي تردول
ميدوني... ممکنه يک سرنخي از اين يارو گير بيارم
خانواده دارند بهم فشار ميارند که زود مدرک جور کنم
بنابراين، قول ميدم
مي دونم که ميدوني ...اما بايد بگم
لطفا مراقب باش
...فقط کاش ميتونستي شغلتو عوض کني
....مي دوني، پرونده قبليو از دست دادم
اون يارو عجيب و غريبه.... درست مثل يک روح ناپديد شد
واقعا فکر ميکني با تکنولوژي هاي به روز و قانوني
گرفتن اين عوضي ها آسون تره
...اما
آره عزيزم سعي ميکنم مراقب باشم
حداقل با شغل بازرس اصلي بودن ميتونم پولي که نياز داريمو به دست بيارم
تا براي آينده کايلا و آرون نگه داريم
فقط اين که هر روز تو اون بيروني باعث تشويش زيادم ميشه
خيلي دوستت دارم
همه خيلي دوستت داريم
و من هم همتونو خيلي دوست دارم
اين توي روح و وجودمه
....به هيچ چيز ديگه اي نميتونم فکر کنم
خوب، رسيديم
صبح بخير، آماده اي؟- آره، ديشب پيامتو دريافت کردم-
چي شده؟ سرنخي پيدا کردي؟- آره، حتما همين طوره-
الکس، آزمايشگاه بهم اطلاعاتي داد
حومه شهر خيابان 480 اسپرينگ بزن بريم
خيلي خوب، من هستم- بزن بريم-
راديو دو راديو دو
راديو، چک يک، چک دو- چک دو، چک دو دريافت شد-
دريافت شد خيلي خوب صداتو مي شنوم
اين يارو مسلحه بنابراين مسلح ميريم داخل
خيلي خوب، من جليقه مو پوشيدم- من هم بستم-
بزن بريم- بيا بريم انجامش بديم-
انجل، من زخمي شدم، خواهش ميکنم
افسر زخمي شده افسر زخمي شده
ما هرچه زودتر به کمک نياز داريم
آقاي استون
درست سروقت
ميتوني صدامو بشنوي يا منو ببيني؟
آره
چي شده؟
خوب، من دکتر هرناندزم
ما قبلا يک کت اسکن انجام داديم اشعه هاي ايکس
شما چندين بار بيدار شديد سعي کرديد بلند شيد
... و بقيه مواقع جيغ زديد
و بعد غش کرديد
اما اساسا با عصايي فلزي به سرتون ضربه وارد شده
در نهايت غش کرديد و يک فراموشي کوچيک
خبر خوب اينه که مهاجمينتون فقط يک ضربه به جمجمه وارد کردند
اما هنوز هم بايد آزمايشات بيشتري انجام بديم
تا مطمئن بشيم که از لحاظ فيزيکي آماده مرخص شدن هستيد
من شما رو به دکتر بريس ارجاع ميدم بهترين نئولوژيستمون
تا مطمئن بشيم که بهبودي آروم و يکنواختي داريد
ممنونم دکتر
همسرت دوست داره ببينتت
من ميرم به پرستار بگم بفرستتش داخل
اين يادداشت ها رو توي پروندت مينويسم و بعدا ميبينمت
خيلي خوب، خوب استراحت کن، آروم باش
ممنونم- خيلي خوب-
هي
سلام
خيلي ترسيدم چطوري؟
خوبم
...من فقط
الان يک ذره تعادل ندارم
خوب ميشم
تو چطوري عزيز دلم؟
خوبم، بيا
آره
انجل کجاست؟
حدود يک ساعت پيش رفت
منتظر دکترها بود تا بگن که حالت خوبه
و بعدش يک راست رفت خونه
خدا رو شکر که اون اونجا بود
اگر يک ذره ديرتر اعلام حضور کرده بود
آره
نمي تونم براي خونه رفتنم منتظر بمونم
به زودي ميري، عزيز دلم
منو ببخشيد
من کشيش بيمارستان پاستور اسنفنز هستم
تمايل به دعا داريد؟- ممنونم، اما نه ممنونم-
من مذهبي نيستم- مشکلي نيست-
اگر نظرتون عوض شد و به کلمات دلگرم کننده اي نياز داشتيد
دفترم پايين کريدوره
ممنونم
معذرت ميخوام، منو ببخشيد دکتر دستور ام آر آي داد
ميخوايم از اين طرف، پايين ببريمتون
آره، حتما
به زودي ميبينمت- ميام اينجا-
ممنونم
خوب، قطعا پرونده خيلي جالبي داريم آقاي استون
صداهايي ميشنوي، کابوس مي بيني و موقع راه رفتن، تعادل کمي داري
خبر خوب اينه که کت اسکن اشعه هاي ايکس و نتايج ام-آر-آي
آسيب فيزيکي نشون نميدند
با اين حال با توجه به مشکلات فعليتون
نمي تونم مرخصتون کنم که سرکار برگرديد
نميدونم چطور ميتوني نسبت به تمام اينها مطمئن باشي
تو بايد جوان ترين دکتري باشي که تا به حال ديدم
خوب، خوش شانس بودم
که زمان ورود به دانشگاه پزشکي، جوان بودم قربان
من استعدادهاي زيادي داشتم اما ريدن به اينجا
خيلي هم سخت بود من با تمام احترامم
از خيلي ها متشکرم بايد براي خانوادم کار کنم
آقاي استون، من کاملا وضع نامساعد شما رو درک ميکنم
اما به عنوان پزشک متخصصتون نميتونم با خاطري آسوده
اجازه بدم که با اين وضعيت سرکارتون برگرديد
اما به عنوان توافق قبلا با همسرتون صحبت کردم
و اون باهام توافق کرد که بخاطر زمان ناتواني
تا زمان بهبودي کاملتون از لحاظ مالي کمکتون کنه
در عين حال
خانم نوا اسپنسرو در طول معالجتون ميبينيد
من ميرم بيرون عصاتون
فکر کردم براي معالجه به اينجا اومدم
نه تماشاي يک جور نمايش کونگ فو
ما براي مبارزه اينجا نيستيم فقط براي معالجه اينجاييم
من نوا هستم. لطفا روي ملحفتون بشينيد و چشمهاتونو ببنديد
پس اين يک مديتيشن کونگ فوييه چرنديات يوگا
آقاي استون، ميفهمم ناراحتيد اما من براي کمک کردن اينجا هستم
لطفا بي ادبي نکنيد و بذاريد به کارمون برسيم
هرچه زودتر بتونم حالتونو بهتر کنم
زودتر ميتونم به حالت عادي برتون گردونم
خوب، اين هرچيزي جز عادي هست
هرچي
بيايد انجامش بديم
آقاي استون، من متوجهم بن-
لطفا با اين اسم صدام کن
يک هجا يا يک دهان باز کامل، حفظ ميشه
معذرت ميخوام بن
از نظر من، عدم تعادل به دليل ضربه وارد شده به مغرتونه
و براتون از نظر فيزيکي مشکل به وجود مياره
من اينجا هستم تا ذهن، بدن و روحتونو
از طريق تمرينات ذهني به تعادل برسونم
لطفا با من همراهي کنيد خوب گوش کنيد
به سوالاتم جواب بديد و هرکاري که ميگم بکنيد
باشه، يودا
ببخشيد، منظورم نوا بود
دکتر برايان بهت اطلاع دادند که براساس يادداشتهاي ايشون
کابوس هاي اضطراب داريد
صداهايي ميشنويد
و با راه رفتن براي مدت زماني طولاني مشکل داريد
اين حقيقت داره؟
فکر کنم
حقيقت داره؟- آره-
بخاطر همينه که اينجام، اينطور نيست؟
بن، با همسرت اين طوري حرف ميزني؟
اوه، خداي من
منظورم اينه که گاهي، خيلي خوب اگر باهاش موافق نباشم
چرا؟
پس دوست داري بري؟- اگر بتوني درستش کني، مي مونم-
درباره اون صداها بهم بگو
فکر مي کنم اونها با روياهاي عجيبي ...که دارم دست به دست دادند
اما مطمئن نيستم
عجيب به نظر ميرسه، درسته؟
....گفتنش هم برام سخته اما
انگار خارج از بدنم سفر ميکنم
و آدم هايي که نميشناسمو ملاقات ميکنم
واقعا؟- آره-
تا جايي که ميتونم ببينم يا به ياد بيارم
از کجا بدونم داري حقيقتو ميگي؟
معلومه نميخواستي اينجا باشي که با من شروع کني
وقتي تمرکز ميکنم، افکار آدم ها رو ميشنوم
مثلا وقتي که به اينجا اومدم
تو داشتي با خودت فکر مي کردي
خوب، اون خيلي جذابه اما مثل يک عوضي به نظر مياد
مي دونم، من اينجور مردها رو قبلا ديدم
من اينو نگفتم
خوب، بلند نگفتي اما صداي افکارتو شنيدم
من اهميتي نميدم چه احساسي نسبت به من داري .....اما
داري بهم دروغ ميگي، نوا؟
شايد شانسي حدس زدي
با توجه به اين که کارآگاه باهوشي با مهارت هاي هوشمندانه شهرنشيني هستي
اوهوم
کاملا مطمئنم که افکارتو شنيدم
ببين، من براي درمان به اينجا اومدم نه اين که مذاکره کنم
من ميخوام دوباره بتونم سرکارم برگردم
ميخوام دوباره به شکل عادي راه برم
باشه، پوزش منو بپذير بن
بيا ادامه بديم
مجذوب توانايي تازه کشف شدت شدم
من حتي مطمئن نيستم واقعي باشه
يا حتي از اين توانايي خوشم بياد
اما اگر من به طرز عادي راه برم چي؟
صبور باش
اين چيزيه که ميتوني در آغوش بکشي تا وقتي بتونيم روي راه رفتنت کار کنيم
من بهت قول ميدم که توي هماهنگ سازي فيزيکي هم بهت کمک کنم
نکات مثبتو نمي بيني؟
ميتوني از اين مهارت تازه کشف شده استفاده کني
متوجهم، خيلي خوب؟ بيا ادامه بديم
ميتوني به بهترين طرز ممکن کسيو که باهاش مکالمه کردي به ياد بياري؟
No comments yet. Be the first to leave one.